مناظره‌ای در مورد ماجرای غدیر

18:06 - 1397/05/17

-پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) حکیم است و آدم حکیم بدون قرینه حرف نمی‌زند، لذا بدون شک حضرت در غدیر خم نیز طوری سخن گفته که همه متوجه منظور حضرت شدند و به امیرالمومنین(علیه‌السلام) تبریک گفتند.

غدیر خم

برادر سنی مذهب: چرا شیعه خود را از جماعت اهل سنت جدا کرده و تفرقه ایجاد کرده و خود را تافته جدا بافته می‌داند و با ما همراهی نمی‌کند.
من: آخه شیعه معتقد است سقیفه جریانی انحرافی در اسلام بود و هرگز از اون کوتاه نمیاد.
مخاطب: آخه چرا ما را منحرف می‌خوانید، خوب مردم در سقیفه جمع شدن و بر امامت و جانشینی ابوبکر اجماع کردن، بعد از اون هم همه مردم قبول کردن دیگه این چه مشکلی داره که شما قبول نمی‌کند، خیلی واضحه، شما دارید اشتباه می‌کند.
من: اولا اجماع رخ نداد.[1] دوما: اصل حرکت اشتباه و انحراف بوده؛ چون پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جانشین داشت و امت اسلامی رهبر داشت، لذا رفتن به سقیفه و لو اینکه اجماعی رخ داده باشه غلط و انحراف بود.

مخاطب: نه پیامبر(ص) به هیچ وجه جانشین تعیین نکرد و این کار رو به امت اسلامی سپرد.
من: پس جریان غدیر خم چی بود؟
مخاطب: جریان غدیر چیز مهمی نبود، یه اختلاف ساده بود که با پادرمیونی پیامبر اکرم(ص) حل شد.
من: عجب، چطور برای شما گفتن؟
مخاطب: برخی افراد چه قبل از حج و چه بعد از آن با سیدنا علی(رضی‌الله‎عنه) مشکلاتی داشتند و به پیامبر(ص) اعتراض کرده بودن، لذا پیامبر(ص) با این جمله از او دفاع کردند و کدورت‌ها و دشمنی‌ها را رفع نمود و شخصیت بارز علی(رضی‌الله‎عنه)  را بار دیگر به مردم معرفی کرد و بدبینی‌هایی را که ممکن بود نسبت به آن جناب به وجود آمده باشد از بین برد و وجوب دوستی و محبت او را به مردم یادآوری کرد.

من: یعنی منظور پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) این بود که هر کس من رو دوست داره، باید علی(علیه‌السلام) رو هم دوست داشته باشه، درسته؟
مخاطب: بله درسته کاملا، لذا چیز مهمی نیست و ما جماعت اهل سنت علی(رضی‌الله‎عنه) رو خیلی دوست داریم.
من: قبول داری پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آدم حکیم و ادیبی بود و صدر و ذیل کلامش مشخص بود و بریده بریده سخن نمی‌گفت و صدر و ذیل کلام یک معنا داشته.
مخاطب: بله، پیامبر(ص) در اوج حکمت و درایت و ادب بود.
من: آیا کسی که سخنی بگه که چندتا معنا داره و هیچ قرینه‌ای هم براش نیاره که منظور من چیه و کدوم معنا مد نظرم بوده، آیا این آدم حکیمه؟ مطمئنا نه؟ چون هدفش فهموندن معنا به دیگرانه و حال این‌که مردم اصلا نفهمیدن چی گفته.
مخاطب: بله درسته، آدم حکیم باید یا از الفاظ مشترک استفاده نکنه یا قرینه‌ای بر معنای مد نظرش بیاره.
من: آفرین، حالا اگه من بگم «شیر دیدم» و مشخص نکنم که شیر بیشه بوده یا شیر خوردنی یا شیر سماور یا شیر آب، آیا من آدم حکیمی هستم؟
مخاطب: خوب معلومه نه دیگه.

من: حالا سوال من از شما اینه که پیامبری که حکیمه، بلکه از همه حکمای عالم، حکیم‌تره و سرآمد همه انسان‌هاست، چرا سخنی گفته که هیچ قرینه‌ای بر معنای مد نظرش نیاورده؟ چرا مشخص نکرده منظورش چی بوده تا بعد از 1400 سال من و تو با هم دعوا نکنیم؟ این چه پیامبریه؟
مخاطب: ها، نه مشخصه، از قرینه حالیه می‌فهمیم، دعوایی بین علی و اصحاب بوده، حضرت بلند شده و این سخن رو فرموده.
من: کدوم دعوا؟ میشه بگی؟ میدونی اعتراض برخی اصحاب و شکایت اونا از امیرالمومنین(علیه‌السلام) دو سال قبل از جریان غدیر بوده؟ آیا پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بعد از دو سال یادش اومد که اصحابش نسبت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) کینه دارن؟
مخاطب: چی دو سال قبل؟
من: بله، برادر عزیز این حرف‌ها برای فرار از معنای امامت در جریان غدیره، نمی‌دونم روز قیامت این عالمانی که این حرف‌ها رو زدن می‌خوان جواب خدا رو چی بدن.
مخاطب: نه شما دروغ می‌گید، شیعه معروفه به دروغ گفتن.

من: ببین دوست عزیز طبق نظر آقای زينی دهلان اين مسافرت سال 8 هجرت بوده و اصلا ارتباطی به سال 10 هجرت و حجة الوداع نداشت. اون شكايت هم در مدينه صورت گرفته، در مسجد پيغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و دو سال قبل از قضيه غدير بوده است. قضیه اینه که برخی از اصحاب برای پایین آوردن شان امیرالمومنین(علیه‌السلام) و افتادن از چشم پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، به بریده می‌گن: برو اين مطالب رو به پيغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بگو؛ بريده می‌گه: بعد از گفتن آن مطالب پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از حجره‌اش در حال غضب خارج شد و فرمود: «ما بال أقوام ينتقصون عليا؟ من تنقص عليا فقد تنقصنی: اين‌ها چه انگيزه‌ای دارند كه از علی شكايت و تنقيص می‌كنند، هر کس علی را تنقیص کند من را تنقیص کرده است».[2] دقت کردی این قضیه مربوط به دو سال قبل از غدیر و در مدینه و در مسجد النبی بوده است. به خدا این ظلمه در حق مولا امیرالمومنین(علیه‌السلام).
مخاطب: نمیدونم باید بررسی کنم.

من: بله بررسی کنید حتما. حالا برگردیم به بحث؛ مگر نگفتید پیامبر حکیمه؟ ما هم معتقدیم؛ بگو این عبارت حضرت «من اولی بکم من انفسکم» که قبل از جمله معروف «من کنت مولاه فعلی مولا» فرموده به چه معناست؟
مخاطب: اونجا به معنای اولویت و سرپرستیه.
من: خوب بدون فاصله و با همون لحن حضرت می‌فرماید: «من کنت مولاه فعلی مولا» آیا جمله قبلی قرینه این جمله نیست؟ به خدا شما در حق پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم ظلم می‌کنید و حکمت او رو نیز زیر سوال می‌برید، چرا انسان حکیمی مثل پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سخنی گفته دو پهلو و هیچ قرینه‌ای نیاورده؟!
مخاطب: ها!! نمی‌دونم، نه مولا به معنای دوسته این‌جا.
من: چرا؟ قرینه شما چیه؟
مخاطب: همون شکایات از مولانا علی(رضی‌الله‌عنه)
من: ای بابا باز که حرفت رو تکرار کردی، گفتم که اون قضیه مال دو سال قبل بوده و ربطی به غدیر نداشته.
مخاطب: نه داره.

من: نکته دوم چرا پیامبر از همه بیعت گرفت، بیعت و تبریک به امیرالمومنین(علیه‌السلام) برای چی بود، برا محبت؟
مخاطب: ها! بیعت گرفت؟
من بله بیعت گرفت: اتفاقا اولین کسی که به امیرالمومینن(علیه‌السلام) تبریک گفت، عمر بن خطاب بود و گفت: «بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولی كل مولی» این تبریک برای چی بود؟[3]
مخاطب: خوب تبریک رفع کدورت بود.
من: منطقی باش دوست عزیز رفع کدورت تبریک داره؛ این تبریک خلافت و امامت بود.
مخاطب: ها! نمی‌دونم.
من: پس هر وقت دونستید و مطالعه کردید برگردید.
خواهشا خودت برو کتب مربوطه رو مطالعه کن، به حرف مولوی‌ها اکتفا نکن، منابع مهم شیعه رو هم بخون، آزاد باش و درست تصمیم بگیر.
موفق باشی.

_________________________________________
[1]. به این مطلب مراجعه کنید.
[2]. به این مطلب مراجعه کنید.
[3]. به این مطلب مراجعه کنید.

امتیاز: 
Average: 5 (1 vote)

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 272