عزاداری، ظلم شکن است

23:48 - 1397/06/19

در طول تاریخ جریان عزاداری برای امام حسین(علیه‌السلام) باعث سقوط ظالمان بوده، مثل قیام توابین که با یزیدیان جنگیدند، و قیام مختار که اکثر ظالمان کربلا را مجازات کرد؛ حتی انقلاب خودمون هم از کربلا نشات گرفته.

عزاداری ظلم شکن

یکی از نوجوانان از امام جماعت مسجد پرسید: حاج آقا برای چی عزاداری می کنیم؟
روحانی: پسرم کسی که عزاداره؛ عزاداری می کنه این طبیعیه.
نوجوان: نه منظورم اینه که چرا بعد از هزار سال باز هم برای امام حسین عزاداری می‌کنیم؟
روحانی: ببین پسرم، چه بسیارند کسانی که سالیان سال برای عزیزشون عزاداری می‌کنن؛ ما هنوز هم عزادار شهادت امام حسین عزیز و مهربون‌مون هستیم، داغ این عزا هیچ وقت سرد نمی شه، داغ این عزا اون‌قدر برای مومنان سخته که هنوز هم با یاد آوری اون غصه دار میشن در احادیث هم اومده: «إِنّ لِقتل الحسین(علیه‌السلام) حرارةً فی قلوبِ المؤمنینَ لاتَبْرَدُ اَبداً [مستدرک الوسائل، ج 10ص 318] در قتل حسین(علیه‌السلام) حرارتی در قلوب مؤمنان است که هرگز سرد نمی‌شود.»

نوجوان: نه حاج آقا منظور حرفم اینه که این عزاداری ها فایده‌ای هم داره؟
روحانی: بله، کسی که عزاداره احساسات طبیعی خودش رو بروز می‌ده، اما عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) حکمت های زیادی هم داره، یکی از اونا زنده نگه داشتن یاد الگوهای بزرگ انسانیت مثل امام حسین(علیه‌السلام) هستش، همون طور که قرآن یاد انبیاء الهی رو زنده نگه می داره، به خاطر همینه که ائمه اطهار(علیهم‌السلام) شیعیان رو به برپایی مجالس عزای امام حسین(علیه‌السلام) و شاعران رو به سرودن شعر در رثای حضرت ترغیب کردن.

نوجوان: حاج آقا این عزاداری‌ها برای جامعه چه فایده‌ای داره؟
روحانی: فایده‌اش کامل مشخصه عزای ماه محرم، زنده نگه داشتن نماد پیروزی خون بر شمشیره و یه الگو برای مبارزه با ظالمانه که باعث می‌شه مردم از امام حسین(علیه‌السلام) برای رسیدن به عدالت اجتماعی الگو بگیرن، این عزاداری عامل وحدت و رمز موفقیت برعلیه ظالمان در طول تاریخ بوده.

نوجوان: یعنی واقعا عزاداری باعث شده ظالمان شکست بخورند؟
روحانی: بله؛ در طول تاریخ جریان عزاداری برای امام حسین، سبب بیدار شدن مردم و قیام علیه ظالمان و در نهایت سقوط ظالمان بوده، مثل قیام توابین که با یزیدیان جنگیدند، و قیام مختار که اکثر ظالمان کربلا را مجازات کرد و ... تا اونجاکه غیر مسلمون‌ها هم از امام حسین(علیه‌السلام) الگو گرفتن، از جمله گاندی گفته: من برای ملت هند چیز تازه ای نیاوردم، فقط نتیجه‌ای که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند نمودم، اگر بخواهیم ملت هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی (علیه‌السلام) پیمود.[ نگاهی به زندگی امام حسین، ص 109] همین انقلاب خودمون؛ اون زمان طاغوت پهلوی داشت اسلام رو از بین می‌برد این محرم و صفر بود که اسلام و انقلاب اسلامی رو زنده کرد.

نوجوان: یعنی صرف عزاداری کافیه؟
روحانی: البته عزاداری خوبه، ولی صرف عزاداری که این تاثیر رو نداره، بلکه باید در کنار عزاداری روشن‌گری هم کرد، باید خطیبی توانا هم باشه که از اهداف قیام حضرت صحبت کنه و باعث روشن‌گری بشه، هر وقت مردم بیدار بشن و بدونن امام حسین(علیه‌السلام) هدفش چی بوده و لازمه ما هم در همون راه حرکت کنیم، خود به خود آماده شده و علیه ظلم قیام خواهند کرد. پس درواقع این عزاداری ها بهانه خوبی برای زنده نگه داشتن یاد و نام حضرت و حرکت در جهت رسیدن به هدف قیام حضرته.

نوجوان: حاج آقا خودم هم فکر می‌کردم که بی‌فایده نباشه، اما شما بهتر توضیح دادید این حرف گاندی هم خوب بود؛ از شما ممنونم.
روحانی: موفق باشی پسرم.

امتیاز: 
No votes yet

نظرات

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

برای توجیه عزاداری دلیلی هم از قرآن دارید؟

تصویر rezaee
نویسنده rezaee در

با سلام در این رابطه می توان بهچند دسته از آیات قرآن اشاره کرده از جمله:

زنده نگاه داشتن شعائر الهی«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ[حج/32] كسانى كه شعایر خدا را بزرگ مى‏شمارند كارشان نشان پرهیزگارى دلهایشان باشد.» از جاکه شعائر الهی، اموری هستند که وجهه اجتماعی دارند و پاسداشت حرمت آنها سبب تقویت مسیر حق می شود. و خدای متعال می خواهد که به آن ها توجه کرده شود، تا حق تقویت شود. پس عزاداری هایی که برای زنده نگاه داشتن یاد مجاهدان راه حق، و ایثارگری آن هاست، قطعا از مصادیق این شعائر بوده و در نزد خدای متعال، سبب تقرب است.

در قرآن آیاتی وجود دارد که به ظلم های موجود در جامعه اشاره کرده و فرقه ظالم را محکوم نموده، بیان چنین مطالبی نشان می دهد که ذکر این امور، مورد تائید الهی است: «قُتِلَ أَصحَابُ الْأُخْدُودِ * النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَیهَا قُعُودٌ * وَ هُمْ عَلىَ‏ مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ * وَ مَا نَقَمُواْ مِنهُمْ إِلَّا أَن یُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الحَمِیدِ[سوره بروج/4-8] مرگ بر شكنجه‏ گران صاحب گودال (آتش)، * آتشى عظیم و شعله ‏ور! * هنگامى كه در كنار آن نشسته بودند، * و آنچه را با مؤمنان انجام مى‏ دادند (با خونسردى و قساوت) تماشا مى‏ كردند! * آنها هیچ ایرادى بر مؤمنان نداشتند جز اینكه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.»

ذکر عزاداری پیامبری از پیامبران الهی؛ حضرت یعقوب (ع) بعد از فراق حضرت یوسف (ع) آن قدر به عزاداری پرداخت که چشمانش سفید شد و به تعبیر فرزندانش، نزدیک بود خود را هلاک کند:«قالَ یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظیمٌ[یوسف/84] و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو مى ‏برد (و هرگز كفران نمى ‏كرد)»

«قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكینَ[یوسف/85] گفتند: «به خدا تو آن قدر یاد یوسف مى‏كنى تا در آستانه مرگ قرار گیرى، یا هلاك گردى!» باید به این نکته توجه کرد که حضرت یعقوب، پیامبر الهی بوده و با توجه به عصمت او، روشن است که عملش خطا نبوده است. علاوه بر اینکه قرآن این عزاداری را نقل کرده، و هیچ عیبی بر آن نگرفته است.

عمل حضرت یعقوب(ع) در روایات نیز دلیلی برای عزاداری بیان شده است: «به درستى كه حضرت زین العابدین- علیه السلام- بر پدر بزرگوارش- صلوات الله و سلامه علیه- چهل سال گریست؛ در حالى كه روزها را به صیام و شبها را به قیام به پایان مى ‏برد و چون هنگام افطار رسیدى، غلام آن حضرت طعام و شراب مى ‏آورد و در پیش روى آن حضرت مى‏گذاشت و عرض مى ‏كرد: تناول فرماى اى آقا و خداوند من. پس مى ‏فرمود: فرزند پیغمبر خداى گرسنه كشته شد،

پسر پیغمبر خداى تشنه كشته شد، و پیوسته مكرر مى ‏نمود و مى ‏نگریست تا اینكه غذاى او از آب چشم مباركش تر مى ‏شد و بر این حالت بود تا به حق متعال، اتصال گرفت. و روایت شده است از بعضى موالى آن حضرت كه گفت: اى آقاى من! آیا وقت نشده است كه اندوهت به آخر رسد و گریه ‏ات آرام گیرد؟ فرمود: و یحك! یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم- علیه السلام- پیغمبر خداى و فرزند پیغمبر خداى بود و دوازده پسر داشت، خداوند عز و جل یكى را از او پوشید.

از غلبه اندوه و غم، موى سرش سفید شد و قامتش خم گرفت و دیده روشنش تاریكى پذیرفت و فرزندش حیات داشت و روزگارش را فرخندگى در پى داشت و من پدر و برادر و هفده نفر از اهل بیت خویش را كشته و به خاك و خون آغشته دیدم، دیگر چگونه گریه‏ ام كم شود و خاطرم خالى از حزن و غم گردد؟»[مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، ص: 101]

تصویر rezaee
نویسنده rezaee در

البته نکته دیگه تو تائید گریه و عزاداری اینکه پیغمبر خدا تو مصیبت فوت پسرش جناب ابراهیم به شدت گریه می کرد اما می گفت:  فرزندم، براي تو غمناكم، چشم مي گريد و دل مي‌سوزد اماّ چيزي كه موجب نارضايتي خداوند گردد بر زبان نمي‌آوريم.»[بحارالنوار  ج 79، ص 90] حتی بعد از دفن ابراهيم اینقدر گریه و عزاداری کرد كه اشك از محاسنش جاري تا به حضرت اعتراض كردند،  حضرت فرمود: «اين گريه خشم و نارضايتي از خدا نيست، گريه مهر و رحمته، و هر كسی مهر و رحمت نداشته باشه، مهرو رحمت نمی بینه.»[بحارالنوار  ج 79، ص 90] پس عزاداري و گريه‌ا‌ي از رو عاطفه و محبت باشه، نه کفره و نه بی صبری.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 107