بهشت همان آرزوی انسان است

11:01 - 1397/11/18

- بهشت آروزی هر انسانی است، تمام مردم و لو در اروپا و امریکا و ... همه و همه آرزوی داشتن نعمت‌های بهشتی را دارند.

بهشت

شبهه: ﺍﮔﺮ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﮔﻮش‌های ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﻮﯾﺪ، ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺣﺮﻑ میزد ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﻣﺰﺍﺭﻉ ﻫﻮﯾﺞ ﻭ ﮐﻠﻢ ﺑﻮﺩ. ﺗﻮﺻﯿﻒ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﯿﺎن‌گذﺍﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻗﺎﺭﻩ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞﻫﺎﯼ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﻭ ﭘﺮﺁﺏ ﺑﻮﺩ ﭼﻪ می‌گفت؟

پاسخ: بهشت دارای نعمت‌هایی است که هرگز انسان در دنیا نمی‌یابد مانند این‌که زندگی در آن‌جا ابدی است و دیگر مرگی نخواهیم داشت، گرما و سرما، سیل و زلزله و ... نخواهیم داشت، به دست آوردن نعمت‌ها نیازی به زحمت ندارد، به محض اراده کردن برای انسان مهیا است، پیری، درد و رنج، فضولات انسانی و ... خلاصه هیچ ناملایماتی در بهشت برای انسان وجود ندارد که به هیچ‌وجه این موارد را در دنیا نمی‌توان یافت و آرزوی هر انسانی است. تعبیراتی چون «خلود و جاودانگی» ، «لهم مایشاءون» ، «عدن» (همیشه بهار بودن)، «اکل دائم» (خوردنیهای همیشگی)، «ظل دائم» (سایه پایدار) اوصافی است که به سرای جاویدان مربوط می‌شود و از خصوصیاتی است که هر چه بگوییم در دنیا یافت نمی‌شود و قرآن چنین نویدی را برای بهشتیان می‌دهد وچنین توصیفی نمی‌تواند مخصوص زمان و مکان معینی باشد.

شبهه: ﺍﮔﺮ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﮔﻮش‌های ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﻮﯾﺪ، ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺣﺮﻑ میزد ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﻣﺰﺍﺭﻉ ﻫﻮﯾﺞ ﻭ ﮐﻠﻢ ﺑﻮﺩ و ﺍﺯ ﺭﻭﺩﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁن‌ها ﺁﺏ ﻫﻮﯾﺞ ﺟﺮﯾﺎﻥ دارد. ﺗﻮﺻﯿﻒ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ. تأﮐﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﻬﺮﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺁﺏ ﻭ ﺭﻭﺩﺧﺎنه‌های ﺟﺎﺭﯼ، ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ پُرﻣﯿﻮﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﺧﻨﮏ ﻭ ﻣﻄﺒﻮع‌شان ﺑﻬﺸﺘﯿﺎﻥ ﺑﺮ ﺗﺨﺖﻫﺎ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮ مومنان‌اند! ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﯿﺎن‌گذﺍﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻗﺎﺭﻩ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞﻫﺎﯼ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﻭ ﭘﺮﺁﺏ ﺑﻮﺩ ﭼﻪ می‌گفت؟

پاسخ: 
اولا: قرآن در آیات متعددی به انسان نوید زندگی پس از مرگ را می‌دهد، بر این نکته تاکید دارد -البته معاد اصلی از اصول همه ادیان توحیدی است- که این دنیا پایان زندگی انسان نیست و سرای دیگری در پیش است که آدمی نتیجه اعمال خود را می‌گیرد. این مطلب یکی از مهم‌ترین مطالبی است که ادیان الهی روی آن تاکید دارند و می‌گویند خلقت انسان و آسمان و زمین بیهوده نیست و هدف‌مند است و هدف خلقت در آخرت محقق خواهد شد. حال جزئیات این زندگی چگونه است و پاداش و عذاب الهی به چه نحوی است، کاملا برای ما روشن نیست و آیاتی که درباره بهشت و جهنم آمده، تنها گوشه‌ای از نعمت‌ها یا عذاب الهی را بیان کرده‌اند و بدون شک بسیار فراتر از این موارد است.

ثانیا: انسان چون در آخرت هم مانند دنیا دارای جسم است و نیاز به محلی برای زندگی دارد، بدون شک به خانه و کاشانه و وسایلی برای زندگی ابدی نیاز دارد، لذا قرآن از برخی نعمت‌های بهشتی سخن گفته است، این زندگی‌ای که قرآن آن را توصیف می‌کند، مورد اشتیاق مردم اروپایی هم هست، آیا آنان از خانه‌ای بزرگ و عالی در میان جنگل و درختان میوه و نهرهای آب و...  ناراضی هستند و اشتیاقی به آن ندارد؟ این زندگی مورد اشتیاق انسان است، حال از هر قوم و قبیله‌ای باشد، انسان شرقی و غربی و آمریکایی از چنین زندگی عالی و بدون دردسری استقبال می‌کند. شاهدش این است که در عصر رسالت مردمانی از مناطق دیگر مثل ایران و شامات به حجاز می‌آمدند، همین آیات را می‌شنیدند، برای آنان همان جاذبه و طراوتی را داشت که برای یک فرد حجازی داشت.

ثالثا: بهشت دارای نعمت‌هایی است که هرگز انسان در دنیا نمی‌یابد مانند این‌که زندگی در آن‌جا ابدی است و دیگر مرگی نخواهیم داشت، گرما و سرما، سیل و زلزله و ... نخواهیم داشت، به دست آوردن نعمت‌ها نیازی به زحمت ندارد، به محض اراده کردن برای انسان مهیا است، پیری، درد و رنج، فضولات انسانی و ... خلاصه هیچ ناملایماتی در بهشت برای انسان وجود ندارد که به هیچ‌وجه این موارد را در دنیا نمی‌توان یافت و آرزوی هر انسانی است. تعبیراتی چون «خلود و جاودانگی» ، «لهم مایشاءون» ، «عدن» (همیشه بهار بودن)، «اکل دائم» (خوردنیهای همیشگی)، «ظل دائم» (سایه پایدار) اوصافی است که به سرای جاویدان مربوط می‌شود و از خصوصیاتی است که هر چه بگوییم در دنیا یافت نمی‌شود و قرآن چنین نویدی را برای بهشتیان می‌دهد وچنین توصیفی نمی‌تواند مخصوص زمان و مکان معینی باشد.

رابعا: از سوی دیگر، قرآن که نمی‌تواند در خلا صحبت کند؛ لذا ناچارا در هر محیط و در هر زمانی نازل می‌شد، خواه ناخواه فرهنگ مکان و زمان نزول همان دوران را به خود می‌گرفت. چون با مردم همان عصر سروکار داشته و در پی درمان بیماری‌های آنان نیز بوده است، در مرحله اول، واقعیت‌های عصر نزول را مورد توجه قرار داده و راه درمان بیماری‌های آنان را بیان کرده است. مهم در تمام این قضایا داشتن رسالت عام و پیام‌های کلی و جاودان برای همه عصرها و نسل‌هاست که قرآن از چنین ویژگی‌ای برخوردار است و در دعوت خود به نکات و دستوراتی توجه دارد که جنبه عمومی داشته و در هر شرایطی هدایت و خوشبختی و رهنمود به سعادت را در بر دارد. شاهد بر این مطلب دستورات انسان‌ساز و هدایت‌آور و سعادت‌آفرین برای افراد و جوامع بشری است. قرآن کریم به برپایی قسط و دادگری در میان مردم فرمان می دهد:
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ [حدید/ 25] همانا پیامبران را با نشانه‌های آشکارا برانگیختیم و با آنان کتاب و میزان فرستادیم تا مردمان به قسط و دادگری برخیزند»؛ خدا همه را به اجرای عدالت و احسان (نیکی کردن به یکدیگر) فرمان می‌دهد(نحل/ 90) ؛ قرآن در طی دستوراتی به اصلاح اجتماعات بشری رهنمود می‌دهد و زنجیر خرافات و عادات زشت و رسوم غلط را زدوده و عقاید باطل را از بین می برد(اعراف/ 157، انفال/ 26، نحل/ 36، آل عمران/ 79)؛ قرآن انسان‌ها را به سازندگی معنوی و تربیت نسل، نشر دانش و مبارزه با نادانی فرا می خواند(آل عمران/ 164)؛ قرآن در دعوت خود روح برادری و دوستی را در جامعه ها می دمد و در شعارهای خود به آن تاکید می کند (حجرات/10) و...[1]

این نکته که قرآن در پیام‌ها به جنبه‌های عمومی و کلی توجه دارد و صبغه و لون عصر بعثت نمی‌تواند دایره رسالتش را محدود کند، از دیرباز مورد توجه بوده و در روایات رسیده از اهل بیت(علیهم السلام) هم به آن اشاره شده است. امام رضا(علیه‌السلام) در دفع این شبهه کلامی دارد که بسیار دلنشین و گویاست، حضرت در توصیف قرآن می‌فرماید: «هو حبل الله المتین و عروته الوثقی و طریقته المثلی المودی الی الجنة و المنجی من النار، لا یخلق من الازمنة، و لا یغث علی الالسنة، لانه لم یجعل لزمان دون زمان، بل جعل دلیل البرهان و حجة علی کل لسان » قرآن ریسمان مستحکم خدا و چنگ آویز مطمئن و راه نمونه اوست؛ قرآن انسان را به سوی بهشت می برد و از آتش نجات می دهد؛ قرآن خلق شده از زمان‌ها نیست؛ دستاویز زبان‌ها هم نیست؛ چون خداوند او را برای زمان و عصر خاصی نازل نکرده و مقرر نفرموده است، بلکه دلیل و برهان و حجت بر هر زمانی است.[2]

__________________________________________
پی‌نوشت
[1]. برای مطالعه بیشتر به این مطلب مراجعه کنید.
[2]. ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، 2جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378ق، ج2، ص 130.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.