دین، پشتوانه‌ای قوی برای اخلاق

17:35 - 1397/12/22

- دستورات دینی تماما بر گرفته از اصول اخلاقی و رعایت حقوق مردم است و انگیزه‌ای برای رعایت آن‌ها در مقام عمل.

اسلام

شبهه: اخلاق در صورتی که دینی و خدامحور باشد، فاجعه می‌آفریند. دین‌داری چون بر پایه‌های ضد علمی و غیر منطقی استوار است و اصولاً مراتبی از فرض‌های غلط و ادعاهای بدون استدلال، پایه‌های آن‌ها را تشکیل می‌دهد، ذاتاً به سمت جزمیت در اندیشه و اخلاق حرکت کرده و موجب توحش می‌شود!

پاسخ: اتفاقا این اخلاق است که به پشتوانه دین نیاز دارد، این اصول کلی اخلاقی هستند که اگر دین از آن‌ها حمایت نکند، در مقام اجرا دچار مشکل شده و ضمانت اجرایی خود را از دست می‌دهند. از طرفی، دین، سرشار از دستورات منطقی و علمی است دین مبین اسلام، دستور می‌دهد به حقوق دیگران باید احترام گذاشت، یک حاکم باید عدالت اجتماعی را رعایت کند و هرگز کسی را بدون استحقاق مقدم نکند، حق یتیم را باید رعایت کرد، به پدر و مادر باید نیکی کرد، ظلم و ستم باید ترک شود، نباید به ناموس مردم چشم داشت، دزدی ممنوع است، حتی در این دین گفته می‌شود، حیوانات هم دارای حقوق هستند و نباید آن‌ها را آزار داد، حتی درختان و طبیعت هم دارای حق هستند و آدمی نباید به آن‌ها آسیب بزند و هزاران دستور اخلاقی دیگر؛ آیا این موارد اخلاق نیست؟

شبهه: اخلاق در صورتی که دینی و خدامحور باشد، فاجعه می‌آفریند. دین‌داری چون بر پایه‌های ضد علمی و غیر منطقی استوار است و اصولاً مراتبی از فرض‌های غلط و ادعاهای بدون استدلال، پایه‌های آن‌ها را تشکیل می‌دهد، ذاتاً به سمت جزمیت در اندیشه و اخلاق حرکت کرده و موجب توحش می‌شود!

پاسخ: این سخن نیز مانند دیگر سخنان دشمنان دین و مذهب، بدون دلیل بوده و تنها ادعایی واهی و پوچ است؛ اتفاقا این اخلاق است که به پشتوانه دین نیاز دارد، این اصول کلی اخلاقی هستند که اگر دین از آن‌ها حمایت نکند، در مقام اجرا دچار مشکل شده و ضمانت اجرایی خود را از دست می‌دهند. چه تضمینی وجود دارد زمانی‌که منافع انسان به خطر بیافتد و عمل اخلاقی مخالف منافع ما باشد، آدمی جنبه اخلاق را برگزیده و دیگران را بر خود مقدم سازد؟ یک انسان بی‌دین و بی‌خدا چرا باید ایثار کند و خود را فدای دیگران کند؟ او انگیزه‌ای برای رعایت اخلاق ندارد، یک انسان مومن اگر فداکاری می‌کند، از خودگذشتگی دارد، به نیت رسیدن به خدا و قرب معنوی انجام می‌دهد، اما یک بی‌خدا دلیلی برای انجام این کار ندارد.

این نکته مورد تایید دانشمندان غربی و آمریکایی نیز قرار گرفته و در مقاله‌ای اعلام کرده‌اند اعمال زشت اخلاقی هم‌چون: قتل‌های زنجیره‌ای، رابطه جنسی با محارم، تجاوز جنسی به لاشه حیوانات، آدم خواری و... دستاورد تفکر آتئیستی است. از نکات مهم این تحقیق این است که خود خداناباوران نیز اعتراف دارند که اعمال شنیع و زشت اخلاقی، برآمده از تفکر بی‌خدایی است.[1]

یک فرد دین‌دار چون دنیا را پایان زندگی نمی‌داند و معتقد است باید برای زندگی اخروی تلاش کرد و بعد از مرگ نیست نمی‌شود، زمانی‌که منافع دنیوی او نیز در خطر باشد، باز به خاطر سعادتمند شدن در آخرت، حاضر است از لذت و منافع دنیوی بگذرد و انگیزه‌ای قوی برای این کار را دارد، او به راحتی می‌تواند فداکاری و ایثار کند، حتی به راحتی می‌تواند جان خود را فدای دیگران کند، مانند رزمندگانی که در میدان جهاد حاضر بودند جان خود را فدای دیگران می‌کردند. اما یک بی‌دین و کسی که معقتد است دنیا پایان زندگی است و با مرگ نیست می‌شود، هرگز حاضر نیست فداکاری کند و از لذات دنیوی بگذرد. پس ضمانت اجرایی اخلاق در گرو انگیزه و اعتقاد به وجود آخرت است.

از طرف دیگر اسلام، در واقع پاسخی مناسب به ندای فطرت آدمی است که از درون خود، خداوند متعال و تمام خوبی‌ها را صدا می‌زند، اسلام دستور می‌دهد به حقوق دیگران باید احترام گذاشت، یک حاکم باید عدالت اجتماعی را رعایت کند و هرگز کسی را بدون استحقاق مقدم نکند، حق یتیم را باید رعایت کرد، به پدر و مادر باید نیکی کرد، ظلم و ستم باید ترک شود، نسبت به دیگران نباید کینه داشت، مومنان همه با هم برادرند، نباید غیبت کسی را کرد، نباید دروغ گفت، نباید به کسی تهمت زد، با همسر و فرزندان باید مهربان بود، زنان را نباید از ارث محروم کرد، نباید به ناموس مردم چشم داشت، دزدی ممنوع است، حتی در این دین گفته می‌شود، حیوانات هم دارای حقوق هستند و نباید  آن‌ها را آزار داد، حتی درختان و طبیعت هم دارای حق هستند و آدمی نباید به آن‌ها آسیب بزند و هزاران دستور اخلاقی دیگر که زندگی انسان را متحول کرده و او را از یک حیوان به انسان مبدل می‌سازد؛ این دستورات ندای فطرت آدمی است.

پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز در حدیثی نورانی فرمودند: «عَلَيْكُمْ‏ بِمَكَارِمِ‏ الْأَخْلَاقِ‏، فَإِنَّ اللَّهَ (عَزَّوَجَلَّ) بَعَثَنِي بِهَا، وَ إِنَّ مِنْ مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ أَنْ يَعْفُوَ الرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِيَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، ...: شما را به مکارم اخلاق توصیه می‌کنم، چرا که من مبعوث شده‌ام برای آن‌ها؛ و از مکارم اخلاق این است که کسی که به شما ظلم کرده است را عفو کنید، به کسی که شما را محروم ساخته، عطا کنی، با کسی که با شما قطع رابطه کرده، رابطه دوستی برقرار کنید..»[2] کجای عالم چنین سخنان ارزشمندی را می‌یابید، این مطالب در سیره عملی حضرت نیز دیده می‌شود، ایشان بعد از فتح مکه، دستور عفو عمومی را داد و کسانی‌که حدود 20 سال، بدترین دشمنی با ایشان را داشتند و بسیاری از عزیزان ایشان را به شهادت رسانده بودند، همه را عفو کرد و کسی را قصاص نکرد، حتی قاتل عموی خویش را بخشید.[3] کجای عالم چنین شخصیتی را می‌توان یافت؟ این از تاثیرات دین بر روی افراد است نه بی‌دینی.

همچنین امیرالمومنین(علیه‌السلام) در حدیثی نورانی که زیربنای تمام اخلاق است 1400 سال پیش فرموده است: «فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها: آن‌چه که برای خود دوست می‌داری، برای دیگران هم دوست بدار و آن‌چه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم مپسند».[4] آیا اخلاق از این بالاتر سراغ دارید؟

بنابراین دین و دستورات آن عین اخلاق است و اگر کسی آن‌ها را رعایت کند، بدون شک با اخلاق‌ترین افراد در جامعه خواهد بود.

______________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید.
[2]. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي (للطوسي)، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق، ص 478.
[3]. برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید.
[4]. نهج‌البلاغه، نامه 31.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.