خلق جهان از هیچ و اجتماع نقیضین!

21:33 - 1397/10/26

- دانشمندان علوم تجربی هنوز نتوانسته‌اند خلقت از هیچ را تفسیر کنند.

خلقت از هیچ

در مطلب قبلی بیان شد که یکی از مهم‌ترین شبهات منکرین خدا این است که قوانین فیزیک می‌گوید ماده می‌تواند از هیچ به وجود بیاید. همچنین این گفته را از نظر یکی از فیزک‌دانان معروف بررسی کردیم؛ در ادامه به سخن یکی دیگر از فیزیک‌دانان معروف دنیا خواهیم پرداخت:

فیزیک‌دان دیگری به نام «میچیو کاکو» -فیزیکدان مشهور آمریکایی - ژاپنی؛ وی شاگرد ادوارد تلر، و از نظریّه‌پردازان بزرگ فیزیک کنونی جهان است. دکتر کاکو از بنیان‌گذاران نظریه ریسمان است. او کتاب‌های درسی در زمینه نظریه ریسمان و نظریه کوانتومی میدان دارد. فارغ‌التحصیل دانشگاه هاروارد و دوره دکتری را در دانشگاه برکلی گذرانده است و هم‌اکنون هم استاد دانشگاه سیتی کالج نیویورک است- در این باره می‌گوید: «جواب این معمای قدیمی ممکن است این باشد که جهان از هیچ درست شده است؛ از آن‌جا که مقدار چرخش و بار خالص خلاء برابر صفر است، هر جهان کودکی که از هیچ بیرون می‌جهد نیز باید چرخش و بار الکتریکی خالصی برابر صفر داشته باشد. استثنای آشکاری برای این قانون وجود دارد: جهان بیشتر از ماده تشکیل شده است تا ضدماده. از آن‌جا که ما‌ده و ضدماده مخالف هم هستند(با بار الکتریکی مخالف) ممکن است تصور کنیم که انفجار بزرگ مقادیر برابری ماده و ضدماده ایجاد کرده باشد. مشکل این است که ماده و ضدماده در برخورد با هم، یکدیگر را از بین می‌برند و انفجاری از پرتوهای گاما ایجاد می‌کنند. بنابراین ما نمی‌بایست وجود داشته باشیم. در این صورت، جهان به جای این‌که از ماده معمولی پر شده باشد، باید مجموعه تصادفی از پرتوهای گاما باشد. اگر انفجار بزرگ کاملا متقارن بود( یا از هیچ برمی‌خواست) آن‌گاه ما باید انتظار شکل‌گیری مقادیر یکسانی ماده و ضدماده را داشته باشیم. پس چرا ما وجود داریم؟
پاسخی که به وسیله فیزیکدان روسی «آندره ساخاروف» ارائه شده این است که انفجار بزرگ اولیه، به هیچ وجه کاملا متقارن نبوده است. درست در لحظه پیدایش، مقدار کمی شکست تقارن بین ماده و ضدماده وجود داشته که باعث شده ماده بر ضدماده غلبه کند و در نتیجه جهان اطراف به وجود آید.(تقارنی که در انفجار بزرگ شکسته شده، تقارن «سی پی» نامیده می شود؛ تقارنی که بر اساس آن، بار و زوجیت ماده و ضدماده جابه‌جا می‌شود) اگر جهان از هیچ به وجود آمده باشد، آن‌وقت شاید بتوان گفت خلاء کاملا خالی نیست، بلکه مقدار بسیار کمی شکست تقارن وجود داشته که باعث غلبه ماده بر ضد ماده شده است. منشاء این شکست تقارن هنوز مشخص نیست».[1]

این پاسخ نیز فرار از بحث است، این مقدار کم شکست تقارن چرا و چگونه وجود داشته است که سبب غلبه ماده شده است؟ چه کسی آن را به وجود آورده، چگونه از نیستی به وجود آمده است؟ بنابراین هنوز دانشمندان فیزیک نتوانسته اند پاسخ سوال را بیابند که چگونه ماده از هیچ به وجود آمده است؟ و به اعتراف برخی از آنان این سوال پاسخ ندارد.

هم چنین برخی از فیزیک‌دانان می‌گویند: جهان ما احتمالا ۱۳/۸ میلیارد سال پیش بدون هیچ‌گونه کمک الهی پدیدار گشته است. این شاید مغایر با غرایز ما که اندیشه پدید آمدن از هیچ را رد می کند، باشد. ولی ما لزوما نباید پیرو غریزه‌هایی باشیم که برای کمک به زنده ماندنمان در دشت‌های بی درخت ۱۵۰۰۰۰ سال پیشِ آفریقا در ما نهاده شده بودند، نه برای شناخت کارکرد درونی کیهان. به گفتۀ دانشمندان به جای غریزه‌هایمان، این قوانین فیزیک است که باید به آن‌ها تکیه کنیم.[2]

در پاسخ می‌توان گفت این مساله اصلا غریزی نیست، بلکه عقلی و پایه‌ترین معرفت بشر است و خود قوانین فیزیک نیز بر پایه آن بنا شده است، اولین قضیه و به اصطلاح منطقی آن «ام القضایا» در ذهن و عقل آدمی قضیه «امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین» است، اگر این مساله را انکار کنیم، هیچ علمی پا نمی‌گیرد، آیا عقل انسان می‌پذیرد چیزی مثلا هم آب باشد و هم آب نباشد؟ آیا می‌توان پذیرفت یک سیب، هم یک سیب باشد و هم سه سیب در یک زمان؟ آیا دیوار می‌توان در آن واحد هم سفید باشد و هم غیر سفید(مثلا سیاه)؟ آیا زمین می‌توان در شرایط مساوی و در یک مکان هم جاذبه داشته باشد و هم نداشته باشد؟ اگر چنین چیزهایی ممکن باشد، تمام علوم را باید کنار گذاشت حتی فیزیک را هم باید کنار گذاشت، چون تمام قوانین فیزیک هم پایه و اساسی نخواهند داشت، چون ممکن است نقیضشان درست باشد و فردا چیز دیگری شوند.

بر این اساس، یکی از معارفی که در درون انسان نهادینه شده است این است که می‌داند دو چیز نقیض در یک زمان و یک مکان با هم جمع نمی‌شوند، لذا امکان ندارد هستی و نیستی هم با هم جمع شوند، این از اصول مسلم عقلی است و کسی که این مساله را منکر شود، در عقل و فهم او باید شک کرد، مثلا بگوید این سیب هم هست و هم نیست؛ چنین چیزی را عقل آدمی نمی‌پذیرد، بر این اساس است که ما از فیزیک‌دانان می‌پرسیم زمانی‌که هیچ چیزی نیست، این نیستی چگونه به هستی تبدیل شد؟ هستی و نیستی با هم جمع نمی‌شوند، تا عامل خارجی و علتی نباشد، هرگز چیزی به وجود نمی‌آید.

___________________________________________________
پی‌نوشت
[1] و [2]. منبع: وب سایت علمی بیگ بنگ

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.