انواع وحی در قرآن کریم

16:58 - 1396/01/22

وحی به هر گونه پیام‌ رسانی غیبی گفته می‌شود، که در لسان قرآن، انواع مختلفی دارد و یک مورد آن وحی نبوت است که مختص به انبیاست.

 

اقسام وحی

«وحی» معانی و كاربردهای مختلفی دارد و معنای مشتركی که برای آن می‌توان در نظر گرفت، القای سريع و نهانی می‌باشد. علامه طباطبائی(رحمه‌الله‌علیه) در تفسیر المیزان می‌نویسد: «وحی، به هر گونه پیام‌ رسانی غیر قابل مشاهده و غیبی گفته می‌شود» و نوعی دريافت درونی است که از راهی به دور از خطا و غیر از انديشه ورزی می‌باشد.[1]

در قرآن واژه وحی در چند مورد به کار رفته است: 1. وحی نبوت 2. وحی الهام 3. وحی غریزی.

الف) وحی نبوت
وحی نبوت، وحی‌ایست که مختص به انبیا بوده و حاوی شریعت است. این وحی با توجه به آیات قرآن بر سه قسم است، گاهی خداوند به طور مستقیم با پیامبر خود سخن می‌گوید، گاهی با واسطه(مثلا به وسیله فرشتگان) و گاهی وحی در خواب صورت گرفته است(رؤیای صادقه). قرآن در این باره می‌فرماید: «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكيم[شوری/51] و هرگز هيچ انسانى اعم از پيغمبر و نبى و غيره ياراى گفتگوى با خدا را ندارد؛ مگر از طريق وحى و يا از پشت پرده غيب يا آنكه رسولى بفرستد و با اجازه ذات اقدسش آن‌چه را بخواهد الهام و وحى برساند چون كه ذات يكتاى خداوند بلند مرتبه و حكيم است.» این آیه بر وحی نبوت دلالت است. و نیز قرآن در مورد وحی با واسطه فرمود: «نزلَ به الروحُ الأمین * علی قلبک لتکونَ منَ المنذِرین [شعراء/194] آن را روح الامين نازل كرده است، بر دل تو، تا از بيم‏ دهندگان باشى.»

رؤیاهای صادقه نیز نوع دیگری از وحی است. مانند اینکه حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) در خواب دید که فرزندش اسماعیل را قربانی می‌کند. «قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‏ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرين [صافات/102] گفت: اى پسركم، در خواب ديده‌‏ام كه تو را ذبح مى‏‌كنم. بنگر كه چه مى‏‌انديشى. گفت: اى پدر، به هر چه مأمور شده‌‏اى عمل كن، كه اگر خدا بخواهد من‌را از صابران خواهى يافت.»

و نیز از طریق الهام که نوع دیگری از وحی است، پیامبران دستوراتی را دريافت می‌كنند؛ این الهامات، همراه با اطمینان خاطر و آرامش قلب است و بدون هیچ خطا و نسیانی است. زیرا از جانب غیب و امر الهی است و با القائات شیطانی کاملا متمایز است.

البته برای غیر پیامبران، نیز در قرآن از لفظ وحی استفاده شده است، ولی به آن وحی نبوت نمی‌گویند زیرا حاوی شریعت نبوده است؛ به طور مثال در رابطه به حضرت مریم(سلام‌الله‌علیها) می‌فرماید:  «وَ إِذْ قَالَتِ الْمَلَئكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَئكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفَئكِ عَلىَ‏ نِسَاءِ الْعَالَمِين * يَامَرْيَمُ اقْنُتىِ لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِى وَ ارْكَعِى مَعَ الرَّاكِعِين * ذَالِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْک ... [آل عمران /42 - 44] و فرشتگان گفتند : اى مريم، خدا تو را برگزيد و پاكيزه ساخت و بر زنان جهان برترى داد؛ اى مريم، از پروردگارت اطاعت كن و سجده كن و با نمازگزاران نماز بخوان؛ اينها از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مى‏‌كنيم.»

ب) وحی الهام
قرآن درباره مادر حضرت موسی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَ أَوْحَيْنَا إِلىَ أُمّ‏ِ مُوسىَ أَنْ أَرْضِعِيهِ  فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فىِ الْيَمّ‏ِ وَ لَا تخََافىِ وَ لَا تحَْزَنىِ  إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِين[قصص/7] و به مادر موسى وحى كرديم كه شيرش بده و اگر بر او بيمناك شدى به دريايش بينداز و مترس و غمگين مشو، او را به تو باز مى‏‌گردانيم و در شمار پيامبرانش مى‏‌آوريم.» این وحی از باب الهام بر قلب او بوده، نه اینکه ملائکه با او سخن گفته باشند.

ج) وحی غریزی
نمونه دیگری از وحی، که در قرآن کریم بیان شده است؛ وحی به زنبور عسل است، قرآن در این رابطه می‌فرماید: «وَ أَوْحَى‏ رَبُّكَ إِلىَ النَّحْلِ أَنِ اتخَِّذِى مِنَ الجِْبَالِ بُيُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُون [نحل/ 68] پروردگارت به زنبور عسل وحی كرد كه از درخت و داربست‌هايی كه(مردم می‌سازند) خانه‌هایی برای خود انتخاب کن.» این نوع وحی نه از باب سخن گفتن ملائکه است و نه از باب الهام، بلکه همان غریزه‌ای که در دورن زنبور قرار دارد، و چون از جانب خداست، وحی نامیده شده است.

در نتیجه: در قرآن وحی در معنای عامی به کار رفته که هم شامل وحی نبوت می‌شود و هم شامل الهام و عزیزه؛ اما آن‌چه در بیان متکلمین به عنوان وحی، مشهور است، وحی نبوت است به همراه اقسام آن است؛ یعنی هرگاه گفته برای رشد بشر لازم است، همین معنا مد نظر بوده است.

______________________________________
پی‌نوشت
[1]. الميزان في تفسير القرآن، علامه طباطبائی، مؤسسه الاعلمي، ج۲، ص۱۳۱ و ص ۱۵۷

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.