فرق است بین راندن اسب بر بدن و شخم زدن زمین!

13:03 - 1398/02/04

تنها آن‌جا که اصل هدایت بشر در خطر باشد و احتمال نابودی کامل دین و نشانه‌های دین در میان باشد، خداوند متعال معجزه نشان می‌دهد.

کرامت امام حسین

شبهه: چرا اسب‌ها در روزعاشورا بر بدن امام حسین(علیه‌السلام) تاختند، ولی می‌گویند گاوها نتوانستند زمین کربلا را شخم بزندند؛ آیا خاک کربلا از بدن خود امام مهم‌تر بود؟

پاسخ: آن‌جا که اصل هدایت بشر در خطر باشد و احتمال نابودی کامل دین و نشانه‌های دین در میان باشد، خداوند متعال معجزه نشان داده و مانع این کار می‌شود، اما آن‌جا که این خطر وجود نداشته باشد، اجازه می‌دهد که روند طبیعی و عادی پیش رود، و لو به کشته شدن امام معصوم(علیه‌السلام) و یا تاختن اسب بر بدن ایشان ختم گردد.

شبهه: چرا اسب‌ها در روزعاشورا بر بدن امام حسین(علیه‌السلام) تاختند، ولی می‌گویند گاوها نتوانستند زمین کربلا را شخم بزندند؛ آیا خاک کربلا از بدن خود امام مهم‌تر بود، این‌ها دروغ‌ها و خرافات شیعه است که به خورد مردم می‌دهد.

قبل از پاسخ به این سوال باید گفت: اگر بحثی در تواریخ معتبر نقل شده است، با این اشکالات نمی‌توان اصل ماجرا را انکار کرد، نقد تاریخ، خودش اصول و قواعدی دارد، نمی‌توان به صرف این‌که چیزی با تحلیل ما جور در نمی‌آید، آن‌را انکار کرد.

بر این اساس، در پاسخ باید گفت: خداوند متعال انسان را آفرید و به او اختیار داد تا خودش مسیر درست یا نادرست را انتخاب کند و بر همان اساس نیز در سرای باقی جزا داده شود. قرآن در این باره می‌فرماید: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً [انسان/3] ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا كفران كند». فلسفه آمدن پیامبران الهی نیز همین است، خداوند متعال می‌خواهد انسان با اختیار خود تصمیم گرفته و راه درست و راه پیامبران را انتخاب کند.
پیامبران الهی نیز معجزات خود را به مردم نشان داده و تلاش می‌کردند مردم را از مسیر نادرست و بندگی شیطان، به مسیر صحیح زندگی و بندگی خداوند متعال بکشانند، بنابراین همه چیز باید مسیر عادی خود را طی می‌کرد، نه مسیری غیر عادی و غیر بشری.

آنان برای این‌که خود را به مردم بشناسانند و گاهی برای این‌که حقانیت خود را اثبات کنند و مسیر هدایت گم نشود، از معجزه که مسیر غیر عادی است، استفاده می‌کردند. این معجزه نیز جز در شرایط خاص از پیامبران صادر نمی‌شد، لذا همیشه به درخواست مردم برای انجام معجزه پاسخ مثبت نمی‌دادند. این، یعنی معجزه و مسیر غیر عادی، جز برای هدایت و شرایط خاص نیست.
در مورد اهل بیت(علیهم‌السلام) نیز این قانون حاکم است، ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نیز جز در موارد خاص از خود کرامتی بروز نمی‌دادند و اجازه می‌دادند مردم مسیر عادی زندگی خود را طی کنند. مثلا وقتی کسی قصد کشتن امام معصوم(علیه‌السلام) را دارد، باید بتواند او را بکشد، یا به او جسارت کند، تا مسیر اختیار انسان بسته نشود. لازمه اختیار نیز همین است که هر جسارتی که خواستند بتوانند انجام دهند، مثلا بتوانند امام را به شهادت برسانند، بتوانند حرم و ضریح و بارگاه او را نابود کنند، بتوانند سیلی بزنند و ... .

اما گاهی اصل هدایت و مسیر درست بندگی به خطر افتاده و اگر خداوند متعال مانع آن نشود، مسیر هدایت گم شده و امر بر مردم مشتبه می‌شود، این‌جا حکمت خدا اجازه نمی‌دهد مسیر هدایت به طور کلی از بین رفته و مردم گمراه شوند. بر همین اساس است که در کتب کلامی گفته می‌شود اگر شخصی به دروغ ادعای نبوت کند و نیروی خاصی داشته باشد، بر خداوند متعال واجب است که نیروی او را سلب کرده و مانع انجام فعالیت خاص او شود که غالب مردم از انجام آن ناتوان هستند، تا باعث فریب مردم و گمراهی آنان نشود.[1] بر همین مبنا است که خداوند متعال از تخریب کعبه به وسیله ابرهه جلوگیری می‌کند[2]، اما همین کعبه در سیل و زلزله و بلایای طبیعی تخریب می‌شود؛ آن‌جا اصل هدایت در خطر است، لذا خدا باید مانع شود تا مردم گمراه نشوند، اما این‌جا چون ربطی به هدایت ندارد، مسیر عادی خود را طی می‌کند.

مساله تخریب قبر اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) نیز از این باب است، اکثر تواریخ معتبر نوشته‌اند که متوکل عباسی بر اثر خباثتی که داشت، دستور داد قبر و بارگاه سید الشهدا(علیه‌السلام) را خراب کنند و از فرات به سمت قبر آب کشیدند و تمام آن اطراف را شخم زدند، هدف او محور کامل این قبر و نماد آزادی‌خواهی و ظلم‌ستیزی بود.[3]
این‌جا یکی از آن مواردی است که خدا باید  کمک کند و خودش به میدان بیاید تا مسیر هدایت و قبر امام حسین(علیه‌السلام) کاملا محو نشود، چون اگر می‌توانستند روی قبر را شخم بزنند و گیاه می‌رویید، دیگر کربلا و قبر امام مشخص نمی‌شد و احتمال گم‌شدن کامل آن وجود داشت، لذا کرامتی از حضرت و کاری خارق‌العاده‌ای صورت گرفت و گاوها به منطقه قبر نرفتند و آن چند متر را شخم نزدند و آب به آن سمت نرفت و یک دانه روی قبر نرویید، و بعدها به همین خاطر، مردم دوباره بارگاه و ضریح ساختند و قبر را احیا کردند.

پس آن‌جا که اصل هدایت بشر در خطر باشد و احتمال نابودی کامل دین و نشانه‌های دین در میان باشد، خداوند متعال معجزه نشان داده و مانع این کار می‌شود، اما آن‌جا که این خطر وجود نداشته باشد، اجازه می‌دهد که روند طبیعی و عادی پیش رود، و لو به کشته شدن امام معصوم(علیه‌السلام) و یا تاختن اسب بر بدن ایشان باشد.

در نتیجه فرق است بین شخم زدن زمین کربلا و تاختن اسب بر بدن حضرت، در اولی اصل کربلا و امام حسین(علیه‌السلام) در خطر بود، اما در دومی چون چنین خطری وجود نداشت، خداوند اجازه داد روند طبیعی طی شود.

_________________________________________
[1]. علامه حلى-آيت الله سبحانى، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد قسم الالهيات، مؤسسه امام صادق ع، قم، چاپ دوم، 1382 ش، ص 160.
[2]. برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید.
[3]. برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.