هفت سال از اون بزرگترم و نمیتونم ترکش کنم

سلام توروخدا کمکم کنید هرکدومتون ک تجربه دارین تو این مسالع . من ۲۷سال تازه رفتم . و اونی ک دوسش دارم ۲۰سالشه  و الان سرباز  و  کمک پدرشم  ک شغلش شخصی میکنه و اینکه میگه سربازیش تموم بشه  میره سرکار کار پیدا میکنه  ما دوسال ک باهم دوستیم و همو دوس داریم من بارها شده ک رفتم تا فراموشش کنم ولی دوماه بیشتر تحمل نکردم این اخرین باری ک قهر کردم .و دوباره رابطمو باهاش شروع  کردم نمیتونم فراموشس کنم  توروخدا کمکم کنین  نمیدونم چیکار کنم . ب کس دیگه ایم ک خواستگارم فک میکنم نمیتونم ب اینم فک نکنم میترسم ک ازش جدا بشم و خواستگارامو رد میکنم .

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/137258

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر یعقوبی

کاربر گرامی نکته‌ای که در ابتدا باید عرض کنم اختلاف سنی شما با این پسر است. گرچه هنوز مساله بزرگ بودن دختر از پسر از منظر فرهنگی و اجتماعی در جامعه ما مورد پذیرش نیست؛ امّا نمی توانیم برای همه افراد، نسخه‌های یکسانی بپیچیم. لذا اگر دو نفر تفاهم فرهنگی، اخلاقی و خانوادگی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ‌تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده‌ای نیست.
از طرفی، بالا بودن سن دختر نسبت به آقا پسر، [به اندازه یک یا دو سال] به خودی خود، در زندگی زناشویی مشکل ساز نیست؛ مگر آنکه این مسأله منجر به:
۱. اختلاف زیاد درک، فهم و به علاوه اختلاف زیاد در آگاهی از مهارت‌های زندگی شود.
یا
۲. دختر خانم، آقا پسر را به گونه‌ای تصور کند که نتواند او را به عنوان همسر قبول کند؛ به عبارتی او را بچه ببیند.
یا
۳. این اختلاف سنی موجب اختلاف زیاد در سلایق و علایق دختر و پسر شود.
یا
۴. دختر خانم خود را بالاتر از آقا پسر بداند و اطاعت پذیری کمتری نسبت به آقاپسر داشته باشد.
و یا
۵. هر دو یا یکی از خانواده‌ها رضایت به چنین وصلتی نداشته باشند.
بنابراین در صورت وجود تناسب میان شما و آقاپسر [از حیث اعتقادی، اخلاقی، فکری، رفتاری، فرهنگی و خانوادگی] از یک طرف و از طرفی این اختلاف سنی، باعث بوجود آمدن مواردی مذکور نشود می‌توان چنین ازدواجی را تجویز کرد.
کاربر گرامی انتخاب و تصمیم شما باید عاقلانه باشد،صرف دوست داشتن و علاقه ایشان امثال دیگر نمی تواند ملاک قوی برای انتخاب باشد،شما اول بهتر است ملاک های ازدواج را یک بار دیگر مرور کنید ، و خصوصا ایمان ،اخلاق، و هم کفو بودن در ازدواج را توجه کامل داشته باشید.
 آیا انتخاب ایشان حتما عین ملاک هایی که مد نظرتان هست،می باشد؟!، یا چون علاقه مند شدید، او را می پذیرید؟!(جواب این سوال ها را باید خودتان حل کنید) اگر انتخاب ایشان به خاطر همین موضوع(فقط احساس علاقمندی) است،این طرز تفکرها معمولا پشیمانی  و سختی را به همراه دارد.
اگر مانع خاصی نمی بینید و به یقین رسیدید که ایشان با شما تناسب کافی و انگیزه او صادقانه و نیکوست و در ملاک های دیگر اشتراکات خوبی را دارید بعد از تحقیق و بررسی و رضایت خانواده منعی در ازدواج شما با ایشان نیست.
پس برای اینکه انگیزه او را کشف کنید،لازم است با صحبت و گفتگو و تحقیق و بررسی از شخصیت او  این مساله را حل کنید.
ولی حواستان جمع باشد‌ که آینده و موقعیت و اهدافتان دست خودتان هست،اگر با یک ملاک خوب و منطقی پیش بروید،ثمرات خوبی را مشاهده خواهید کرد.اما‌‌‌ اگر تصمیمی‌متکی بر احساس و علاقه صرف باشد،ضرر سختی را خواهید دید و شما باید ایشان را فراموش کنید و به خواستگارهای بعدی خود توجه کنید. و دقت داشته باشید که این تردید شما آینده تان را خراب می کند و شما نباید خواستگارهای خوبتان را از دست دهید.
موفق باشید.

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

دوست عزیز، کار اشتباهی میکنی خواستگارات رو رد میکنی، اول: هفت سال  فاصله خیلی زیاده، دوم :شما اوضاع مملکت رو میبینی؟ کار نیست...حالا شما صبر کنی تا سربازیشون تموم بشه، عاقلانه فکر کن. تا سربازیشون تموم بشه و کار پیدا کنن شما سنتون بالاتر هم میره و پخته تر میشی..دقیقا میشید مادر ایشون..من دوستی دارم که دقیقا مثل شما اختلاف سنی داشت با همسرش و کار نداشت اون زمان..بعد از هفت سال با هم ازدواج کردن..الان دوست من شده مادر همسرش..میگه همه چیز رو عین بچه ها باید بهش بگم، کفشش رو باید تمیز کنم، چرا؟ چون دوست من پخته تر هست، سنش بیشتره..دوست دارید هم چین اتفاقی برای شما هم بیفته؟ میگه هر جا میریم فکر میکنن من خواهر بزرگترش هستم نه همسرش. 

 

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 314