سوء استفاده از اندیشه مهدویت

12:25 - 1396/02/06

اندیشه مهدویت یکی از اندیشه‌های بنیادی جهان اسلام است، که در طول تاریخ مورد سوء استفاده افراد مغرض قرار گرفته است. در دوران معاصر نیز استعمار به خاطر آسیب‌هایی که در این زمینه دیده است تلاش کرده است به گونه‌ای اندیشه مهدویت را به انحراف بکشاند.

آسیب

اندیشه مهدویت، اندیشه‌ای اصیل است که از سوی رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای جامعه اسلامی به یادگار مانده است، این اندیشه که سبب امید و ایجاد تحرک در جامعه اسلامی شده است، از سوی برخی افراد سودجو مورد سوء استفاده قرار گرفته که در این میان دو عامل اساسی نقش بسزایی در این زمینه داشته‌اند: الف) وجود غرض‌های شخصی مانند مال طلبی، و جاه طلبی سبب آن شده است که برخی از اندیشه مهدویت سو استفاده کنند، که به عنوان مثال می‌توان از واقفیه نام برد که بعد از شهادت امام کاظم(علیه‌السلام)، و به وسیله طمع برخی از وکلای ایشان در زمینه مالی ایجاد شد.(الغیبة، شیخ طوسی، ص42.) ب) دومین عاملی که سبب ایجاد انحراف در جریان مهدویت شد. وجود استعمار در جهان اسلام بود. استعمار که در طول حیات خویش در جوامع اسلامی با مانعی به عنوان مهدویت برخورد کرده بود، تلاش کرد به نحوی با انحراف در آن از این مانع عبور کند، که تشکیل بابیت و بهائیت نیز بر این اساس بوده است.

اندیشه مهدویت، اندیشه‌ای اصیل است که از سوی رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای جامعه اسلامی به یادگار مانده است، این اندیشه که سبب امید و ایجاد تحرک در جامعه اسلامی شده است، از سوی برخی افراد سودجو مورد سوء استفاده قرار گرفته، از این‌رو در این نوشتار تلاش می‌شود به برخی انگیزه‌ها و علل ایجاد انحراف در این اندیشه پرداخته شود تا درس عبرتی باشد برای آیندگان تا به هر ندایی پاسخ مثبت ندهند، و هر شخصی را منجی ندانند.

الف) غرض شخصی و مادی
در طول تاریخ اسلام افراد و گروه‌های زیادی بر اساس اهداف دنیایی و برای بهره بردن از این اندیشه ناب اقدام، به تحریف مهدویت کرده‌اند، که یکی از مشهورترین این گروه‌ها «واقفیه» است. این گروه بعد از شهادت امام کاظم(علیه‌السلام) و توسط برخی از وکلای مالی ایشان شکل گرفت[1]. زیرا در دست برخی از این وکلای ــ مانند علی بن ابی حمزه بطائنی وکیل امام در کوفه[2]، عثمان بن عیسی وکیل امام در مصر [3] ــ اموال زیادی از بیت المال وجود داشت، که حاضر نشدند این اموال را به جانشین آن حضرت که امام رضا(علیه‌السلام) بود بدهند. به همین خاطر مدعی شدند که امام کاظم(علیه‌السلام) نمرده است و همان مهدی است که رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به آن وعده داده است و از دیدگاه مردم غایب شده است، و در آینده ظهور خواهد کرد و این‌گونه هم امامتِ امام رضا(علیه‌السلام) را انکار کردند و هم برای امام کاظم(علیه‌السلام) ادعای مهدویت کردند.

و یا می‌توان از «ابن‌تومرت» مراکشی نام برد، که به خاطر بهره قدرت طلبی خویش در آن منطقه ادعای «مهدویت» کرد، به گونه‌ای که در مورد وی گفته شده: «ابن‌تومرت از هيچ چيز جز رياست كردن لذت نمی‌برد و برای دستيابی به مطلوب خود از دعوی كذب، تزوير و خون‌ريزی روی‌گردان نبود.» از این‌رو وی نسب خود را به امام حسن عسکری(علیه‌السلام) رسانده، ادعای عصمت و مهدويت ‏خاصه کرد وخود را مهدی آخرالزمان ناميد؛ و بر حقانيت خلفای راشدين تأكيد ورزيد. ابن‌تومرت که تنها در پی استفاده سياسی از انديشه مهدويت برای ‏سامان دادن به حكومت‏ خود ‏بود، و اعتقادی به مبانی تشيع نداشت. [4]

ب) استعمار و دشمنان اسلام
یکی از مهم‌ترین راه‌کارهای جلوگیری از نفوذ بیگانگان در ممالک اسلامی مسئله مهدویت است، به همین خاطر در طول تاریخ استعمار تلاش کرده است به گونه‌ای با این اندیشه مخالفت کند، آن‌چنان که مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) در سخنانی می‌فرمایند: «من سندی را دیدم که مربوط به ده‌ها سال قبل؛ یعنی اوایل ورود استعمار به شمال آفریقاست. کشورهای شمال آفریقا، گرایش بسیاری به اهل بیت(علیهم‌السلام) دارند. مذهب‌شان هر مذهبی از مذاهب اسلامی که هست باشد؛ اما محبِ‌ اهل بیتند. در کشورهای سودان و مغرب و غیره عقیده به مهدویّت خیلی پُررنگ است. آن زمان که استعمار وارد مناطقِ مذکور شد، یکی از مسائلی که مزاحم استعمار شد، عقیده به مهدویّت بود! در سندی که من دیدم، بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه می‌کنند که ما باید کاری کنیم که عقیده به مهدویّت، به تدریج از بین مردم زایل شود! آن روز استعمارگران فرانسوی و انگلیسی در بعضی کشورهای آن مناطق افریقایی بودند؛ استعماران خارجی، قضاوت‌شان این بود که تا وقتی عقیده به مهدویت در بین این مردم رایج است، ما نمی‌توانیم کشورهایشان را درست در اختیار گیریم!»[5]

به همین خاطر کشورهای استعماری به شیوه‌های مختلف تلاش کرده‌اند اعتقاد به ظهور امام زمان(علیه‌السلام) را به انحراف بکشانند، که در این میان ایجاد مهدیان دروغین یکی از راه‌کارهای ایشان بوده است، آن چنان که یکی از علل تشکیل فرقه گمراه بابیت و بهائیت در جهان اسلام این موضوع بوده است.[6]

در پایان لازم است به این نکته اشاره کنیم که، شاید غالب افراد که از این فرقه‌های گمراه تبعیت کرده‌اند و دچار انحراف شده‌اند، افرادی بوده‌اند که به امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) علاقه‌مند بوده‌اند، و به گمان خویش در تلاش بوده‌اند که راه صحیح را انتخاب کنند، ولی متأسفانه به خاطر ناآگاهی از مبانی دینی و دوری از عالمان راستین دچار انحراف شده‌اند،[7] از این‌رو مهم‌ترین راهکار ثبات قدم  ماندن در این راه، این است که به تقویت بنیه دینی بپردازیم.

نتیجه‌گیری:
پس بنابراین دو عامل اساسی که سبب انحراف جامعه اسلامی از اندیشه مهدویت شد، و سبب گردید که مهدیان دروغین در طول تاریخ ایجاد شوند عبارت بودند از، وجود غرض‌های شخصی که در افراد وجود داشت، و از سوی دیگر آسیب‌هایی که جریان استعمار در طول تاریخ به این اندیشه ناب زد.

**برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به،
مهدیان دروغین ،نوشته رسول جعفریان
ـــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت
[1]. الغیبة، شیخ طوسی، انتشارات: مؤسسه المعارف الاسلامیه، سال چاپ: ۱۴۱۷هجری، ص42.
[2]. الرجال، ابن داوود حلّی، انتشارات: محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ۱۳۹۲/۱۹۷۲، ص259.
[3]. مهدویت در واقفیه و موضع‌گیری امام رضا(علیه‌السلام)، محمد حیدر مظفری، در فصلنامه انتظار موعود، ش ۳۳، ص ۱۶۸.
[4].دانشنامه بزرگ اسلامی
[5]. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم،۱۳۷۶/۰۹/۲۵.
[6].  ر.ک. مدعیان بابیه و بهائیه.
[7]. ر.ک به آسیب‌های مهدویت

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.