قرآن و نظریه داروین

11:21 - 1395/10/26

گروهی تلاش کرده اند فرضیه تکامل داروین را به عنوان دیدگاه علمی معرفی کنند و بین این دیدگاه و قرآن تعارض ایجاد کنند، ولی آن چه به نظر می رسد این است که فرضیه داروین مطلب متقن علمی نیست تا بتواند با قرآن در تعارض باشد، زیرا هم اشکالات فراوانی دارد و هم مخالفان فراوان.

 

داروین

تعارض علم و دین، حکایتی است که از قرون وسطی و مخالفت‌های کلیسا با علم آغاز شد و بعد از آن توسط روشنفکران به دیگر ادیان سرایت کرد به گونه‌ای که این ذهنیت در برخی افراد به وجود آمد که هرجا سخن از دین است، تعارض و ستیز آن با علم و عقل حتمی است. این پندار، سبب شد که برخی از این افراد گمان کنند که اسلام نیز با علم و عقل در تعارض است. به همین خاطر بعد از جستجو در دین اسلام برای ادعا خویش سخن از تعارض اندیشه آفرینش انسان ار منظر اسلام با فرضیه تکامل داروین سخن به میان آورده‌اند.

صحبت از تعارض دین اسلام با عقل و علم از سخنانی است که بیشتر شبیه هذیان است تا کلامی اندیشمندانه.[1] به همین خاطر پرداختن به آن سود چندانی ندارد، ولی این استدلال که نظریه تکامل با اندیشه آفرینش در تعارض است ما را بر آن داشت تا به بررسی این ادعا بپردازیم.

تبیین نظریه داروین

ابتدا لازم است نظریه داروین را به صورت مختصر توضیح دهیم و سپس به بررسی آن بپردازیم. داروين بر آن بود كه جانوران و گياهان، توليد مثل بسيار دارند؛ به طورى كه پايايى آن ها موجب اشغال همه زمين و كمبود غذا و مسكن براى آنها خواهد شد. در نتيجه هر موجودى براى بقاى خود در برابر ديگر رقيبان، بايد بكوشد و در اين تنازع مستمر، آنكه اصلح و داراى صفت برتر است، باقى خواهد ماند. اين صفت برتر - كه موجب بقاى يك فرد مى ‏شود - از طريق وراثت به افراد ديگر منتقل شده و به اين وسيله نسل موجودات ادامه مى ‏يابد.[2]

اشکالات نظریه داروین

این تئوری بعد از داروین مورد مناقشات و نقدهای جدی از سوی دانشمندان بيولوژيست قرار گرفته و افرادی زیادی با آن به مخالفت برخواستند و آن را به کلی رد کردند و گروهی نیز این قاعده را در خصوص انسان نادرست می‌دانستند.[3] پس با توجه به این مخالفت ها نباید گمان شود که این دیدگاه یک نظریه قطعی است و اگر گزاره های دینی با آن مخالف بود، تعارض علم و دین پیش آمده است زیرا نظریه داروین یک فرضیه است که هنوز در جوامع علمی به عنوان یک دیدگاه قطعی علمی اثبات نشده است، و آن چه در تعارض علم و دین مورد نظر است مخالفت دین با مسائل قطعی و یقینی است.

از سوی دیگر اشکالات مهمی بر این دیدگاه وارد است که به برخی از آنان اشاره می کنیم:

الف) وجود نوع پيچيده، پس از نوع ساده و تشابه بعضى از موجودات با يكديگر - كه قائلان تحول انواع به آن استناد مى ‏كنند، دليل بر آن نيست كه انواع پسين، از انواع پيشين مشتق شده باشند.[4]

ب) تفاوت های اساسی بین انسان و اجداد حیوانی(میمون) مورد ادعا وجود دارد، از جمله این که، فاصله عميق ميان مغز و قواى دماغى انسان و ميمون، تمايز زبانى آشكار بين انسان و ميمون، استعداد و توانايى آفرينش هنرى در انسان، و از همه مهم تر عدم تفاوت مغزى بين انسان متمدن كنونى و قبايل بدوى كه داروين آنها را حلقه فاصل بين انسان متمدن و ميمون خوانده است.[5]

ج) اكنون قرن‏ هاست بشر حيوانات را مي‏ شناسد و به صورت عادی و تخصّصی در باغ وحش‏ ها يا مناطق طبيعی با آن‏ ها ارتباط دارد و دانشمندان علوم طبيعی و جانورشناسان با دقت، حيات وحش را زير پوشش تحقيقی خود گرفته‏ اند؛ حتی در تعليم و تربيت حيوانات مي‏ كوشند؛ ليكن تاكنون تغيير چشمگيری ديده نشده است كه بتواند شاهد فرضيه داروين باشد، بنابراين فرضيه وی، نه دليل تجريدی دارد و نه شاهد تجربی.[6]

د) از دیدگاه داروین موجودات پست در طول زمان از بین می روند و موجودات اصلح جایگزین ایشان می شوند اکنون این سوال مطرح است که اگر انسان از نسل میمون است پس چرا اکنون تعداد زیادی از این حیوان در دنیا زندگی می کنند؟ در حالی که بنا بر دیدگاه وی باید این نسل از حیوانات مدت های پیش از بین می رفت.

ر) از سوی دیگر بیش از هزار سال است که رفتارهایی از سوی گروهی از افراد بشر به عنوان یک کار اصلح و خوب انجام می شود رفتارهایی مانند ختنه کردن که در میان مسلمانان هزار و چهارصد سال است که رواج دارد ولی این عمل سبب نشده است که این کار به نسل بعد منتقل شود و فرزندی به صورت ختنه کرده متولد شود.

جدا از این اشکالات، مبنای اندیشه داروین استقرار و تجربه است که ضعیفت ترین[7] راه رسیدن به یقین است، زیرا وی بعد از مشاهده هزار نوع فسیل و جانور به این نتیجه می‌رسد که نسل این حیوان برخواسته از فلان حیوان است، در حالی که اگر به مورد هزار و یکم توجه می‌کرد، شاید نظرش عوض می‌شود، به همین خاطر ایان باربور در کتاب خویش تئوری‌های علمی را این گونه زیر سوال می‌برد و می‌گوید: «اساساً تئورى‏ هاى علمى، برآيند مشاهدات صرف و تحويل پذير به داده ‏هاى حسى نيست؛ بلكه اين ها برآيند هم‏كنشى داده ‏هاى حسّى و ساخته ‏هاى ذهنى دانشمند است. بنابراين نظريات علمى، اكتشافات محض نيست و جنبه اختراعى نيز دارد. از اين رو نمى‌توان اين گونه نظريات را كاملاً مطابق با واقعيت و عينيت خارجى دانست.»[8]

تعارض نداشتن دیدگاه قرآن با نظریه داروین

علاوه بر تمام  اشکالاتی که گفته شد، اگر فرضاً نظریه تکامل داروین را قبول کنیم، باز این دیدگاه نمی‌تواند با دیدگاه قرآن در تعارض باشد؛ زیرا مغایرتی بین این دیدگاه و آیات آفرینش انسان وجود ندارد. چرا که این دیدگاه تنها می‌تواند اثبات کند که انسان‌های اولیه بر اثر تکامل خلق شده‌اند، ولی نمی‌تواند نفی کننده این اندیشه باشد که برخی از انسان‌ها به صورت مستقیم خلق شده‌اند. و بر این اساس می‌توانیم بگوییم: انسان‌های قبل از آدم و حوا بر روی کره زمین زندگی می‌کرده‌اند[9] که بر اساس فرضیه تکامل رشد کرده‌اند، ولی آدم و حوا به صورت مستقیم از خاک خلق شده‌اند و بدین گونه تعارض این دو اندیشه را بر طرف کنیم.[10]

پس به صورت مختصر می‌توان این‌گونه گفت که نظریه تکامل یک فرضیه است که با چالش‌های مهمی درگیر است، به همین خاطر نمی‌تواند به عنوان دلیل مسلم و یقینی مطرح شود تا مدعی شویم که با دین در تعارض است. از سوی دیگر اگر فرضاً این نظریه به عنوان یک دلیل متقن و یقینی تلقی شود، باز با دیدگاه دین در تعارض نیست و می‌توان با آن جمع شود.[11]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت
[1]. روح توصیه، اسلام و قرآن توصیه به تعقل است و این مطلب را می‌توان از آیات متعدد ــ حدود پنجاه آیه ــ که با بیانات مختلف مانند تعقلون، نعقل... آمده است به سادگی درک کرد. و همچنین حضور دانشمندان متعددی در جامعه اسلامی به خوبی این ادعا را رد می‌کند.
[2]. ايان باربور، علم و دين، ترجمه بهاءالدين خرمشاهى، مركز نشر دانشگاهى، تهران، چاپ دوم، 1375ش، ص 113-115.
[3]. جایزه نوبل به نقد علمی نظریه داروین اختصاص یافت که توسط by Jerry Bergman از زیست شناسان آمریکایی  نوشته شده است و برای آشنایی با مخالفان دیگر نظریه داروین رجوع کنید به کتاب علم و دین، ص 418-422.
[4]. مبانى انسان‏ شناسى در قرآن، عبداللَّه نصرى، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، تهران، چاپ اول، بی‌تا، ص 68.
[5]. علم و دين، ص 141 - 99.
[6]. تسنيم، آیت الله جوادی آملی، اسراء،1389، ج17، ص 157.
[7]. ر.ک. به منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، آیت الله جوادی آملی، اسراء، 1389ش، بخش دوم، فصل اول.
[8]. علم و دين، ص 169 – 244.
[9]. آن‌چنان که در جوامع روایی به وجود انسان‌هایی قبل از آدم و حوا در روی کره زمنین اشاره شده است. رجوع کنید به البرهان في تفسير القرآن، بحرانى، سيد هاشم بن سليمان‏،مؤسسه بعثه،‏ 1374 ش‏،ج‏1، ص171.
[10]. ر.ک. تسنیم، آیت الله جوادی آملی، ج3،ص 512.
[11].  برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به، «بحث و بررسی درباره داروینیسم و آخرین فرضیه‌های تکامل»، آیت الله مکارم شیرازی، نسل جوان،(بی‌تا)؛ و «موضع علم و دین در خلقت انسان»، فرامرز قراملکی،فرهنگ آرایه،1373ش

نظرات

تصویر آتئیست
نویسنده آتئیست در

شما هنوز اصل فرگشت رو نمیدونید بعد هم شما انسان نما ها یا فسیل های نئاندرتال رو تا به حال ندید... بیشتر از 140 ساله که کسی نتونسته فرگشت رو نهی کنه و هر کسی بتونه جایزه نوبل رو دریافت میکنه البته باید نقد بشه ولی شما هنوز چیزی از فرگشت نمیدونید اومدین دارین نقدش میکنید. 

تصویر پرچمدار مهدی
نویسنده پرچمدار مهدی در

مرگ بر آتئیست انشاالله که روز به روز اسلام قوی تر بشه و شما آتئیست ها از نابود کردن عنصر حکومتی  امام خامنه ای و دولت  عاجز بمانید چی فکر کردید ما میزاریم شما ها رهبر را نابود کنید اصلا ایشالله که امام خامنه ای انقدر از این عناصر  سو استفاده کرده و به وسیله ی همین خرافاتی که بهش میگید دین و خدا با عمر جاودان بر ملت حکومت کرده تا شما ها بیشتر در حسرت نابودی فرو رفته . امیدوارم از این مطالب در سایت ها بیشتر شود تا قدرت امام خامنه ای مستحکم تر شود .

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

این نقد هایی که فرمودید در اصل تکامل خللی ایجاد نمیکنه،با اسلام هم منافاتی نداره،داروین اصلا از ژنتیک چیزی نمیدونست،به خاطر همین نتونست توضیح بده که تغییر نسل چجوری اتفاق میفته،فقط با مشاهدات متوجه شد که همچین چیزی کاملا درسته(امروزه هم کاملا درسته)فقط هم بررسی های بعدی در مورد شکل و ظاهر نبوده،مثلا بررسی هموگلوبین گونه هایی که نیای مشترک داشتن،به وضوع ثابت میکنه که از یک گونه مشتق شده ان،در ضمن این ایراد که باید از گونه های حد واسط هم به تعداد زیاد باشه ایراد علمی نیست،الان دایناسورهایی که قابلیت پرواز داشتن و گونه نیایی پرنده ها هستن کلا منقرض شده ان!ولی پرنده هستش،نمیشه گفت باید از همه گونه ها به تعداد زیاد باشه،اتفاقا داروین هم این رو میگه که فقط متناسب با دوره و اقلیم فقط اونایی که سازگارتر هستن میمونن،در ضمن این مساله هیچ منافاتی با اسلام نداره(حتی در مورد انسان)تکامل اتفاقا در راستای مبانی اسلام هیچ خللی ایجاد نمیکنه

تصویر کمالی
نویسنده کمالی در

با سلام و احترام
ممنون از وقتی که برای مطالعه این نوشتار گذاشتید، ولی نقدهایی که فرموده‌اید بسیار کلی است و فقط فرموده‌اید که این اشکالات به نظریه تکامل خللی وارد نمی‌کند، در حالی که برخی از دانشمندان غربی به خاطر وارد کردن چنین اشکالاتی برنده جایزه نوبل شده اند که برای اطلاع می‌توانید به این نوشتار مراجعه کنید:«جایزه نوبل به فیلسوف ضد داروینیسم» اما ادعا دیگر شما که بیان کردید نظریه داروین با اسلام تضادی ندارد، این مطلب نیز چندان صحیح به نظر نمی‌رسد، زیرا از دیدگاه داروین انسان بر اساس تکامل ایجاد شده است، پس از ابتداء موجودی تک سلولی بوده، ولی بنا بر نظریه اسلام، انسان از نسل حضرت آدم(سلام‌الله‌علیه) آفریده شده است، و تنها راه صحیح بر طرف کردن تعارض نیز ظاهراً همان مطلبی است که در نوشتار بالا به آن اشاره شده.

 

تصویر امیر محمد
نویسنده امیر محمد در

جرعت انتشارش رو ندارید میدونم ولی میگم نویسنده بدونه .

 

همیشه دو تا چیز رو در نظر بگیرید :

۱. گونه های حذف شده بخاطر ضعف یا شرایط بهرانی یا ...

۲. گونه های کشف نشده ( معمولا جانوران آبزی )

 

این سوال و استدلال شما بر اساس نادانی و تعصب مطرح شده .

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خیلی جالبه

این که اولش نوشته میدونم تایید نمیکنی

نشون دهنده اینه که این موجودات که از نسل میمون هستند(داروین) همیشه با توهماتشون میجنگند

و هیچ وقت حقیقت رو درک نمیکنند

و جز دروغ و فحاشی چیزی بلپ نیستند

و بر اساس تکبر همه رو متعصب میدونند

و حال آنکه نادان ترین افرادند

تصویر کمالی
نویسنده کمالی در

سلام علیکم

ممنون از وقتی که قرار دادید مطالب حقیر را مطالعه کردید، ولی کاش نقدهای خود را به صورت شفاف بیان می‌کردید تا بشه در موردش صحبت کرد، و الا صرف متهم کردن حقیر به جهل و تعصب مشکلی حل نخواهد شد.

اگر به رفرنس‌ها(آدرس‌ها) اشکالات دقت بیشتر می‌کردید، به این نکته پی می‌بردید که برخی از این اشکالات از سوی  خود دانشمندان غربی بیان شده است، و از کتاب علم و دین، ایان باربور است، شما لطف کنید که به این کتاب مراجعه کنید، و ببنید که آیا ایشان را نیز می‌توان به تعصب و جهالت متهم کرد یا خیر!؟

بعد چند اشکال عقلی در مورد نظریه داروین مطرح شده است، شما اگر لطف میکردید این اشکالات را پاسخ می‌داید تا ما پی به اشتباه خود ببریم، و الا  صرف اهانت که مشکلی را حل نخواهد کرد، بکله شما را در مظان صفاتی که بیان کردید قرار می‌دهد.

امیدوارم در ادامه از نظرات اندیشمندانه شما بهره‌مند بشم، تا بتوانیم در این زمینه با یکدیگر گفتگو کنیم.

تصویر کمالی
نویسنده کمالی در

این مطلب در توئتر منتشر شد

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.