محبوبیت اجتماعی معلول صداقت

12:44 - 1396/02/10

صداقت و راستگویی گاهی در صحنه اجتماع و فعالیت‌های سیاسی و عملکرد شخصیت‌ها مصداق و مورد پیدا می‌کند. اما بعضی فریب‌کارانه شعار مردم‌دوستی و حمایت از خلق و دفاع از مظلومین و محرومین سر می‌دهند. صدق در گفتار و صداقت در کردار، انسان را محبوب دل‌ها و مورد اعتماد مردم می‌گرداند. برعکس، تصنع و تظاهر و ریا و نفاق و دروغ، هم فرد را در جامعه بی‌اعتبار و نزد خداوند، مطرود می‌سازد، هم پیوندهای اجتماعی را می‌گسلاند.

صداقت

صدق، تنها به‌عنوان یک خصلت فردی، یا احیاناً در معاشرت‌های خانوادگی و دوستانه نیست. در صحنه اجتماع و فعالیت‌های سیاسی و عملکرد شخصیت‌های مشهور هم مصداق و مورد پیدا می‌کند. گاهی کسانی برای خودنمایی و شهرت‌طلبی به مبارزه می‌پردازند، تا خود را به‌عنوان چهره‌ای انقلابی بشناسانند. برخی هم از روی تعهد و تکلیف دینی و شعور انسانی مبارزه می‌کنند. «صداقت سیاسی»، آن است که عملکردها، شعارها، اهداف و جهت‌گیری فعالان سیاسی، برخاسته از ایمان و الهام گرفته از تعهد و برای کسب رضای الهی باشد و از هرگونه «سیاسی‌کاری» و دروغ و جعل و تهمت و کتمان حقایق پرهیز شود.
تفاوتی که میان «سیاست علوی» و شیوه معاویه بود، ریشه در همین مساله داشت. معاویه برای رسیدن به مقاصد خود از هیچ خلاف شرع و دروغ و تزویر و خیانتی ابا نداشت. اما آنچه دست حضرت علی (علیه السلام) را بسته بود که نمی‌توانست همچون امویان رفتار کند، «تقید و تعهد به شرع و حق» و «صداقت سیاسی» بود و آنچه سبب شد آن امام راستین، حتی یک روز هم بر سرکار بودن معاویه را تحمل نکند و علی‌رغم مصلحت‌اندیشی‌های برخی، او را کنار بگذارد، همان صداقت سیاسی بود، وگرنه می‌توانست تا محکم‌تر شدن پایه‌های حکومتش با معاویه ‌«معامله سیاسی» کند، سپس او را برکنار کند. (محدثی جواد، اخلاق معاشرت، ص 87)

صدق، تنها به‌عنوان یک خصلت فردی، یا احیاناً در معاشرت‌های خانوادگی و دوستانه نیست. در صحنه اجتماع و فعالیت‌های سیاسی و عملکرد شخصیت‌های مشهور هم مصداق و مورد پیدا می‌کند. گاهی کسانی برای خودنمایی و شهرت‌طلبی به مبارزه می‌پردازند، تا خود را به‌عنوان چهره‌ای انقلابی بشناسانند. برخی هم از روی تعهد و تکلیف و سوز دینی و شعور انسانی مبارزه می‌کنند.

بعضی فریب‌کارانه شعار مردم‌دوستی و حمایت از خلق و دفاع از مظلومین و محرومین سر می‌دهند. برخی هم به‌راستی قلبشان برای مردم‌می‌تپد و صادقانه به مردم عشق می‌ورزند و برای نجات و رستگاری و بهروزی آنان می‌کوشند. برخی برای جلب حمایت مردم و جذب «آراء»، به وعده‌ دادن می‌پردازند و مردم را جذب می‌کنند، برخی هم صادقانه برای ادای وظیفه و خدمت به جامعه در عرصه «انتخابات» شرکت می‌کنند. چه بسیار از جوانانی که فریب «شعارهای سیاسی» و «حرف‌های داغ و انقلابی» را خورده و می‌خورند و جذب کسانی می‌شوند که فاقد صداقت‌اند. فعالیت‌های گروهک‌ها در اول انقلاب در جذب جوانان و چهره به‌ظاهر انقلابی برخی سران احزاب و سازمان‌های فلسطینی نیز شاهدی از همین نیرنگ‌بازی‌هاست.

«صداقت سیاسی»، آن است که عملکردها، شعارها، اهداف و جهت‌گیری فعالان سیاسی، برخاسته از ایمان و الهام گرفته از تعهد و برای کسب رضای الهی باشد و از هرگونه «سیاسی‌کاری» و دروغ و جعل و تهمت و کتمان حقایق پرهیز شود و استقامت بر سر مواضع حق، دستخوش کشاکش منفعت‌طلبی و خودمحوری نگردد. کسی که اهداف اصلی خود را در یک عمل سیاسی از دید مردم پنهان می‌کند و با «مرحله‌ای عمل کردن»، از جو صداقت عمومی سوءاستفاده می‌کند و موقعیت موجهین را وجه‌المصالحه امیال و اهداف خویش می‌سازد و درنهایت، به «خود» بیش از «حق» می‌اندیشد، «صادق» نیست. صداقت سیاسی آن است که کسی از شعار و منطق «هدف، وسیله را توجیه می‌کند» بهره نگیرد و در عملکرد سیاسی خود به چارچوب شرع و حق و معیارها و ارزش‌ها پایبند باشد.

تفاوتی که میان «سیاست علوی» و شیوه معاویه بود، ریشه در همین مساله داشت. معاویه برای رسیدن به مقاصد خود از هیچ خلاف شرع و دروغ و تزویر و خیانتی ابا نداشت. اما آنچه دست حضرت علی (علیه السلام) را بسته بود که نمی‌توانست همچون امویان رفتار کند، «تقید و تعهد به شرع و حق» و «صداقت سیاسی» بود و آنچه سبب شد آن امام راستین، حتی یک روز هم بر سرکار بودن معاویه را تحمل نکند و علی‌رغم مصلحت‌اندیشی‌های برخی، او را کنار بگذارد، همان صداقت سیاسی بود، وگرنه می‌توانست تا محکم‌تر شدن پایه‌های حکومتش با معاویه ‌«معامله سیاسی» کند، سپس او را برکنار کند.[1]

داشتن «مواضع شفاف»، البته در عمل نه‌فقط در شعار، و پنهانی زدوبند نداشتن، از نمودهای دیگر صداقت‌سیاسی است. علی (علیه السلام) به‌نیروهای نظامی خویش نامه می‌نویسد که: «وظیفه من در مقابل شما آن‌است که (جز در مسائل نظامی و اسرار جنگ) رازی را از شما پنهان‌ نکنم و شما را بی‌بهره نگذارم و حقی را از جای خودش تأخیر نیندازم. شما هم تکلیف اطاعت و فرمان‌برداری دارید.»[2]

صدق در گفتار و صداقت در کردار، انسان را محبوب دل‌ها و مورد اعتماد مردم می‌گرداند. برعکس، تصنع و تظاهر و ریا و نفاق و دروغ، هم فرد را در جامعه بی‌اعتبار و نزد خداوند، مطرود می‌سازد، هم پیوندهای اجتماعی را می‌گسلاند و جو بی‌اعتمادی پدید می‌آورد. گذشته از آنکه خود انسان‌های دور از صداقت، دچار شخصیت دوگانه و تضاد شخصیت می‌شوند و هنگام برملا شدن دروغ و نفاق و ریاکاری آنان، گرفتار رنج و عذاب ابدی وجدان می‌شوند. اما افراد صادق، درستکار، با اخلاص، هم آرامش وجدان دارند و هم مطمئن‌اند که چیزی جز آنچه «می‌نمایند»، نیست، تا از فاش شدن آن «چهره پنهان» و «خبث درون»، نگران باشند.

پی‎‌نوشت:

[1]. محدثی جواد، اخلاق معاشرت، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ص 87
[2]. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، نامه 50

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.