نابینایی را دوست دارم...

روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست . حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :
آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم.

http://welayatnet.com/node/26864

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر sedighe
نویسنده sedighe در

خوشا به سعادتش.

ای کاش ماا هم این جور راضی بودیم به رضای خدا. در اون صورت بابت هیچ چیز غصه نمیخوردیم
 

تصویر غزل
نویسنده غزل در

سلام

ممنون از مطلب زیباتون.

واقعا به چنین انسانها یی غبطه میخورم.

تصویر khorshid
نویسنده khorshid در

خوش به حال این چنین افراد

ای کاش من هم به همچین درجه ای برسم...

تصویر hosseinz
نویسنده hosseinz در

آخی

منم یه بار از یه معول خوشم اومد

بعد دیدم خیلی کوچیک ترمه ؛ گداییم میکرد بیچاره

تصویر آقا سعید

خوش بحال اونهایی که به عشق حقیقی رسیدن و عاشق خالقشون هستن

با تشکر از خانم محشر

عالی بود

تصویر یه عاشق واقعی

وااااااااااای خدای من ....

خیلی دوست دارم به این نقطه برسم ....ولی حیف که روحم به این بلندی نرسیده ....

کمکم کن ....

تصویر سیتاخانم

خدايا من رو به خاطر همه ناسپاسي هام ببخش!

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.