عشق دوران بچگی زنده شد!

03:11 - 1397/03/09

- دختران زیادی هستند که در دوران بچگی، درباره همسر آینده خود خیال‌پردازی‌هایی کرده‌اند، ولی در نهایت با کسی دیگر ازدواج نموده‌اند و اینگونه نیست که حتما با همان فردی که در دوران بچگی خود خیال پردازی کرده‌اند ازدواج کنند. 

کودک,دختربچه

من در دوران بچگی در سن 10، 11 سالگی، پسری را در خیابان دیدم و عاشق قیافه‌اش شدم و خیلی دوستش داشتم تا اینکه بعد از گذشت سال‌ها به خواستگاری من آمده است بدون اینکه او از علاقه من به خودش خبری داشته باشد؛ این یعنی قسمت و سرنوشت! دوباره عشق دوران بچگی برایم زنده شد و ... امّا قبل از اینکه ایشان به خواستگاری بیاید، من به صورت اتفاقی درگیر یک رابطه با کسی دیگر هستم که اصلا علاقه‌ای به او ندارم و تنها به همدیگر وابسته شدیم و به خاطر خجالت‌زدگی نمی‌توانم او را ترک کنم. از طرفی با آمدن این خواستگار، عشق بچگی‌ام زنده شد، ولی راحت نیستم که به خانواده‌ام بگویم که به او علاقه دارم؛ زیرا فعلا در حال تحصیل هستم. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ اجمالی:
اینکه فکر می‌کنید با آمدن عشق دوران بچگی‌تان به خواستگاری شما، حتما همان قسمت و سرنوشتی است که خدا برای شما رقم زده است، ممکن است اشتباه کنید و این صرفا یک اتفاق باشد؛ زیرا زیرا این دو به همدیگر ربطی ندارد؛ چراکه دختران زیادی هستند که در دوران بچگی، درباره همسر آینده خود خیال‌پردازی‌هایی کرده‌اند، ولی در نهایت با کسی دیگر ازدواج نموده‌اند و اینگونه نیست که حتما با همان فردی که در دوران بچگی خود خیال پردازی کرده‌اند ازدواج کنند؛ برهمین اساس بهتر است قبل از هرگونه پیشداوری و قضاوت عجولانه این موضوع را با مادر یا خواهر یا فرد مطمئنی که احساس راحتی می‌کنید بگویید و از او بخواهید که موافقت دیگر اعضای خانواده‌تان را با این خواستگاری کسب نماید. سپس شما با کمک خانواده خود، او را بررسی کنید و صرفا به عشق دروان بچگی خود اکتفا نکنید، بلکه ارزیابی کنید چقدر با ایشان از جهات مختلف اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فکری، فرهنگی و خانوادگی تناسب دارید؟
در ضمن، رابطه‌ای که در حال حاضر دارید از نظر شرعی و عرفی صحیح نیست و معمولا اینگونه روابط عاقبت خوبی نخواهد داشت. توصیه می‌کنم وقت و انرژی خود را برای اینگونه روابط نامتعارف هدر ندهید  و این رابطه را هرچه زودتر قطع کنید.

پاسخ تفصیلی:
چند نکته قابل توجه است:
نکته اول: اینکه فکر می‌کنید با آمدن عشق دوران بچگی‌تان به خواستگاری شما، حتما همان قسمت و سرنوشتی است که خدا برای شما رقم زده است، ممکن است اشتباه کنید و این صرفا یک اتفاق باشد؛ زیرا زیرا این دو به همدیگر ربطی ندارد؛ چراکه دختران زیادی هستند که در دوران بچگی، درباره همسر آینده خود خیال‌پردازی‌هایی کرده‌اند، ولی در نهایت با کسی دیگر ازدواج نموده‌اند و اینگونه نیست که حتما با همان فردی که در دوران بچگی خود خیال پردازی کرده‌اند ازدواج کنند.
در مورد وضعیت شما نیز احتمالا این مسئله به صورت اتفاقی رخ داده است و این به معنای قسمت و سرنوشت از پیش تعیین شده و غیرقابل تغییر نیست؛ زیرا انتخاب همسر به عهده خود فرد است که چه کسی را برای ازدواج انتخاب کند یا به چه کسی جواب مثبت یا منفی بدهد. اگر بنا باشد افراد در انتخاب‌های خود نقشی نداشته باشند، پس نقش اختیار و اراده افراد کجا می رود؟ در واقع اینگونه نیست که خدای متعال یک نفر را برای ما انتخاب کند و ما نمی‌توانیم با غیر او ازدواج کنیم، بلکه انسان با اختیار خود انتخاب می‌کند و گرنه جبر لازم می‌آید و با وجود جبر، بازخواست معنی نمی‌دهد.
برهمین اساس لازم است درباره خواستگار فعلی‌تان بدون هیچ گونه پیشداوری و قضاوت عجولانه، او را بررسی کنید و صرفا به عشق دروان بچگی خود اکتفا نکنید، بلکه ارزیابی کنید چقدر با ایشان از جهات مختلف اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فکری، فرهنگی و خانوادگی تناسب دارید؟ اگر از تناسب کافی برخوردار هستید و به ایشان هم علاقه‌مند هستید می‌توانید به ایشان جواب مثبت بدهید.
نکته دوم: اگر بخواهید صرفا به عشق دوران بچگی خود اکتفا کنید و بدون هیچ گونه بررسی به او جواب مثبت بدهید، در آن صورت، ممکن است بعد از ورود به زندگی مشترک پشیمان شوید و برخلاف تصورات قبلی خود تازه متوجه شوید که چه اشتباهی در انتخاب خود کرده‌اید. پس باید در انتخاب همسر نهایت دقت و توجه را داشته باشید و از مشورت خانواده خود نیز کمک بگیرید. امام صادق(علیه‌السلام) درباره اهمیت توجه به ملاک های انتخاب همسر فرمود: «انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرک؛ خوب دقت کن که خودت را در کجا می‌نهی و چه کسی را در مالت شریک می‌گردانی و بر دین و اسرارت آگاه می‌سازی.»[1] و نیز فرمود: «انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد؛ زن همانا گردنبندى است، نيک بنگر که چه گردنبندى را به گردنت آويزان مى‏کنى.»[2] گرچه حدیث ناظر به انتخاب زن است، ولی قابل تعمیم دادن به انتخاب شوهر نیز می‌باشد و می‌توان اینطور نتیجه گرفت که هریک از زن و مرد باید در انتخاب همسر نهایت دقت را داشته باشند تا مبادا بعدا دچار پشیمانی شوند.
نکته سوم: اینکه فعلا در حال تحصیل هستید و راحت نیستید که درباره حستان نسبت به خواستگارتان چیزی به خانواده خود بگویید، بهتر است این موضوع را با مادر یا خواهر یا فرد مطمئنی که احساس راحتی می‌کنید بگویید و از او بخواهید که موافقت دیگر اعضای خانواده‌تان را با این خواستگار کسب نماید.
نکته چهارم: رابطه‌ای که در حال حاضر دارید از نظر شرعی و عرفی صحیح نیست و همانطور که می‌دانید اینگونه روابط مخفیانه دختر و پسری، علاوه بر گناه آلود بودن آن، معمولا عاقبت خوبی هم ندارد. توصیه می‌کنم وقت و انرژی خود را برای اینگونه روابط نامتعارف هدر ندهید  و این رابطه را هرچه زودتر قطع کنید؛ چرا که به صلاح هیچ کدامتان نیست. طولانی شدن این رابطه بیشتر باعث افزایش وابستگی و دلبستگی‌ می‌شود و در آینده قطع این رابطه برای طرفین بسیار سخت‌تر خواهد شد.

پی‌نوشت:
[1]. حرعاملي، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت (علیه‌السلام)، ج20، ص27.
[2]. همان، ص33.

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 252