پیامبر(ص) عالم ترین فرد هستی

10:14 - 1395/11/08

- سروش مدعی است که علم و دانش پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در علوم طبیعی در حد همان زمان بوده و از دانش امروز بی اطلاع بوده است، که این سخن او نه با مبنای متکلمین سازگار است و نه با مبنای فلاسفه و نه با آیات قرآن کریم و نه با شان پیامبر عظیم الشلان اسلام.

علم پیامبر اکرم

در مطالب گذشته[1] به نقد سخن آقای سروش در باب وحی و خصوص قرآن کریم پرداختیم؛ هم‌چنین گفته شد که سخن او نتایج و لوازمی دارد که خود وی نیز به این لوازم ملتزم شده و آن‌ها را قبول دارد. در مطالب گذشته[2] برخی از لوازم و نتایج سخن او را بیان کردیم. در این نوشتار به یکی دیگر از نتایج گفتار او می‌پردازیم:

محدودیت دانش پیامبر
یکی از لوازم سخن او در باب وحی نبوت این است که وی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را مانند یک فرد عادی و در حد مردم هم عصرش پایین آورده و علم و دانش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را در حد همان مردم می‌داند. بنابراین پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هیچ برتری در علم و دانش بر مردم زمان خود ندارد، بلکه از مردم زمان‌های بعدی بسیار پایین‌تر خواهد بود. آقای سروش در این رابطه می‌گوید: «فکر نمی‌کنم دانش پیامبر درباره زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها از دانش مردم عصرش بیشتر بوده است. این دانشی که ما امروز در اختیار داریم نداشته است.»[3]

در این گفتار درباره علم پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در طبیعت شناسی دو مطلب ادعا شده است: 1) علم پیامبر در طبیعت شناسی بیشتر از مردم عصرش نبوده است. 2) علم امروزی را نداشته است.

علم کلام و دانش پیامبر
عقل کلامی در مسائل دینی به روش غایی استدلال می‌کند؛ یعنی ابتدا غرض از کار را تحلیل کرده، سپس نتیجه می‌گیرد. در این‌جا نیز باید گفت غرض از نبوت چون هدایت است، پس پیامبر باید در تمام مسائل مربوط به اعتقادات و احکام دینی علمی جامع و کامل را دارا باشد. اما در مسائل اجتماعی و تاریخی که به دین ربطی ندارند، چون راه برای خود بشر باز است و از طرفی ندانستن آن‌ها ضرری به هدایت و سعادت مردم نمی‌زند، بر اساس قاعده اولیه، ندانستن چنین علمی، ضرری به نبوت نمی‌زند و لازم نیست پیامبر چنین علمی داشته باشد. اما اگر دانستن مساله‌ای اجتماعی یا طبیعی، برای انسان ضرورت داشته باشد و از راه طبیعی نیز حاصل نشود، این‌جا عقل حکم می‌کند که پیامبر باید آن امر ضروری را به مردم بیاموزد، پس علم آن را باید داشته باشد.
گاهی نیز نیازهای دفاعی و رهایی از خطرهای مهم، تعلیم وحیانی برخی از صنعت‌ها را ضروری می‌کند، هم‌چنین ممکن است در برخی موارد حقانیت دین در گرو شناخت آن علوم باشد، در برخی موارد نیز مقدمه هدایت است، در همه این موارد باید پیامبر عالم به آن علوم باشد.

علم فلسفه و دانش پیامبر
در فلسفه علم پیامبر به جای این‌که با غرض مقایسه شود، با کمال وجودی او مقایسه می‌شود. از نظر فلاسفه پیامبر، انسان کاملی است که به مرتبه عقل بالفعل و عقل مستفاد رسیده است و عالم عقول و نفوس و مثال اعظم را مشاهده کرده است و به آن‌ها آگاه است. از طرفی حقایق عالم طبیعت در عالم عقول و نفوس و مثال موجود است، حال که پیامبر به عالم عقول و نفوس و مثال علم حضوری دارد، پس به تمام حقایق عالم ماده نیز اشراف دارد.[4]

قلمرو علم پیامبر از نگاه وحی
از آیات قرآن به روشنی به دست می‌آید که همه وقایع عالم طبیعت در کتاب مبین ثبت و ضبط شده است، چرا که می‌فرماید: «وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبين [نمل/75] هيچ چيز در آسمان و زمين پنهان نيست، مگر آن‌كه در كتاب علم پروردگار روشن و معلوم است.» در آیه‌ای دیگری نیز بیان شده همه چیز در امام مبین ثبت شده است: «وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبين [یس/12] و هر چيزى را در قلب امامی آشكار بشماره آورديم.» در روایات ما نیز امام مبین بر امیرالمومنین(علیه‌السلام) تطبیق شده است[5] و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز بالاتر از امیرالمومنین(علیه‌السلام) است؛ پس همه عوالم و حقایق هستی در نزد امیرالمومنین و پیامبر اکرم(علیهماالسلام) حاضر است و آن‌ها به تمام هستی و رموز آن عالم هستند.

دانش پیامبر به قوانین طبیعی
روشن‌ترین دلیل بر نادرستی مدعای آقای سروش در این باره که دانش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دانش مردم عصر او بیشتر نبوده، این است که در قرآن کریم به قوانین طبیعی مهمی اشاره شده است که برخی از آن‌ها بر خلاف نظریه علمی رایج آن زمان بوده است؛ مانند حرکت زمین، و برخی دیگر نیز به کلی از درک و دانش بشر آن روزگار فراتر بوده است و پس از گذشت قرن‌ها در عصر جدید، بشر به آن‌ها پی برده است؛ مانند جو نگهبان زمین، توسعه فضا، و برخی دیگر نیز در سطحی فراتر از آن‌چه در آن زمان برای بشر شناخته شده بود، مطرح شده است، مانند نقش کوه‌ها در حفظ زمین و نقش باد در تلقیح گیاهان. مفسرین قرآن از این آیات به عنوان معجزه یاد کرده‌اند.[4]

در نتیجه: آقای سروش بنا بر تلقی خود از تاریخ و زندگانی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) معتقد است علم و دانش پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در رابطه با علوم طبیعی، کیهان شناسی، نجوم، طب و... هرگز بیشتر از مردم زمان خود نبوده است و قطعا این علم امروزی را نداشته است. اما او برای ادعای خود هیچ دلیل و برهانی ارائه نمی‌کند. همچنین باید گفت این سخن او نه با مبنای فلاسفه سازگاری دارد، نه با مبنای متکلمین، نه با آیات قرآن کریم و نه با شان و منزلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله). لذا نتیجه سخن او این خواهد بود که پیامبر اکرم که (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز مانند یک فرد عادی زمان خود است و هیچ برتری از حیث دانش روز بر دیگران ندارد که قابل قبول نیست.

___________________________________
پی‌نوشت
[1]. به این مطلب و این مطلب مراجعه کنید.
[2]. به این مطلب و این مطلب مراجعه کنید.
[3]. معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات، مجله آیینه اندیشه ش 8، تیرماه 1373، ص14.
[4]. وحی نبوی، علی ربانی گلپایگانی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1391ش، ص 250.
[5]. البرهان فى تفسير القرآن، بحرانى سيد هاشم، بنياد بعثت، تهران، 1416 ق، چاپ اول، ج‏4، ص 569.
[6]. وحی نبوی، همان، ص 252.

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.