یکی از دغدغه‌های مهم در جوامع اسلامی چیست؟

13:33 - 1396/06/29

یکی از دغدغه‌های مهم در جوامع اسلامی، مسأله معنویت‌های نوظهور، فرقه گرایی و رواج اندیشه‌های خرافی در دنیای معاصر بوده است، لذا احیای معنویت دینی همراه با خصیصه بزرگ و برجسته عرفانی حضرت امام شناختن عرفان ناب اسلامی لازم و ضروری به نظر می‌آید.

پرسش: یکی از دغدغه‌های مهم در جوامع اسلامی چیست؟

یکی از دغدغه‌های مهم در جوامع اسلامی، مسأله معنویت‌های نوظهور، فرقه گرایی و رواج اندیشه‌های خرافی در دنیای معاصر بوده است. با ظهور انقلاب عظیم اسلامی و احیای معنویت دینی همراه با خصیصه بزرگ و برجسته عرفانی حضرت امام(قدس ره) شناختن عرفان ناب اسلامی و مطالعه‌ای جامع در مجموعه آثار عرفانی لازم و ضروری به نظر می‌آید.در شمارة گذشته به زمینه‌های پیدایش معنویت‌گرایی نوظهور اشاره شد، از جمله: 1. میل طبیعی و فطری انسان به معنویت، 2. تبلیغات گستردة گروه‌های معنویت‌نما، 3. شکست نظام‌های مادی، 4. سرخوردگی از عقلانیت و علم مدرن.

شاخصه‌های عرفان واقعی

شناخت ویژگی‌ها و شاخصه‌های عرفان حقیقی ما را به گوهر شناسانی تبدیل می‌کند که با ابزارهایی که در اختیار دارند می‌توانند گوهر اصیل را از گوهر نما به آسانی تشخیص دهند و در نتیجه به دام فروشندگان تقلبی گرفتار نشوند. به همین دلیل معیارهایی را برای بازشناسی عرفان حقیقی از عرفان دروغین ارائه می‌دهیم:

1. نیل به کمال

هدف نهایی عرفان حقیقی رسیدن به کمال و قرب الهی و رؤیت و شهود حضور خداوند است. عرفان حقیقی بر خلاف بسیاری از معنویت‌های جدید که <شادی و نشاط و امید به زندگی> را هدف نهایی خود می‌دانند، خود را اسیر اهدافی ابزاری نکرده است و تحصیل این‌ها را تنها در سایة <قرب الهی> می‌داند و معتقد است: (ألاَ بِذِکْرِ ٱللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ).

در عرفان حقیقی انسان به معرفتی می‌رسد که بی‌واسطه است؛ معرفتی که با آن، انسان با دل خویش و تمام وجود خدا را بیابد. این معرفت همان چیزی است که در زبان آیات و روایات به <تُدْرِکُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الإیمَان> و نظایر آن تعبیر شده است. این شناخت دارای مراتب بسیاری است و برخی از بندگان شایسته خداوند و در صدر آنان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع)به عالی‌ترین مراتب چنین معرفتی دست یافته‌اند.

2. مطابقت با فطرت

از ویژگی‌های عرفان حقیقی این است که با فطرت انسان و امیال فطری او کاملاً هماهنگ و سازگار است؛ زیرا اصل و ریشة حقیقت عرفان که <قرب الهی> است از نهاد و فطرت انسان بر می‌خیزد. بنابراین، راهی که ما را به این هدف می‌رساند، برخلاف فطرت انسانی نخواهد بود. این مسأله دربارة سایر ادیان آسمانی نیز صادق است و یکی از نشانه‌های ادیان باطل همین است که مشتمل بر افکار و قوانینی هستند که با فطرت انسانی سازگار نیست.

قرآن کریم دربارة مطابقت ادیان الهی با فطرت انسانی می‌فرماید: (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ ٱللَّهِ الّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیَلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ) ؛ <پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی دین کن، با همان سرشتی که خدا، مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدا تغییر پذیر نیست. این است همان دین پایدار>. روایاتی در تفسیر این آیه آمده است که آن‌ها را با فطرت <توحید> آفرید.

اینکه انسان تنها موجودی را پرستش کند که همة وجودش از اوست، امری مطابق با فطرت و سرشت انسان است. رمز پایداری دین الهی این است که با فطرت انسانی مطابقت دارد و از آنجا که فطرت و طبیعت بشر امری غیر قابل تغییر است، دین و برنامه‌ای هم که براساس فطرت انسان طراحی شده، می‌تواند همواره پایدار بماند. طبیعتاً عرفان نیز به عنوان بخشی از دین، یکی از مشخصه‌های اصلی و بارز آن، مطابقت با فطرت خواهد بود.

3. مطابقت با شریعت

سومین شاخصه‌ای که عرفان راستین دارد، عدم مخالفت با شریعت است. عرفان حقیقی نمی‌تواند از مسیری حاصل شود و یا به نتیجه‌ای برسد که خلاف دین و شریعت باشد و این ویژگی در جای‌جای کتاب و سنّت مورد تأکید قرار گرفته است. در آیات متعددی از قرآن بر اطاعت از خدا و رسول تأکید شده است. در اینجا به برخی از آیات اشاره می‌کنیم: (اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ ربِّکُمْ وَ لاَ تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أوْلِیاءَ) ؛ <آنچه از جانب پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است را، پیروی کنید و از اولیا و معبودها [ی دیگر] پیروی نکنید>. یا در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: (قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ) ؛ <بگو: اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستدار شما شود>.

با عرفان حقیقی، انسان می‌خواهد در درجات معرفت و محبت خداوند تا مقام <فنای فی‌الله> نائل شود. خداوند به پیامبر خطاب می‌کند که به مدعیان عشق الهی بگو اگر واقعاً عاشق و دوستدار خداوند هستید، راهی جز پیروی از سنت پیامبر ندارید. علاوه بر آیات قرآن، در بسیاری از روایات نیز بر آن تأکید شده، به عنوان نمونه، در <صلوات شعبانیه> آمده است: <اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجٰارِیَةِ فِی اللّجَجِ الغٰامِرَةِ یَأمَنُ مَنْ رَکِبَها و یَغْرَقُ مَن تَرَکَهٰا المُتَقَدِّمُ لَهُم مٰارِقٌ وَ الْمُتأخِّرُ عَنْهُم زٰاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُم لاٰحِقٌ ؛ خدایا بر محمد(ص) و آل او درود فرست، کشتی روان در گرداب‌های بی‌پایان که هر که سوار آن شود در امان است و هر که آن را وانهد غرق گردد. هر که از آن‌ها پیش افتد از دین جَسته و خارج شده باشد و هر که از آن‌ها عقب افتد نابود است و همراه و ملازم ایشان به حق واصل گردد>.

در زیارت جامعة کبیره نیز که از معتبرترین زیارات است، در وصف اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) چنین آمده است: <فَالرّاغِبُ عَنْکُم مٰارِقٌ وَ اللاّزِمُ لَکُم لاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فی حَقّکُم زاهِقٌ وَ الحَقُ مَعَکُمْ وَ فیکُمْ وَ مِنْکُم وَ إلَیْکُم وَ أنْتُم أهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ ؛ روگردان از شما از دین خارج شده و ملازم شما به حق رسیده و مقصر در حق شما نابود است و حق با شما و در شما و از شما و به سوی شما است و شما اهل آن و معدن آن هستید>.

از این قبیل آیات و روایات به خوبی بر می‌آید که شرط رسیدن به سرمنزل مقصود، حرکت در چارچوب ضوابط و احکام دین و شریعت و دنباله‌روی کامل از خدا و رسول(ص) و امامان معصوم(ع) است. در این مسیر اگر کسی می‌خواهد به سرگردانی و حیرانی و ضلالت و گمراهی گرفتار نشود، باید کاملاً ملازم و همراه پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) حرکت کند، نه یک قدم جلوتر و نه یک گام عقب‌تر.

4. هماهنگی بین دنیا و آخرت

اسلام می‌پذیرد که انسان دارای دو بعد مادی و معنوی، ناسوتی و ملکوتی و دو سنخ تمایلات حیوانی و انسانی است؛ اما نمی‌پذیرد که این دو لزوماً با یکدیگر در تعارضند و لازمه توجه و پرداختن به هر یک، نفی دیگری و دور شدن از تکامل آن است. عرفان حقیقی، دنیا را مقدمه آخرت و پلی برای وصول به آن می‌داند. دعوت به کناره‌گیری مطلق از دنیا و نادیده گرفتن اقتضائات آن از ویژگی‌های عرفان‌های دروغین و کاذب است. اولیای دین به شدت با این اندیشه به مبارزه پرداخته‌اند. داستان مناظرة سفیان ثوری و یارانش با امام صادق(ع) در این زمینه مشهور است.

در این گفتگو امام(ع) به شدت با تفکر جدایی دین و دنیا مخالفت می‌کند و انحرافات فکری مدافعان این اندیشه را بر ملا می‌سازد. آنچه اسلام در همة امور، اعم از مادی و معنوی مطرح می‌کند و آن را در حرکت تکاملی انسان مؤثر می‌داند، مسأله <نیت> و <انگیزه> است. انسان کارهایش، اعم از مادی و معنوی را یا به انگیزه <خداخواهی> انجام می‌دهد یا به انگیزة <خود خواهی>. تزاحم بین امور مادی و معنوی، دنیوی و اخروی نیست، بلکه تزاحم بین این است که انسان خود پرست و هواپرست باشد یا خدا پرست (أفَرَأَیْتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إلـٰهَهُ هَوَاهُ وَ أضَلَّهُ اللهُ عَلی عِلْمٍ) ؛ <پس آیا دیدی کسی را که هوای نفس خویش را معبود خود قرار داده و خداوند او را دانسته و علیرغم برخورداری از آگاهی و علم) گمراه گردانیده است؟>.

در عرفان صحیح اسلامی پرداختن به امور دنیایی لزوماً به معنای دوری از آخرت و معنویت نیست؛ بلکه اگر با نیت و انگیزه درست و الهی باشد، عبادت و اطاعت خداوند و در راستای قرب الهی است. این آموزه یکی از تفاوت‌های اساسی و بسیار مهم روش سیر و سلوک و عرفان اسلامی با عرفان‌ها و روش‌های سیر و سلوک دیگر است.

برگرفته از سایت پرسمان دانشجویی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.