روایت سند کمتر دیده شده سیا از خودکامگی‌های شاه؛ «سقوط نظام پادشاهی قطعی است» - 3

15:33 - 1397/11/21

- یکی از تحلیلگران سیا سه سال پیش از وقوع انقلاب اسلامی با بررسی رفتارهای مستبدانه شاه و فساد گسترده در حکومت وقت ایران، پیش‌بینی کرده بود به دلیل گسترش شناخت عمومی و بدبینی جامعه مذهبی به عملکرد شاه، سرنگونی نظام پادشاهی قطعی است.

پهلوی

شرط باقی ماندن در سمت‌های ارشد

و البته رسیدن به مقام‌های بالا یک موضوع بوده و باقی ماندن در این سمت‌ها موضوعی دیگر. آنطور که تحلیلگر سیا نوشته است، «توانایی زیردست نشان دادن خود در برابر شاه» و شناخت تمایلات شاه، از جمله مهمترین شروط حفظ سمت‌های ارشد بوده است. آنگونه که سیا در مورد هویدا می‌نویسد:

«کاری که امیرعباس هویدا انجام می‌دهد نشان‌دهنده محدودیت‌های بلندپروازی و قدرت است. دوام بی‌سابقه هویدا در قدرت را (۱۱ سال) می‌توان به عوامل زیر نسبت داد:

- توان مانور دادن میان بلندپروازی‌های متعارض مقام‌های دیگری که دست‌کم در حال رقابتی پنهان برای به دست آوردن منصوب او بودند؛ 

- توانایی اجتناب از خطاهای جدی در تفسیر تمایلات شاه؛ و احتمالاً، مهم‌ترین نکته:

- توانایی زیردست نشان دادن خودش در برابر شاه.

 

عامل آخر باعث سقوط بسیاری از سیاستمداران قبلی شد، زیرا نخست‌وزیری که آنقدر قوی بوده که توانسته موثر عمل کند، سرانجام به این باور رسیده که بیشتر از شاه صلاحیت اتخاذ تصمیم‌های مهم را دارد. هویدا در این دام نیفتاده است.»

نقش شاه در «انتخابات» پارلمانی

در بخشی از سند سیا، به وضعیت پارلمان و «انتخابات پارلمانی» در دوره پهلوی نیز اشاره شده است. برجسته‌ترین موضوع در این بین، تلاش شاه برای دستچین کردن نمایندگان و تصویب قوانین مد نظر خود بوده است:

«در سیستم حکومتی شاه پارلمان نقش خاص خودش را دارد، اگرچه، نه در مقام قانونگذاری، آن‌طور که واژه پارلمان به ذهن متبادر می‌کند... در خلال سال‌هایی که پارلمان در کنترل دربار نبود - به عنوان مثال بین سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۲۳ و ۱۹۴۱ تا ۱۹۶۰ - منافع جناحی و رقابت بر سر منافع گروه‌هایی که انتخابات را دستکاری می‌کردند، بر آن سایه افکنده بود.

در ۱۲ سال گذشته، پارلمان، ابزار دست شاه بوده است. او سال ۱۹۶۱، بعد از ناکامی در به تصویب رساندن لایحه اصلاحات ارضی در پارلمانی که اکثریت آن را مالکان تشکیل می‌دادند، پارلمان را منحل و ادعا کرد که اعضای آن از طریق انتخابات ناسالم روی کار آمده‌اند. این حرف درست بود، اما مسئله جدیدی نبود، چون حرفی بود که درباره تقریباً تمامی ادوار پارلمان صحیح بود. اما مجلس، در خدمت اهدافی بود که شاه می‌خواست. لایحه اصلاحات ارضی با حکم او اجرا شد و وقتی که پارلمان دو سال بعد تشکیل شد، همه نماینده‌ها-که به دقت توسط شاه انتخاب شده بودند- حامیان سرسخت برنامه‌های او بودند. این الگو از آن زمان به بعد تکرار شده است. عامه مردم شک‌های سنتی خود به انتخابات را حفظ کرده‌اند، اما عضویت در پارلمان چیزی است که خواهان دارد و ارزشمند محسوب می‌شود. [عضویت در پارلمان] فرصتی برای ارتقاء فرد است، به وی پرستیژ می‌دهد و کانالی ایجاد می‌کند که از طریق آن می‌توان گلایه‌ها را ابراز کرد و به دنبال اکتساب و اعطای منافع بود.»

نویسنده این گزارش نظامیان را بیش از هر گروه دیگری نزد شاه دارای جایگاه می‌دانسته و نوشته است که محمدرضا پهلوی تلاش می‌کرد با اعطای امتیازات ویژه، مشاغل نظامی را جذاب کرده و نظامیان را به خود وفادار نگه دارد: «شاید هیچ گروهی به اندازه افسران ارتش شاه مورد توجه او نباشند. اعطای برخی امتیازهای ویژه‌ نظیر تفاوت در حقوق‌ها، برخورداری از یارانه مسکن و تحصیلات، دسترسی به فروشگاه‌های ارزان قیمت با این هدف انجام می‌شد که ارتش را -که به طور سنتی از وجهه بالایی برخوردار نبود- به یک شغل جذاب تبدیل کند.»

قطعیت سقوط نظام پادشاهی

قطعی بودن سقوط نظام شاهنشاهی در ایران، پیش‌بینی نهایی تحلیلگر سیا چند سال پیش از وقوع انقلاب اسلامی بوده است. به گفته وی، ارتقاء شناخت عمومی به همراه دید منفی جامعه مذهبی به عملکرد شاه، نهایتا به سرنگونی او منجر می‌شد:

«پادشاهی ایران به عنوان یکی از خصایص وجود ایران، مفهومی است که احتمالاً با گسترده‌تر شدن آموزش و مواجهه با سایر آداب، نظام‌ها و مفاهیم سیاسی سرانجام سرنگون خواهد شد. اگر سلطنت مورد قبول بخش عمده جامعه باشد، برای اقلیت تحصیل‌کرده، پادشاهی تقریباً معنایش را از دست داده. اگر هم آنها پذیرشی برای محمد رضا شاه قائل باشند بنا به دلایلی مانند امنیت شخصی، ارتقاء یا نبود جایگزین مناسب است نه به خاطر ارجی که برای نظام تحت امر او قائلند. روحانیون ممکن است حذف سلطنت را ترجیح ندهند، اما از رفتن شاه فعلی شادمان خواهند شد. برای آنها، حکومت سکولار همانقدر خطرناک است که حکومت شاه فعلی؛ اما از نگاه رهبران مذهبی، محمدرضا در اجرای یکی از بخش‌های اساسی وظیفه‌اش یعنی محافظت از اسلام خیانت کرده است. به علاوه، نسل کنونی رهبران مذهبی هم بر این باورند که شاه همانند پدرش، مصمم به نابود کردن اسلام در ایران است.»

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.