کلاس هایی را که سیل نبرد!

13:03 - 1398/01/30

-معلم که باشی سیل هم جلودارت نیست به‌خصوص اگر بدانی شاگردانت در سیلاب گرفتارشده‌اند. معلمانی که از همان روزهای شروع حادثه، دست همت بر زانو گذاشتند و علاوه بر کمک‌های مادی ومعنوی، ثابت کردند که در شرایط بحرانی می توانند درس انسانیت بدهند.

#سیل_گلستان

معلم که باشی نه‌تنها سیل بلکه پریشانی و بغض شاگردان کوچکت را می‌بینی که وقت حادثه بعد از صدا کردن کلمه مامان و بابا نام معلمشان را فریاد می‌زنند تا به کمکشان بیایند. معلم‌های استان گلستان خیلی زود صدای شاگردانشان را شنیدند و از همان روزهای شروع سیل، دست همت بر زانو گذاشتند و کار کمک‌رسانی را آغاز کردند حتی سعی کردند در حد توانشان کوکان آسیب‌دیده را سرگرم کنند. با وجود اینکه در تعطیلات عید به سر می‌بردند بازهم از شاگردانشان غافل نشدند و در داخل کمپ‌ها به آن‌ها آموزش دادند و این آموزش‌ها همچنان ادامه دارد. آن‌ها از وسایل نقلیه خود در جابه‌جایی سیل‌زدگان استفاده کردند. با سه نفر از معلمان داوطلب و جهادی گفت‌وگو کردیم. این در حالی است که مدارس شهرها و روستاهای سیل‌زده تا ۲۴ فروردین تعطیل است اما معلم‌های مدارس از همه روزها پرکارتر هستند.
بیش از ۱۵ سال از شهر و دیار خود دور بوده  و در این مدت در شهرهای تهران و قم درس طلبگی و حقوق خوانده است. «امیر جلالیان» امسال اولین سالی است که در کسوت معلمی به شهرستان «گرمه» برگشته است و در مدارس راهنمایی، دینی و عربی درس می‌دهد. در اولین روزهایی که خبر سیلاب در شهر گنبد به گوشش رسید به‌عنوان نماینده جمعی از معلمان، داوطلب شد تا کمک‌های دیگر معلمان شهر را به دست به سیل‌زدگان برساند، می‌گوید:«از اولین روز فروردین کارمان شروع شد ابتدا در بین اهالی می‌رفتیم و به‌واسطه اعتمادی که اهالی به جامعه معلمان دارند توانستیم کمک‌های نقدی و غیر نقدی قابل‌توجهی را جمع‌آوری کنیم. کمک‌های مردم بر اساس دارایی‌هایشان نبود من به چشم خود خانواده‌های کشاورزی را دیدم که به‌زحمت برای خودشان فرش خریده بودند؛ اما وقتی شرایط خاص سیل‌زدگان را دیدند فرش زیر پایشان را لوله کردند هدیه دادند. دیدن این صحنه‌ها حسابی ما را تحت تأثیر قرار می‌داد. وقتی برای خرید برنج یا کالایی به مغازه‌ای مراجعه می‌کردیم و قرار بود ۱۰۰ کیلو برنج بخریم. مغازه‌دار هم به کمک اهالی، همکاران و اقوام خود مقدار دیگری بر برنج خریداری‌شده اضافه می‌کرد بدون اینکه ریالی بگیرد. حتی یکی از هم‌وطن‌های ما برای کمک به سیل‌زدگان از «ونکوور» آلمان مبلغ یک‌میلیون و نیم به‌حساب ما واریز کرد، شاید مبلغ زیادی نبود اما این هم سویی و یکپارچگی همه ما را دلگرم می‌کرد. در همان چند روز اول ۸ کاروان از کمک‌های غیر نقدی را به شهرستان‌های سیل‌زده «مانه و سملقان» و همچنین روستاهای آق‌قلا رساندیم.
یکی از همین معلم‌ها به نام خانم «سونا شیروانی» بیش از ۲۰ روز است که روزها را با سیل‌زدگان داخل کمپ‌ها می‌گذراند و از نزدیک شاهد فشارهای روحی و روانی خانواده‌هاست می‌گوید:« طی این چند روز دختربچه ۱۰ ساله‌ای را در چادرهاثی بحران  دیدم که زبانش بندآمده و شب‌ها را با دادوفریاد می‌گذراند و حسابی بی‌قرار بود او را به چادر خودم بردم از او خواستم که گریه کند و در روشنایی روز فریاد بزند. تلاشم بی‌ثمر نبود دخترک بعدازاینکه ساعت‌ها گریه کرد زبانش به حرف زدن باز شد او تصور می‌کرد که پدرش را در سیل ازدست‌داده است و جرئت نداشت که از زنده‌بودن پدرش سؤال کند. پدر برای کمک به سیل زدگان  رفته بود و چند روز متوالی دخترک را ندیده بود. با پدرش تماس گرفتیم و دختر وقتی صدای پدرش را شنید جان دوباره گرفت و لبخند می‌زد.»
«جلیل سن سبیلی» معلمی که از روز ۲۵ اسفندماه همراه با اکیپ معلمان جهادی و به‌صورت خودجوش به کمک آسیب دیدگان رفته است. او در مدارس فنی حرفه‌ای حسابداری تدریس می‌کند. در این چند روز از نزدیک درد و آلام مردم را شاهد بوده است می‌گوید: «ما تا مرز سیل و خشکی می‌رفتم و دوستانی که توسط قایق‌ها و تراکتورها سیل‌زدگان را به خشکی می‌رساندند را تحویل می‌گرفتیم و با ماشین‌های شخصی خودمان به منازل اقوام و کمپ‌های استقرار سیل‌زدگان می‌رساندیم خانواده‌هایی را دیدم که در ترس و اضطراب و سراپا خیس حتی نتوانسته بودند لباس‌هایشان را با خودشان بیاورند و داروندار و خانه‌شان را گذاشته و فرار کرده بودند.»/
فارس(خلاصه شده)

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.