در مقابل مسخره شدن از سوی پدر و مادر چیکار کنم؟

سلام دوستان .
امشب از درد دیگه نمیدوستم چی کار کنم که اینجارو پیدا کردم و خواستم کمی صحبت کنم بلکه از دردم شاید ذره ای کم شد
من یه دختر 23 ساله هستم با قد 150
خیلی هم لاغر هستم و به قولی بیبی فیس هم هستم که 12 ساله به نظر میام :-(
راستش خیلی خیلی از زندگی بریدم
16 ساله دارم توسط هرکسی که من رو می بینه تحقیر میشم
تو مدرسه تو خیابون تو فامیل همه جا مورد تمسخر قرار گرفتم و بهم گفتن کوتوله یا خیلی تیکه های دیگه
من اهمیتی واسه حرف مردم قائل نبودم چون معتقدم اگر بلند قد هم بودی باز چیزی واسه گفتن داشتن
اما امشب قلبم به قدری به درد اومد که حتی گریه هم نمیتونه دردمو تسکین بده
مادرم !
باهاش بحثم شد که بهم گفت حالا خوبه خدا بهت هیچی نداده نه قد نه هیکل نه قیافه :-(
یا گفت خداروشکر خدا میدونه به کی چی بده به کی نده
با این حرف ها خورد شدم واقعا شکستم آخه مادر آدم ؟
حتی بابامم همینطور
وقتی یه کار اشتباه می کنه و من محترمانه میگم که این کار اشتباهه با اشاره ی دست نزدیک به زمین نشون میده میگه همش انقدر قد داری سر جمع 20 کیلویی به من میگی چی کار کنم چی کار نکنم
یا با خواهرم که بحثم میشه با حرکت چشم سر تا پامو نگاه می کنه با این که ازم کوچیکتره یجوری به حرکت چشم بهم میگه کوتوله
هزار بار هم گفته ها
نمیدونم واقعا . دوست دارم خدا بیاد و باهام حرف بزنه و بگه چه گناهی کردم که الان لایق این همه تحقیر از طرف نزدیک ترین افراد خانواده ام هستم
پدر و مادری روسراغ دارید که بچه هاشونو تحقیر و مسخره کنن ؟
واقعا چطوری میتونم تو دنیایی زندگی کنم که از خانواده دارم ضربه میخورم دیگه چه برسه به بقیه
من همیشه خدا رو شکر کردم خیلی ها هستن دست و پا ندارن
من مشکلی با ظاهر و قیافه م ندارم ولی واقعا شنیدن این حرف ها از طرف خانواده واقعا دردناکه و از تحمل خارجه .
نمیدونم دیگه چطوری میتونم این چیزارو تحمل کنم تا سال ها سپری شن و من به مرگ طبیعی بمیرم

http://welayatnet.com/node/96384

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر sama13790
نویسنده sama13790 در

منم به خاطر اضافه وزنم توسط مامانم و بابام مسخره میشم در حالی که هیچ کس دیگه بهم نگفته 

هرجا میرم  مامانم شروع میکنه به مسخره کردن من تو جمع 

واقعا ازشون متنفرم 

تصویر Tired alone
نویسنده Tired alone در

اینها کاملا طبیعی هست و عادی و نمی دونم مشکل این علت از چی هست، منم کلی حرف برای گفتن دارم اما واقعا نمی دونم از کجا شروع کنم فقط بگم منزوی و افسرده هستم. شاید بگم تاحالا نخندیدم. مادر و پدر من من رو همیشه تحقیر کردن جلوی ه شخصی چه دوست و آشنا و فامیل. الان می تونم بگم 5 سال هست دیگه هیچ جا نمی رم نه مهمونی و جشن ها و ... هر وقت می گم شما اینطوری گفتید می گن آره من گفتم خوب هم گفتم. من موقع گرفتن مدرک دیپلم می خواستم برم شغل مورد علاقه ام اما با مخالفت مادر و پدرنم روبرو شدم همینطور با مخالفت برادر و زن برادرم. اواسط مهر سال 97 بود که آگهی استخدام شغلی که خیلی دوستش داشتم رو دیدم اما فایده ای نداشت چون دانشگاه بودنم و نمی تونستم بیام بیرون. به جرات می تونم بگم باید حداقل 10 تا 15 سال صبر کنم تا آگهی استخدام بعدی بیاد اما چه فایده واقعا چه فایده. بهتره از مادر و پدرم نگم از دوستای دانشگاه بگم. همشون یک گله دانشجوی (ببخشید این حرف رو می زنم) عوضی هستن یا معتاد یا ...  اونم در دانشگاه دولتی خنده دارش اینجاست. و چون خوشبختانه خداوند اصلا قیافه و چهرو ی خوبی بهمون نداده مسخره می شم و جوک می سازن برام یعنی من خودم به خاطر قیافه ام می تونم بگم اکثرا خونه نشین هستم و پای لپ تاب هیچ جا بیرون نمی رم مخصوصا وقتی جلوی آشنا و فامیل مادر درم بهم توهین کردن و گفتن احمق ... دیگه نرفتم. حالا اینها به کنار که رمان هست. تبعیض بین فرزندان چه بگم که مادرو پدرم همیشه با برادر بزرگم و زن برادرم خوب بودن اما وقتی نوبت ما می رسه دیگه معلومه... شاید بگین حسودیم می کنه اما نه واقعا بغضی بزرگ هست که می خواد خفم کنه. ... ولی فقط مادر و پدرم نیستن بلکه فامیل و آشنا هستن. هر وقت حالا جایی دعوت هستیم حتی در عید یا جشن عروسی یا جشن تولدی جایی، خوب من عمدتا آروم هستم یعنی حرف نمی زدم و از اول تا آخر همیشه یک کنج می شینتم و در از دسترس تا کسی من رو نبینه، حالا از اینها بگذریم دیگه نمی گن من بیام موقعی که دعوتیم خوب می دونی وقتی می بینم برادر بزرگم و زن برادرم رو همه دعوت می کنن و هیچکس سراغی از من نمی گیره واقعا می دونی یکجوریایی ... مامان و بابام هم که همیشه بهم می گم منزوی نکبت احمق ... من حالا معنی این جمله رو نی دونم. در کل این دنیا یک نفر حال من رو درک کرد و اون بهترین دوستم بود که در سال دوم هنرستان آشنا شدم اون هم با من رشته الکترونیک بود و نامادری داشت و مشکلات من رو هم داشت. یعنی فقط در کل دنیا ما دو نفر حال همدیگرو درک می کنیم. ماجرا که زیاده ولی یک مدت رو یک ثبت طرح کار می کردیم اینقدر مادر و پدرم مسخره ام کردن .... می گفتن تو چی داری که حالا می خوای مخترع بشی یا تو چی هستی تو ... نیستی. الان 3 سال می شه پروژه رو رها کردیم و گه گاهی روش کار می کنم، وقتی فکر می کنم می گم درست می گن منه دیپلمه می خوام ثبت طرح داشته باشم ... راستش چون اینم داستان خودش رو داره ولی چون بعضی ها ممکنه فکر کنم من حسودم نمی گم ولی واقعا باور کنید من حسود نیستم من فقط همیشه آروم هستم و هیچ وقت به کسی توهین نکردم بدترین کلمه ای که از دهنم در اومده خفه شو بوده تا به امروز حتی به کسی اخم نکردم و نه دستم رو به طرف شخصی مشت کردم و نه حق شخصی رو خوردم، ولی ... به قول یک جمله ای کاش اونقدر که چوب سادگیمون رو می خوردیم چون مهربونیم هم می خورد تو سرمون. ما به همه مهربونی کردیم ولی هیچ وقت دیده نشد و فقط نا مهربونی هامون رو دیدن. مشکلاتشون رو درک کردیم ولی مسخرشون شدیم. من به اندازه ی 16 سال داستان دارم و داستانم بلند تر از این هست که در اینجا جا بشه فقط می تونم بگم الان 1547 صفحه World دارم که همیشه اتفاقاتی که در روز برام افتاد رو می نویسم. در حقیقت همه بهم می گم مثبت باش. اما به چی مثبت باشم به قیافه ام به توهین و تحقیر شدن هام و به بی استعدای هام یا به این که همه زدم تو سرم و عنوان پله ازم استفاده کردن تا برن بالا یا به کسانی که در ظاهر دوست باهات هستن اما از پشت طوری خنجر می زنن که دردش کشنده هست به اینکه بین من و برادرم تبعیض هست یا به اینکه همیشه دیگران از من برتر بودند در همه چی و ... به این ها مثبت باشم یا ... نمی دونم فقط بگم نه من حسودم و نه با شخصی دشمنی دارم و امیدوارم بد برداشت نشه، چرا که گفتم اینقدر حرف دارم که نمی دانم چه طوری بنویسم. فقط اینها حرف های من نیست حرف های یک چشم پر از اشکه و بغضی 16 ساله که دیگه داره راه تنفس من ور بند می آره

تصویر یکی مثل تو
نویسنده یکی مثل تو در

عزیزم منم مثل تو مسخره میشم از سوی خانواده من ۲۲ سالمه و باطری قلب دارم وقتی از درد قلبم به بابام میگم فقط میخنده بهم و حالت چشمات به حالت مسخره به خودش میگیره و میگه فیلم بازی نکن...

هر حرفی که میزنم توی خانواده همه باهاش مخالفت میکنن هیچ کس جدیم نمیگیره همه بهم میگن تو گیج هستی هیچی حالیت نیست باور کن دلم میخواد فقط بمیرم دلم میخواد خودمو بکشم وقتی خانواده به حرف های آدم اهمیت نده و به نظراتت بخنده و دائما تحقیرت کنه دیگه از بقیه چه انتظار اینارو گفتم که بدونی تنها نیستی خیلی ها تو شرایط تو هستن فقط باید دنبال یه هدف بگردیم تو زندگیمون امیدوارم هممون اون هدف رو پیدا کنیم تا کمی از این حس و حال در بیایم

تصویر meysam
نویسنده meysam در

باسمه تعالی
با عرض سلام و خسته نباشید
واقعا شما خیلی فهمیده و عاقل هستید که با ظاهر خودتان مشکلی ندارید. حق همان است که فرمودید. زیرا فقط کافی است که انسان یک نگاهی به دور و بر و اطراف بکند. معلولینی که قطع نخاع هستند، یا نابینا، ناشنوا، لال، قطع عضو و...
خدا رو شکر شما جسم سالمی دارید و اگر روزی هزار بار به خاطر این نعمت سالم، خدا رو شکر کنید باز کم است.
نسبت به حرف دیگران هم اگر چه آزار دهنده است، ولی سعی کنید دلگیر نشوید. اگر در دست شما طلا باشد و همه مردم بگویند این شیء طلا نیست بلکه حلبی است. شما نباید نگران شوید. چون خودتان می دانید چه شیء با ارزشی را دارید.
لذا همچنان خدا رو شکر کنید به داشتن چنین نعمتی که دارید، و قدر داشته های خودتان را بدانید.
شم اولین نفری نیستید که مورد تمسخر دیگران واقع شدید، و قطعا آخرین نفر هم نخواهید بود. حتی انبیاء الهی را هم مسخره و تحقیر می کردند.
در مورد حضرت نوح (علیه السلام) آمده است: «وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ [هود/38] نوح به ساختن كشتى پرداخت و هر گاه گروهى از قومش بر او مى‏گذشتند وى را مسخره و استهزاء مى‏ كردند و نوح در جواب آنها مى ‏گفت: اگر (امروز) شما ما را مسخره مى‏كنيد ما هم (روزى) شما را مسخره كنيم همان‏گونه كه شما مسخره مى‏ كنيد».
حتی پیامبر اسلام را مسخره می کردند و خداوند به او دلداری می دهد که «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُن [انبیاء/41] و همانا به رسولان پيش از تو نيز بسيار تمسخر و استهزاء شد تا آنكه كيفر آن استهزاء به آن استهزا كنندگان احاطه كرد».
لذا همچنان شاکر خدا باشید و از تحقیر دیگران نگران نشوید و هر موقع چنین سخنانی را شنیدید، در دل بگویید الحمد لله که جسم سالمی دارم  و در مقابل به  بروز دادن توانایی‌ها در محیط خانواده و اجتماع، مثل خطاطی، نقاشی، تحصیل علم، خیاطی، حفظ قرآن و.. بپردازید، تا بروز دادن این نوع توانایی ها، آن مساله را تحت الشعاع خود قرار دهد. 
موفق باشید.

تصویر s.saeed
نویسنده s.saeed در

سلام خانوم. وقتی میبینید اینجوریه نزارید صحبتهاتون به جدل کشیده بشه. وقتی میگید حرف منطقی شما رو پدر قبول نمیکنه پس چه اصراری هست که اصلا بهشون چیزی بگید بزارید به حال خودشون باشن اینطوری دیگه کسی به شما بی اخترامی نمیکنه بعد از یه مدت هم میبینید که چقدر اعصاب و روان شما آروم شده...

وقتی شما رو مسخره میکنن شما توهین نکنید و فاصله بگیرید و اصلا به این حرفها فکر نکنید. مطمئن باشید خدا جبران کننده هست هم برای شما و هم برای هرکسی که شما رو مسخره میکنه

آرزوی خوشبختی برای شما بانوی محترم...

تصویر 48
نویسنده 48 در

سلام........ هیچ کس کامل نیست و البته از هر لحاظ از شما کمتر هم وجود دارد.........
؛حالا خوبه خدا بهت هیچی نداده نه قد نه هیکل نه قیافه؛ خیلی خوب میشد که میتونستیم زبانمون رو کنترل کنیم...... اما از این حرفها در خانواده ها زیاد پیش میاد.......... از روی تحقیر نیست از روی عصبانیته بیشتر.......... یقینن باور دارید که خانم های کوتاهتر از قامت شما هم زندگی خوبی دارند و صاحب اولاد و خیلی چیزها از جمله محبت همسری هستند.......... یکی از متفکران عصر حاضر می گویند که اگر با پاهای معلول قهرمان دو و میدانی المپیک نشوید خود شما مقصر هستید........ درسته محاله اما خب خیلی هم شعار نیست............ کمی شاید بهتر باشه روی روان و حساسیت شخصیتیتون کار کنید.......... کمتر حساس باشید...... مخصوصا در مورد ظاهرتون.......... پاینده باشید......

تصویر حلما
نویسنده حلما در

سلام

الان انقدر علم پیشرفت کرده لاغری و کوتاهی قد که چیزی نیست. با ورزش و داروهایی که اساتید طب سنتی (البته مطمئن و کار بلد ) تجویز میکنند میتونی یکم چاق بشی و ورزش هایی مثل والیبال و بستکبال هم تاحدودی رو قد تاثیر داره. گرچه سن رشد شما گذشته ولی از هیچ کاری و غصه خوردن که بهتره. البته نری داروهای شیمیایی که عوارض دارند بگیری و مصرف کنی! نه هیچ وقت اینکارو نکن چون یه بلایی سرت میاد حالا بیا درست کن. در زمینه ی طب سنتی هم حتما سراغ فرد متخصص برو نه هرکسی. این دوران سخت هم تموم میشه زیاد ناراحت نباش ازین موقعیت ها برای خودسازی استفاده کن

یازهرا س

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.