حاملگی خوله با تصرف معنوی!

06:07 - 1397/12/11

داستانی در مورد تصرف امیرالمومنین(علیه‌السلام) بر خوله و باردارشدن و نیز وضع حمل وی در عرض یک ساعت، علاوه بر نداشتن سند، از واقعیت نیز بدور است. 

بارداری خوله

چندیست که برای استهزاء و خرده‌گرفتن به عقلانیت شیعه، کلیپی را از یک روحانی منبری در فضای مجازی منتشر کردند که وی در آن کلیپ می‌گوید: خوله حنفیه همسر امیرالمومنین(علیه‌السلام) به حضرت علی(علیه‌السلام) می‌گوید: آیا وقت آن نرسیده که من از شما پسری داشته باشم که افتخار من و قوم من باشد؟ سلمان می‌گوید: دیدم امیرالمومنین(علیه‌السلام) دستش را بر شانه خوله گذاشته و فرمود: حامله باش به پسری به نام محمد! سلمان می‌گوید: آثار حمل در او ظاهر می‌شود و بعد از یک ساعت، آثار وضع حمل ظاهر و محمد بن حنفیه متولد می‌شود.

متاسفانه معلوم نیست آن روحانی، این داستان را از کدام منبع نقل می‌کند. این در حالیست که در هیچ‌یک از منابع دست اول شیعه، چنین مطلبی نقل نشده است. او نسنجیده در عصری که همه امورات را با میزان عقل می‌سنجند سخنانی را بر زبان آورده که اگر بر فرض، این داستان، سند هم می‌داشت نقل آن در این محافل عمومی، خالی از اشکال نبود.

بدون شک میزان علم و قدرت تصرف معنوی امیرالمومنین(علیه‌السلام) بر کسی پوشیده نیست؛ ولکن ائمه معصوم(علیهم‌السلام) به ما فرموده‌اند: مشيّت ذات اقدس متعال بر اين است كه كارها و امور مادى و معنوى جز به وسيله علل و اسباب صورت نگيرد؛ چنان‌که امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَئٍ سَبَبَاً: خدا امتناع مى‌كند از اين‌كه امور عالم، بدون سبب و علت صورت گيرد، پس خدا برای هر چیزی، سببی قرار داده است».[1]

در مورد داستان مورد نظر هیچ سندی در متون تاریخی و روایی ما دیده نشده و تنها کرامتی که نسبت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) با خوله نقل شده در مورد کیفیت ازدواج خوله با حضرت است که به‌طور خلاصه آن‌را نقل می‌کنیم:

خالد بن ولید از جانب ابوبکر مامور شد که با قبایلی که زکات را به حکومت او پرداخت نمی‌کنند، بجنگد. یکی از آن قبائل، قبیله حنفیه بود که خالد شبانه آنان را محاصره کرده و رئیس قبلیه «مالک بن نویره» را کشته و همان شب به همسرش تجاوز نمود و زنان قبلیه از جمله «خوله» را به اسارت گرفت و به مدینه آورد. وقتی خبر جنایت او به گوش ابوبکر رسید با این‌که عمربن خطاب به وی پیشنهاد داد که خالد را حد زنا زده و او را قصاص کند، ابوبکر نه تنها خالد را قصاص نکرد، بلکه حتی حد زنا نیز بر وی جاری نساخت و در حمایت از خالد، به عمر گفت: خالد یاور ماست و غفلت کرده!
اسیران را وارد مسجد کردند خوله، خود را به قبر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رساند و به آن پناه برد و گریست و گفت: «ای رسول خدا از اعمال این قوم به تو شکایت می‏‌کنم، ما را بدون گناه اسیر کردند با آن‌که ما مسلمانیم! آن‌گاه متوجه مردم شد و گفت: ای مردم چرا ما را اسیر کردید؟ با آن‌که ما شهادت می‏‌دهیم به «لا اله الا اللّه» و پیامبری رسول‏ خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)؛ ابوبکر گفت: شما زکات ندادید.
خوله گفت: مسأله آن‌گونه نیست که گمان کرده‏‌ای، سپس حقیقت را بیان کرد و افزود، بر فرض این‌که مردان ما زکات ندادند، چرا زن‌های مسلمان اسیر شدند؟ زنان اسیر به عنوان کنیز در میان مردان تقسیم شدند. طلحه و خالد بن عنان، هر کدام لباسی بر خوله به نشان انتخاب او افکندند. خوله گفت: نه هرگز، این امکان نپذیرد، هیچ‌کس مرا در اختیار نگیرد مگر این‌که مرا به سخنی که هنگام تولد گفته‌ام خبر دهد.
ابوبکر گفت: او ترسیده و چنین حادثه‌ای را قبلا ندیده، ابوبکر سخنانی گفت که بی‌حاصل بود.
خوله گفت: به خدا قسم من راست می‌گویم(در هنگام تولد سخنی گفته‌ام)
در این میان ناگاه امیرالمومنین(علیه‌السّلام) وارد شد، ایستاد و به مردم و آن زن نگاهی نمود و فرمود: صبر کنید تا من از حال این زن بپرسم آنگاه فرمود: «ای خوله گوش کن: وقتی مادرت به تو باردار شد و هنگام زایمان کار بر او سخت شد، صدا زد: خدایا مرا از این مولود به سلامت دار، آن دعا مستجاب شد و او نجات یافت و چون تو را زائید، تو صدا زدی: «لا اله الا اللّه، محمد رسول‌اللّه» به زودی مرا شخصیت بزرگی در اختیار خواهد گرفت که برای او از من فرزندی خواهد بود! مادرت این سخن را در پاره‌ای از مس نوشته و در همان‌جا که به دنیا آمدی پنهان کرد، هنگام مرگ، به تو در آن مورد وصیت کرد و (جایگاه آن را نشان داد) و تو هنگام اسیری همتی نداشتی جز آن‌که آن لوح را برگیری، آن را گرفتی و به بازوی راستت بستی، بده آن لوح را که منم صاحب آن لوح، منم امیرمؤمنان! و منم پدر آن جوان خوش یمن که نامش محمد است. ... ابوبکر گفت: ای اباالحسن او را بردار، حضرت او را به خانه اسماء فرستاد و چون برادرش آمد (با حضور برادر خوله) او را عقد نمود (نه به عنوان کنیز) و او به محمد حنفیه بادار شد و محمد را به دنیا آورد.[2]

علاوه بر سند نداشتن سخن آن روحانی منبری، چنین مطلبی با غیرت زائد الوصف امیرالمومنین(علیه‌السلام) سازگاری ندارد که بخواهد جلوی چشمان یک نامحرم(یعنی سلمان) چنین تصرفی نماید، به طوری که سلمان آثار حمل و نیز آثار وضع حمل را بعد از یک ساعت مشاهده کند. 

بنابراین: به جز چگونگی ازدواج امیرالمومنین(علیه‌السلام) با خوله، هرگز مطلبی در مورد این‌که خوله با تصرف معنوی امیرالمومنین(علیه‌السلام) محمد بن حنفیه را باردار شده باشد، در منابع روایی و تاریخی یافت نشده است.

____________________________
پی‌نوشت
[1]. كافى، شیخ کلینی، تهران، اسلامیه، ج1، باب معرفة الامام، ص183، ح7، متن کتاب
[2]. بنگیرید به: دانشنامه امام علی علیه‌السلام، جمعی از نویسندگان، ص70، متن کتاب؛/ و بحار الانوار، علامه محمدباقر مجلسی، تحقيق: السيد إبراهيم الميانجی و محمد الباقر البهبودی، بیروت، دار احیاء التراث، ج42، ص84-87، ح14، متن کتاب.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.