قدرت کلمات و تلقین

سلام
پیامبر فرمود:بعضی از کلمات جادو هستند
این به معنی قدرت تلقین و کلمات است؟
میشه یک مقدار در مورد قدرت تلقین و کلمات بگین ممنونم
فقط از احادیث معصوم 

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/144864

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر خلیلی
نویسنده خلیلی در

سلام. منظور شما از این جمله «بعضی از کلمات جادو هستند» چیست؟ آیا منظور شما همان جمله های معروف فرقه تفکر نوین در توضیح نظریه موسوم به «قانون جذب» است؟ لطفا واضح بفرمایید.

اما به صورت مختصر باید بگویم اگر منظور شما به اصطلاح قانون جذب است؛ مطلقا ما چنین چیزی در اسلام نداریم و به این نظریه ده‌ها اشکال عقلی و دینی وارد است که اگر خواستید در سوال دیگر اشکالات به قانون جذب را از ما بپرسید و ارسال کنید، حتما جواب خواهیم داد.

اما اگر منظور شما فارغ از بحث موضوع  قانون جذب است باید بگویم بله تلقین در نصوص و منابع که از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهلبیت (علیهم السلام) به ما رسیده است وارد شده است. مثل باب روایی که در مورد فال خیر زدن است البته بدون شک فال نیک و بد، اثر طبیعى و تکوینی ندارند، ولى داراى آثار روانى هستند؛ چرا که فال نیک امید آفرین است، در حالی‌که فال بد موجب نومیدى و ناتوانى می‌شود. از این‌رو، دین اسلام از فال نیک نهى نکرده، ولى فال بد را به شدّت محکوم کرده است.

تصویر habib
نویسنده habib در

سلام بزرگوار

من این حدیثی که فرمودی را ندیدم ولی واقعیت این است که برخی عبارات و اشکال در عالم اثرات خود را به جا می‌گذارد و این نص صریح خود قرآن است ولی باید توجه داشته باشیم که هیچ فعلی بدون اذن خدا حاصل نمی‌شود. پس اگر توکلت به خدا باشه و یقین داشته باشی که دعا بدون اذن خدا اثری ندارد لذا جادو اثر نخواهد کرد.

در دعا نيز نوعى تلقين وجود دارد و مى‏ تواند اثراتى همانند آن ايجاد كند، ولى دعا بر خواسته از يك نگرش عميق به جهان هستى است. نگرشى كه در آن آفريننده‏ اى قادر قرار دارد و مى‏ تواند در آفريده خويش تصرف نمايد. به طور خلاصه مى ‏توان تفاوت‏هاى تلقين و دعا را در موارد زير خلاصه كرد:

1- در تلقين شخص تلقين كننده تنها به خود متكى است ولى در دعا به خداوند تكيه دارد.

2- تلقين با تلقين متضاد خود از بين مى‏ رود و يأس ‏آور است ولى دعا چنانچه مستجاب هم نشود، شخص دعا كننده باز اميدوار است.

3- دعا ارتباط با مبدأ هستى و رها سازنده آدمى از غربت و تنهايى و نگاه به بالاتر است ولى تلقين تنها در خود فرو رفتن است.

4- تاثير تلقين بسيار محدود است ولى دعا دامنه‏اى گسترده دارد.

5- دعا ممكن است تغييراتى واقعى پديد آورد، ولى تاثير تلقين بيشتر درونى است.

6- دعا مستند به جهان‏ بينى الهى و مطابق با فطرت انسانى است ولى تلقين نوعى تمرين روانى است.

طبق پاره ‏اى از روايات و احاديث قدسى، يكى از موهبت‏ها و الطاف الهى نسبت به بندگان، اثر بخشيدن به «حسن ظن» و «گمان نيك» آنان است. خداوند، مقرر فرموده كه در دو بخش (1. نسبت به وجود مقدس خود او، 2. نسبت به هر امر يا هر شيئى ديگر)، هر كس گمان نيكى ببرد، آن گمان را جامه عمل بپوشاند و انسان را نااميد نكند. براساس بعضى از روايات، به ما امر شده كه هم به خداوند و هم به امور ديگرى كه با آن سر و كار داريم، حسن ظن داشته باشيم. بنا بر روايتى «تأثير تفأل، متناسب با اعتقاد آدمى است يعنى، اگر حادثه و مصيبتى را سخت [و وقوعش را حتمى‏] ديد، براى او سخت خواهد بود و اگر آن را سبك گرفت، آسان خواهد بود و اگر به آن اعتنايى نكرد، بر او نخواهد بود (اثرى نخواهد داشت)».

اميرالمؤمنين على‏ عليه السلام مى‏ فرمايد: «هر كس گمان خيرى نسبت به تو داشت، گمانش را تصديق نما و آن طور كه درباره ‏ات گمان داشت، با او رفتار كن». ما علاوه بر اين كه نسبت به ديگران، حسن ظن داريم، بايد به اين نكته نيز توجّه كنيم كه «حسن ظن» به عنوان بابى براى برآورده شدن خواسته‏ هايمان، به روى ما گشوده شده است. از روايات چنين برمى ‏آيد كه: «حق ‏تعالى، حسن ظن به هر چيزى را [نه فقط به خداوند] تصديق كرده و امر را بر وفق گمان نيك وى پيش مى‏ برد».

گويا چنين گمان نيكى، مصداق حسن ظن به خداوند است هر چند گمان برنده، اصلاً به خداوند اعتقاد نداشته و به قولی «هندو» باشد. اما در واقع، چون عالم وجود، هستى خويش را از خداوند يافته است هر خيرى هم كه از ناحيه شخصى يا شيئى، به كسى مى ‏رسد، به خداوند متصل بوده و از جانب او رسيده است. پس هر گمان نيك، نهايتاً حسن‏ ظن به خداوند است يعنى، خداوند اين خير و نيكى را در آن شخص يا شى‏ء، به وديعت نهاده ‏است آن‏گاه خداوند هم به اين گمان جامه عمل خواهد پوشاند.

اين معنا به طور صريح در روايت آمده است: «هر كس گمان نيكى به سنگى برد، خداوند در آن سرّى قرار خواهد داد [راوى با تعجب‏] گفت: به سنگى؟ امام فرمودند: مگر حجرالاسود را نمى ‏بينى؟».

پس اعتقادات و باورهاى مردم جهان كه باعث توسّل آنان به خاك، سنگ، درخت، شخص و يا هر چيز ديگرى شده است داراى واقعيت است اما دليل بر حقانيت آن اعتقاد نيست. چنان كه برنيامدن حاجات نيز دليل بر باطل بودن اعتقادات ما نمى ‏باشد بلكه اين دستيابى به حوايج، از باب لطف و توجّه خداوند به بندگان خويش است كه اسباب و علل را در عالم، طبق ظن نيكوى آنان، هموار و مهيا مى‏ سازد.

او زبحر عذب آب شور خورد
تا كه آب شور او را كور كرد
بحر مى‏گويد به دست راست خور
زآب من اى كور تا يابى بصر
 

 

هست دست راست اينجا ظن راست‏
كاو بداندنيك و بد را كز كجاست‏

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.