فطرت توحیدی انسان را به چه چیزی سوق می‌دهد؟

13:59 - 1396/06/29

فطرت توحيدي انسان، را به سمت امور فرامادي و كمال‌طلبي سوق مي‌دهد. انبيا و رسولان الهي براي هدايت صحيح همين ويژگي اساسي و نيروي دروني انسان‌ها مبعوث شده‌اند تا اين گنج نهفته را براي بشريت مكشوف كنند.

پرسش: فطرت توحیدی انسان را به چه چیزی سوق می‌دهد؟

سرشت بشري براساس خلقتش، خود را محتاج به پرستش معبود و زندگي همراه با معنويت مي‌بيند.
فطرت توحيدي انسان، او را به سمت امور فرامادي و كمال‌طلبي سوق مي‌دهد. انبيا و رسولان الهي براي هدايت صحيح همين ويژگي اساسي و نيروي دروني انسان‌ها مبعوث شده‌اند تا اين گنج نهفته را براي بشريت مكشوف كنند. اما غالبا هر گنج و متاع گرانبهايي، نسخه‌هاي بدلي و يا التقاطي نيز همراه خود دارد كه يا به خاطر جهل جهال و يا به دليل مكر شيادان توليد مي‌شوند. در جهان مدرن كنوني نسخه‌هاي جعلي فراواني در مقابل «معنويت ناب» و «سعادت اصيل» شكل گرفته است. «مدرنيته» و تمسك به عقل ابزاري، بشر را از دين سنتي و «دستورات الهي» دور كرده است و همين امر سبب ظهور «جنبش‌هاي نوپديد ديني( New Religious Movements) يا (NRMs) شده است.
رشد قارچ‌گونه نحله‌ها و فرقه‌هاي گوناگون كه داعيه‌دار زندگي آرام و موفق براي بشر مدرن هستند در همين راستا قابل ارزيابي است كه متاسفانه كشورهاي اسلامي و كشور ما نيز از اين آسيب بي‌نصيب نمانده‌اند. با اينكه قريب به يك دهه از فعاليت چنين گروه‌هايي در كشور ما مي‌گذرد، اما به دليل عدم شناخت از اين پديده، برنامه‌ريزي و تدبير مناسبي در رابطه با آن صورت نپذيرفته است . بهزاد حميديه، از محققان و پژوهشگران در مورد «جنبش‌هاي نوپديد ديني» است و از اين پديده‌ها به عنوان «اديان بازاري» تعبير مي‌كند.
تاكنون وي 2 اثر در همين زمينه براي سازمان تبليغات اسلامي و موسسه مطالعات ملي تاليف كرده و در اين‌باره چندين مقاله، در مطبوعات و مجلات و... نگاشته است. در گفت‌وگو با اين پژوهشگر ديني، اطلاعات علمي و محققانه‌اي در مورد «اديان بازاري» ارائه شده است. كوتاه شده‌اي از ماحصل اين گفت‌وگو از نظرتان مي‌گذرد.
• به عنوان اولين سؤال در مورد نحوه ظهور و شيوع اين پديده توضيح دهيد؟
جنبش‌هاي نوپديد ديني در دوره‌اي كه دوره عطف به دوران بعد از مدرنتيه است و برخي متفكرين- به خصوص فرانسوي‌ها- آن را «پست مدرنيته» مي‌دانند، يعني از دهه 70 قرن بيستم به بعد و عمدتا در آمريكا و بالطبع كشورهاي اروپايي و بعد در شرق ظهور كرد. در مورد علت پيدايش اين‌گونه جنبش‌ها، بايد علت را در علل و عوامل معرفتي مدرنيته جست‌وجو كرد و علت اصلي را در نوعي تضاد هويتي انسان مدرن دانست.
انسان مدرن به علت برجسته شدن ارزش‌هاي عقلانيت ابزاري و اوج گرفتن اومانيسم و سوژه محوري، علي‌القاعده از دين و خدا و منابع هويت بخش مابعدالطبيعه جدا مي‌شود و مابعدالطبيعه جايگاه و اعتبار خودش را نزد او از دست مي‌دهد. بنابراين در يك خلأ هويتي گرفتار مي‌شود، اما دين به جهت فطري بودن و اينكه نياز ذاتي و مادر بشر است هرگز از زندگي انسان دست نمي‌كشد. از اين منظر مي‌بينيم كه نظريه جامعه‌شناسان سكولار كه معتقد بودند در اواخر قرن 20قطعا از دين در جوامع بشري نشاني نخواهد ماند، با شكست مواجه شده است. در اين ميان كشمكش‌هاي متضاد و دوجانبه، انسان مدرن را به بحران شديدي دچار مي‌كند.
در اين اوضاع يك دسته افرادي كه توانايي‌هاي خاصي در جذب اشخاص داشتند با استفاده از برخي خوارق عادت يا اموري تحت عنوان مسمريسم يا هيپنوتيزم يا امور ديگري از اين دست كه زندگي معمولي عادي بشر آنها را در خود سراغ ندارد و استفاده از قدرت‌ها و فنون ديگري مانند فن بيان، سخنوري، قواعد آرامش‌بخش، روان‌شناختي و علوم فراروان‌شناسي، داعيه‌دار برطرف كردن اين خلأ بشري شدند. در تاريخ ديني ديده‌ايم كه يك عده پيامبران ظهور مي‌كنند و داعيه‌شان برنامه‌اي سعادت‌بخش براي بشريت است كه از ما بعدالطبيعه آورده‌اند.
آنها با انجام معجزاتي كه ساير انسان‌ها قادر به انجام آنها نيستند، سبب مي‌شوند مردم برنامه‌هاي آنها را به عنوان يك برنامه سعادت‌بخش قبول كنند. حال اما در جنبش‌هاي نوپديد ديني نيز شبيه چنين روندي وجود دارد! عده‌اي در اين دوران وانفسا و بحران‌زده مدعي سعادت‌بخشي بشر مي‌شوند. از آن‌سو هم يك‌سري خوارق عادات و قدرت‌هاي روان‌شناختي و تاثيرگذار در روح آدمي، قدرت‌هاي شفابخشي، مغناطيس درماني و... از خود بروز مي‌دهند. اين مسائل باعث مي‌شود گروهي از انسان‌ها نسبت به آنها خاضع شوند و ادعاي آنها در مورد اين برنامه را قبول كنند. همين مقولات است كه باعث به وجودآمدن جنبش‌هاي نوپديد ديني شده است. البته بايد دانست بخشي از اين قدرت‌هاي خاص كاملا كذب است.
بسياري از اين مسائل شيادي است. البته ممكن است بعضي از آن ادعاها هم صادق باشد كه با استفاده از علوم‌شرقي- خصوصا هندي- كه از برخي رموز عالم مثال و يا عوامل مادي كه علم نوين به آنها دسترسي پيدا نكرده است ولي درست بوده است، استفاده كنند. اينها علوم خاصي بوده كه برخي از آنها براي جذب مردم استفاده مي‌كنند. نكته ديگر اينكه تقاضاي شديدي از سوي افراد براي كسب آرامش و مخصوصا موفقيت وجود دارد، چرا كه جامعه مدرن جامعه‌اي رقابتي است و مردم براي نيل به موفقيت‌هاي بيشتر به اين افراد روي مي‌آورند.
• با توجه به كثرت و فراواني اين‌گونه فرقه‌ها، به نظر مي‌رسد اين جنبش‌ها خصوصيت‌هاي مشتركي دارند، اين اشتراكات را چگونه تحليل مي‌كنيد.
اول اينكه اين جنبش‌ها با مدرنيته و مولفه‌هاي دنياي مدرن كاملا سازگاري دارند. دوم با سياست رابطه‌اي ندارند و خنثي هستند تا بتوانند در محيطي بهتر و بدون تعارض با حكومت‌ها رشد كنند. سوم: عمدتا التقاطي هستند و اديان مختلف را با هم جمع كرده‌اند. چهارم: به‌شدت عمل‌گرا هستند؛ يعني مثلا ادعا دارند مشكلات را در فلان مدت مشخص و كوتاه حل خواهد كرد و بيشتر معطوف به مشكلاتند. به عنوان نمونه فرقه آقاي«ت» مدعي طي مدارج عرفاني هستند اما در اين اوايل راه، كار درمان‌گري را پيش مي‌گيرند! اين حرف‌ها به نوعي مبتذل كردن مسائل رفيع است.
• چه تفاوت و تمايزي ميان ادعاي اينگونه افراد و عرفان و باطن‌گرايي سنتي وجود دارد؟
ابتدا اين توضيح را بدهم كه عرفان اسلامي با تمام عرفان‌هاي ديگر مسيحي، يهودي، هندي و... تفاوت‌هاي جدي دارد. لذا در باب تفاوت‌هاي اين جنبش‌ها با عرفان‌ها، عرفان اسلامي را از اين مقايسه خارج مي‌كنيم چون هيچ‌گونه سنخيتي با آنها ندارد. اما آنچه مي‌توان گفت تفاوت‌هايي بين باطن‌گرايي‌هاي سنتي با اين جنبش‌ها وجود دارد؛ البته باطن‌گرايي‌هاي سنتي هم گونه‌هاي متفاوتي دارند و در هر مورد مي‌توان به صورت جزيي بحث كرد. اما در اين فرصت، براي نزديك شدن به لايه‌هايي از بحث بايد توجه داشت كه در جنبش‌هاي نوپديد ديني غايت و همه تلاش‌ها متوجه حظ انسان است.
اين حظ و بهره هم گاهي معنوي است و گاهي مادي و Spiritual حظ معنوي عبارت است از يك معنايابي و هويت‌يابي در حيات و مرگ و نقاط‌ گذار عمر، مانند دوره كودكي به بزرگسالي، فرزنددارشدن تا مرگ. در اين نقاط گذر، هيچ معنايي پيدا نخواهد شد جز اينكه به يك غايت‌الغايات متصل شويم. اما از خود مي‌پرسيم چرا زندگي مي‌كنيم؟ چرا بايد كار كنيم؟ و... شايد جواب داده شود براي اينكه لذت ببريم. بعد اين سؤال پيش مي‌آيد براي چه لذت ببريم؟ و الي آخر و اگر اين متصل به يك غايت‌الغايات نشود انسان دچار نوعي سردرگمي، بي‌معنايي، وازدگي و نهيليسم مي‌شود، مگر آنكه با لذت‌ها و شهوات مادي تفكراتش دچار سكون و بي‌حسي و رخوت شود وگرنه علي‌القاعده اين سؤال‌ها براي هركسي پيش مي‌آيد.
اين جنبش‌ها (NRMs) در واقع ادعا دارند كه ارائه معني مي‌كنند و مي‌خواهند به انسان‌هاي مدرن يك مفهوم و معنا ببخشند؛ آن هم در زماني كه ماوراءالطبيعه غايب و وارد حوزه غيرعقلاني شده است. اين موارد در بعد معنوي‌اش بود. در بعد مادي هم يك طيف متكثري ادعا مي‌كنند كه مي‌توانند از شخص، يك مدير موفق بسازند تا ثروت فراوان برايش ايجاد كند و يا آرامش رواني را براي او به ارمغان آورند. مواردي مانند تسلط و اعتماد به نفس، شفابخشي نيز در همين مقوله مي‌گنجد. پس همه‌چيز در اين جنبش‌ها معطوف به انسان، آن هم انسان فردي است.
حتي اگر اينها از صلح جهاني صحبت مي‌كنند به فرد بازمي‌گردد. يعني تمام فوايد عايد فرد مي‌شود. ادعا مي‌كنند انسان قدرت‌هاي فراوان دارد يا يك انرژي بيروني مانند انرژي كيهاني براي انسان قائل مي‌شوند كه انسان قدرت دارد از اين انرژي براي مقاصد خودش بهره ببرد. پس غايت معطوف به انسان است. از طرفي مبدأ آن نيز انسان است. از انسان آغاز و به او ختم مي‌شود! اينها نمي‌توانند ثابت كنند كه قادر به تامين وعده‌هاي خود هستند.
محققان مي‌توانند با بررسي و تحقيق در هر يك از اين جنبش‌ها ملاحظه كنند چندنفر از اين افراد كامياب شده‌اند؟ و يا برعكس چند نفر را به فساد كشيده‌اند؟ در مورد آنهايي را كه كامياب كرده‌اند تا چه مدت اين كاميابي‌شان طول كشيده است؟ آيا دائمي بوده يا موقتي؟ معمولا اين امور از روي خواص اذكار، اوراد، مغناطيس درماني و تلقين و... ايجاد شده است و بعد به حالت اول برمي‌گردد! اينها را مي‌توان آمار گرفت و يك كار ميداني انجام داد. البته ممكن است برخي افراد را به طور مصداقي معرفي كنند كه موفقيت‌هايي داشته‌اند و متاسفانه مردم عادي هم با يك استقراي ناقص- بلكه انقص – فريب آنها را بخورند.

برگرفته از سایت پرسمان دانشجویی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.