ماجرای پری دربار که از چشم شاه افتاد!

19:31 - 1397/11/07

- ارزش زن نزد شاه در حد ابزاری برای اطفای شهوت بود و ماجرای پروین غفاری یکی از مصادیق برجسته‌ی آن به شمار می‌رود.

فاسد

محمدرضا پهلوی برای خودش، اعجوبه‌ای بود در امور جنسی! ثروت و قدرت مطلق، به اندازه‌ای شاه را مست کرده بود که حتی رعایت ظواهر شاهانه را هم نمی‌کرد و این موضوعی آشکار برای درباریان بود. اشرف وشمس که از نقطه ضعف شاه آگاه بودند دختران زیبا را برای محمدرضا به کاخ می‌آوردند.[1]
محمدرضا حتی پس از ازدواج هم دست از کارهایش برنداشت. افشای رابطه عاشقانه با دختری به نام «دیوسالار» سبب خشم فوزیه شد و او به تلافی این‌کار، رابطه‌ی دوستی با «تقی امامی» برقرار کرد که سبب تشدید اختلافات و نهایتا منجر به طلاق شد![2]
بعد از طلاق، شاه مملکت، افسارگسیخته‌تر شد و کار به جایی رسید که آپارتمان‌هایی در تهران دست و پا کرد تا بتواند با زنان جوان خلوت کند![3] معروف‌ترین معشوقه‌ی شاه در این دوران «پروین غفاری» بود که با 17-16 سال سن و با دلالی «فردوست» با شاه آشنا شد. محمدرضا که وعده‌ی ازدواج و ملکه‌شدن را به غفاری داده بود، چندین بار حتی از دیوار خانه‌ی پری بالا رفت تا خود را به او برساند[4] و کار تا جایی پیش رفت که پری از شاه حامله شد و شاه او را مجبور کرد که جنین خود را توسط «پروفسور عدل» سقط کند! پس از مدتی، «پری» از چشم شاه افتاد و از دربار رانده شد![5]
این سطور، فقط روایتی از یک مقطع کوتاه از زندگی شاه بود که وصفش ناگفته پیدا است و نیازی به توضیح ندارد!

پی‌نوشت:
[1] خاطرات فریده دیبا، ص 267
[2] ظهور و سقوط پهلوی، خاطرات ارتشبد فردوست، ج1، ص 197
[3] ماروین زونیس، شکست شاهانه، ص 24
[4] پروین غفاری، تا سیاهی در دام شاه، ص 66
[5] سقوط (مجموعه مقالات همایش علل سقوط پهلوی)، ص 307

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.