کتک زدن کودکان برای نماز ممنوع!

21:24 - 1397/12/19

-روایاتی که می‌گویند بچه را برای نماز کتک بزنید، هم سندشان ضعیف است و هم منظور تنبیه بدنی نیست.

نماز خواندن

شبهه: اسلام و به خصوص تشیع معتقد است باید بچه‌ها را کتک زد تا نماز بخوانند، سپس برای این ادعا به چند روایت غیر معتبر استناد کرده است.

پاسخ: اولا: روایات همه ضعیف هستند؛ ثانیا: معارض دارند و در روایات متعدد و صحیحی اسمی از کتک زدن برده نشده؛ ثالثا: سیره معصومین و پیامبر(علیهم‌السلام) مخالف این بوده و از کتک زدن نهی کرده‌اند.

شبهه: مدتی است دشمنان اسلام در کانال های خود مدعی شده‌اند اسلام و به خصوص تشیع معتقد است باید بچه‌ها را کتک زد تا نماز بخوانند، سپس برای این ادعا به چند روایت غیر معتبر استناد کرده و سپس می‌گویند این مطلب خشونت است و مخالف حق و حقوق بچه‌ها.

پاسخ: همان‌طور که بارها اشاره شد، ترفند دشمن در سال‌های اخیر این است که به روایات نادر و ضعیف در کتب غیر معتبر شیعه رجوع کرده و آن‌ها را به عنوان عقیده محکم و اصول اعتقادی شیعه معرفی کند و می‌گویند امامان شیعه چنین گفته‌اند؛ در حالی‌که آن مطلب، اصلا درست نیست و علمای شیعه آن روایات را طرد کرده و ناصواب دانسته‌اند و هرگز بر طبق آن‌ها فتوا نداده‌اند و این از توطئه‌های شیطانی و خباثت درونی آن‌هاست.

اگر به کتب روایی شیعه دقت کنیم، روایتی که می‌گوید بچه‌ها را باید کتک زد، تنها 3 روایت است، یکی در کتاب دعائم الاسلام بدون سند بدین شکل نقل شده است: «وَ رَوَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: مُرُوا صِبْيَانَكُمْ‏ بِالصَّلَاةِ إِذَا بَلَغُوا سَبْعَ سِنِينَ وَ اضْرِبُوهُمْ عَلَى تَرْكِهَا إِذَا بَلَغُوا تِسْعاً وَ فَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا عَشْراً»[1] دومی نیز در کتاب نوادر راوندی[2] با همین مضمون نقل شده، این روایت یک بار از زبان پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده و یک بار از زبان امام کاظم(علیه‌السلام)؛ دیگر کتب مانند بحار الانوار[3] و مستدرک الوسائل[4] نیز از این دو کتاب نقل کرده‌اند. لذا این روایات، هیچ کدام سند ندارند و به اصطلاح مرسل هستند، لذا نه در کتاب معتبر شیعه نقل شده‌اند و نه سند درستی دارند، پس از اعتبار ساقطند.
یک روایت نیز در کتاب «من لا یحضره الفقیه» نقل شده که اگر چه سند دارد، ولی چون افراد ضعیفی در سند هستند قابل اعتنا نیست، این روایت از امام صادق یا امام باقر نقل شده: «...حَتَّى يَتِمَّ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ ضُرِبَ‏ عَلَيْهِ‏ وَ أُمِرَ بِالصَّلَاةِ وَ ضُرِبَ عَلَيْهَا فَإِذَا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ غَفَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ وَ لِوَالِدَيْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ»[5] در سند این روایت نیز محمد بن سنان وجود دارد که آدم ضعیفی است.[6]

بنابراین کلا در منابع شیعه 3 روایت در مورد کتک زدن بچه برای نماز وجود دارد که دو مورد آن بدون سند است و یک مورد دیگر که سند دارد، ضعیف است، لذا هیچ عالمی از علمای شیعه توصیه نکرده است بچه‌های خود را بزنید تا نماز بخوانند.

بررسی دلالی:

1. روایات بسیاری با سند صحیح در منابع شیعه وجود دارد که در آن‌ها به کتک زدن اشاره نشده و تنها فرموده‌اند فرزندان پسر را در 10 سالگی به نماز توصیه کنید، یعنی فقط در حد یک توصیه، نه اجبار و کتک؛ مانند این‌که امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: پیامبر(ص) فرموده است: «مُرُوا صِبْيَانَكُمْ‏ بِالصَّلَاةِ إِذَا كَانُوا أَبْنَاءَ عَشْرِ سِنِينَ».[7] در این روایت سخنی از کتک زدن نیست؛ همچنین حضرت در روایت دیگری فرمودند: «اَلغُلَامُ يَلعَبُ سَبعَ سِنِين وَ يَتَعَلَّمُ الكِتَابَ سَبعَ سِنِين وَ يَتَعَلَّمُ الحَلَالَ وَ الحَرَامَ سَبعَ سِنِين: کودک هفت سال بازی می‌کند و هفت سال قرآن را می‌آموزد و هفت سال حلال و حرام را».[8] لذا این روایات با روایات بالا در تعارض هستند و صحبتی از کتک زدن در آن‌ها نیست.

2. در سیره عملی هیچ‌یک از معصومین(علیهم‌السلام) و توصیه‌های تربیتی آن‌ها، زدن کودکان دیده نشده و حتّی از این اقدام نهی نموده‌اند، به عنوان نمونه مردى حضور امام کاظم(علیه‌السلام) از فرزند خود شکایت کرد، حضرت فرمود: «لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لَا تُطِلْ: فرزندت را نزن، و براى ادب کردنش، از او قهر کن، ولى مواظب باش، قهرت طول نکشد»[9] در این حدیث، حضرت تنبیه بدنى را صریحاً منع فرموده و در عوض از مجازات عاطفى استفاده کرده است. هم‌چنین حضرات معصومین بسیار مواظب ظرفیت کودکان بوده و فرموده‌اند روزه اگر برای آنان سخت بود، روزه را بشکنند، یعنی آن‌ها نسبت به روزه بی‌اهمیت نباشند، اما اگر دیدید برای آن‌ها سخت است، به آن‌ها بگویید روزه را بخورند، به طور مثال نقل شده امام صادق(علیه‌السلام) بچه‌های خود را به روزه در ماه رمضان امر می‌کرد و چون می‌دید که برایشان سخت است و اذیت می‌شوند، امر می‌کرد که روزه خود را بشکنند و افطار کنند.[10] لذا اهل بیت(علیهم‌السلام) با سخت‌گیری و کتک‌کاری فرزندان به شدت مخالفت کرده‌اند.

3. ممکن است معنای ضرب، کتک زدن نباشد، بلکه به معنای قهر کردن و دوری از آن‌ها باشد، یعنی با نیازهای عاطفی بچه را وادار به نماز خواندن کنید. شاهد این تفسیر روایتی از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مورد زنان است که فرمودند: «إِنِّي‏ أَتَعَجَّبُ‏ مِمَّنْ‏ يَضْرِبُ‏ امْرَأَتَهُ‏ وَ هُوَ بِالضَّرْبِ أَوْلَى مِنْهَا لَا تَضْرِبُوا نِسَاءَكُمْ بِالْخَشَبِ فَإِنَّ فِيهِ الْقِصَاصَ وَ لَكِنِ اضْرِبُوهُنَّ بِالْجُوعِ وَ الْعُرْي‏: من تعجب می‌کنم از کسی که زنش را کتک می‌زند،.... بلکه آن‌ها را با گرسنگی و نداشتن لباس مناسب کتک بزنید».[11] شاهد مثال جمله «اضْرِبُوهُنَّ بِالْجُوعِ وَ الْعُرْي» یعنی حضرت می‌گوید کتک زدن زنان با گرسنگی آن‌هاست، یعنی تنبیه بدنی ممنوع است -البته منظور از حضرت این است که اگر زنی بی‌ادبی کرد، و در خانه بسیار بد رفتار و ناملایم بود، غذا و لباس مناسب را برای او نگیرید تا مطیع گردد و اخلاقش را درست کند، این روایت به این معنا نیست که اصلا هیچ غذایی به او ندهید تا بمیرد، یا لخت باشد، بلکه به معنای غذای لذیذ و لباس با ارزش است- لذا این‌جا هم ممکن است منظور حضرت از زدن کودکان، قهر کردن باشد تا با این کار بچه ترغیب شود نماز بخواند.

4. در نهایت می‌گوییم: اگر مراد این روایت تنبیه بدنی هم باشد، برای کسانی است که در تربیت اولاد خود انواع تدبیر‌های لازم را به کار گرفته اند و در این مسیر بر اساس دستورات دینی آهسته آهسته و به تدریج جلو رفته‌اند. نه تندی اعمال کرده‌اند و نه کندی و مسامحه نموده‌اند، امّا با این حال هم‌چنان فرزندشان از خواندن نماز سرباز می‌زند، در این صورت مسئله کتک زدن و تادیب مناسب، آن هم نه شدید، به حکم «آخِرُ الدَّوَاءِ الْکَی: آخرین درمان داغ کردن است» لازم می‌شود. نه این که برخی والدین بدون این که کم‌ترین قدمی در راستای آموزش دینی فرزندشان برداشته باشند با شنیدن این روایت و بدون در نظر گرفتن توضیح و تفسیر‌های جانبی آن به یک باره به جان فرزند خود افتاده و انتقام تمامی سهل انگاری‌های خود نسبت به تربیت فرزند را از کودک خود بگیرند و در نتیجه فرزند خود را نسبت به دین و نماز بیزار نمایند.

_______________________________________
پی‌نوشت
[1]. دعائم الإسلام، ج‏1، ص: 194.
[2]. «النوادر( للراوندی ) / ترجمه صادقى اردستانى، ص: 156»
[3]. بحار الانوار، ج‏85، ص: 132.
[4]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏3، ص 19.
[5]. من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص 281.
[6]. همان، پاروقی.
[7]. الجعفريات (الأشعثيات)، ص 51.
[8]. الکافی، ج۶، ص۴۷.
[9]. عدة الداعي و نجاح الساعي، ص 89.
[10]. «جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ص‏ أَنَّهُ كَانَ يَأْمُرُ الصَّبِيَّ بِالصَّوْمِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بَعْضَ النَّهَارِ فَإِذَا رَأَى الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ غَلَبَ عَلَيْهِ أَمَرَهُ فَأَفْطَرَ»(دعائم الإسلام، ج‏1، ص 194).
[11]. جامع الأخبار(للشعيري)، ص: 158.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.