همه چیز در فضای مجازی اوکیه!

پسري هستش كه تويه فضاي مجازي با هم اشنا شديم ابتداي اشناييمون ايشون إز مذهبي بودن و حفظ كردن حد ارتباط رو تويه من شناختن و با طرز أفكار و رفتار من اشنا شدن و بعد إز مدتي خواستار اين شدن كه من ب عنوان عشقشون باهاشون باشم و گفتند كه إز رفتار و كردار من و نجابتي كه دارم خوششان امده و دختري كه مد نظرشون بودم هستم 
يكسال من إز قبول كردن رسمي ايشون خود داري كردم و بعد يكسال قبول كردم كه با ايشون باشم ،اين اقا إز ابتداي رابطه ما هيچ وقت به مسائل جنسي اشاره اي نكرده وهميشه تويه رفتار و صحبتش حدي كه من مي خواستم رو رعايت كرده و خيلي مشتاق اين هستش كه به خواستگاري بياد 
اما بخاطر سن و نداشتن شغل مناسب من مخالفت كردم ايشون هيجده ساله هستش و من هفده 
هميشه سعي كردن يك رو بودن خودشون رو نشون بدن واينكه من رو برأي زندگي و ازدواج مي خوان و در حال حاظر من رو به طور كامل به خانواده اشون معرفي كردن و اكثر خانواده ايشون إز وجود من مطلع هستن و با زن داداش ايشون هم صحبت كردم و ايشون گفتند كه ما به دنبال تشكيل خانواده پسرمون هستيم
و اين اقا به گفتي خودشون تمام سعي خودشون رو دارن مي كنن تا دوسال اينده خودشون رو برأي خواستگاري محيا كنن تا زماني كه خدمت پدر من ميان مشكلي إز لحاظ مالي و شغلي نباشه
با تمام اين اوصاف و ظاهر قصد ايشون خيره اما من إز سن كم هر دومون ميترسم و إز اينكه أيا اين اقا پسر بتونه همسرخوبي برأي من باشه يا نه ميترسم و ته دلم خالي است 
إز طرفي هم روي گفتن به پدرم رو ندارم تا راهنمايي كنن و إز طرفي هم إز ول كردن اين پسر و شكستن قلبش و بودن اهش به دنبال خودم ميترسم  و إز طرفي هم به ايشون كمي وابسته شدم 
سؤال اول :نميدونم آدامه راه چيكار كنم و أيا كار من وأين رابطه غلطه يا درست ؟؟؟
واز طرفي ايشون اردبيل هستن و من ساكن قم
تا جايي كه ايشون إز خانواده خودشون برأي من گفتن إز لحاظ طبقاتي و مذهب خانواده هامون مثل هم هستن 
من جاي دختر شما ،مي خواستم راهنماييم كنيد كه چيكار كنم 

http://welayatnet.com/node/96205

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر s.saeed
نویسنده s.saeed در

سلام خواهر گرامی .تجربه نشون داده 99.9 درصد دوستیهایی که از طریق فضای مجازی انجام میشه اهدافی به جز ازدواج دارند...

ولی به هر حال شما اگر میخواید که رابطه تون ادامه داشته باشه حتما اون رو رسمی کنید و اگر قبول نکرد رابطه تون بصورت یکباره قطع کنید.

معمولا رابطه های از جنس مجازی وابستگیشون بیشتر از رابطه های معمولی هست چون ظاهر فرد مقابل و رفتارشون دیده نمیشه و بجاش مغز اینها رو تصویرسازی میکنه...

شما که سنی ندارید چرا از الان خودتون رو درگیر روابط احساسی میکنید اون هم در مهمترین سالهای زندگیتون که مسیر تحصیلی و شغلی آینده شما رو تعیین میکنه.

آرزوی خوشبختی و سعادت برای شما خواهر گرامی...
 

تصویر mohammadi
نویسنده mohammadi در

با سلام و تشکر از شما بابت اعتمادتان به گروه مشاوران «رهروان ولایت»؛

در اینجا به بررسی فرازهایی از سوال شما می‌پردازیم:
در مورد ایشان فرمودید: «بعد از مدتي خواستار اين شدن كه من به عنوان عشقشون باهاشون باشم و گفتند كه از رفتار و كردار من و نجابتي كه دارم خوششان آمده و دختري كه مد نظرشون بود هستم»؛ از شما می‌خواهم توجه داشته باشید که برفرض اگر پسری، قصد فریب داشته باشد نمی‌آید به فرد مقابلش بگوید: «شما دختر بد و بیخود هستی و من می‌خواهم از تو سوء استفاده کنم، حالا بیا با من دوست بشو!!!»؛ طبیعی است که افراد، از شخص مقابل خود تعریف‌های زیادی می‌کنند تا همراهی صورت بگیرد؛ لذا این تعریف‌ها نمی‌تواند، حقیقت نیّات را مشخص کند.[1]
فرمودید: «ايشون اردبيل هستن و من ساكن قم»؛ اولین نکته‌ای که باید توجه داشته باشید این است که اختلاف فرهنگ‌ها تاثیر زیادی در خوشبخت شدن یا نشدن افراد دارد و در مرحله بعد توجه به این نکته هم لازم است که بدانید دوری مسافت، خود به تنهایی مشکلات متعددی را می‌تواند ایجاد نماید؛ فرض را بر این می‌گیریم که این ازدواج صورت گرفت؛ حال کجا می‌خواهید ساکن شوید؟ آیا حاضر هستید در مسافتی فوق‌العاده دور از والدین خود و خیلی غریب، آن هم در محیطی که شاید صحبت‌های ساکنین آنجا را متوجّه نشوید زندگی کنید؟!
فرمودید: «اما بخاطر سن و نداشتن شغل مناسب من مخالفت كردم ايشون هيجده ساله هستش و من هفده»؛ خب باید قبول کنیم که ایشان برای این که مرد یک زندگی باشند، خیلی جوان هستند و سوالاتی در ذهن هر فرد خیرخواهی نقش می‌بندد؛ مثلا وضعیت درسی، سربازی و کار ایشان چه خواهد شد؟ آیا ایشان منبع درآمدی دارند؟
فرمودید: «از طرفي هم از ول كردن اين پسر و شكستن قلبش و بودن آهش به دنبال خودم ميترسم»؛ این استدلال صحیح نیست! چون ادامه ارتباطی که پشتوانه شرعی و عقلی نداشته باشد؛ یقینا صحیح نخواهد بود و به قول معروف «جلوی ضرر را هر وقت بگیریم، منفعت است»؛ اتفاقا هرچقدر به این ارتباط ناصحیح، ادامه دهید خطر این فراز که فرمودید: «به ايشون كمي وابسته شدم»؛ بیشتر و بیشتر خواهد شد!
فرمودید: «از طرفي هم رویِ گفتن به پدرم را ندارم تا راهنمايي كنن»؛ شما که از پدر خجالت می‌کشید؛ آیا نمی‌ترسید که آن پسر بعد از مدتی تهدید کند که اگر به خواسته‌های او تن ندهید تماس‌ها و پیام‌هایی که شما برای او ارسال کرده‌اید را به پدرتان نشان خواهد داد؟! پس به نظر بنده به تعداد اسنادی که می‌شود برعلیه شما استفاده گردد، اضافه نفرمائید و به جای این ارتباط سراسر غلط، اجازه دهید روال به صورت منطقی پیش برود.
پیشنهاد بنده:
فرمودید: «در حال حاظر من رو به طور كامل به خانواده‌شون معرفي كردن و اكثر خانواده ايشون از وجود من مطلع هستن و با زن داداش ايشون هم صحبت كردم و ايشون گفتند كه ما به دنبال تشكيل خانواده پسرمون هستيم»؛ بسیار خب؛ به ایشان بفرمائید با توجه به اینکه هم از نظر شرع و هم عقل ارتباطات فعلی، تنها بر احساسی شدن ماجرا می‌افزاید، ادامه‌ی این ارتباطات را مطلقا نمی‌پسندید و از ایشان بخواهید رسما به همراه خانواده، به خواستگاری شما بی‌آیند و تمامی حرف‌ها، قول و قرارها را در همان جلسه بیان کنند.
اگر ایشان قبول کردند و گفتند به زودی زود این کار را انجام خواهیم داد که خب الحمدلله، ما هم منتظر می‌شویم تا پیرامون جلسه خواستگاری هم‌فکری داشته باشیم؛ اما اگر ایشان بهانه آوردند که هنوز زود است و اجازه بدید دوسال دیگر، یک سال دیگر، یا حتی چند ماه دیگر اقدام کنیم؛ واقعا به ایشان شکّ کرده و با ادامه ارتباط، شدیدا مخالفت کنید؛ چراکه نتیجه آن فقط وابستگی پوچ و بازی خوردن شما خواهد بود.

بازهم اگر سوالی بود، در خدمت شما هستم. موفق باشید.
------------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. در این زمینه مطالعه این لینک، خالی از لطف نیست: http://www.welayatnet.com/fa/news/87295

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.