مشکلات خانوادگی . انگار لج دارند با من

مشکل من بنظر خودم یک کم عجیبه...

من نمیدونم چرا وقتی یکحرفی یا نظری میدم شوهرم تا حد دعوا و قهری و حتی اگه ادامه پیدا کنه تا زدن هم پیش میره ... بعد می بینم داره با مثلا دوستاش و یا کسی داره تلفنی یا ... حرف میزنه و نظر منو (دقیقا همون حرفی که من زدم) را بعنوان نظر و ایده خودش مطرح میکنه! جالبه که به من گفته بود مغز و فکرت خرابه ... همه توهینی بابت اون نظر بهم کرده , بعد میشه نظر خودش. شایدم از قبل نظر خودش هم بوده! 

حالا من گفتم نظر فکر نکنید دارم از نظریه نسبیت و ... حرف میزنم. نه.

مثلا با هم صحبت که میکنیم من میگم بنظر من علت اون مساله این بوده. بعد با نظر من مخالفت شدید میکنه بعد می بینم داره با یکی دیگه همون نظر منو بعنوان علت اون مساله از طرف خودش مطرح میکنه! و جالب اینه که طرف مقابل هم تاییدش میکنه!

گاهی یادش میره که با من چه مخالفتی کرده و خودش میاد برام تعریف میکنه و پز میده که نظرمو تایید کردن و ... .(یعنی که بگه من ایقد پخته هستم و جامع و کامل می فهمم که همه قبولم دارند) البته منم به روش نمیارم که پس چرا ایقد با من چک و چونه زدی و دعوا و مشاجره راه انداختی؟ چون اگه به روش بیارم دیگه چیزی برام تعریف نمیکنه! فایده ای هم نداره. گاهی هم بهش گفتم، انکار کرده. گاهی که نتونسته انکار کنه، سکوت کرده.

دقیقا این اخلاق خانوادگیشونه. گاهی پیش اومده که من مثلا گفتم طبع فلان غذا سرده یا چیزهایی از این قبیل ...بعد مادرش یا پدرش کلی با من مخالفت کرده بعد دیدم داره به همعروسم میگه اون غذا طبعش سرده.

یا من یک لباسی از فلان مغازه ای که حراج کرده خریدم. بعد خانواده شوهرم فهمیدن من از تو حراجی خریدم بهم گفتند خسیسی که از حراجی خریدی؛ بعد به همعروسم گفتند ببین اون از حراجی خرید میکنه یاد بگیر و خودشون هم تو خیلی از موارد دنباله رو من هستند. ولی بقران خون به جگرم کردند توی این چند سال. چون منو اینجوری حرص میدن. خیلی بده هرچی بگی همه باهات مخالفت کنند. اینجوری حس میکنم هیچ پشتوانه ای ندارم. 

من نخواستم خیلی مثالهای خاص از بطن زندگیم بزنم. ولی خیلی زجر میکشم چون هرجا پای من و نظر من وسط باشه شوهرم و خانواده اش میگن طرف مقابل درست میگه.

مثلا اگرگفتم مرد یا زن همسایه در مورد فلان مساله اینو گفت ومن اینو گفتم. میگن اون درست گفته. بعد خودشون بعدها حرف منو در موارد مشابه میزنن. 

مثلا یکبار مادرشوهرم خونه نبودند من رفتم خونشون غذا پختم و یکی دیگه هم یک غذای دیگه درست کرد. بعد که مادرشوهرم اومد گفت غذاها رو کی پخته و بهش گفتن ولی اشتباه متوجه شد و گفت فلان غذا (که من درست کردم ) خوشمزه تره. بعد من گفتم این غذا رو من درست کردم. بلافاصله گفت منم دارم میگه خوشمزه نیست و کلی ایراد به غذا گذاشت. 

خلاصه از زندگیم متنفرم.

نمیدونم با پسرشون خون دل بکشم یا با خودشون.

میدونم چی جوابم میدید ... خیلیها بم گفتن حرکاتشون ناشی از چیه؛ منتها خب من چکار کنم؟ راه حل من چیه؟

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/153167

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر مصطفی راهی

با سلام و عرض تشکر از اعتمادی که به کارشناسان رهروان ولایت دارید.
یکی از ویژگی‌های مردها این است که نیاز به اقتدار دارند. این نیاز به طور طبیعی در هر مردی وجود دارد که بخشی از تامین آن بابت دیگاهی است که نسبت به خودش دارد و بخشی دیگر را از تایید دیگران و پذیرش حرف و عملش به دست می آورد. حال اگر او در درون خود احساس کمبود و ضعف نماید برای تامین این نیاز و باور به اینکه من ضعف ندارم به تاییدات دیگران احتیاج بیشتری پیدا می‌کند و در سمت مقابل هر آنچه که باعث شود او ناتوان جلو کند را پس می‌زند. در اینجا ما بررسی دقیقی از عمق احتیاج ایشان به تایید را نمی‌دانیم اما حدس می‌زنیم که نیاز به تامین اقتدار و تایید شدن را بیشتر از حالت طبیعی دارد. در اینجا اصل اولی این است که شما به طور طبیعی اقتدار همسرتان را تامین نمایید اما اگر ایشان بیشتر از معمول آن را مطالبه نمایید باز شما سعی نمایید که اقداماتی که باعث تحریک ایشان می‌شود را انجام ندهید برای این کار لازم است:
1.اصرار به بیان نظر خود نداشته باشید خصوصا در جایی که به شما ربطی ندارد یا کمتر ربط دارد و یا حتی اگر ربط هم داشته باشد امر حیاتی نیست و فقط در مواقعی نظر خود را بیان کنید که امر ضروری است و یا ایشان درخواست داده‌اند که نظر شما را بدانند.
2.در تایید همسرتان نیز باید گامهای موثری بردارید و آنجایی که واقعا کار او مورد تایید است آن را با زبان و عمل به او ابراز نمایید.
3.انتقادات و نظراتی را که لازم می‌دانید بیان نمایید با حالت تحکمی و باید و نبایدی بیان نکنید و سعی نمایید با حالتی نرم و به دور از هر گونه عصبانیت آن را اعلام و ابراز بدارید.
4.شرایط مناسب برای زمانهایی که میخواهید نظر مخالفی بدهید را بسنجید و زمانی که فضا مهیا نیست آن را بیان نکنید.
5.نهایتا اشتباه همسرتان نباید شما را ناامید کند و این مواردی که گفته شد وظیفه شماست و هر کس باید پاسخگوی عمل خود باشد.
رعایت این گونه موارد می‌تواند در حل مشکل شما در رابطه با همسرتان کمک موثری به حساب آید.

در بحث خانواده همسرتان نیز کار کمی آسان تر است چرا که شما و همسرتان عنان زندگیتان را در دست دارید و مستقل هستید اما نکته نهایی که شما را آرام خواهد کرد این است که حرف را باید در جایی زد که خواهان آن حرف وجود داشته باشد. به عقیده ما اگر آنها اینگونه در مورد شما قضاوت منصفانه ای ندارند لازم نیست شما خودتان را به زحمت بیندازید و نظر خود را ابراز کنید. اگر واقعا نظرات شما برای آنها راهگشا باشد پس از مدتی حتما به سراغ شما خواهند آمد و از شما نظر خواهی خواهند کرد.
زندگی زیباییهای فراوانی دارد که انسان نباید با اشتباه دیگران زندگی خودش را خراب کند.
با تشکر از صبر و حوصله شما.

تصویر مصطفی راهی

با سلام. سوال شما در نوبت پاسخگویی قرار گرفت.

تصویر rezaeiz
نویسنده rezaeiz در

خب آبجی هر کی یه نظر و سلیقه ای داره

همه که مثل هم نیستند ولی خب 

باید به نظرات هم دیگه احترام بزاریم

این حرکاتشون لج و لجبازیه بالاخره عروسشونی

و باید هواتووبیشتر از اینا داشته باشند انگار که

تو دخترشونی باید کاری کنی به اشتباهشون پی ببرند

ما فامیلمون اینقدر از عروسش تعریف میکنه

حتی جلو پسرش میگه هواشو بیشتر داشته باش

این عروسم برا خانواده شوهرش خیلی احترام قاعله

رفتارشون با تو اشتباهه بیشتر از اینا 

باید هواتو داشته باشند نه که با تو بحث راه بندازند

تصویر i d k
نویسنده i d k در

شاید شما خیلی مدارا میکنید.
گاهی اوقات روی نظر خودتون پافشاری کنید و براش ارزش بزارید.
البته با سیاست ، وگرنه دعوا و مشاجره کار به جایی نمیبره.
این حس خودبرتر بینی رو من توی خانواده شوهر زیاد دیدم مخصوصا وقتی عروس رو مظلوم گیر بیارن.
شما مثلا اگر غذایی درست کردید خودتون تعریفش بدید یا اگر ایشون گفتن مثلا نمکش کمه بگید از نظر مذاق خودتون نمکش مناسبه.
اگر مرتبا ببینن که شما برای نظر و کاری که انجام میدید ارزش قایلید این رو میپذیرن.
همسرتون هم به نظر میاد از خانوادش تاثیر گرفته.
اگر بازهم جواب نداد کمتر انرژی بزارید ، این یه جورایی اعلام نارضایتیه.
تا حد ممکن نظرتون رو اعلام نکنید یا بهونه دستشون ندید.
اینجوری خودتونم آرامش خاطر بیشتری دارید.
اونها که از شما الگو برداری میکنن وقتی از شما چیزی نبینن خودشون جویای نظرتون میشن.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.