علاقه بیش از حد دانش آموز به دبیر . اومدن و رفتنش رو نگاه میکنم

با سلام دختری 14 ساله هستم که به دبیر خود بیش از حد وابسته و علاقه پیدا کردم.سالی که کلاس هفتم بودم برای اولین بار به کلاس ما آمد آن موقع دوست داشتنم دوست داشتن یک دانش آموز به دبیر خود بود اما سال هشتم علاقه ام نسبت به وی بیشتر شد به گونه ای که در کلاس فقط به او خیره میشوم به گونه ای که تمام دانش آموزان حتی خود دبیر متوجه این نگاه های طولانی من میشوند با خندیدن وی خنده به لب های من می آید وبا کسل یا ناراحت شدنش من هم ناراحت میشوم خیلی درباره اش کنجکاوی میکردم تا از زندگی اش چیزهایی بفهمم ولی ای کاش نمی فهمیدم با دانستن اطلاعات بیشتر از او علاقه ام از حد بیشتر خود هم فراتر رفت جوری که روزهایی که با او کلاس نداریم و او به مدرسه نمی آید کسل ترین روزهای مک است حتی به خاطر او چند دقیقه هم زود به مدریه میروم تا آمدنش را ببینم و از مدرسه خارج نمی شوم تا وقتی که رفتنش را نبینم آنقدر علاقه پیدا کرده ام که وقتی آهنگی باز میکنم به یاد او می آفتم و به او فکر میکنم حتی گاهی بب خودی خاطراتمان را مرور میکنم و خنده به لب هایم می آید .من میترسم از این همه علاقه و وابستگی زیاد خواهش میکنم راهنماییم کتید که چه کاری برای پیشروی این علاقه انجام دهم؟...

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/141755

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خود شما بودی یا یکی دیگه بود؟ آخه این سوال عیناً چند وقت پیشتر هم پرسیده شده بود.

بنظرم باید خودت رو به چیزهای دیگری مشغول کنی و کم کم از اینکار دست بکشی.

مثلا فرض کنید هر روز بعد از مدرسه 20دقیقه صبر میکردید تا معلم بره و بعد شما میرفتید خونه. خب حالا باید به مرور این زمان صبر کردن را کم کنید مثلا از 20 برسونید به 15 بعد به 10 و بعد به 5 و ... . مثلا بعد از مدرسه با یکی از هم کلاسیهات که مسیرشون تا خونه شما مشابه هست، با هم دیگه برید.

منظورم اینه که به مرور باید از انکار دست بکشید.

ضمناً شما بیش از حد فکر کردید ایشون خنده هاش و کارهاش خاصه. کافیه همیئ روند رو برای مادر خودتون تکرار کنید و اینجوری به مادرتون هم بیشتر علاقه مند میشید.

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خودت رو مشغول کارهای دیگه کن

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

بخاطر سن کمت هست

مشکل تو همینه که مدام به اون توجه میکنی

کی گفته باید ورود و خروجش رو به مدرسه پیگیری کنی آخه؟؟؟

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.