مشاوره خیییلی فوری ازدواج . حالا اصرار دارند برای بله!

باسلام 

بنده این متن رو از زبان یکی از دوست هام مینویسم که به راهنمایی نیاز دارد: 

دختری 27ساله دارای مدرک فوق لیسانس می باشم.

3سال قبل یکی از همکلاسی های دانشگاه برای خواستگاری اقدام کردن. پدر و مادر من از هم جدا شده اند و ایشان هم همین شرایط را دارند. مادر بنده و مادر ایشون دیداری باهم داشتند که در همان دیدار متوجه اختلاف رفتاری زیاد مادرهامون شدم. مادر اقا پسر فرهنگی بازنشسته هستند و به شدت مدیر و با تحکم برخورد کردند. در عین حال مدتی بعد اقا پسر شماره پدر بنده را خواستند تا حضوری به شهر ما بیایند برای خواستگاری. در اولین حضورشان در منزل پدری من خواهرها و مادر ایشان به شدت تند برخورد کردند و بارها با نارضایتی تمام عنوان کردند که فقط ب اصرار پسرشان امده اند و اگر ب خودشان بود امکان نداشت بیایند. در نهایت اینقدر جو را متشنج کردند که هیچ حرف و شناختی در راستای خواستگاری پیش نیامد و رفتند. من و پدر هم ک شوکه شده بودیم قضیه را تمام شده دانستیم. چند روز بعد اقا پسر پیام دادن و عذرخواهی کردند و جوری وانمود کردند که اتفاق مهمی نیافتاده و از برخورد صبورانه پدر من این برداشت رو کردند ک پدرم ناراحت نشده اصلا ولی من ب ایشان گفتم پدرم گفتن صرفا احترام مهمان بودنتان را نگه داشتند. چند دقیقه بعد مادر اقا پسر با خانه ما تماس گرفت و ب پدرم گفتن چرا همچین حرفی پشت سر ما زدید؟!!!!بنده هم ک از اقدام نا معقول پسر برای منتقل کردن ان حرف ب مادرشان شوکه شدم کلا جواب منفی قطعی بهشون دادم. چندین ماه بعد خواهر ایشان با من تماس گرفت و بعد از ابراز شرمندگی فراوان عنوان کرد که یک شخص سوم ک از بستگان بنده هستند حرفهای ب شدت بدی پشت سر من به خانواده پسر زده است و ان ها بر مبنای ان حرف کلا با این قصد ب منزل پدر من امده بودند که کاری کنند که ما جواب رد بدهیم و پسرشان از ازدواج با من منصرف شود.چندین باز معذرت خواهی کرد و گفت اقا پسر هیچ جا حاضر نمی شود خواستگاری برود. بنده کاملا با احترام مجددا به خواهر اقا پسر جواب رد دادم و برای برادرشون ارزوی خوشبختی کردم. فردای همان روز خواهر بزرگترش تماس گرفت که بازهم بنده همان جواب را دادم چون واقعا بعد ان ماجراها کلا دیدگاهم نسبت اقا پسر و مدیریت رفتارش منفی شد. چند مدت بعد مادر اقا پسر شماره پدر بنده را از یه راهی پیدا کردند و با پدرم صحبت کردند و بعد از معذرت خواهی عنوان کردند که به شدت مایل به این وصلت هستند و.... مدتی قبل هم بعد جواب های منفی بنده اقا پسر به بنده پیامی دادن با این مضمون که متاسفم 2سال عمرم را پای ادمی گذاشتم که از انسانیت بویی نبرده و....ولی الان مادرشون پیگیر جواب مثبت بنده هستند. و از پدرم جواب می خواهند.

بنظر مشاوران محترم بنده چه کار کنم

اولا دیگر حس خیلی مثبتی نسبت ب اقا پسر ندارم

دوما بر فرض که حسم بر پایه سوء تفاهم و زودگذر باشد آیا میتوانم به خانواده و مادری اطمینان کنم که ان برخورد به شدت نامناسب را در منزل پدر من کردند و احترام ایشون رو نگه نداشتند یا خیر؟ چگونه متوجه شوم  که این اخلاق و برخورد نامناسب فقط یکبار اشتباها رخ داده ک اخلاق دائمی آن خانواده نیست؟

سوما اقا پسری ک اینقدر عجولانه حرفی را به مادرش انتقال میدهد بدون مصلحت اندیشی و آن پیام تحقیر امیز رو به بنده میده مناسب زندگی مشترک هست؟

چهارما آقا پسر اسم شخص ثالثی ک پشت من حرف زده بود( که از ساکنین منزل پدرم هست) را آورد و گفت تقصیر بستگان خودتون بوده. چطور متوجه بشم راست گفتن یا دروغ؟ و اینکه ایا گفتن اسم ایشان ب من و خراب کردن مناسبات فامیلی ما کار درستی بوده؟

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/139654

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر بنی آدم اعضای یکدیگرند
نویسنده بنی آدم اعضای ی... در

با سلام و احترام، با اولویت قرار دادن نظر کارشناس محترم جناب آقای مصطفوی ، بنده هم با رد کردن محترمانه درخواست  ایشون موافقم. چنانچه غیر از  تجربیات دیگران، تفاوت رفتاری در مورد خانواده شما و ایشون و نیز شما و ایشون به وضوح دیده شد. و آیا این رفتارهای نا شایسته برای شما و خانواده قابل تحمله؟ و بررسی در رفتار هم یکی از ابعاد مد نظر در  ازدواج است

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

چیو انتقال داده؟؟؟

شما گفتید نه اونم رفته به خانپادش گفته اینها گفتند نه

اونها پرسیدند و اصرار کردند چرا؟؟؟؟

اون هم علت رو گفته

باید چیکار میکرد؟؟

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

اتفاقا من بادجناب مصطفوی موافقم که بهتره دقت کنید بعبارتی ردش کن بره...چون توزندگی خودم تجربه شو داشتم هی ما کوتاه اومدیم آبرو داری کردیم تا کارد به استخونمون رسید بعد ۸ سال رسید بطلاق که ای کاش همون رفتارا زشتشون تو خواستگاری رو درنظر میگرفتیم و به ۸ سال بدبختی نمیرسید من بودم فرصت نمیدادم

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

مورد با مورد فرق داره

تصویر maleki
نویسنده maleki در

باسلام. در اینگونه موارد پیش آمدن این نوع برخورد ها و بلکه بدتر از اینم پیش بینی میشه. لذا باید با صبر بیشتری به این موضوع پرداخت. لذا با تشکر از استاد مصطفوی که فرمودند بیشتر دقت کنید باید عرض کنم یک فرصت دیگه ای هم به ایشون بدید. به نظر میرسه توی این مدت خیلی درمورد رفتارشون و شما و شایستگیهاتون صحبت شده و به این جمع بندی رسیدن که برگشتی به سمت شما داشته باشند. و این برگشت هم از تلاش پسر بوده و الان ایشون سخت دنبال سرگرفتن این وصلت هستند. البته صحبت ها و پیامک هاشونم از ناراحتی و یه جورایی هم گله کردن هست. بهترین راه دادن یک فرصت دیگست که چیزی را هم از شما کم نکرده و بلکه به شایستگی شما اضافه خواهد کرد.موفق باشید.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

با سلام.

از راهنمایی شما بسیار ممنون هستم

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

به نظر من احساسی ردش نکن

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

نپختگی و عجولانه رفتار کردن خانواده پسر با توجه به توضیحاتی که داده‌اید روشن و واضح است. مضاف برهمه این‌ها رفتارهای تند و شتابزده خواستگار هم جای تأمل دارد؛ چرا که اگر کسی دختری را بخواهد به هر آب و آتشی می‌زند تا دل دختر و خانواده‌اش را بدست آورد، ولی از یک طرف تلاش‌های مذبوحانه خانواده پسر مواجه هستید و از طرف دیگر، با پیام‌های ضد ونقیض آقاپسر روبه رو می‌شوید که جای تأمل دارد.

در کنار همه این‌ها، به نظر می‌آید هردو از دو شهر متفاوت و با فرهنگ‌های متفاوت هستید که نمی‌توان این مسئله را در ازدواج نادیده گرفت. با توجه به توضیحاتی که داده‌اید، به نظر می‌آید که از جهات فرهنگی و خانوادگی میان شما و ایشان تناسب کافی برخوردار نیستید. البته باید جهات اعتقادی، اخلاقی، رفتاری و فکری هم در ازدواج درنظر بگیرید و بررسی کنید که در جهات مذکور چقدر تناسب دارید؟ اگر از حیث مجموعی درباره جهات مذکور، طرف مقابلتان، نمره قبولی را نمی‌گیرد، بهتر است در کمال ادب و احترام او را رد کنید.

موفق باشید.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

با سلام

از راهنمایی شما سپاسگذارم

بسیار مفید و کامل بود

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

با عرض پوزش چرا مشاوران محترم سایت پاسخ نمی دهند؟

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

ظاهراً باید همون جواب منفی رو بدید، اصلا هم ترحم نکنید که بعداً بد میشه براتپن

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

کاملا روشن و واضحه که این ازدواج کاملا غلط هست چون هم آقا پسر وهم خانواده از همون ابتدا خشت اول رو کج گذاشتن خواهرانه توصیه میکنم بهیچ وجهی تن به این ذلت نده بخدا مجرد موندن شرف داره به این خفت...حتی اگه شخص ثالث هم دخالت کرده باشه خانواده پسرهم باید حرمت صاحبخانه رو حفظ میکردن...اینهمه تناقض تو رفتاراشون رو برن حل کنن بعد بفکر بدبخت کردن مردم باشن...ازهمه اینا گذشته شما دیدگاه بدی پیدا کردی همسن اول کار پس بهتره گول اصرارشون رو نخوری مگه هرکی اصرارکنه باید جواب مثبت بگیره؟

تصویر Mohammad7karami

همون چن خط اول نشان میده رفتار عادی ندارن . خانوادش.

مبنای روابط اجتماعی احترام هستش

اینکه مادرش گفته فقط به اصرار پسر آمده

اوج بی احترامی بود.

من جای پدر بودم بلافاصله درب خروج رو نشون میدادم بهش

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.