ولایت فقیه و تخصص‌های گوناگون

08:59 - 1395/08/22

برای ولی فقیه در قانون اساسی سه شرط عمده ذکر شده است، اکنون این سوال مطرح است که چرا تنها این سه شرط برای ولی فقیه لازم است، و از سوی دیگر، در مورد مسائل دیگر که ولی‌فقیه تخصص ندارد باید چگونه رفتار کند.

تخصص‌های گوناگون و ولایت فقیه

مردم شریف ایران، در سال 1357 با پیروزی بر رژیم پهلوی، خواهان تشکیل جمهوری اسلامی ایران شدند؛ این حکومت برخواسته از دو بازوی توانا بود: یکی مردم و دیگری ولی فقیه.[1] این نوع حاکمیت که برخواسته از عقل و تدبیر در فرامین الهی بود، توانست بعد از حدود سی و هشت سال هم‌چنان به سوی اهداف خویش حرکت کند. در این میان، یکی از علل  استمرار این حکومت، مبانی قوی است که زیر بنای آن را تشکیل می‌دهد. یکی از این مبانی اصل ولایت فقیه است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی به آن توجه شده است.[2] در ادامه تلاش می‌کنیم، به یکی از شبهاتی که در مورد این اصل به ذهن می‌آید را مورد تحلیل قرار دهیم.

برای ولی فقیه بر اساس اصل صد و نه قانون اساسی، سه شرط قرار داده شده است که عبارتند از:
الف) صلاحیت علمی لازم برای فتوا دادن در ابواب مختلف فقه؛
ب) عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام؛
ج) بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری.
اکنون این سوال مطرح است، که چرا وجود ساير تخصّص‌ها نظير تخصّص در امور نظامی و يا تخصّص در امور اقتصادی  و مانند آن‌ها را كه از اركان مهم مربوط به اداره هر جامعه‌ای هستند شرط نكرده و لازم ندانسته‌ايم؟ آيا عدم وجود چنين تخصّص‌هايی در نزد ولی فقيه و كسی كه سكّان رهبری جامعه اسلامی را به دست می‌گيرد، موجب ضعف مديريت و رهبری او و خلل در اداره امور جامعه نمی‌شود؟ و آيا لازم نيست وجود برخی تخصّص‌های ديگر را هم در فردی كه می‌خواهد عهده‌دار اين منصب مهم شود معتبر بدانيم؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید به این نکته توجه داشت، که از جهت عقلی این امکان وجود ندارد، یک شخص در تمام زمینه‌ها تخصص داشته باشد، از این‌رو هیچ‌کدام از رئیس جمهورها و رهبران جهان را نمی‌بینم، که در چند حیطه دارای تخصص داشته باشد، چه رسد به تمام حوزه‌ها. از سوی دیگر هر قدر این تخصص‌ها بیشتر مورد نظر قرار گیرد، امکان تشخصی فرد شایسته‌تر سخت‌تر می‌شود، مثلاً فرض کنیم، یک شخص هم تخصص فقهی دارد و هم تخصص نظامی و فردی دیگری تخصص فقهی و تخصص اقتصادی، اکنون با چه ملاکی باید، فرد شایسته را از میان ایشان انتخاب کنیم.

پس در نتیجه چاره‌‌ای نداریم که از میان این ملاک‌ها، موارد ضروری را انتخاب کنیم. پس با تحلیل به این نکته می‌رسیم، که از میان تمام شرایطی که برای رهبر جامعه دینی می‌توان فرض کرد، این سه موردی که در قانون اساسی به آن اشاره شده است از همه مهم‌تر است زیرا: شرط فقاهت، اصلی است که عقل و روایات به آن اشاره دارد، و آن را مشخص می‌کند و تفاوت ذاتی جامعه دینی از غیر دینی همین شرط است، و از سوی دیگر فرامین و دستورات اسلام، به شدت نهی می‌کند از این‌که شخص فاسقی حکومت را به دست گیرد، و جامعه را هدایت کند، آن‌چنان که خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً[کهف/28] از کسی که قلبش را از یاد خود غافل کردیم و از هوی و هوس خود پیروی می‌کند و در کارش افراطی است اطاعت مکن» پس در نتیجه عدالت، و تقوا نیز برای حاکم جامعه دینی ضرورت دارد. شرط سوم نیز، سبب می‌شود، این فقاهت و تقوا بر اساس نیازهای کنونی جامعه مورد استفاده قرار گیرد.

حضرت آیت الله مصباح(حفظه‌الله) ضرورت این سه شرط را این‌گونه بازگو می‌کند و می‌فرماید: «بديهی است كسی كه می‌خواهد در رأس نظام ولايت فقيه قرار گيرد، بايد اولاً عالم به قوانين اسلام باشد و به خوبی آن‌ها را بشناسد(شرط فقاهت). ثانياً مردم هم بايد به او اطمينان داشته باشند و مطمئن باشند كه بر اساس اغراض و منافع شخصی‌ و جناحی كار نمی‌كند، بلكه در عمل تنها چيزی كه برايش ملاك است حفظ اسلام و مصالح جامعه اسلامی است و خيانت نمی‌كند(شرط تقوا). ثالثاً لازم است علاوه بر فقاهت وتقوا، قدرت درك مسائل اجتماعی و سياست داخلی و خارجی را نيز داشته باشد و بتواند مديريت نمايد(شرط كارآمدی). بديهی است كه اگر هر يك از اين سه ويژگی را شخصاً نداشته باشد، احتمال پديد آمدن خسارت‌های جبران‌ناپذيری برای جامعه وجود دارد».[3]

اما سایر تخصص‌ها، لزوم چندانی برای ولی فقیه ندارد، زیرا که وی می‌تواند با بهره بردن  و مشورت کردن با متخصصان و کارشناسان امین، این نیاز را برطرف کند، به عنوان مثال برای قدرت‌مند بودن یک تیم فوتبال لازم است که افرادی مختلفی هم‌کاری داشته باشند، افرادی مانند، روان‌شناس، آنالیزور، تدارکات، مربی دروازبان‌ها و ... برای رسیدن به پیروزی تلاش می‌کنند، گر چه تمام این افراد تحت نظر سر مربی هستند، ولی لزومی ندارد که سر مربی در تمام این زمینه‌ها تخصص داشته باشد، ولی همین مقدار که بتواند با مشورت و مدیریت خوب تیم را به پیروزی برساند، هدف تمامی این افراد تحقق پیدا کرده است.

با توجه به این نکته در اصل صد وده قانون اساسی این‌گونه آمده است: «رهبر انقلاب اسلامی برای تعیین سیاست‌های كلی نظام جمهوری اسلامی ایران باید با مجمع تشخیص مصلحت نظام مشورت کند». و می‌دانیم که مجمع تشخصی مصلحت نظام نیز تشکیل شده از متخصصان مختلفی در امر حکومت است و به این وسیله رهبر جامعه اسلامی با مشورت با ایشان جامعه را به سوی اهدافش پیش می‌برد.[4]

________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. درنظام اسلامی، مشروعیت(قانونی بودن) حکومت مربوط به اصل ولایت فقیه است، ولی برای به فعلیت رسیدن و تحقق خارجی نیاز به مقبولیت دارد که از سوی مردم محقق می‌شود، به عنوان مثال، امیرالمومنین(علیه‌السلام) در تمام طول خانه‌نشین شدن خویش، مشروعیت حاکمیت را دارا بود، ولی زمانی که مردم برای بیعت با سوی ایشان آمدند، و با ایشان بیعت کردند، مقبولیت نیز محقق شد، و این امام همام توانست حکومت تشکیل دهد.
[3]. رجوع کنید به «اثبات ولایت فقیه به زبان ساده»
www.welayatnet.com/fa/news/100312
[2]. نگاهی گذرا به اصل ولایت فقیه،ص132.
[3]. برای مطالعه بیشتر  در مورد ولایت فقیه رجوع کنید به، «نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه» نوشته آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي و همچنین کتاب «ولایت فقیه به زبان ساده» نوشته حجت‌الاسلام والمسلمین جواد محدثی.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.