تحریف نام پسر امیرالمومنین(ع) خیانت برخی علمای اهل سنت

09:40 - 1398/02/26

با بررسی‌ منابع اهل سنت متوجه می‌شویم که احتمال تحریف در نام فرزند حضرت علی(علیه‌السلام) وجود دارد.

نام عمر بر فرزند امیرالمومنین

شبهه: بین حضرت علی(علیه‌السلام) و خلیفه دوم عمر، حُسن رابطه برقرار بوده و شاهدش هم‌نامی فرزند امام علی(علیه‌السلام) با خلیفه دوم است.

پاسخ شبهه: علاوه بر اینکه گفتیم نام این فرزند به انتخاب امیرالمومنین(علیه‌السلام) نبوده بلکه خلیفه دوم نامش را انتخاب کرده است؛ احتمال اینکه نام این فرزند، «عَمْرْو» باشد نه «عُمَر» بسیار است چون در برخی از منابع اهل سنت از این فرزند به «عَمْرْو» یاد شده است.

در مقاله قبلی بیان کردیم که بر مبنای برخی منابع اهل سنت، این، شخص خلیفه دوم بود که نام خود را بر روی فرزند امام علی(علیه‌السلام) گذاشت و این هم‌نامی هرگز دلالتی ندارد بر حب و ارادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) نسبت به خلیفه دوم.
اما در برخی منابع اهل سنت نام فرزند امیرالمومنین(علیه‌السلام) «عَمْرْو» ذکر شده است. در هیچ منبعی یافت نمی‌شود که برای حضرت علی(علیه‌السلام) دو فرزند به نام «عَمْرْو» و «عُمَر» ذکر کرده باشند؛ بلکه تنها یک فرزند است که در واقع یا نامش عَمرو بوده و یا عُمَر.

در لغت عرب که تا مدت‌ها پس از اسلام، در نوشتار حروف، علامت حرکت وجود نداشت، برای اینکه بین خواندن «عَمْرْ» و «عُمَر» اشتباه نشود، در نوشتار به آخر کلمه «عَمْرْ» یک «واو» اضافه نمودند. بر اساس منابع متقدم اهل سنت، احتمال اینکه نام فرزند امیرالمومنین(علیه‌السلام) «عَمْرْو» باشد، بسیار است؛ اما متاسفانه در چاپ‌های جدید برخی از همان منابع، می‌بینیم که «واو» را از انتهای کلمه «عَمْرْو» حذف کردند تا چنین وانمود شود که نام فرزند حضرت، عمر هم‌نام خلیفه دوم بوده تا از این طریق بتوانند به راحتی شبهه‌‌ی روابط حسنه بین خلیفه دوم و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را القا کنند و یکی از شواهد آن را گذاشتن نام عمر بر روی فرزند امیرالمومنین(علیه‌السلام) اعلام کنند و بگویند این نام‌گذاری نشانه حب و دوستی امیرالمومنین(علیه‌السلام) نسبت به خلیفه دوم است و گرنه کسی که نسبت به شخصی کینه و بُغض داشته باشد، از همه آثار و نمودهای او حتی از نامش نیز بیزار است و هرگز نام او را بر روی فرزندش نمی‌گذارد. پس انگیزه این تحریف در اهل سنت وجود داشته است.

بررسی منابع اهل سنت
متاسفانه آن منابع اهل سنت که از فرزند امیرالمومنین(علیه‌السلام) به «عمرو بن علی» یاد کرده‌اند، در طول قرون بعدی و چاپ‌های جدید، دست‌خوش تحریف قرار گرفته و واو «عَمْرْو» را حذف کردند تا «عُمَر» خوانده شود.
ابن ابی‌شیبه -استاد بخاری در کتاب المصنف- می‌نویسد: «حدثنا خالد بن مخلد قال: حدثنی موسى قال أخبرنی محمد بن عَمرو بن علی عن علی بن أبی طالب...»[1] محمد فرزند عمرو، نام نوه امیرالمومنین(علیه‌السلام) است که از وی چند روایت در منابع اهل سنت نقل شده است: «حدثنا أبو أسامة عن عبدالله بن محمد بن عمرو بن علی قال حدثنی أبی قال: قال علی...».[2] همین حدیث با همین سند در الطبقات الکبری ابن سعد و التاریخ الکبیر بخاری نیز ذکر شد ولی «واو» را حذف کرده‌اند.[3]

مصعب بن عبدالله زبیری(م236ق) می‌نویسد :«فاطمة بنت الحسين بن الحسن بن علی بن ابی‌طالب وأمها: أم حبيب بنت عمرو بن علی بن أبی طالب».[4] و در جای دیگر می‌نویسد: «فولد يحيى بن زيد بن علی: حسنة، وأمها: محبة بنت عمرو بن علی بن أبی‌طالب».[5]
خلیفة بن خیاط(م240ق) -که از شیوخ بخاری است- می‌نویسد: «ومحمد بن عمرو بن علی بن أبی طالب. أمه أم عبد الله، وأمها أسماء بنت عقيل».[6]
زبیر بن بکار(م256ق) از عمویش مصعب زبیری چنین نقل می‌کند :«كان عمرو آخر ولد علی بن أبی طالب عليه السلام».[7]
ابوعیسی ترمذی(م279ق) می‌نویسد :«حدثنا صالح بن عبد الله الترمذی، حدثنا الفرج بن فضالة أبو فضالة الشامی، عن يحيی بن سعيد، عن محمد بن عمرو بن علی، عن علی بن أبی‌طالب».[8]
یعقوبی(م292ق): «و كان له (الامام علی) من الولد الذكور أربعة عشر ذكرا: الحسن، و الحسين، و .... عمرو، أمه أم حبيب بنت ربيعة البكرية».[9]
محمد بن جریر طبری(م310ق) می‌نویسد: «ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَلِيٍّ، قَالَ: ثنا أَبُو عَبْدِ الصَّمَدِ....».[10]. همو در تاریخ طبری می‌نویسد: «كان النسل من ولد علي لخمسة الحسن والحسين ومحمد بن الحنفية والعباس بن الكلابية وعمرو بن التغلبية».[11] اما متاسفانه در برخی چاپ‌های دیگر، واو را حذف کرده‌اند.[12]

ابن أعثم كوفی(م314ق): «فخرج من بعده أخوه عمر بن علی ...» در این چاپ واو عمر حذف شده، اما محقق کتاب در چاپ دار الکتب العلمیة، در زیر نویس می‌گوید: «در همه نسخه‌های خطی کتاب الفتوح ابن اعثم، «عمرو» آمده»[13] و محقق در چاپ دار الاضواء نیز می‌گوید: «بالاصل عمرو» یعنی در نسخه خطی عمرو آمده است.[14] سخن محقق کتاب به روشنی آشکار می‌سازد که در چاپ‌های اخیر واو را حذف کرده‌اند.
قاضی نعمان مغربی اسماعیلی مذهب(م363ق): «الحكم بن سليمان، باسناده، عن عبد الله بن محمد، عن عمرو بن علی بن أبی طالب، قال:...»[15]
یوسف مزّی(م742ق): «ت: مُحَمَّد بن عَمْرو بْن علی بْن أَبی طالب القرشی الهاشمی».[16]

حافظ صلاح الدین علائی(م761ق): «محمد بن عمرو بن علی بن أبی طالب أخرج له الترمذی عن جده عنه عن النبی صلى الله عليه وسلم».[17]
ابن حجر عسقلانی(م852ق): «محمد بن عمرو بن علی بن أبی طالب عن علی...».[18]
ابو محمد بدرالدین عینی(م855ق) می‌نویسد: «عن سعيد بن عبد الله الجهنی، عن محمد بن عمرو بن علی بن أبی طالب عن أبيه عن علی بن أبی طالب - رَضی اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُمْ - أن رسول الله - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - قال: «يا علی ثلاثة لا تؤخرهما: الصلاة إذا أتت، والجنازة إذا حضرت، والأيم إذا وجدت كفؤا».[19]
صفی الدین خزرجی انصاری(م بعد923ق): «مُحَمَّد بن عَمْرو بن عَلیّ بن أبی طَالب الْهَاشِمِي عَن جده...»[20]

چرا امیرالمومنین نام فرزندش را «عمرو» نامید؟
شاید از آن‌رو که خواسته نام جدش را زنده نگه دارد چون جد امیرالمومنین(علیه‌السلام) نامش عمرو بن عبد مناف ملقب به هاشم بود.[21]

بنابراین بر اساس اسناد بسیاری که در منابع اهل سنت وجود دارد، اینکه نام فرزند حضرت علی(علیه‌السلام) «عَمرو» بوده باشد نه عُمَر، احتمالش بسیار است.

___________________________________
پی‌نوشت: 
[1]. الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، أبو بكر بن أبي شيبة عبدالله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسی، المحقق: كمال يوسف الحوت، ریاض، مكتبة الرشد، چاپ اول، 1409ق، ج7، ص273، ح 36023، متن کتاب؛ همان، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ج8، ص357، ش291، متن کتاب؛ همان، المحقق: كمال يوسف الحوت، ریاض، مكتبة الرشد، چاپ اول، 1409ق، ج7، ص273، ح 36023، متن کتاب.
[2]. همان، بیروت، ج8، ص612، ش137، متن کتاب.
[3]. الطبقات الكبرى، أبوعبدالله محمد بن سعد بن منيع البصری(م230ق)، المحقق: إحسان عباس، بیروت، دار صادر، چاپ اول، 1968م، متن کتاب؛ همان، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1410ق-1990م، متن کتاب؛ التاريخ الكبير، أبو عبد الله محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة البخاری(م256ق)، حيدر آباد - الدكن،  دائرة المعارف العثمانية، طبع تحت مراقبة: محمد عبد المعيد خان، ج1، ص177، متن کتاب.
[4]. نسب قريش، مصعب بن عبد الله بن مصعب بن ثابت بن عبد الله بن الزبير، أبو عبد الله الزبيری، المحقق: ليفی بروفنسال، أستاذ اللغة والحضارة بالسوربون، ومدير معهد الدروس الإسلامية بجامعة باريس – سابقا، قاهره، دار المعارف، چاپ سوم، ص51، متن کتاب.
[5]. همان، ص66، متن کتاب.
[6]. طبقات خليفة بن خياط، أبو عمرو خليفة بن خياط بن خليفة الشيباني العصفري البصری، المحقق: د سهيل زكار، بیروت، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، 1414ق-1993م، ص417، رقم 2048، متن کتاب.
[7]. شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، القاضی النعمان بن محمّد التميميّ المغربي(۳۶۳ق)، المحقق:السيد محمّد الحسيني الجلالی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج3، ص187، متن کتاب.
[8]. الجامع الكبير (سنن الترمذی)، أبو عيسى محمد بن عيسى بن سَوْرة بن الترمذی، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر (جـ 1، 2) ومحمد فؤاد عبد الباقي (جـ 3) وإبراهيم عطوة عوض المدرس في الأزهر الشريف (جـ 4، 5)، مصر، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابی الحلبی، چاپ دوم، 1395ق-1975م، ج4، ص494، ح2210، متن کتاب؛ همان، المحقق: بشار عواد معروف، بیروت، دار الغرب الإسلامی، 1998م، ج4، ص64، متن کتاب.
[9]. تاريخ اليعقوبی، احمد بن اسحاق یعقوبی، بیروت، دار الصادر، ج2، ص213، متن کتاب؛ همان، بیروت، دار الكتب العلمية، ج2، ص148؛ بیروت، موسسه الاعلمی، ج2، ص120.
[10]. جامع البيان عن تأويل آي القرآن(تفسير الطبری)، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد الآملی الطبری(م310ق)، تحقيق: الدكتور عبد الله بن عبد المحسن التركی، دار هجر للطباعة والنشر، چاپ اول، 1422ق-2001 م، ج19، ص184، متن کتاب؛ همان، المحقق: أحمد محمد شاكر، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1420ق-2000م، ج20، ص326، متن کتاب.
[11]. تاریخ الرسل و الملوک (تاريخ الطبری)، بیروت، دار الكتب العلمية، 1407ق، ج3، ص163؛ همان، بيروت، دار الصادر، ج3، ص940.
[12]. ر.ک: تاريخ الطبری، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق، ج5، ص155، متن کتاب.
[13]. الفتوح، ابن أعثم ابومحمد احمد بن‌ علی‌ الكوفی، بیروت، دار الكتب العلمية، 1406ق، ج5 ص128.
[14]. همان، محقق: علی شیری، بیروت، دار الاضواء، 1411ق، ج5، ص122، متن کتاب.
[15]. شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، القاضي النعمان بن محمّد التميميّ المغربي(۳۶۳ق)، المحقق: السيد محمّد الحسيني الجلالی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج3، ص469، متن کتاب.
[16]. تهذيب الكمال فی أسماء الرجال، أبو الحجاج يوسف بن عبد الرحمن بن يوسف الْمِزِّیّ، المحقق: د. بشار عواد معروف، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1400ق-1980م، ج26، ص218، رقم 5514، متن کتاب.
[17]. جامع التحصيل فی أحكام المراسيل، صلاح الدين أبو سعيد خليل بن كيكلدي بن عبد الله الدمشقی العلائی، المحقق: حمدی عبد المجيد السلفی، بیروت، عالم الكتب، چاپ دوم، 1407ق-1986م، ص267، رقم703، متن کتاب.
[18]. تهذيب التهذيب، أبوالفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی(م852ق)، هند، مطبعة دائرة المعارف النظامية، چاپ اول، 1326ق، ج9، ص377، رقم620، متن کتاب.
[19]. البناية شرح الهداية، أبومحمد محمود بن أحمد بن موسى الغيتابى الحنفى بدرالدين العينى، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1420ق-2000م، ج5، ص108، متن کتاب.
[20]. خلاصة تذهيب تهذيب الكمال فی أسماء الرجال، صفي الدين أحمد بن عبدالله بن أبی الخير الخزرجی الأنصاری اليمنی، المحقق: عبد الفتاح أبو غدة، حلب، مكتب المطبوعات الإسلامية، و بیروت، دار البشائر، چاپ پنجم، 1416ق، ص354، متن کتاب.
[21]. ابن کلبی گوید او را هاشم نامیدند از آن‌رو که نان را در خورش خورد می‌کرد. «وسمی هاشما لأنه هشم الثريد». جمهرة أنساب العرب، أبوالمنذر هشام بن محمد أبی النضر ابن السائب ابن بشر الكلبی(م204ق)، ص3، متن کتاب.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.