زمینه‌های پیدایش معنویی‌گرایی نوظهور چیست؟

13:37 - 1396/06/29

زمینه‌های پیدایش معنویی‌گرایی نوظهور می‌تواند از چند عامل سرچشمه گرفته باشد از جمله: میل طبیعی و فطری انسان به معنویت، تبلیغات گستردة گروه‌های معنویت‌نما، شک نظام‌های مادی و سرخوردگی از عقلانیت و علم مدرن.

پرسش: زمینه‌های پیدایش معنویی‌گرایی نوظهور چیست؟

با نگاهی گذرا به وضعیت دین و معنویت در عصر جدید، این حقیقت را تصدیق خواهیم کرد که بشر جدید پس از وقفه‌ای نسبتاً طولانی بار دیگر به سوی دین و معنویت رو آورده است؛ از این‌رو کتاب‌های نوشته شده با موضوع عرفان و معنویت با استقبال کم‌نظیری مواجه شده‌اند. اما علل و عوامل این گرایش چیست؟ در ادامه، به برخی از مهم‌ترین عوامل اشاره می‌کنیم:

1. میل طبیعی و فطری انسان به معنویت

همة انسان‌ها فطرت الهی دارند که آن‌ها را به سوی خداوند فرا می‌خواند و این صدایی است که هیچ‌گاه خاموش نمی‌شود و نوری است که فروغ آن افول نمی‌کند، )لاَتَبْدِیلَ لِخَلْقِ الله(. فطرت همان بعد ملکوتی و روحانی انسان است که در عالم الست و در محضر ربوبی، پروردگار خود را به روشنی شناخته است. چنانچه عبدالله‌بن سنان از امام صادق(ع) پرسید: کدام فطرت است که آیة شریفة )فِطْرةَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا(از آن یاد کرده است؟ امام فرمود: اسلام است که وقتی خداوند از بشر بر توحید خویش پیمان می‌گرفت، به مؤمن و کافر فرمود: )ألَسْتُ بِرَبِّکُم(.

ابن مسکان می‌گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: گواهی گرفتن که در آیة )وَ إِذْ أخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَی‏ أَنْفُسِهِمْ أ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ( آمده، آیا حقیقت دارد؟ فرمود: آری، اما مردم آن را از یاد برده‌اند، ولی اصل آن معرفت را از دست نداده‌اند و به زودی به یاد خواهند آورد و اگر معرفت هم از دست می‌رفت، هیچ‌کس نمی‌فهمید که خالق و روزی دهنده‌اش کیست.

فطرت لایه‌ای از وجود انسان و شأنی از هستی اوست که در محضر خدا حاضر بوده و شاهد جلال، جمال، شکوه، کمال، نور، علم، قدرت، لطف، رحمت و سایر کمالات اسمائی و جلوه‌های صفات عالی الهی است. کسی که کتاب فطرت را مطالعه کند، به خدا می‌رسد و فطرت، دعوت رسای خداست که از درون هر انسان برخاسته است و او را به مقصد حقیقی و اصل خویش فرا می‌خواند. طبیعت انسان همین تن مادی است که بیشتر مردم، خود را با آن اشتباه می‌گیرند و فراموش می‌کنند که در حقیقت، روح‌اند و هویت اصلی‌شان منوط به فطرت و بعد ملکوتی‌شان است.

اگر انسان‌ها، فطرت الهی خویش را در نظر نگیرند، از هدایت‌های فطری محروم و در خواسته‌های مادی گرفتار می‌شوند؛ در این صورت فریفتة اموری خواهند شد که مطلوب حقیقی و مورد تمنای فطرت نیست. البته هدایت فطری و دعوت الهی که نور او در وجود ماست، هیچ‌گاه خاموش نمی‌شود؛ اما کسانی‌که از پسِ حجاب طبیعت آن را می‌بینند و می‌شنوند، از ملاقات با حقیقت ناب محروم شده، از کژراهة تمناهای طبیعی برای تحقق خواسته‌های فطری می‌کوشند و خود فریبی معنوی از همین‌جا آغاز می‌شود. در این وضعیت انسان در پی خواسته‌های طبیعی می‌رود و می‌پندارد که حقیقت و معنویت را خواهد یافت یا خواسته‌های مادی و عادی خود را معنویت و مصداق راستین نیاز فطری خویش می‌انگارد.

معنویتِ‌ نماهای نوظهور، در راستای تمنای فطری انسان هستند، اما پاسخی مسخ شده به آن می‌دهند. گروه‌هایی نظیر اشو و کوئیلو عشقی هوسناک و ‌آلوده را پیشنهاد می‌کنند. فطرت ما تشنة مشاهده عظمت و شکوه و جلال خداوند است، اما سردمداران این مکاتب پاسخ آن را با کلیپ‌ها و موسیقی هولناک می‌دهند. ما شیدای پرستیدن هستیم اما سای بابا خود را خدای پرستیدنی و خالق هستی معرفی می‌کند.

2. تبلیغات گستردة گروه‌های معنویت‌نما

تبلیغات گسترده و فراوان و جذاب گروه‌های معنویت‌نما در کشورهای غربی و اروپایی، یکی از علل روی آوری بشر جدید به سوی معنویت است. آنان با ابزارهای متعدد و متنوعی که دارند، شگردهای مختلفی برای بهره‌برداری مناسب از این جوّ جهانی به کار می‌گیرند. در این قسمت به اختصار به برخی از فعالیت‌های آنان در این زمینه اشاره می‌کنیم:

الف) طراحی کارتن‌های ماورایی و معنوی؛ اندیشمندان به این حقیقت مهم تصریح کرده‌اند که یکی از مهم‌ترین شیوه‌های تعلیم و تربیت، بازی‌های کودکان و سرگرمی‌های آنان است. افلاطون عقیده داشت که برای ساختن یک مدینة فاضله، اولیا باید از همان دوران کودکی به بازی‌های کودکان نظارت داشته باشند؛ زیرا به وسیلة بازی‌ها می‌توان به صورتی غیر محسوس، ویژگی‌های شخصیتی و اخلاقی آنان را شناسایی و برای آیندة آنان تصمیم‌گیری کرد و نیز در صورت نیاز می‌توان رفتارهای آنان را از همین راه تغییر داد.

نوع بازی در تغییر نگرش اخلاقی و رفتار افراد تأثیر چشم‌گیری دارد. به وسیلة بازی‌ها می‌توان آنان را نسبت به تحقیر سنت‌ها تحریک کرد. افلاطون می‌گوید: <مردمان به تغییرهایی که در بازی‌ها داده‌ می‌شود، به دیدة بی‌اعتنایی می‌نگرند و معتقدند که این گونه امور جزئی نمی‌توانند منشأ زیان باشند. بدین جهت درصدد چاره‌جویی بر نمی‌آیند و جوانان را آزاد می‌گذارند، غافل از اینکه جوانان که در بازی‌ها بدعت یا نوآوری می‌آورند، مردانی خواهند شد غیر از مردان پیشین؛ در جستجوی زندگی دیگری خواهند بود و سازمان‌ها و قوانینی دیگر خواهند خواست>.

غربیان از این حقیقت در راستای اهداف خودشان به خوبی استفاده می‌کنند. در آن کشورها، بسیاری از کارتن‌ها و برنامه‌های سینمایی و تلویزیونی، براساس فلسفه‌ها و اندیشه‌هایی است که همگی به گونه‌ای در مسیر تقویت ارزش‌های لیبرالیستی جهت‌گیری شده است. در عرصة معنویت و عرفان نیز با تکیه بر برخی از مبانی عرفانی، فیلم‌ها و کارتن‌های زیادی ساخته‌اند: مانند <اکیوسان>، <دو قلوهای افسانه‌ای>، <آلیس در سرزمین عجایب> و <پینوکیو>.

برای مثال، اکیوسان کودکی است که شکل و شمایل بوداییان را دارد و تمرین‌های آنان را به نمایش می‌گذارد و یا پیام‌ معنوی کارتن دوقلوهای افسانه‌ای این است که اتحاد و الصاق دو جنس مخالف با یکدیگر موجب پیدایش قدرتی ماورایی است. این پیام، از عرفان بودایی و مکتب اوشو و معنویت کوئلیو اخذ شده است.

ب) بازی‌های رایانه‌ای؛ یکی از تأثیرگذارترین ابزارها در کودکان و نوجوانان، بازی‌های رایانه‌ای است. به عنوان مثال: بازی <جهنم خلیج فارس> که به بازی <یا مهدی(عج)> معروف است، در جهت شرطی کردن کودکان و نوجوانان در مقابل شعار الله اکبر و نام مهدی(عج) و به منظور ایجاد تنفر از این دو حقیقت بزرگ اسلامی طراحی شده است.

ج) رمان‌ها و داستان‌های خیالی؛ رسانه‌های نوشتاری در شکل‌دهی به افکار نوجوانان و جوانان نقش به سزایی دارد. به همین دلیل برنامه‌ریزان فرهنگ غرب از این ابزار جهت تضعیف معنویت حقیقی و اسلامی و تقویت معنویت‌های دروغین به خوبی بهره می‌گیرند. به عنوان مثال، داستان‌های خیالی هری پاتر که در هفت جلد به بیش از شصت و شش زبان ترجمه شده است.

محتوای داستان‌های هری پاتر کاملاً معنوی است، اما معنویت‌ منهای خدا و دین. در این کتاب‌ها به جای تعلیم‌ هدایت بخش پیامبران، تعالیم جادویی مطرح شده است. این رمان بر پایة اندیشة اومانیسم (انسان محوری) شکل گرفته است و دو مقولة جادو و سحر را تقدیس می‌کند. حتی نویسندة این کتاب‌ها، در مصاحبه‌ای اعلام کرد قهرمان داستان هری پاتر همجنس باز است و بدین ترتیب کوشید با تکیه بر محبوبیت قهرمان داستانش، خوانندگان را به همجنس‌بازی سوق دهد! مسأله‌ای که حتی اعتراض بسیاری از والدین غربی و اروپایی را برانگیخت.

3. شک نظام‌های مادی

در قرن بیستم حدود نیمی از مردمان دنیا در اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا دلبستة نظام کمونیسم و مارکسیسم شده بودند. نظام‌هایی که یکی از اصلی‌ترین شاخصه‌های آن‌ها، دین‌گریزی بود و معنویت را افیون ملت‌ها می‌دانستند و مبارزه با آن را وظیفة حتمی خود تلقی می‌کردند. اما دنیا در اواخر قرن بیستم با کمال تعجب و در عین ناباوری، شاهد فروپاشی و ورشکستگی رسمی این دو نظام بود. همگان این حقیقت را فهمیدند که این‌ها سرابی بیش نبوده و حتی از پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی بشر نیز عاجزاند.

این حقیقت به گرایش دین‌خواهی و معنویت طلبی مردم موج تازه‌ای داد. افزون بر این، در کشورهایی همچون چین و کوبا که به طور رسمی هنوز این نظام‌ها حاکمیت دارند، دیگر آن مخالفت‌های شدید با دین و معنویت دیده نمی‌شود؛ بلکه به گونه‌ای می‌کوشند تا نوعی معنویتِ هم سنخ با ماده‌گرایی را رواج دهند.

به همین دلیل نه تنها با معنویت سرخ‌پوستی و سکولار مخالفت نمی‌کنند؛ بلکه به ترویج چنین معنویت‌هایی می‌پردازند و با امکانات رسانه‌ای و تبلیغی سعی می‌کنند، برای ارضای عطش معنوی ملت‌های خود، معنویت‌های دروغین را ترویج کنند.فیدل کاسترو، رهبر نظام کمونیستی کوبا، دربارة پایان مدت رهبری‌اش می‌گوید: <تا وقتی که خدا بخواهد ادارة کشور را در دست خواهم داشت، ابتدا خواست خدا و اراده خدا و پس از آن خواست و ارادة مردم بالاتر از هر چیزی است>.

4. سرخوردگی از عقلانیت و علم مدرن

از حدود چهارصد سال پیش در مغرب زمین اندیشه‌ای پیدا شد که بعدها تمام جهان را فرا گرفت و آن ایده توانایی بشر در تأمین سعادت و بی‌نیازی از دین و تعالیم مقدس بود. انسان دورة رنسانس پنداشت که با سه شعار <عقل>، <طبیعت> و <پیشرفت> می‌تواند بهشت موعود را در زمین بنا کند و دیگر نیازی به دین، معنویت و خداوند ندارد.

اما با گذشت قرن‌ها و وضعیت فلاکت بار زمین در قرن بیستم و پس از دو جنگ ویرانگر جهانی و آسیب‌های گستردة محیط زیست به واسطة تکنولوژی و رشد دانش بشری در سه شعار عصر روشنگری تردید جدی پدید آمد، آیا عقل برای فهم هر آنچه که به سعادت می‌انجامد، کافی است؟ آیا طبیعت تنها حقیقت هستی است و جهانی فراتر از آن وجود ندارد؟ و آیا پیشرفت علمی و مادی می‌تواند به خوشبختی و کامیابی بشر منجر شود؟

این تردیدها مرحلة نوینی را بر تمدن کنونی بشر ایجاد کرده است که آن را دورة <پست مدرن> می‌نامند. در این دوران مرز میان مدرن و کهن کم‌رنگ شده و بشر، درمان ناکامی‌ها و جبران شکست‌های خود را در میراث کهن بشری از جمله معنویات می‌جوید. شکست علم، تکنولوژی، اصالت عقل دنیا اندیش، طبیعت‌گرایی افراطی و نفی ماورا، زمینه‌ساز رویش و پیدایش فرقه‌های نوظهور معنویت‌گرا بوده است.

معنویت‌های نوظهور می‌کوشند عالم غیب و فرا طبیعت را با راه‌های مرموز و سحر‌آمیز و غیر عقلانی جستجو کنند. اکنکار، یکی از مکاتب نوظهور عرفانی، مصداق بارز این نگرش به عالم است که با طرح ایده سفر روح به عوالم بالا، از طبیعت فرا رفته و با راه‌هایی که پیشنهاد می‌کند، عقل را با شیوه‌های دیگری جایگزین کرده است و می‌خواهد به جای پیشرفت در زمین، تعالی و عروج روح را به انسان معاصر پیشنهاد کند.

برگرفته از سایت پرسمان دانشجویی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.