آیا گفتن حقیقت در ازدواج لازم است؟

21:52 - 1391/12/18

بعضی دختران ویا پسران در گذشته دوست پسر و یا دوست دختر داشته اند وبا یکدیگر در ارتباط بودند،ولی سالهاست این ارتباط قطع شده ایا گفتن ...

حلقه

آیا گفتن حقیقت همه جا لازم است؟

بعضی دختران ویا پسران در گذشته دوست پسر ویا دوست دختر داشته اند وبا یکدیگر در ارتباط بودند،ولی سالهاست این ارتباط قطع شده ایا گفتن چنین حقیقتی به سوددختریاپسراست؟ویا اگر نگوییم خلاف حقیقت می باشد؟
لازم نیست شما چنین حقیقتی رابیان کنید، زیرا که یکی از جاهایی که ممکن باشد گفتن حقیقت حرام باشد ومفسده یه دنبال خود دارد همین جا می باشد چرا که اعتراف به گناه در مقابل دیگران خودش گناهی دیگر است نسبت به گذشته خود توبه کنید ومواظب باشید این اعمال تکرارنشود واز ان تبری جویید دلیل نگفتن این است که ممکن است دراینده زندگی رامتلاشی ونابود کند. آقایان وخانومها در این مساله آسیب پذیزمی باشندخاصاً خانمها ضرر بیشتری از لحاظ اجتماعی وحیثیتی باید تحمل کنندتنها راحل این است که به آینده زندگی خود فکر کنیدبه آن دل بسته وآن را بسازید که شیرینی آینده بالاتر ازگفتن یک کلمه حقیقت؛که تماماً نابود کننده وویرانگر است وهیچ وقت بازگشت وفرصتی در آن نیست خیلی از دختر وپسرها بقول خودشون احساس گناه میکنند ومیخواهند صداقت داشته باشنداز روی دلسوزی رابطه ویا دوستی قبلی خود را به شوهر میگویند علاوه براینکه اعتراف به گناه در جلوی بقیه گناه است باعث برهم خوردن رابطه زناشویی تان وهمچنین چرکین شدن دل دوطرف نسبت بهم میشود وشاید باهم ادامه زندگی بدهند ول قطعا در دل اونها تاثیر میگزارد ودید اونها نسبت بهم تغییر خواهد کرد.

 

منبع ؛ازدواج گامی به سوی سعادت،نویسنده یدالله نفری

لازم به ذکر است اگر احتمال داده شود که طرف مقابل در آینده به این روابط پی خواهد برد و خواهد فهمید در این صورت بهتره مطرح شود (راههای مطرح کردنش در آینده گفته خواهد شد) چون اگر مخفی بماند ممکنه همین امر موجب نابودی زندگی زوجین شود.

نظرات

تصویر هادی صالحی
نویسنده هادی صالحی در

یادم میاد در بدو شروع خواستگاری بقدری روی این قضیه حساس بودم که هیچ چیز دیگر غیر از نجابت را ملاک قرار نمیدادم تا چشم باز کردم 35 ساله شدم حالا سرم به سنگ خورده و اصلا توجه ای به این مسائل ندارم

تصویر پریسا
نویسنده پریسا در

من خیلی تو گذشته خطا کردم یه خواستگار داشتم از همه نظر عالی بود احساس کردم اگر بهش نگم عذاب وجدان میگیرم و گفتم اما باعث جداییمون شد البته این خطا رو با خودشم داشتم .همدیگرم خیلی دوست داریم بعد گذشت 7 ماه دوباره باهمیم میدونه که با من خوشبخت میشه ولی نمیتونه کنار بیاد بهشم گفتم توبه کردم . لطفا راهنماییم کنید چطور این قضیه رو درست کنم؟ مرسی

تصویر مریم
نویسنده مریم در

سلام من الان 8ماه هس که همسرم مرا بخاطر مادرش رها کرده است ما نامزد بودیم و زندگی تشکیل ندادیم.من در این 8ماه خیلی خودمو کوچیک کردم که ایشون برگرده ولی گفت فقط واسه ی طلاق اقدام کن من هم بعد از 8ماه الان راضی به طلاق تفاهمی شدم ولی ایشون خبری ازشون نیس.الان یه هفته ای میشه که با پسری آشنا ولی هنوز او را ملاقات نکردم از من خوشش اومده و میخواد با مادرش درموردم حرف بزنه من میخوام بهش بگم ولی نمیتونم بنظرتون چیکار کنم ؟کمکم کنید

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.