پنهانکاری همسر به دلیل شرایط کاری

سلام

خانمی ۲۵ ساله هستم. الان حدود ۴ سال از زندگی مشترک منو همسرم میگذره. ما هر دو مذهبی هستیم.

تا الان رابطه خیلی صمیمانه و خوبی با هم داشتیم ولی بیش از یه ماهه که به همسرم بی اعتماد شدم و نمیتونم باهاش مثل قبل باشم. 

همسرم نظامیه و گاهی ماموریت کاری برای شناسایی افراد براش پیش میاد. حدود یک ماه پیش به من گفت که ماموریتی برای شناسایی یه خانم که ممکنه جاسوس باشه تو مجموعه کاریشون داره. ولی توضیح بیشتر نداد و من متوجه نشدم که منظورش اینه کا خودش باید با اون خانم ارتباط صمیمانه داشته باشه(از طریق چت).

حدود یا هفته ای از حرفش گذشته بود. همش احساس میکردم ذهنش درگیر چیزیه.حسمیکردم رفتارش مثل قبل نیست. دیدم زیاد سرش تو گوشیه به گوشیش حساس شدم و یه روز در حضور خودش گوشیشو برداشتم(من و همسرم همیشه رمز گوشی همدیگه رو داشتیم و چیزی رو پنهان نمیکردیم.) اون روز وقتی وارد گوشبش شدم و گفتم میخوام فایلی رو ارسال کنم دیدم فقط یکی از شبکه های اجتماعیش رمز داره که روی لپ تاپ هم رمز براش گذاشته بود و وقتی بهش گفتم گفت میخواستم دوستام واردش نشن. وقتی ازش خواستن رمز رو برام بزنه ناراحت شد اول چیزی نگفت ولی وقتی اصرار منو دید گفت راستش پیامای منو و اون خانمی که قرار بود شناساییش کنم داخل اونه. خیلی ناراحت شدم. اون روز وقتی ناراحتی منو دید گفت به مسئولم میگم من دیگه نمیتونم ادامه بدم و قضیه رو تمام میکنم و پیاما رو حذف میکنم. ولی من گفتم نمیشه وسط ماموریتت رهاش کنی. ادامه بده. خودش گفت نه.ادامه نمیدم و پیامارو هم حذف میکنم. گذشت تا اینکه یه روز تو گوشیش پیامای یکی از همکاراش(همکارای رادیوییش، آخه همسرم تو رادیو هم کار میکنه) رو تو گوشیش دیدم که با لحن صمیمانه و استیکرای خص به شوهرم پیام داده بود و ناراحت شدم و بحثمون شد.ازش خواستم جواب اون خانم رو نده تا اون هم به خودش اجازه نده اینقد صمیمی بشه... و این باعث شد به همکاراش حساس بشم. و همش دنبال خوندن پیامای همکاراش برم چه وقتی کنارم بود و میدیر چه وقتی که نبود و یواشکی پیاما رو میخوندم. یه روز متوجه شدم با یکی از همکاراش که نویسنده اس پیامای خیلی صمیمانه ای داده مثلا در جواب اون خانم گفته بله جانم، باهاش شوخی کرده، آخرشب چت کردن و .... وقتی دیدم دقیقا ساعتی با اون خانم چت کرده که به من گفته بود خسته ام و میخوام بخوابم(کنارم نبود، رفته بود سفر کاری) اون لحظه برای بار دوم شکستم چون فکر کردم همسرم اگه نیاز به هم صحبت داره چرا حوصله منو نداشته ولی با اون چت کرده... تا چند روز حالم بد بود ولی بهش نمیگفتم چم شده و تو دلم میریختمو خیلی فشار روانی روم بود. همش با خودم میگفتم همسر من که خیلی مذهبیه و رو ارتباطاش حساس بوده چطور الان این حرفا اینقد براش عادی شده. حتی چند بار ازش پرسیدم خانم فلانی بود که باید باهاش رابطه میگرفتی؟میگفت نه باور کن. برا همین فکر میکردم اگه اون مورد کاری نیست پس این حرفا و صمیمیت غیرکاری بینشون برا چیه.

تا اینکه یه شب ازش دلگیر بودم که میگفت کارام زیاده گفتم برا بعضیا وقت داشتی برا من نداری گفت منظورت چیه بهش گفتم که چرا اون شب و اون ساعتت میپرسیدم میگفتی نه اون نیست با من چت نکردی و به من گفتی خسته ای ولی با اون خانم چت کردی. خیلی شوکه شد از حرفم و بهش برخورد. بعد از کلی اصرار و اینکه بهش گفتم باهات قهرم گفت راستش این همون مورد کاری بود. گفتم خب چرا وقتی ازت میپرسیدم میگفتی نه اون نیست. فقط به این دلیل که اسمش لو نره؟! گفتم مسائل حفاظتی مهم بود برات حتی به قیمت به هم خوردن زندگیت. حتی این روزا لحظه هایی که میدیدی من قلبم درد میگیره و حالم بد میشه و بدنم میلرزه حاضر نشدی سکوتتو بشکنی. بعدا فهمیدم که خودش میخواست اون مورد رو شناسایی کنه و بعد با حفاظت در میون بذاره نه اینکه حفاظت ازش خواسته بو اینکارو کنه.

بهش گفتم من همه چی رو فراموش میکنم ولی از حالا به بعد منو محرم بدون و چیزی رو ازم پنهان نکن که خدایی نکرده مث این باعث نشه من فکرای دیگه درموردت کنم و بهت بدبین بشم.

اون میگه من اصلا از اول کارم اشتباه بود که بهت موضوع شناسایی رو گفتم. گفتم من شریک زندگیتم. همه چیز رو باید با من در میون بذاری.

این حال بدم باعث شده رو همه چی حساس بشم.

چطور بهش بگم باهام همه چی رو درمیون بذاره و یا این حالمو درک کنه و کمکم کنه مثل قبل بشم؟اینکه بگم گوشیشو در اختیار منم بذاره درسته؟

من خودم کارشناسی روانشناسی بالینی خوندم ولی در مورد زندگی خودم نمیدونم الان چطور باید عمل کنیم.

لطفا راهنماییم کنید.

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/143520

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

همه این اتفاقا به دلیل نادیده گرفتن تعدد زوجات روحیه مرد با تک همسری سازگار  نیست

تصویر مرتضوی نیا

سلام کاربرگرامی

اون طوری که از مطالب شما متوجه شدم شما به دنبال این هستید که همسرتان تمام مسائل کاری خودشان را با شما درمیان بگذارند.

لازمه ی سلامت رفتاری در هر شغلی رعایت مربوط به قوانین آن کار است و خارج شدن از این قوانین میتواند سلامت آن کار را به خطر بیاندازد لذا قبل از هر چیزی شما باید واقعیات مربوط به شغل همسر خود را بپذیرید و به دنبال شفافیت کاری همسرتان با خودتان نباشید.

همه مردان جامعه در معرض رفتارهایی خارج از چارچوب خانواده که میتواند بنیان خانواده را تضعیف کند قرار دارند و ممکن است این خطر برای همسر شما بیشتر باشد.

اما آنچه که باعث میشود مردان جامعه ما از این خطر ها به خوبی عبور کنند میزان صمیمیت آنها با همسرانشان است 

صمیمیت در کلمات و جملات عاشقانه خلاصه نمیشود بلکه صمیمت باید در کلام و رفتار و قلب همسران جاری باشد و با عشق به همدیگر محبت بی دریغ و بدون منت داشته باشند تا بتوانند قلب و روح و جسم همسرانشان را از خطر های اخلاقی حفظ کنند

لذا شما تا میتوانید به همسرتان محبت کنید و سعی کنید جذابیت های بیشتری از خود به او نشان دهید و از هر جهتی او را سیراب کنید

کسی که شدیدا تشنه است ممکن است حتی آب آلوده را بخورد تا رفع عطش کند اما کسی که سیراب است بهترین آب دنیا را هم به او بدهند تمایلی به خوردن آن ندارد چون سیراب است 

پس چه زنان و چه مردان اگر همسران خود را سیراب کنند نباید نگران این باشند که همسرانشان آلوده بعضی از مسائل شوند.

موفق باشید.

تصویر Miilad
نویسنده Miilad در

سلام . شغل همسرتونو نمیدونم . ولی بعیده شغلی باشه که نیاز باشه آدم گناه کنه  .

اگر انقد نظامی و حساسه شغلشون و جاسوس و ... خب شنود، تعقیب و گریز و .. راه های زیادی هست .

سرک کشیدن کار خوبی نیست ولی اگر من همسری داشته باشم گوشی و ... رو در اختیارش میزارم . در اون شرایط اسمش سرک کشیدن نیست . چیزی نداریم با همسرم برای پنهان کردن . 

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

بچه ندارید؟

اگر داشتید خیلی بهتر میشد.

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

سلام

شما هنوز هم دقیقا نمیدونید همسرتون چه کار میکردند و اصلا با اون خانم چه کار داشتند، شاید واقعا بخاطر کار مجبور شدند ارتباط برقرار کنند. پس کار شما از این جهت که گوشی همسرتان رو چک کردید و ایشان خواستید رمز گشایی کنند اشتباه بوده. ببینید با وجود گوشی و اینترنت و ....چه بخواهیم چه نخواهیم در معرض خطر هستیم، من به هیچ وجه کار همسرتان را تایید نمیکنم ولی اگر هم چیزی بین همسرتان و اون خانم نبوده باشه، با حساسیت نشان دادن شما و چک کردن گوشی ایشان و...  باعث میشوید که ایشون پنهان کار بشوند و حتی از سر لجبازی چه بسا کارهای مخفیانه انجام دهند. 

اگر میخواهید همسرتان با شما در دل کنند و شما رو محرم راز خودشان بدانند در مقابل رفتارهاشون واکنش بد نشان ندهید. بلکه آرام آرام بدون اینکه مستقیم به روی ایشان بیاورید ایشان رو در کنار خودتون داشته باشید. در واقع بدون اینکه همسرتون احساس کنند کنترلشون میکنید، مثل یک دوست حرفهاشون رو گوش بدید. دو تادوست چه کار میکنند؟ اشتباهات طرف مقابل رو به روی خودشون نمی آورند و انقدر صمیمی هستند که دوستشان هر اتفاقی در زندگیش بیفته برای دوستش تعریف میکنه. البته آقایون با خانمها متفاوتند و خب کمتر کارهاشون رو برای خانمشون یا بقیه تعریف میکنند.

تصویر ناشناس22
نویسنده ناشناس22 در

سلام . نادیده گرفتن اشتباه؟ 

دو تا دوست ؟

بعضی مسائل این شکلی نیست . رابطه زن و شوهر یه خطوط قرمزی داره . مثلا من زنم بیاد بگه عزیزم دوستم ببخشید اشتباه کردم خیانت کردم. 

نمیشه که . این چیزا نباید رخ بده . چه پنهان چه آشکار

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

ایشون سوال کردن من چه کار کنم مسائلشون رو با من مطرح کنن؟ 

من گفتم باهاشون دوست باشید. گفتن درسته بگم گوشی تون رو در اختیار من بگذارید؟ 

اگر دوست بشن با همسرشون صد در صد همسرشون گوشیش رو رمز نمیزاره و اصلا اون رو پنهان هم نمیکنه.

بعد هم به رو نیاوردن اشتباهات با نادیده گرفتن اون فرق داره...گاهی میشه من خطایی رو متوجه میشم از طرف مقابلم بعد یه مدت میریزم توی خودم ، یهو شروع به داد و فریاد میکنم و  طرف مقابل حتما جبهه میگیره.. اما گاهی اشتباهی رو میبینم و متوجه میشم اما در محیطی دوستانه یا حتی غیر مستقیم اون رو حل میکنم. مطمئن باشید شخصی که با همسرش دوست باشه حتی در آستانه خیانت قرار بگیره، خیانت نمیکنه.

من مدیری داشتم که خانم تحصیلکرده و باوقاری بود. همسرشون آقای تحصیلکرده ای بودن اما خیلی با خانمها گپ میزدن و به قول معروف حد و حدودشون رو رعایت نمیکردن. سرمایه گزار اونجا بودن. چون شماره همه رو داشتن مدام به خانمها زنگ میزدن و باهاشون به بهانه کار حرف میزدن. من هم که اهل این مسایل نبودم به شوهرشون گفتم اگر این کارتون رو ادامه بدید دیگه سر کار نمیام. خلاصه به من دیگه زنگ نزد. یک بار خانمشون فهمیدن اون آقا با من هم صحبت میکرده. از من سوال کرد شما چه کار داشتی با شوهر من؟ من هم واقعیت رو بهشون گفتم.

عکس العملی که این خانم انجام داد خیلی برام جالب بود، بدون اینکه مستقیم به همسرشون بگن چرا زنگ میزدی؟ من میدونم تو فلانی و ... سر صحبت رو باز کرده بود و گفته بود، بعضی اوقات آدم دوس داره هم صحبت جدید پیدا کنه. نظرت راجع به اینکه بریم دوست کاری ( از جنس مخالف) پیدا کنیم چیه؟ اصلا  با هم میریم سفره خونه شمام راحت باشی. باور نمیکنید اون آقا دیگه حتی یکبار هم زنگ نزد به کسی. 

حتی خانمشون به من گفت گوشیش دائم روی میزه..

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.