تواتر روایت «فاطمة بضعة منی....»

23:53 - 1395/11/24

-حدیث «فاطمة بضعة منی ....» یکی از روایات متواتر در میان جوامع روایی شیعه و سنی است که امکان هیچ خدشه‌ای در اعتبار آن، وجود ندارد. 

پاره تن پیامبر

در جوامع روائی شیعه و سنی روایات مشهور متعددی بدین مضمون وجود دارد که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده است: «فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است.» این حدیث یکی از مشهورترین روایات در میان منابع روایی فریقین است. این حدیث، از روایات متواتر معنوی است، یعنی یک مضمون دارند، ولی با الفاظ و تعابیر گوناگون توسط راویان متعدد بیان شده است.

حتی می‌توان گفت فراز اول حدیث یعنی عبارت «فاطمة بضعة منی» متواتر لفظی است و آن فراز دوم حدیث است که با تعابیر مختلف بیان شده است. مانند: «فاطمة بضعة منی، فمن أغضبها فقد أغضبنی»[1] «انما فاطمة بضعة منّی یوءذینی ما اذاها»[2] «انها بضعة منّی یریبنی ما رابها و یوءذینی ما اذاها»[3] «انها بضعة منّی یغضبنی ما یغضبها»[4] «فاطمة شَجنة[5] منّی یبسطنی ما یبسطها و یقبضنی ما یقبضها»[6] «انما فاطمه ابنتی بضعة منّی یوءذینی ما اذاها و ینصبنی ما انصبها»[7] «انما فاطمه ابنتی بضعة منّی یریبنی ما رابها و یوءذینی ما اذاها»[8] «فاطمه مضغة[9] منّی»[10] «انما فاطمة بضعة منّی»[11] «إن فاطمة منّی»[12] «فاطمة بضعة منّی یقضبنی ما یقضبها و یبسطنی ما یبسطها»[13] «فانما ابنتی بضعة منّی»[14] «إن فاطمة جُزء منّی»[15] «انما فاطمة بضعة منّی ما آذاها آذانی و ما رابها رابنی»[16] «انما فاطمة بضعة منّی یسرّنی ما یسرّها»[17] «انما فاطمة بضعة منّی یوءذینی ما اذاها و یغضبنی ما اغضبها»[18] «انما فاطمة بضعة منّی یریبنی ما رابها»[19] «فاطمة بضعة منّی من آذاها فقد آذانی»[20] «فهی فاطمة بنت محمد(ص) و هی بضعة منّی و هی قلبی و روحی التی بین جنبی فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله»[21] «فان فاطمة بضعة منّی یوءلمنی ما یوءلمها و یسرّنی ما یسرّها»[22] «انما فاطمه حذیة منّی یقضبنی ما یقضبها»[23] «إن فاطمة بضعة منّی فمن آذاها فقد آذانی و من سرّها فقد سرّنی و من غاظها فقد غاظنی»[24] «إن فاطمة بضعة منّی و هی نور عینی و ثمرة فوءادی یسوءنی ما سائها و یسرّنی ما سرّها»[25] «انما فاطمة بضعة منّی من آذاها فقد آذانی و من احبّها فقد احبّنی و من سرّها فقد سرّنی»[26] «إن فاطمة بضعة منّی و انا اکره إن تحزن أو تغضب»[27] «إن الله یغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها»[28] «إن فاطمة بضعة منّی و انا منها فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله و من آذاها بعد موتی کان کمن آذاها فی حیاتی و من آذاها فی حیاتی کان کمن آذاها بعد موتی»[29] «رضا فاطمة من رضای و سخطها من سخطی. من أرضاها فقد أرضانی و من سخطها فقد أسخطنی».[30] «إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی‏، مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی، وَ مَنْ غَاظَهَا فَقَدْ غَاظَنِی‏ وَ مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِی»[31]

عبارت «بَضْعَةٌ مِنِّی‏» یعنی این‌که او جزئی از من است همان‌گونه که تکه‌ای از گوشت، جزئی از بدن است.[32] پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) این سخن را در موارد و جایگاه‌های متعدد فرموده است که در این پست بیان کردیم.

تواتر اين روايت از نظر علماي شيعه
روايت «فاطمة بضعة مني» كه در كتب شيعه و سنی آمده و اسناد متعدد آن را تقديم كرديم، از نظر علمای شيعه متواتر است که در اين قسمت به برخی از سخنان علمايی شيعه در تواتر و قطعی بودن اين روايت، اشاره می كنيم:

علامه مجلسي(م1111ق)
علامه مجلسی بر عصمت حضرت زهرا(علیهاالسلام‌) به اين روايت استدلال كرده و اين روايت را متواتر می‌داند و می‌نويسد: «می‌گوييم: در عصمت فاطمه(علیهاالسلام‌) شكی نيست؛ اما دليل ما بر مخالفين يكی آيه تطهير است كه بر عصمت آن حضرت دلالت دارد. و ديگری اخبار متواتری كه دلالت دارند، بر اذيت كردن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اين كه خداوند با خشم فاطمه خشمگين می‌شود و با رضايت ايشان راضی ... از جمله اين روايات آن روايتی است كه بخاری در صحيحش در باب مناقب از مسور بن مخرمه نقل كرده است كه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره فاطمه فرمود: «فاطمه پاره تن من است،‌ هر كه او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»[33]

محقق بحرانی(م1186ق)
محقق بحرانی می‌نويسد: «از امور آشكاری كه بر حضرت زهرا(علیهاالسلام‌) سخت گذشت،‌ اذيت شدنش بود.‌ و اذيت كردن آن حضرت به اتفاق همه حرام است؛ زيرا طبق خبری كه بين خاصه و عامه مورد اتفاق است، اذيت كردن ايشان اذيت شدن پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و آن خبر اين است كه حضرت فرمود: «فاطمه پاره تن من است،‌ اذيت كردن او اذيت كردن من است.»[34]

كاشف الغطاء(م1228ق)
ايشان نيز بر تواتر اين روايت تصريح كرده و می‌نويسد: «درباره حضرت زهرا(عليهاالسلام) روايت متواتر بين شيعه و اهل سنت نقل شده است كه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «فاطمه پاره تن من است،‌ هركه او را اذيت كند،‌ مرا اذيت كرده و كسی كه مرا اذيت كند،‌ خداوند را اذيت كرده است.» خداوند فرموده است:‌ «كسانی‌که خدا و رسولش را اذيت می‌کند، مورد لعن خدا و لعن لعنت كنندگان است.»[35]

در نتیجه: در هر منبع حدیثی جامع شیعه و سنی اگر بنگریم، مضمون این حدیث را خواهیم دید؛ از این‌رو هرگز نمی‌توان مضمون این حدیث را انکار کرد و آن‌را نادرست شمرد و بدین جهت عالمان منصف اهل سنت مضمون این حدیث را پذیرفته و حکم کرده اند که حضرت زهرا(علیها‌السلام) به واسطه همین حدیث، برتر از همه زنان است.

_________________________________
پی‌نوشت
[1]. صحيح البخاری، محمد بن اسماعيل البخاری، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، 1401ق، ج4، ص210 و 219و ج5، ص36؛ صحیح بخاری، جزء 7، باب فضائل فاطمه(س)، ح 29.
[2]. صحیح مسلم، ج 4، ص 1902، باب 15، ح 95 و 94 و 93 ؛ صحیح مسلم، جزء 7، باب فضائل زهرا(س)، 141، 143.
[3]. الجامع الكبير (سنن الترمذی)، أبو عيسى محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن الضحاك الترمذی(م279هـ)، المحقق: بشار عواد معروف، بیروت، دار الغرب الإسلامی، 1998م، ج6، ص181، ح3867، متن کتاب.
[4]. الشفا بتعریف حقوق المصطفی، القاضی ابی الفضل عیاض بن موسی الیحصبی(م544ق)، محقق: عبده علی کوشک، دمشق، مکتبه الغزالی، و بیروت، دار الفیحاء، 2000م-1420ق، ج2، ص44.
[5]. «شُجنة» یعنی قسمتی از چیزی. لسان العرب، ج7، ص39.
[6]. مسند الإمام أحمد بن حنبل، أبو عبد لله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيبانی(م241هـ)، محقق: شعيب الأرنؤوط و عادل مرشد، و دیگران، تحت إشراف: دکتر عبد الله بن عبد المحسن التركی، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق-2001 م، ج31، ص285، متن کتاب؛/ و مناقب شهرآشوب، ج3، ص112.
[7]. سنن ترمذی، پیشین، ج6، ص181، ح3869، متن کتاب.
[8]. حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، أبو نعيم أحمد بن عبدالله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهانی(م430هـ)، قاهره، السعادة، 1394ق-1974م، ج2، ص40، متن کتاب
[9]. «المضغة»: قطعه‌ای از گوشت. نهایه ابن اثیر، ج4، ص339.
[10]. مسند احمد، پیشین، ج31، ص206، ح18907، و ص209.
[11]. همان، ج31، 226، ح18911، متن کتاب.
[12]. صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيری النيسابوری(م261ق)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی،بیروت، دار إحياء التراث العربیف ج4، ص1903، متن کتاب.؛/ و السنن الکبری، أبو عبدالرحمن أحمد بن شعيب بن علی الخراسانی النسائی(م303ق)، حققه وخرج أحاديثه: حسن عبد المنعم شلبیف أشرف عليه: شعيب الأرناؤوط، قدم له: عبد الله بن عبد المحسن التركی، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق-2001م، ج7، ص458، ح8469، متن کتاب.
[13]. حلیة الاولیاء، پیشین، ج3، ص206، متن کتاب.
المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 158.
[14]. مسند احمد، پیشین، ج31، ص240، متن کتاب.
[15]. الجمع بین الصحیحین البخاری و مسلم، صافانی، ص121، ح351.
[16]. نظم درر السمطين فی فضائل المصطفى والمرتضى والبتول والسبطين، جمال الدين محمد بن يوسف بن الحسن بن محمد الزرندی الحنفی(م750ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ص176، متن کتاب.
[17]. رسائل المقریزی، أبو العباس أحمد بن علي بن عبد القادر الحسينی العبيدی معروف به تقی الدين المقريزی(م845ق)، قاهره، دار الحديث، چاپ اول، 1419ق، ص197، متن کتاب.
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، ابن حجر هیثمی، ج2، ص524 و 662، متن کتاب.
[18]. معجم الصحابة، ص141، به نقل از احقاق الحق، ج10، ص205.
[19]. جمل من أنساب الأشراف، أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُری(م279ق)، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلی، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، 1417ق-1996م، ج1، ص403، متن کتاب
[20]. السنن الكبرى، أبو بكر أحمد بن الحسين بن علی بن موسى الخُسْرَوْجِردی الخراسانی، البيهقی(م458ق)، المحقق: محمد عبد القادر عطا، بیروت، دارالكتب العلمية، چاپ دوم، 1424ق-2003 م، ج10، ص340، ح20862، متن کتاب.
[21]. الفصول المهمة فی معرفة الائمة، نورالدین علی بن محمد بن احمد غزی مکی معروف به ابن صباغ مالکی، ص 146؛/ و المختصر، حسن بن سليمان الحلی(متوفاي قرن 8ق)، تحقيق: سيد علی أشرف، انتشارات المكتبة الحيدرية،‌ چاپخانه شريعت، 1424ق-1382ش، ص234،
[22]. المناقب، الموفق بن احمد البكري المكي الحنفي الخوارزمي(م568ق)، قم، موسسه نشر اسلامی، 1411ق، ص353.
[23]. غريب الحديث، إبراهيم بن إسحاق الحربي أبو إسحاق(م285ق)، المحقق: د. سليمان إبراهيم محمد العايد، مکه، جامعة أم القرى، چاپ اول، 1405ق، ج3، ص1186، متن کتاب؛/ والنهایة فی غریب الحدیث والأثر، مجد الدين أبو السعادات المبارك بن محمد بن محمد بن محمد ابن عبد الكريم الشيبانی الجزری ابن الأثير(م606ق)، تحقيق: طاهر أحمد الزاوى و محمود محمد الطناحی، بیروت، المكتبة العلمية، 1399ق-1979م، ج1، ص357، متن کتاب.
[24]. إعتقادات الإمامیة، محمد بن على ابن بابویه معروف به شیخ صدوق، کنگره شیخ مفید، ایران، چاپ دوم، 1414ق، ص 105.
[25]. روضة الواعظین، محمد بن احمد فتال نشابوری(م508ق)، ج1، ص150، متن کتاب.
[26]. شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، القاضی النعمان بن محمّد التميميّ المغربی، المحقق: السيد محمّد الحسينی الجلالی، مؤسسة النشر الإسلامی، ج3، ص30، متن کتاب؛/ و ملحمة قوافل النّور، حسين بركة الشامی، دارالاسلام، ج1، ص155، متن کتاب.[27]. المصنف، أبو بكر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميری اليمانی الصنعانی(م211ق)، المحقق: حبيب الرحمن الأعظمی، الهند، المجلس العلمی، بیروت، المکتب الاسلامی، چاپ دوم، 1403ق، ج7، كتاب الطلاق، باب الغيرة ص301 302 ؛ مساله13268، متن کتاب؛/ و کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، علاء الدين علی بن حسام الدين ابن قاضی خان القادری الشاذلی الهندی البرهانفوری الشهير بالمتقي الهندی(م97ق) المحقق: بكری حيانی و صفوة السقا، بیروت، مؤسسة الرسالةچاپ پنجم، 1401ق-1981م، ج13ف ص678، ح37738، متن کتاب.
[28]. الآحاد والمثانی، أحمد بن عمرو بن الضحاك بن مخلد الشيبانی معروف به أبو بكر بن أبی عاصم(م287ق)، المحقق: د. باسم فيصل أحمد الجوابرة، ریاض، دار الراية چاپ اول، 1411ق-1991م، ج5، ص363، ح2959، متن کتاب؛/ و المعجم، أبو يعلى أحمد بن علی بن المثُنى بن يحيى بن عيسى بن هلال التميمی الموصای(م307ق)، المحقق: إرشاد الحق الأثری، فيصل آباد، إدارة العلوم الأثرية، چاپ اول، 1407ق، ج1، ص190، ح220، متن کتاب؛/ و كنز العمال ج12:، ص111، ح34237.
[29]. علل الشرایع، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين الصدوق(م381هـ)، قم، كتاب فروشى داورى‏، 1385ش-1966م‏، ص185، ح2، تصویر کتاب.
[30]. الامامة و السياسة، أبو محمد عبدالله بن مسلم ابن قتيبة الدّينوری، قم، ايران، منشورات الرضی، الطبعة الاخيره، 1388ق، ص13_14؛ همان، تحقیق: خلیل المنصور، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1418ق-1997م، ج1، ص17؛/ و  تاريخ الامم و الملوک،  محمد بن جرير طبری، بيروت، فی حوادث سنة 13 هجری قمری، ج2، ص619.
[31]. ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن على، إعتقادات الإمامیة، ص 105، کنگره شیخ مفید، ایران، چاپ دوم، 1414ق؛/ و صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، بیروت: دارالفکر، ج4، ص 1902، باب 15، ح 95 و 94 و 93، و ج7، باب فضائل زهرا(س)، 141، 143؛/ و مسند احمد، احمد بن حنبل، بیروت: دارصادر، ج4، ص5 و 326 و 328؛/ و سنن ترمذی، ترمذی، بیروت: دارالفكر للطباعة و النشر والتوزيع، 1403 ه.ق، ج5، ص360؛/ و المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری: ج3، ص158-159؛/ و سنن الکبری، بیهقی: ج10، ص201؛/ و المصنف، عبدالرزاق، منشورات المجلس العلمي، ج7، ص301 و ...
[32]. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی‏، سید احمد، ج 4، ص 300، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375ش.
[33]. نقول: لا شك في عصمة فاطمة(علیهاالسلام‌)، أما عندنا فللاجماع القطعي المتواتر، والأخبار المتواترة الآتية في أبواب مناقبها عليها السلام، وأما الحجة على المخالفين فبآية التطهير الدالة على عصمتها، .... وبالاخبار المتواترة الدالة على أن إيذاء الرسول صلوات الله عليهما، وأن الله تعالى يغضب لغضبها ويرضى لرضاها ، ... فمنها: ما رواه البخاري في صحيحه في باب مناقبها عليها السلام عن المسور بن مخرمة أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: فاطمة بضعة مني فمن أغضبها أغضبني». بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر المجلسی(م1111هـ)، تحقيق: محمد الباقر البهبودی، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403ق-1983م، ج29، ص336.
[34]. «ومن الظاهر البين أن الأمر الذي يشق عليها يؤذيها ، وايذاؤها محرم بالاتفاق ، لأنه إيذاء لرسول الله صلى الله عليه وآله بالخبر المتفق عليه بين الخاصة والعامة فاطمة بضعة مني ، يؤذيني ما يؤذيها». الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، الشيخ يوسف البحرانی(م1186هـ)، قم، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين، طبق برنامه مكتبه اهل البيت، ‌ج23، ص552."
[35]. «و روى في حقها ما تواتر نقله بين الفريقين عن النبي صلى الله عليه وآله أنه قال فاطمة بضعة مني من اذاها فقد آذاني ومن آذاني فقد اذى الله وقال الله تعالى الذين يؤذون الله ورسوله أولئك يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون». كشف الغطاء عن مبهمات شريعة الغراء، الشيخ جعفر كاشف الغطاء(م1228ق)، اصفهان، انتشارات مهدوی، طبق برنامه مكتبة‌ اهل البيت، ج1، ص12.

نظرات

تصویر کمالی
نویسنده کمالی در

با سلام

این مطلب در توئیتر منتشر شد.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.