حرمت طلاقِ بدون دلیل در اسلام

09:11 - 1395/12/14

- سوء استفاده از حق طلاق از طرف مرد، ظلم در حق زن و حق الناس است و خداوند چنین اجازه ای را به هیچ کس نداده است.

طلاق

در دین اسلام، حقوقی از قبیل حق طلاق که به مرد داده شده هرگز مطلق نیست و این چنین نیست که مرد بتواند با دنباله روی از خواهش های نفسانی خودش یا بدون هیچ دلیل مَحکَمه پسند و عقلانی، همسرش را طلاق بدهد. البته منظور این نیست که طلاق او در این صورت بی اثر می شود، بلکه منظور این است که این اجازه از سوی خداوند به مرد داده نشده است. بنابراین چنین اقدامی از طرف مرد، سوء استفاده از حقی است که خدا به او داده، نه این که عمل خلاف عقل او را خداوند تأیید کرده باشد.

قرآن کریم می فرماید: «لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ[بقره/ 236] اگر زنان را طلاق داديد قبل از اين كه به آنان دست زده باشيد و مَهرى هم برايشان معين نكرده ايد، گناهى بر شما نيست ولى بايد از بهره اى شايسته، كه در خور نيكوكاران است بهره وَرِشان كنيد؛ توانگر به اندازه خويش و تنگدست به اندازه خودش.»

دین اسلام  در صورت شِقاق و ناسازگاری زن و شوهر، دستور به تعیین دو حَکَم از طرفین می کند[1] تا کدورت ها مرتفع شده و زندگی به طلاق و جدایی نینجامد، چه گونه ممکن است به مرد اجازه داده باشد که بدون هیچ علتی همسرش را طلاق دهد؟! یا زن از طلاق خودش بی اطلاع باشد؟! در حالی که خدای متعال، مؤمنین را به تقوا و عدالت امر کرده است: «وَ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ[مائده/ 8] و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد که از راه عدل بیرون روید، عدالت کنید که به تقوا نزدیکتر است.»
واضح است که وقتی کدورت و کینه(در اثر اختلافات زناشویی] وجود انسان را فرا می گیرد، آن گاه به خودش اجازه ظلم در حق دیگری را می دهد، ولی خداوند می فرماید که در هیچ حالی و در حق هیچ کسی ظلم نکنید و عادل باشید که عدالت به تقوا نزدیک تر است.

امکان معنای صحیح آیه، فقط با در نظر گرفتن آیات مربوطه دیگر
اساساً آیات قرآنی را نباید بدون لحاظ آیات دیگر که مربوط به هم هستند، معنا و تفسیر کرد و حتماً باید برای فهم معنای صحیح، تمام آیاتی که درباره یک موضوع خاص آمده اند، کنار هم قرار گیرد، در غیر این صورت ممکن است کلامی را به خداوند نسبت بدهیم که حقیقت ندارد.

با دقت در مفهوم مخالف آیه ای که درباره شِقاق ذکر شده به خوبی معلوم می شود که اگر شِقاق و ناسازگاری از سوی زن و شوهر ادامه پیدا کرد و تعیین حکم و داور و نصایح آنها در آشتی دادن میان آنها کارگر نیفتاد(و حَکَمین به فایده نداشتن ادامه زندگی آنها حکم کردند؛) در این صورت است که طلاق به عنوان یک امر حلال، ناجیِ زن و شوهر بوده و از تَبَعات ناگوار احتمالیِ ادامه چنین زندگی ای جلوگیری می کند.
حال با توجه به مطالب ذکر شده اگر بخواهیم منظور از آیه مورد بحث که فرمود گناهی از بابت طلاق متوجه مرد نیست، را معنا کنیم باید بگوییم که این آیه مربوط به مرحله یِ بعد از شِقاق و فایده نداشتن تعیین حَکَم و داور است نه اینکه ابتدائاً گفته شود طبق این آیه، خداوند حق هر گونه طلاقی را به مرد داده است![2]

در صورت طلاق، نباید حق و حقوق زن نادیده گرفته شود
در ادامه آیه مورد بحث می خوانیم: «وَ مَتِّعُوهُنَّ... مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ»؛ قرآن ابتدا با فعلِ امرِ «مَتِّعُوهُنَّ»، مرد را موظف کرده که متاع و مالی به همسرش بعد از طلاق بدهد که این فعل امر، وجوب را می رساند، یعنی انجام این امر بر شوهر واجب است و او حق ندارد بدون پرداخت هیچ مالی همسرش را رها سازد و حتی به نوع این مَتاع و مال نیز اشاره کرده است که این متاع باید «مَتاعاً بِالمَعروف» باشد، یعنی متاعی متعارف که کَفافِ اداره زندگی همسر را بدهد.

اکنون با این همه اهتمام آیات قرآنی به حقوق زن و تأکید بر عدم ظلم به زنان بعد از طلاق، نمی توان گفت که دین اسلام، ظلم در حق زن را با دادن حق طلاق به مرد، موجب شده است، بلکه این سخن در صورتی صحیح است که دادن حق مطلق(که به مرد اجازه داده باشد بدون دلیل و هر طوری که صلاح بداند درباره طلاق زن اقدام کند) ثابت شود، در حالی که چنین حقی هرگز به مرد داده نشده و همیشه قرآن از حقوق زن دفاع کرده است.[3]

چرا بعضی از مردان از این حق برای ظلم به زن استفاده می کنند
شاید شبهه از آنجا ناشی شده است که بعضی از مردان از این حق به ناروا استفاده کرده و به زنان ظلم می کنند. هر چند که در صورت طلاق دادن زن توسط مرد، این طلاق واقع می شود ولی با توجه به آیات ذکر شده، قطعاً این عمل مرد، سوء استفاده از حقی است که خداوند به عنوان راه چاره نهایی قرار داده است؛ و عمل خلاف شرع مرد باعث نمی شود که بگوییم خدا به او چنین اجازه ای داده است.

ضمن این که باید اعتراف کرد که اگر این حق، به زنان داده می شد، باز هم این مشکل برطرف نشده و امکان چنین سوء استفاده ای از طرف مقابل(یعنی زنان) مطرح می شد.

سخن پایانی: اسلام به هیچ عنوان، اجازه ظلم را به هیچ کس نداده است و اگر مردی چنین کاری انجام دهد(و همسرش را بدون دلیل عقلانی طلاق بدهد،) از این جهت که وارد محدوده ظلم و حق الناس شده و از عدالت دوری جسته، مرتکب حرام الهی شده است و عمل او دیگر مشمولِ این آیه نیست: «لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ[بقره/ 236] اگر زنان را طلاق داديد، گناهى بر شما نيست.»

پی نوشت:
[1]. «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا[نساء/ 35] و اگر ترسيديد كار به جدايى بكشد، داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن بفرستيد، كه اگر بناى آن دو به اصلاح باشد خداى تعالى بينشان را توافق پديد مى آورد، كه خدا همواره دانايى باخبر است.»
[2]. درس تفسیر، آیت الله جوادی آملی، سوره بقره، آیه 236، جلسه 466.
[3]. همان.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.