ناتوانی در قطع رابطه بی هدف

باسلام

نه سال قبل  در کلاس زبان استاد  زبان فوق دکتری زبان از امریکا داشت این استاد عاشق من شد و شش ماه تمام به هرترفندی بود  من را شیفته خود کرد با هر روشی البته  مستقیم به من نمیگفت  فقط از طریق غیر مستقیم و در کلاس و من ابتدا تفاوت را حس کردم .ایشان موهای سفید و 15سال از من بزرگتربودند من به ایشان علاقمند نبودم اما شیفته تدریس ایشان شدم بعد 6ماه بقدری  تلاش کردند من عاشق ایشان شدم البته من سعی کردم کلاس را حدف کنم چون بعد شش ماه واکنشی ازایشان ندیدم حتی صحبتی هیچی تا فهمیدند شروع کردن به فرارکردن ازمن. خلاصه من نتوانستم تا سالهای بعد فراموشش کنم مدام میرفتم زبان به زبان ایشان هم علاقمند بودم خلاصه  تا سال 94 من میرفتم کلاس می اومدم  .زوم زبان ایشان هم زوم  تدریس و این رابطه احساساتی درونش بود. من مدام همه مسایل را از طریق ایمل به ایشان مینوشتم و بطور غیر مستقیم به من میگفتند که من خواندم ازطرفی بقدری ابهت و تعاریف از ایشان در موسسه میشد من اعتماد به نفسم از بین رفت و بقدری میترسیدم برم جلو بگم.یبار گفتم گفت نمیخامت .باز فرداش  شروع کرد رفتن رو مخم که عاشقتم.من چون عاشقش شده بودم هرترفندیو استفاده میکردم خودمو فریب بدم بگم منو میخاد.شدیدا بهش علاقمند شدم و ایشان اینو فهمید و شروع کرد به تعویض شخصیت من. ازطرفی علاقم به ایشان شدیدترشدمن هرچقد رتلاش کردم نتوانستم  فراموشش کنم من ادرس ایمیل ایشان را ا زطریق پروپوزالش در اینترنت پیدا کردم تا شاید بتوانم سر صحبت را باز کنم چون درگیر شدید عاطفی بودم خلاصه مطلب ایشان منکر شد اما درکلاس شدیدا به علاقش ادامه میداد  حالت ضدو نقیض داشت چون شدیدا ادم دودل و مضطربیه و اصلا به کسی از بگکراند خودش نمیگه اما به نظر مطلقه است و ترسیده خلاصه هرگزمن را به چشم واقعی نگاه نمیکرد اما این احساس بسیار عمیق و پنهانی شد ایشان به کلاسهایش میرسید من متاسفانه در طی سالها  متحمل  ضررها ی شدید و افسردگی بلاتکلیفی گریه ..شدم چون درباره ایشان حرفی نداشتم به خانوادم  نمیتوانستم بگم نه سال درخفا نگه داشتم متاسفانه .از سال 94من کلاس را قطع کردم اما باز هم دو سال قبل رابطه از طریق مجازی اغاز شد بعد یه سال وقفه .ایشان از طریق پستهای ایسنتا در پیجش با من صحبت میکرد و نویز بمن میداد من هم واقعا تمایل دارم با ایشان ازدواج کنم بعد نه سال به شدت  دچا رسختی شدم اما یشان مدام مشمول زمان میکنه و اصلا حرفی از ازدواج نمینزه مدام میگه ازدواج میخام اما اصلا یه قدم بر نمیداره حتی با موبایلمم اسمس نمیده  زنگ نمیزنه اصلا تمایل نداره  رابطه واقعی باشه فقط میخاد از طریق مجاز ی اشنایی پیدا کنه و من را مجبورکرده بخاطر علاقم به رابطه  مجبورم کرده  اب میخورم به ایشان بگم من بخاطر شناخت  و رابطه به ازدواج برسه تلاش کردم متاسفانه  ایشان هیچ گونه همکاری نمیکنه من هم نه سال برا رابطه وقت گذاشتم خسته شدم  دیگه سنم 38سال شده ایشان  حتی نمیگه باید کار ی بکنم قرار شد  از طریق پستای پیجش غیر مستقیم با من صحبت میکرد حتی مستقیم نه خلاصه  گفت عید امسال  یعنی 98میخاد خاستگاریم اما نیومد همش ا ز رو ز اول علیرغم احسااس شدیدش مضطرب و دودله منم هم همه تلاشم را کردم شدیدا به ایشان  وابسته شدم اما  حس میکنم  ادم خودخاهیه و اصلا علاقه به ازدواج نداشته دروغگو بوده چون اگرواقعا ازدواج میخاسته  نه سال به بهانه اشنایی لفتش نمیداد خلاصه هرکار میکنم حتی نمیتونم برم سرکار همش فک رمیکنم باید بیاد چون گفته بود نرم سر کار خلاصه  من مهارت کامبیوتر زبان دارم اشنا با حسابداریم  اما اعتماد به نفسم اومده پایین علی رغم نیاز مالی نمیتونم برم سرکار تصمیم نمیتونم بگیرم  دودلم بلاتکلیفم دستم به هیچی نمیره خلاصه نیاز مالی شدید هم دارم و ایشان اصلا مشخص نیتس اینده اش چیه فقط میگه شما  کل روز بیا بشین پشت سیستم تو پیج من و من غیرمستقیم  پست میذارم شما نظرتو برام بگو این شکلی من صحبت میکنم شعر هم میگم من مدرک فوق دیبلم دارم ایشان فوق دکتر ی اما به لحظ بارم اطلاعاتی من اطلاعاتم کم نیست ایشان هر بحثی در هر مقوله داره من توان بحث دارم هی میاد من براش صحبت میکنم این شکلی من رو بشناسه اما من خسته شدم دیگه نمیتونم ادامه بدم واقعا به نظر شما من بعد نه سال چیکار باید بکنم؟نه سال بقدری دچا رسختی شدم نمیدونم همش یه جور میگه انگا رمن زنشم اون شوهرمه در حالیکه میگم اگر این شکلیه  خرجمو بده مشکلاتمو حل کن عقدم کن فقط سکوت میکنه چون خیلی مبهم و مسخره است نمیتونم به کسی بگم شما اولین نفر هستید قابل اعتمادم خوا هش میکنم راهنماییم کنید زندگی من مختل شده به خودکشی فکر میکنم شادیم رفته هدفم گم شده نمیتونم از زنگیم حذفش کنم واقعا خستم کرده اون شوهرمن نیست اما خیلی من متحمل مشکلات شدم ناخاسته طبق علاقه ایشان تو این دام افتادم الانم نمیدونم باید چیکا رکنم بعد این همه سختی مشکلات بذارم برم؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم واقعا بقدری کاراش مسخره شده نمیدونم اصلا میخام زنش بشم یا نه؟بقدری سرش شلوغه مدام تدریس میکنه روزی دوازده ساعت خلاصه وقت نیمذاره نمیدونم همش حس میکنه اصلا هدف نداره فقط داره مشمول زمانش میکنه و من متحمل خسارات میشم نمیدونم هروقت میام ولش کنم نمیتونم بقدری دم دستم اینترنت هست هرکار میکنم یبار تمامش رو خراب کردم بازم رفتم خریدم  نمیتونم  اینترنت دم دستمه تو اتاقم خب به راحتی قابل دسترسه و همین رابطه مسخره مجازی نه ساله زندگی منو مختل کرده  تمام روابط اجتماعی همه فعالیتام حذف شده فقط منزوی اتاقم شادیمم رفته هیچ تکلیفی از خودم ندارم بلاتکلیفه بلاتکلیف همه راههای تماسو بسته نمیذاره باهاش صحبت کنم فقط میگه این شکلی خیلیی مشکوکه نمیدونم فقط بگم همین  رابطه مبهم مسخره من ادم شادو به مرز خودکشی  رسونده دلم میخاد خودمو بکشم نمیدونم لطفا راهنتماییم کنید / اصلا توان ندارم چیکار کنم به هیچ طریقی هرچقد رمیگم بیاد عقدم کن  الی بلا میگه نه دوستت دارم میخامت باید صبرکنی قفط میگه صبر صبر اصلا برا ش مهم نیست

نمیدونم خسته شدم از اینترنت راهی ندارم میخام خودمو بکشم توان ندارم این قضیه رو حلش کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/145297

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر elham63
نویسنده elham63 در

سلام 

اخه شما که پخته هستین چرا ؟

خب وقتی کسی توی ۳ تا ۶ ماه اقدام نکرد هدفش فقط عذر میخوام هوس ...

دختر خوب خودت رو الاف نکن برو سر کار و فکر کس دیگه باش.

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

اینکه به قول خودتان 9 سال از زندگی تون رو به انتظار اینکه ایشون برای ازدواج با شما اقدام کنه ولی هنوز هیچ اقدامی نکرده است و هنوز سرخونه اول هستید، تکلیف چنین رابطه ای کاملا مشخصه. باید بپذیرید که شما دچار اشتباه شدید که 9 سال به امید ازدواج با ایشون منتظر شدید.

اگر واقعا ایشون قصد ازدواج با شما رو داشت، تا به حال باید بعد از 9 سال آشنایی، شناخت پیدا می کرد و اقدام رسمی می کرد. اینکه اقدامی نمی کند یا به این نتیجه رسیده که شما مناسب ازدواجش نیستید و صرفا به عنوان سرگرمی یا ... به دنبال یه رابطه است یا اینکه ایشون در انتخاب دچار وسواس شدید است که مانع از ازدواجش شده است. یا اینکه از همان اول هم چندان قصد ازدواج نداشته و بیشتر به دنبال برقراری رابطه بوده است.

در مجموع هر دلیلی هم داشته باشد، ادامه این رابطه اشتباه است و بیخودی وقت و انرژی خودتان را در این مدت برای ایشون هدر داده اید، لذا توصیه اکید میکنم هر نوع ابزار ارتباطی که بین شما وایشون هست رو قطع کنید و سعی کنید ایشون رو فراموش کنید و بیش از به انتظار چنین فردی نباشید و عمرتون بابت این رابطه بیخود تلف نکنید.

برای قطع رابطه هم لازمه که یهویی و بدون اینکه بخواهید برای ایشون توضیح بدهید رابطه رو قطع کنید. 
البته طبیعی است که اوایل، قطع این رابطه برای شما بسیار سخت خواهد بود ولی با گذر زمان و اندیشیدن به اینکه بیخودی شما بهترین زمان عمرتون رو بابت ایشون هدر داده اید، کم کم به این باور می رسید که بایستی زودتر از اینها تکلیف این رابطه مشخص می کردید.

موفق باشید.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.