جریان غلات بعد از وفات پیامبر اکرم(ص)

08:00 - 1398/02/11

اولین فردی که بعد از وفات پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اقدام به غلو کرد، خلیفه دوم بود.

غلات

در مطلب قبلی به بررسی تاریخ غلو در قرآن پرداختیم و اشاره کردیم که ریشه‌های غلو در اسلام در زمان حیات خود پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آغاز شد و ایشان با آن برخورد کرده و از آن جلوگیری کردند، متأسفانه این جریان بعد از وفات آن حضرت بین مسلمانان رواج پیدا کرد، به گونه‌ای که بعد از وفات رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گروهی قائل به زنده بودن ایشان شدند که شیخ مفید از ایشان تعبیر به محمدیه‌ می‌کند.[1] و جرقه‌ی اولیه این اندیشه نیز با سخنان خلیفه دوم که گفت: «به خدا سوگند! که رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به قوم خود مراجعت می کند؛ همان گونه که موسی بازگشت و دست ها و پاهای مردانی را قطع کرد.»[2] شعله‌ورشد.

البته این گروه تنها افرادی نبودند که چنین اندیشه‌های غلو آمیزی داشتند، بلکه تاریخ گواهی می‌دهد که این زیاده‌روی‌ها بعدها نیز بین مسلمانان رواج پیدا کرد که به عنوان نمونه می‌توان از فرقه راوندیه نام برد. این گروه در سال ۱۴۱ قائل به الوهیت «ابوجعفر منصور دوانقی» شدند و در اطراف قصر وی مشغول به طواف شدند، به ایشان گفته شد که این قصر منصور است، در جواب گفتند: این قصر پروردگار ماست.[3] از این فرقه «ابومسلمیه» که قائل به امامت ابومسلم بود و «رزّامیه« که قائل به حلول خداوند در ابومسلم بودند و «ابوهریریه» و «هاشمیه» منشعب شدند.[4]

متأسفانه این اندیشه غلوآمیز در میان شیعیان نیز رواج پیدا کرد، به گونه‌ای که سر آغاز آن را می‌توان در دوران امیرالمومنین(علیه‌السلام) دانست که ایشان از این کار منع کرده و فرمودند: «از غلو (تندرَوى) درباره ما بپرهيزيد، ما را بنده و دست‏‌پرورده خداوند بدانيد و آن گاه هر چه خواستيد، در فضيلت ما بگوييد.»[5]

جریان غلو بعد از شهادت امام حسین(علیه‌السلام) بیشتر نمایان شد، به گونه‌ای که برخی از شیعیان که درک صحیحی از معارف دین نداشتند -برای این‌که کشته شدن حجت خداوند متعال را به گونه‌ای توجیه کنند- گفتند: «بهتر است که وضعیت حسین(علیه‌السلام) را با وضعیت عیسی مسیح(علیه‌السلام) در روز به دار آویختن تشبیه کنیم، همان گونه که یهودیان به جای مسیح شخص دیگری را به صلیب کشیدند، در کربلا نیز کوفیان حنظله بن اسعد شامی را به قتل رساندن.»[6] و این جریان به قدری رواج پیدا کرد که امام رضا(علیه‌السلام) این گروه را لعنت می‌کند[7] و امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در نامه خود به «اسحاق بن یعقوب» این موضوع را تکذیب کرده و آنان را کافر می‌شمارد.[8]

جریان غلو در میان شیعیان سبب شد که امام سجاد(علیه‌السلام) نیز به صورت عملی در مقابل این جریان بایستد و آن‌ها را خارج شده از اسلام معرفی کند و در مورد آنان بفرماید: «یهود عزیر را دوست داشتند و گفتند: او پسر خداست؛ اما نه عزیر از آن‌هاست و نه آن‌ها از عزیر، و همانا نصاری، عیسی(علیه‌السلام) را دوست داشتند تا جایی که درباره او گفتند: آن‌چه را که گفتند؛ امّا نه عیسی(علیه‌السلام) از آن‌هاست و نه آن‌ها از عیسی هستند و گروهی از شیعیان ما، ما را دوست دارند و در حق ما آنچه را که یهود نسبت به عزیر گفتند و آنچه را که نصاری نسبت به عیسی بن مریم گفتند، می‌گویند؛ اما نه آن گروه از ما هستند و نه ما از آن‌ها هستیم.»[9]

غالیان در زمان دیگر ائمه(علیه‌السلام) نیز حضور پر رنگی داشته‌اند به گونه‌ای که می‌توان آن دوران را اوج تفکر غلو برشمرد؛ برای اطلاع بیشتر در این زمینه می‌توانید به این مطلب مراجعه کنید.

_____________________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. مفید، محمد بن محمد، الفصول المختاره، دار المفيد، بیروت، لبنان، 1414ق، ص۳۱۴.
[2]. احمد بن یحیی ابن جابر ابن داود بلاذری، انساب الاشراف، مصر، دارالمعارف، ج1، ص565.
[3]. نوبختی، ابی‌محمد الحسن بن موسی، فرق الشیعه، قم، مکتبة الفقیه، ص‌۵۰.
[4]. همان، ص61.
[5]. ابن بابويه، محمد بن على‏، الخصال، جامعه مدرسين‏، ج‏2، ص614.
[6]. به این قسمت مراجعه کنید.
[7]. کمره‌ای، حاج میرزا خلیل، آراء ائمه الشیعه الامامیهً(ع) فی الغلاهً، [بی جا]، چاپخانه حیدری، بی تا، ص۴۴.
[8]. ابن بابويه، محمد بن على‏، كمال الدين و تمام النعمة، اسلاميه‏، تهران، 1395 ق‏، ج‏2، ص484.
[9]. خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، چ۴، بیروت، ۱۴۰۹ق، ج۱۵، ص۱۳۴.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.