پیروزی بدون جنگ، حاصل تدبیر پیامبر

09:48 - 1395/10/25

مطالعه دقیق تاریخ فتح مکه نشان می‌دهد که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از همان ابتدای حرکت به سوی مکه از یک طراحی هوش‌مندانه و نقشه‌ای حساب شده برخوردار بود و با آن نقشه توانست بزرگ‌ترین مرکز شرک را بدون جنگ تصرف کند.

فتح مکه

یکی از مسلمات در نزد شیعه عصمت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. اما عده‌ای برای تخریب حضرت می‌گویند: او برای فتح مکه از خدعه و نیرنگ استفاده کرد. با توجه به این‌که این شبهه ناشی از فقدان مطالعه دقیق تاریخ و همچنین عدم تحلیل منطقی حوادث صدر اسلام است؛ ما برای پاسخ به این اشکال، با مراجعه به منابع معتبر تاریخ اسلام، به بازخوانی فتح مکه می‌پردازیم تا حقیقت ماجرای فتح مکه و سیره نظامی حضرت، در مقابله با سرسخت‌ترین دشمنان خود را روشن کنیم.

در صلح حدیبیه مقرر شد هر قبیله‌ای می‌تواند با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و یا مشرکان هم‌پیمان باشد؛ ولی اگر نزاعی بین قبایل هم‌پیمان مسلمین با هم‌پیمانان مشرکین رخ داد، طبق این صلح‌نامه هیچ‌کدام از مشرکان و مسلمانان حق دخالت ندارند و هر گونه دخالت به‌ منزله نقض پیمان‌نامه صلح به‌حساب می‌آمد.[1] در این میان قبیله خزاعه با مسلمانان هم‌پیمان شد و قبیله بنی‌بکر نیز با مشرکین مکه پیمان بسته بودند؛ این دو قبیله پس از مدتی با هم درگیر شدند و بنی‌بکر با هم‌کاری افرادی سرشناس از قریش، شبانه به قبیله خزاعه حمله کردند و تعدادی از آنان را کشتند.[2]

گروهی از قبیله خزاعه خود را به مدینه رسانده و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را از جریان تهاجم بنی‌بکر و هم‌دستی مشرکین با آنان آگاه کردند. از سوی دیگر ابوسفیان هم برای جلب رضایت مسلمانان به سمت مدینه حرکت کرد، ولی بعد از اینکه اعضای قبیله خزاعه وارد مدینه شده بودند، وارد مدینه شد. مسلمانان به علت پیمان شکنی قریش از او به سردی استقبال کردند. ابوسفیان تلاش کرد پیمان‌نامه را تجدید کند و مدت آن‌را افزایش دهد؛ اما بدعهدی قریش، باعث شد تا پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درخواست او را نپذیرد؛ چراکه تضمینی برای پایبندی قریش به عهدنامه و عدم پیمان‌شکنی آنان وجود نداشت و ابوسفیان دست‌خالی به مکه بازگشت.[3]

استراتژی بی‌نظیر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)
پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای دفع همیشگی خطر مشرکان و محافظت از مسلمانان و دیگر قبایل هم‌پیمان، دستور جهاد را صادر کرد. با مراجعه به منابع معتبر تاریخ اسلام به این نکته می‌رسیم که حضرت تدابیر ویژه‌ای برای این نبرد داشت و تصمیم گرفته بود تا خطر مشرکان را با کمتر‌ین هزینه دفع کند. به همین منظور دستورات خاصی را برای یاران خود صادر کرد که با دقت در آن می‌توان به بخش‌هایی از استراتژی حضرت پی برد. 

مرحله اول، حرکت مخفیانه
بدون این‌که مقصد را اعلام کند با ده هزار نیروی نظامی متشکل از مردم مدینه و دیگر قبایل مسلمان حرکت کرد. حضرت دست دعا به درگاه الهی بلند کرد و از خداوند خواست تا دشمنان متوجه حرکت سپاه اسلام نشوند تا بتوانند با استفاده از اصل غافل‌گیری خود را به مکه برساند. همچنین حضرت دستور داد تا مسلمانان تمام راه‌ها را زیر نظر بگیرند.[4] سرانجام پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) موفق شد با این دستورات حکیمانه سپاه اسلام را بدون اطلاع قریش به نزدیک دروازه‌‌های مکه ببرد.

مرحله دوم، قدرت‌نمایی سپاهیان اسلام
هنگامی‌که سپاه اسلام به فرماندهی خود پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نزدیک مکه اردو زدند، مرحله دوم استراتژی نظامی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که قدرت‌نمایی بود شروع شد. غالبا سرداران نظامی برای قدرت‌نمایی و ایجاد رعب و وحشت در دل دشمن، از حملات ناگهانی و شبیخون استفاده می‌کنند؛ ولی حضرت که برای هدایت مردم مبعوث شده است و تلاش می‌کند تا همه مردم و حتی مشرکان را نجات دهد، تنها به مسلمانان دستور داد تا شب هنگام بیش از نیاز سپاه آتش روشن کنند، این استراتژی حضرت موثر واقع شد. به همین خاطر مشرکان مکه، ابوسفیان را دوباره برای گفتگو و گرفتن امان برای اهل مکه نزد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرستادند. ابوسفیان که زیرک‌ترین فرد قریش بود هم تحت تاثیر این قدرت‌نمایی قرار گرفت و از عظمت اسلام متحیر شد و در ظاهر اسلام آورد.[5] 

مرحله سوم، عفو عمومی
پس از قبول اسلام توسط ابوسفیان که مهم‌ترین رهبر سیاسی و نظامی مکه بود، عملا شهر مکه مقاومت خود را از دست داد و همه چیز برای تسلط مسلمانان بر مکه مهیا شد. با توجه به آزار و شکنجه‌هایی که مشرکان مکه علیه مسلمانان مرتکب شده بودند و تجاوزها و لشکر‌کشی‌های آنان به سوی مدینه که برای از بین بردن اسلام و قتل عام مسلمانان طرح‌ریزی کرده بودند و اینکه بسیاری از مسلمانان به دست همین مردم مکه به شهادت رسیده بودند؛ بسیاری گمان می‌کردند که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انتقام سختی از مشرکان خواهد گرفت.

 ولی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در پیامی به ابوسفیان فرمود که به مکه برگردد و اعلام کند  هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند و مسلمان شود و دست از جنگ بردارد، در امان است. هم‌چنین کسانی که سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و کسانی که کنار کعبه یا در خانه ابوسفیان بنشینند، در امان‌اند.[6] اما این پایان کار نبود و هنگامی‌که لشکریان اسلام پیروزمندانه وارد مکه شدند، «سعد بن عباده» پرچم‌دار سپاه اسلام، وقتی از برابر ابوسفیان گذشت فریاد زد: «ای ابوسفیان، «الیوم یوم الملحمه» امروز روز خون ریختن است و امروز حرمت‌ها از میان می‌رود و خدا قریش را خوار و زبون می‌سازد». وقتی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از این موضوع مطلع شد فرمود: «الیوم یوم المرحمه» امروز روز رحمت و مهربانی است، و کسی را پیش سعد بن عباده فرستاد و او را از فرماندهی عزل و پسرش قیس بن سعد را پرچم‌دار سپاه کرد.[7] به این ترتیب حضرت حتی اجازه نداد که شخصی مانند «سعد بن عباده» که از مهم‌ترین یاران حضرت بود، حتی در دل مشرکان ترس و وحشت ایجاد کند.

سخن آخر
گاهی مشاهده می‌شود که افرادی مغرض در فضای مجازی، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به خاطر روشن کردن آتش‌های فراوان به فریب‌ دشمن متهم می‌کنند و این کار را ناپسند می‌شمارند. این افراد متاسفانه نه از مطالعات منابع معتبر تاریخ اسلام بهره‌ای دارند و نه در گفتار خود از سیر منطقی و عقلانی پیروی می‌کنند. با توجه به آن‌چه گذشت، معلوم می‌شود که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از همان ابتدای حرکت به سوی مکه، از یک طراحی هوش‌مندانه و نقشه‌ای حساب شده برخوردار بوده است که طی آن با طلب یاری از خداوند و حرکت مخفیانه و قدرت‌نمایی و عفو عمومی دشمنان، توانست بزرگ‌ترین مرکز شرک و بت پرستی را بدون جنگ و خون‌ریزی به تصرف درآورد.

روشن کردن آتش‌های فراوان هم که برای قدرت‌نمایی سپاه اسلام بود در واقع بخشی از تاکتیک هوشمندانه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود که نه تنها با قواعد و قوانین جنگی ناسازگار نیست، بلکه از جنگ و خون‌ریزی جلوگیری کرد که یک امر منطقی و مورد تایید عقلای عالم می‌باشد. لذا به هیچ وجه با فریب و نیرنگ محسوب نمی‌شود. خداوند در قرآن مومنان را به ترساندن دشمنان اسلام امر می‌کند «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ [انفال/60] و در برابر آنان هر نیرویی که می‌توانید، از جمله نگاهداری اسبان، فراهم آورید، تا به آن وسیله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید» که در نتیجه می‌توان گفت قدرت‌نمایی و ترساندن دشمن یکی از برنامه‌های اسلام است که برای پرهیز از جنگ و خون‌ریزی از سوی خداوند به مسلمانان امر شده است. علاوه بر این مطلب اساسی و مهم باید گفت اگر از تمام عقلای عالم در این باره سوال شود که «آیا اگر قدرت‌نمایی و ترساندن دشمن باعث جلوگیری از جنگ خونریزی شود کار بدی است؟» همه آنان به جلوگیری از جنگ و خون‌ریزی رای خواهند داد.    

برای مطالعه بیشتر به آثار زیر مراجعه نمایید.
1. «فروغ ابدیت».
2. «پيام‌آور رحمت» .
3. «شیوه فرماندهی پیامبر».
4.
 «سيرة المصطفى».

________________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. انساب الاشراف، بلاذری، تحقیق محمد الفردوس، دمشق، دار الیقظه العربیه، 1998م.، الطبعه الاولی، ج1، ص423.
[2]. کتاب المغازی، واقدی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1989م.، الطبعه الاولی، ج2، ص787-781، السیرة النبویة، ابن هشام، تحقیق جمال ثابت و دیگران، دارالحدیث، قاهره، 1998م.، الطبعه الاولی، ج4، ص24.
[3]. المغازی النبویة، ابن عقبه، تحقیق حسین مرادی نسب، قم، منشورات ذوی القربی، 1424 هـ.ق.، الطبعه الاولی، ص349.
[4] . کتاب المغازی، همان، ص801-799.
[5]. همان، 818.
[6]. السیرة النبویة، همان، ص28.
[7]. كتاب المغازى، همان، ص822-821.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.