«فدک» هدیه ای از طرف رسول خدا

21:44 - 1395/10/04

فدک ملک شخصی پیامبر اکرم(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) بوده است که آن را به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) بخشیده‌اند و پس از رحلت ایشان در جریان گرفتن خلافت و جانشینی، فدک حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) نیز توسط ابوبکر گرفته و غصب می شود. حضرت برای بازستاندن آن 5 شاهد می‌آورد که باز ابوبکر از دادن آن امتناع می ورزد که در نهایت از طریق ارث احتجاج می کند

همه چیز درباره فدک و غصب آن توسط خلیفه اول

مسأله امامت از جمله مباحث کلیدی است که تفکر و بنیان شیعه بر روی آن پایه ریزی شده است و در این میان ماجرای فدک و بحث ارث حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها)  به طور خاص، به دلیل ارتباط تنگاتنگ قضاياى ايشان با مسأله امامت و خلافت همواره مورد توجه و اهتمام جدی بزرگان شیعه بوده است.

شیعه معتقد است که فدک ملک شخصی رسول خدا(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) بود و ایشان آن را به دخترش فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) بخشید، اما خلیفه اول پس از غصب خلافت، آن را از حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) گرفت. در این نوشتار به بررسی و اثبات این مسأله از منابع معتبر اهل سنت می‌پردازیم:

فدك، ملك شخصي پيامبر اكرم(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌)

یکی از احکام اسلامی که همه علما و دانشمندان بیان کرده‌اند این است که هر آن چه بدون نبرد و به صورت مصالحه در اختيار رسول خدا(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) قرار گیرد، ملك شخصى ايشان است. چنان چه قران کریم در سوره حشر می‌فرماید: «وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[حشر/6] و آن چه را خدا از آنان به رسم غنيمت عايد پيامبر خود گردانيد [شما براى تصاحب آن] اسب يا شترى بر آن نتاختيد، ولى خدا فرستادگانش را بر هر كه بخواهد چيره مى‏ گرداند و خدا بر هر كارى تواناست».
قرطبی از مفسرین بزرگ اهل سنت در تفسیر این آیه می‌گوید: «آن چه را خداوند از اموال بنى نضير به رسولش برگرداند(ملک شخصی ایشان است) و شما براى به دست آوردن آن، هيچ سختى و زحمتى را تحمل نكرديد، و به خاطر آن با جنگ و مشّقت مواجه نشده‌ايد».[1] اکثر بزرگان اهل سنت اذعان کرده‌اند که فدک نیز جز همین آیه بوده است.[2]

بخشش فدک به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) توسط نبی مکرم
بسیاری از بزرگان اهل سنت نقل کرده‌اند: «وقتی اين آيه «وَ آَتِ ذَا الْقُرْبَي حَقَّهُ[اسراء/26[»  نازل شد، رسول خدا(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را فرا خواند و فدك را به او بخشيد».[3]

غصب فدک توسط ابوبکر
ابن حجر هیثمی، ابن شبه و ... در این باره می نویسند: «ابوبكر فدك را به زور از فاطمه(سلام‌الله‌علیها) گرفت».[4]

حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) فدک را با چه عنوانی مطالبه کرد؟
یکی از سوالاتی که در این بحث مطرح است این است که آیا حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در این جا فدک را به عنوان هدیه ای از طرف پیامبر(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) مطالبه کرد یا به عنوان ارث؟ چگونه مى توان این دو را با هم توجيه کرد؟

پاسخ این است که ابتدا حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) فدک را به عنوان ملک خود که توسط رسول الله(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) به ایشان هدیه داده شده مطالبه کرد، وقتي چندين نفر آمدند شهادت دادند و ابوبكر قبول نكرد، حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) ديد كه اگر نفرات ديگری هم بيايند و شهادت بدهند، ابوبكر بنا ندارد فدك را برگرداند، لذا فدک را به عنوان ارث مطالبه کرد؛ چرا که فدک ملک شخصی رسول خدا(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) بود و حضرت هم وارث ایشان، در اينجا دیگر نيازی به شاهد نبود كه ابوبكر بگويد برای اثبات اين كه ورثه پيامبر اكرم(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) هستی، بايد شاهد بياوری.

در باب ادعای اول و شاهد آوردن حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) آقایان بلاذری، قاضی عضد الدين، حلبی و ... می‌نویسند: «فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به ابوبكر گفت: فدك را به من برگردان. رسول خدا(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) آن را به من بخشيده است. ابوبكر از او شاهد خواست. فاطمه(سلام‌الله‌علیها) ام ایمن و رباح، كنيز و غلام رسول الله(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) را آورد و به اين كه فدك، ملك شخصی است و پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) به او بخشيده است، شهادت دادند. ابوبكر گفت: برای شهادت دادن، يك مرد و دو زن نياز است».[5]
در روایت دیگری آمده که فاطمه(علیهاسلام) علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) و ام ايمن را برای شهادت دادن آورد و ابوبكر به فاطمه(سلام‌الله‌علیها) گفت: ای دختر رسول خدا(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌)! می دانی كه به شهادت دادن دو مرد يا يك مرد و دو زن نياز است. فاطمه(سلام‌الله‌علیها) هم برگشت.[6]

این عمل کرد ابوبکر و نپذیرفتن 5 شاهد (علی، حسنین، رباح، ام ایمن) از حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در حالی است که پیش از آن شهادت جابر و عبدالله بن عمر و ... را به تنهایی قبول کرد.[7]

سوالی که اهل سنت می بایست پاسخ دهند این است که چرا ابوبکر شهادت زهرای مرضیه(سلام‌الله‌علیها) که آیه تطهیر در شأن او نازل شده است را رد می کند؟ چرا شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) را که پیامبر(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) در حق او فرمود: «حق با علی و علی با حق است»[8] را نپذیرد؟ و اصلا با مبنای فقهی هم که به ماجرا نگاه کنیم چرا ابوبکر شهادت 5 نفر را نپذیرفت؟

اینجا اصلا بحث ارث نبود، بحث هدیه گرفتن فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) از پدر خویش است؛ اصلا آن روایتی که ابوبکر نقل کرده جا ندارد. سوال اینجاست که چرا ابوبکر سخن صدیقه طاهره(سلام‌الله‌علیها) را نپذیرفت؟ کسی که در میان امت به راستگوترین زن مسلمان شهرت دارد و او را «صدیقه» نامیده اند؟

پس از آن که صدیقه طاهره(سلام‌الله‌علیها) از پس گرفتن فدک به این طریق ناامید شد، از طریق ارث، فدک را مطالبه کرد، چنان که بخاری در صحیح خود می‌نویسد: «از عايشه نقل شده است: فاطمه(سلام‌الله‌علیها) تمام آنچه را كه ملك رسول اللّه(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) بود از فدك و خمس خيبر، به عنوان ميراث از ابوبكر طلب كرد».[9]

نتیجه آن که فدک ملک شخصی پیامبر اکرم(صلى‌الّله‌عليه‌وآله‌) بود که آن را به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) بخشید و پس از رحلت ایشان در جریان گرفتن خلافت و جانشینی، فدک حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) نیز توسط ابوبکر غصب شد. حضرت برای بازستاندن آن 5 شاهد می‌آورد که باز ابوبکر از دادن آن امتناع می ورزد که در نهایت از طریق ارث احتجاج می کند.
______________________________
پی‌نوشت
[1]. الجامع لأحكام القرآن، أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي، دار النشر: دار الشعب القاهرة، ج18، ص10.
[2]. الجواهر الحسان في تفسير القرآن، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبي، دار النشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت ، ج9، ص52؛ تفسير البغوي، البغوي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : خالد عبد الرحمن، ج4، ص197؛ تاريخ الطبري، لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، ج2، ص303؛ تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي، دار النشر : دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق : د. عمر عبد السلام تدمرى ، ج2، ص422 و ... . متن عربی: « فكانت خيبر فيئا للمسلمين و كانت فدك خالصة لرسول الله، لأنهم لم يجلبوا عليها بخيل و لا ركاب».
[3]. الدر المنثور، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي، دار النشر: دار الفكر،  بيروت - 1993 ، ج5، ص273؛ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص443 ؛  فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير، محمد بن علي بن محمد الشوكاني، دار النشر: دار الفكر  بيروت ، ج3، ص224؛ مسند أبي يعلى، أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي، دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: حسين سليم أسد، ج2، ص334.
[4]. الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمی، دار النشر : مؤسسة الرسالة لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأول، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج1،، ص157؛ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج1، ص199 (براساس نرم افزار مکتبه شامله).
[5]. فتوح البلدان، أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1403، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ج1، ص35؛ كتاب المواقف، عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - 1417هـ - 1997م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن عميرة، ج3، ص608؛ السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، علي بن برهان الدين الحلبي، دار النشر : دار المعرفة - بيروت - 1400، ج3، ص487؛ المبسوط، شمس الدين السرخسي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، ج12، ص29.
[6]. فتوح البلدان، أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1403، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ج1، ص35.
[7]. صحیح بخاری، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة  بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة ، تحقيق: د.مصطفى ديب البغا، ج4، ص1539؛ صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي، دار النشر: مؤسسة الرسالة بيروت - 1414 - 1993، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، ج8، ص231 و ... .
[8]. مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، علي بن أبي بكر الهيثمي، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة, بيروت 1407، ج7، ص235؛ مسند أبي يعلى، أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي، دار النشر: دار المأمون للتراث دمشق  1404 - 1984، الطبعة الأولى، تحقيق: حسين سليم أسد، ج2، ص318 و ... .
[9]. صحیح بخاری، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة  بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة ، تحقيق: د.مصطفى ديب البغا ، ج4، ص1549.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.