مناجات با معبود

پروردگار:

 

 آگاهی تو از گاه و بیگاه من وعلم تو به آنچه از من پنهان و بر من آشکار است مایه ی هراس است و باعث افتخار.

 

هراس از آنکه,خداوند بزرگ و قادر و متعال وقتی هیچ از من واعمالم نیست که بر تو پیدا نباشد.با این همه ناشایستگی و نادانستگی چه کنم که حتی خجلت و سرافکندگی به فریاد

شرمساری ام از این اعمال نمیرسد و هراس از تو و قهر تو بهترین توصیف حالم میشود و افتخار خداوند که در هر حال و حالتی و هرگاه و بیگاهی چو در ظلمت سیاه شب و چو در روشنایی

سپید روز چشمان خداوند همراهی ام میکند و امن و امانم میبخشد.

 

و در حیرت ذهن منِ ادمی که در پیشگاه علم ازلی تو تفاوتی میان پیدا و پنهان نیست و حتی سخنی که به سر و در خلوت گفته ام به فاش و اشکار میماند در نظر تو ,و چه می گویم من

,چه میگویم خداوند؟چه میگویم؟کدام سر و کدام پنهان که وقتی همه چیز,همه چیز بر تو و چشم تو عیان است چه

حاجت به بیان...

و حالاو حالا که این همه بر تو عیان است و همه سر  بر تو آشکار چه کس امین تر از تو برای باز گفتن سر اعمالم

                                                                                         خداوند

                                                                                               نزدیکتر از...

 

http://welayatnet.com/node/32155

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر حلما
نویسنده حلما در

ای خدایی که همه دلها به نام تو آغاز می شود و همه عشقها از نگاه تو سرچشمه می گیرد!

ای خدایی که واژه ها را آفریدی و به درختان توفیق دادی که مداد بشوند و به کاغذها همنشینی با شعرها را عطا فرمودی!

ای خدایی که برای خوشبختی دریاها باران را دمادم فرو فرستادی و به خاطر گل روی خورشید ، به کوه ها گفتی هرگز راه نروند!

یک روز دروازه های ابدیت را به روی من باز کن . بگذار دمی در کوچه های بهشت بیاسایم!

ای خدایی که سراغت را از شمعها می توان گرفت و ستاره ها به شوق تو می درخشند!

ای خدایی که همه آلاله ها تو را می خوانند و همه جاده ها دوست دارند به تو ختم شوند!

روح مرا مثل پر پروانه ها زیبا کن و مرا در میان گرگهای نفس و گناه تنها مگذار!

ای خدایی که از تمام باغها زیباتری و زیبایی آفرین ها را دوست داری!

ای خدایی که گلها را همسایه دائمی من قرار دادی تا روزهای خوشبوی ازل را فراموش نکنم!

ای خدایی که هر روز و هر شب پشت پلکهایم می آیی و چشمهایم را با خود به ملکوت می بری!

دلم را مالامال از عشق آینه ها کن و ابرهای مسافر را به سوی باغچه ام بفرست!

آمــــــــــــــــین....

 

 

تصویر نسیــــــــــم

خدایا تو می دانی ما را چه می شود و ما خود نمی دانیم....... ... پس تو نجاتمان بده.........

 

ای آنکه بی آنکه بگوییم شنیده ای ...

اغثنی یا غیاث المستغیثین........

 

بسیار عالی بود

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.