در ازدواج در کنار معیارهای اخلاقی، باید تناسب فرهنگی را نیز در نظر گرفت

20:47 - 1397/06/12

- در میان دختران و پسران جوان افراد زیادی هستند که با شناختی محدود، به بررسی خلق و خوی هم می‌پردازند و آن را مناسب می‌بینند و بی آن‌که به همه جوانب امر توجه داشته باشند و تناسبات خانوادگی و فرهنگی را نیز مورد بررسی قرار دهند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

تناسب خانوادگی

به صرف اخلاق خوبِ خواستگار نمی‌توان به او پاسخ مثبت داد؛ در کنار آن باید باقی معیارها مانند تناسب فرهنگی و غیره را نیز دید.
گاه مسیر پیچیده می‌شود وقتی فکر می‌کنی همه چیز جفت و جور است و طرف مقابلت تمام آن خصوصیات اخلاقی و رفتاری که تو می‌خواهی را دارد، تازه متوجه می‌شوی که در ازدواج معیارهای دیگری را نیز باید بررسی کنی که مدیریت برخی از آنها از توان تو خارج است در این‌جاست که باید بهترین انتخاب را داشته باشی و فضای احساسی را کنار بزنی و تصمیمی عقلانه بگیری.

در زمان کنونی که گاه دختران و پسران در محیط‌هایی مانند دانشگاه و محل‌های اجتماعی، پیش از اطلاع خانواده‌ها با هم آشنا می‌شوند، ماجرا ازدواج و خواستگاری پیچیدگی‌های خاصی پیدا می‌کند چرا که دو نفر که هر کدام از شهری و منطقه‌ای هستند مدتی را در زمان تحصیل و... در کنار هم به سر می‌برند و خواه ناخواه نسبت به هم شناختی نسبی در ابعاد فردی پیدا می‌کنند؛ در این شرایط وقتی دختر و پسر همدیگر را بخواهند و بعد از این خواستن بخواهند خانواده‌ها را در جریان ماجرا بگذارند که حالا تحقیق و تفحص را شروع کنند، این فرایند دچار چالش‌های شدیدی خواهد شد. فردی که از ابتداء اگر می‌گفت از فلان شهر یا منطقه هستم ممکن بود اصلا اجازه خواستگاری پیدا نکند اکنون به سبب شناخت‌های جبری دانشگاه و ... مورد توجه دختر قرار گرفته و الان این دختر است که بر طبل این ازدواج که بسیاری شرایط را ندارد می‌کوبد.
از این دست موارد کم نیستند و ما برای ادامه مطلب به سوال یکی از کاربران محترم سایت رهروان ولایت با عنوان "میگه باید روستا زندگی کنیم" اشاره می‌کنیم که ایشان بیان داشته‌اند: "من دختری هستم که درشهر نسبتا بزرگی زندگی می‌کنم و در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می‌کنم. حدود یک سالی است که با یکی از هم کلاسی‌های دوره کارشناسی‌ام در ارتباط هستم و ما به هم علاقه داریم.من خیلی دوستش دارم و اخلاق و خانواده و ایمان و تحصیلاتش رو می‌پسندم.او هم الان دانشجو است وسربازی هم نرفته است و در یکی از روستاهای استان مجاورمان زندگی می‌کند. من این موضوع را با مادرم که درخانه تصمیم گیرنده است مطرح کردم اما به شدت مخالفت کرد؛ دلیل اصلی او را  نمی‌دانم ؛ یک بار می‌گوید چرا با هم در ارتباط بودید و بار دیگر می‌گوید دهاتی است.
با برادر بزرگم صحبت کردم که او قبول کند  مادرم را راضی کند.برادرم او را دید و ابراز رضایت کرد، ولی گفت که در  شهرستان نزدیک‌شان اگه بتواند خانه‌ای بگیرد، من هم با مادرصحبت می‌کنم شاید راضی بشود.هر چقدر می‌گویم من مشکلی ندارم زیر بار نمی‌روند.شما بگید چیکار کنم؟"

در پاسخ به سوال این کاربر محترم و در راستای مطالب بیان شده باید به چند مطلب اشاره کنیم:
مطلب اول که بارها در این سایت بر آن تاکید شده و توصیه ما به همه جوان‌هاست این است که روند خواستگاری چهارچوبه خاص خود را دارد و برای رسیدن به یک انتخاب درست نباید از آن چهارچوبه خارج شد.
نکته اول: در فرض این‌که آشنایی ابتدایی دختر و پسر از همان ابتدا به قصد ازدواج باشد ولی اگر به دور از نظارت خانواده‌ها این ارتباط صورت بگیرد مشکلات خاص خود را به همراه دارد و دلیل آن نیز کاملا مشخص است چون در ازدواج نظر خانواده و رضایت آنها یکی از ارکان اصلی ازدواج دختر و پسر است پس باید آنها نیز از ابتدای آشنایی در جریان این آشنایی باشند چرا که اگر فرض را بگذاریم بر این‌که شما فرد مورد نظر خود را پسندید و با برقراری ارتباط‌های مکرر، به مرور علاقه و وابستگی‌تان به او زیاد شد، حالا اگر بخواهید در این مرحله خانواده خود را در جریان بگذارید، ممکن است آنها قبول نکنند و شما به زحمت بسیاری بیافتید تا آنها را راضی کنید که البته ممکن است هیچ‌گاه راضی نشوند و مجبور شوید در این‌جا رنج فراموشی را به جان بخرید.
چون جوان پر از احساسات است کسی نمی‌تواند منکر این شود که حضور خانواده دلسوز، با تجربه و دنیا دیده، به روند خواستگاری و ازدواج تعادل می‌دهد؛ پس حضور خانواده و تاییدات آنها از ابتدای آشنایی، امری نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد و آنها نیز حق دارند که نسبت به سرنوشت پاره تن خود حساس باشند.
نکته دوم: فارغ از طریقه آشنایی شما باید بگویم که حساسیت برادرتان نسبت به زندگی شما در روستا نیز حساسیت بجایی است؛ زندگی در روستا شرایط خاص خود را دارد که شما باید خوب به جوانب آن بیاندیشید. امکانات پایین‌تر، آداب و رسوم متفاوت‌تر و فاصله فرهنگی و نوع زندگی، در بعضی مواقع آن قدر متفاوت است که در عین حالی که هر دو فرهنگ در جای خود صحیح هستند، ولی وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند باعث فروپاشی زندگی می‌شوند.
نکته سوم: فاصله محل سکونت فعلی شما با محل سکونت فرد مورد نظرتان نیز مساله مهمی است و شما باید در این باره فکر کنید که آیا به این اندازه آمادگی دارید که دوری از خانواده و زندگی در مکان غریب را تحمل کنید؟
حالا پیشنهاد ما برای این‌که بتوان به یک تصمیم درست رسید این است که با همین فاکتورهایی که عرض شد و فاکتورهایی که برای خود تان از درجه اهمیت بالایی برخوردار است، به دور از هر گونه احساساتی بنشینید و بیاندیشید(البته در این مورد کمک گرفتن از یک مشاور هم خیلی راه‌گشاست) اگر با تعقل، باز هم رسیدید که ایشان در حال حاضر بهترین گزینه هستند مراحل زیر را دنبال نمایید.
1.خودتان در کمال آرامش و با منطق در این باره با افراد خانواده که رضایت آنها در این ازدواج شرط است به گفتگو بنشینید و دلایل خود را با حوصله و درست بیان کنید.
2.در برابر نظر مخالف مادر و برادر موضع گیری تند نکنید و اگر حرف آنها را اشتباه می‌دانید فقط با استدلال و آن هم با زیان نرم به آنها جواب دهید.
3.در صورتی که خودتان توانایی این گونه جواب دادن را ندارید استفاده از واسطه های امین و دارای وجهه در نزد خانواده، می‌تواند برای شما پشتوانه خوبی باشد.
4. بر خدا توکل کنید و همه چیز را به دست او بسپارید.

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 111