دلیل «ولایت فقیه» از منظر روایات

19:11 - 1397/05/12

روایات بسیاری در منابع روایی شیعه وجود دارد که ائمه اطهار(علیهم‌السلام) شیعیان را به فقها و کسانیکه فقه و احادیث را خوب می‌دانند، ارجاع داده و آن‌ها را ولیّ بر مردم معرفی کرده‌اند.

ولی فقیه

یکی از مخاطبان بعد از خواندن دلایل عقلی بر اثبات حقانیّت ولایت فقیه[1] پرسید آیا دلیل دیگری برای اثبات ولیّ فقیه وجود داره؟
من: بله، دلیل نقلی هم داریم.
مخاطب: دلیل نقلی دقیقا یعنی چی؟
من: یعنی روایات و احادیث متعددی از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) که بیان کرده‌اند فقیه جامع الشرایط ولایت داره و عهده دار کار شیعیان هستش.
مخاطب: روایت؟! این رو که خودتون درست کردید، کاری نداره، هر چی به سود خودتون هست، می‌نویسید.
من: بنده خدا، کتب روایی ما حدود 1000 سال پیش و در زمان غیبت صغری جمع‌آوری شدن، اون زمان نه حکومتی بوده و نه جمهوری اسلامی که به نفع خودمون بشه حدیث جعل کرد، بلکه برعکس، توی اون زمان شیعه در اقلیت بوده و حتی شیعه بودن جرم محسوب می‌شد و علمای شیعه نیز تقیّه کرده و شیعه بودن خودشون رو انکار می‌کردن.

مخاطب: جدی میگی از 1000 سال پیش این کتاب‌ها به ما رسیده، اون موقع نوشتن؟
من: بله، کتاب کافی از مرحوم کلینی، یا کتب روایی شیخ صدوق(رحمه‌الله‌علیهما) در همون زمان توسط این دو بزرگوار نوشته شدن.
مخاطب: خوب حالا این احادیث چی میگن؟
من: روایات زیادی داریم که دلالت می‌کنن بر ارجاع مردم به فقها، حتی برای رفع نیازهای حكومتی؛ یا فقها رو به عنوان امناء یا خلفا و وارثان پیامبران و كسانی كه مجاری امور به دستشون هست، معرفی كردن که من در اینجا فقط چند مورد رو بیان می‌کنم و بقیه رو به خودت واگذار می‌کنم که بری و مطالعه کنی.
1. مقبوله «عمر بن حنظله»: در این روایت «عمر بن حنظله» از امام صادق(علیه‌السلام) درباره مراجعه به سلاطین یا قضات جور می‌پرسه كه امام شدیداً از آن منع می‌کنه و مراجعه به آنان رو مراجعه به طاغوت می‌دونه. حضرت می‏‌فرماید: «انْظُرُوا إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُكْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ؛ بنگرید هر كس كه راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام ما صاحب نظر باشد و احكام ما را بشناسد، او را به عنوان داور بپذیرند. همانا من او را بر شما حاكم قرار دادم. پس هر گاه بر اساس حکم ما حكمی كرد و از او قبول نكردند، ما را سبك شمرده و ما را رد كرده‌اند و آن كس كه ما را رد كند، خدا را رد كرده است و رد كردن خدا در حد شرك به خدای متعال است»(الكافی، ج‏1، ص 68؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص 9؛ تهذيب الأحكام، ج‏6، ص: 302) در این روایت صریحاً دستور داده شده كه جامعه شیعه در امور خود به  كسانی كه جامعیت فتوایی دارن و آگاه به حلال و حرام هستن مراجعه کنن؛ از تعبیر «فانّی قد جعلته علیكم حاكماً» روشن می‌شه كه چنین فرد شایسته‌ای، از سوی امامان معصوم(علیهم‌السلام) منصوب شده و مشروعیت خود را از ناحیه شرع گرفته.

2. امام حسن عسکری(علیه‌السلام) در این رابطه فرمودن: «فأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسه حافظاً لدینه مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْر مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ: از میان دانشمندان و علمای دین کسی که نفس خویش را نگه دارد و از دینش محافظت کند و مخالف هوای نفسش عمل کند، و فرمان‌بردار امر خدا باشد، بر مردم لازم است که از وی پیروی کنند»(وسائل الشيعه، ج‏27، ص 131) از مجموع این روایات و دیگر روایات استفاده می‌شود كه فقیه جامع الشرایط از جانب امام معصوم، به عنوان ولی بر مردم، نصب شده.

مخاطب: احادیث دیگری هم هست؟
من: بله، یکی دیگر از مشهورترین آن‌ها نامه حضرت ولی عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) به دومین سفیر خویش است که در اون نامه به شیعیان فرموده: «أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم: در تمام حوادثی که برای شما رخ می‌دهد، به راویان حدیث ما مراجعه کنید، آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان».(كمال الدين و تمام النعمه، ج‏2، ص 484) در این روایت «ال» جنس هستش و همه چیز رو در بر می‌گیره، هم مسائل دینی، هم سیاسی، هم فقهی و هم مسائل اجتماعی؛ یعنی همان‌طور که خود امام معصوم محل رجوع مردم در تمامی مسائل هستش، فقیه جامع الشرایط نیز همین جایگاه رو داره. یا اینکه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرَّسُولِ‏»( بحار الأنوار، ج‏1، ص 216)

من: از مجموع این روایات استفاده میشه که فقیه همان جایگاه امام رو داره و مردم باید در تمامی امور به او مراجعه کنن و زمانی هم که حکومت تشکیل دادن و امام معصوم غایب بود، بهترین راه اینه که فقیه جامع الشرایط رو در راس امور قرار بدن تا بر امور نظارت داشته باشه؛ این یعنی حکومت ولایت فقیه.
مخاطب: شاید این روایات فقط مطالب فقهی رو بیان کنن، یعنی تنها در امور دینی و فردی از فقیه جامع الشرایط تبعیت کنید؟ نه مسائل مهم اجتماعی و بین المللی.
من: عرض کردم این روایات مطلق هستن، «ال» نیز گفته شد که جنسه و همه امور رو در بر می‌گیره. شما با چه دلیلی به مسائل فقهی تخصیص می‌زنی؟

مخاطب: بله ممنون از توضیحاتتون و وقتی که گذاشتید.
من: خواهش می‌کنم و موفق باشید.

___________________________________
[1]. دلیل عقلی در این مطلب بررسی شد.    
الكافی، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق،‏ دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏، چاپ چهارم‏.
من لا يحضره الفقيه‏، ابن بابويه، محمد بن على‏، جامعه مدرسين، قم‏، 1413 ق‏، چاپ دوم‏.
تهذيب الأحكام، طوسى، محمد بن الحسن، ‏دار الكتب الإسلاميه‏، تهران‏، 1407 ق‏، چاپ چهارم‏.
بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر،‏ دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 ق‏، چاپ دوم‏.                              

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 276