در مقابل مسخره شدن از سوی پدر و مادر چیکار کنم؟

سلام دوستان .
امشب از درد دیگه نمیدوستم چی کار کنم که اینجارو پیدا کردم و خواستم کمی صحبت کنم بلکه از دردم شاید ذره ای کم شد
من یه دختر 23 ساله هستم با قد 150
خیلی هم لاغر هستم و به قولی بیبی فیس هم هستم که 12 ساله به نظر میام :-(
راستش خیلی خیلی از زندگی بریدم
16 ساله دارم توسط هرکسی که من رو می بینه تحقیر میشم
تو مدرسه تو خیابون تو فامیل همه جا مورد تمسخر قرار گرفتم و بهم گفتن کوتوله یا خیلی تیکه های دیگه
من اهمیتی واسه حرف مردم قائل نبودم چون معتقدم اگر بلند قد هم بودی باز چیزی واسه گفتن داشتن
اما امشب قلبم به قدری به درد اومد که حتی گریه هم نمیتونه دردمو تسکین بده
مادرم !
باهاش بحثم شد که بهم گفت حالا خوبه خدا بهت هیچی نداده نه قد نه هیکل نه قیافه :-(
یا گفت خداروشکر خدا میدونه به کی چی بده به کی نده
با این حرف ها خورد شدم واقعا شکستم آخه مادر آدم ؟
حتی بابامم همینطور
وقتی یه کار اشتباه می کنه و من محترمانه میگم که این کار اشتباهه با اشاره ی دست نزدیک به زمین نشون میده میگه همش انقدر قد داری سر جمع 20 کیلویی به من میگی چی کار کنم چی کار نکنم
یا با خواهرم که بحثم میشه با حرکت چشم سر تا پامو نگاه می کنه با این که ازم کوچیکتره یجوری به حرکت چشم بهم میگه کوتوله
هزار بار هم گفته ها
نمیدونم واقعا . دوست دارم خدا بیاد و باهام حرف بزنه و بگه چه گناهی کردم که الان لایق این همه تحقیر از طرف نزدیک ترین افراد خانواده ام هستم
پدر و مادری روسراغ دارید که بچه هاشونو تحقیر و مسخره کنن ؟
واقعا چطوری میتونم تو دنیایی زندگی کنم که از خانواده دارم ضربه میخورم دیگه چه برسه به بقیه
من همیشه خدا رو شکر کردم خیلی ها هستن دست و پا ندارن
من مشکلی با ظاهر و قیافه م ندارم ولی واقعا شنیدن این حرف ها از طرف خانواده واقعا دردناکه و از تحمل خارجه .
نمیدونم دیگه چطوری میتونم این چیزارو تحمل کنم تا سال ها سپری شن و من به مرگ طبیعی بمیرم

http://welayatnet.com/node/96384

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر حسین
نویسنده حسین در

من 17سالمه از بچگی بابام همش مسخره میکنه و تنبیه میکنه و میزند نمیدانم چیکار کنم ازم متنفره و هیچوقت باهام صمیمیت نمیکنه مادر بایین شهر هستیم همه منو مسخره میکنن و میزنن حتی کسایی ک نمیشنسم وزورم خیلی کمه هیچ رشته رزمی هم نرفتم و بلد نیسم بابام همیشه ک ینی هروز هرساعت درحال مسخره کردنمه نمیدونم چ کنم من قدم 183 و وزنم 60 چشمم رنگ سبز با موهای خرمایی و بوست جو گندمی چ دلیلی بر مسخره  کردنم هست واقعا //

تصویر حمید
نویسنده حمید در

ای کاش پدر و مادرایی که تربیت بلد نیستن زاد و ولد نمیکردن 

شخصیت انسان از کودکی شکل میگیره پس این کسی که تو هستی واکنش کنش های کودکیت هست 

بنظر من بد ترین چیزی که شخصیت یک فرد رو خرد میکنه و اعتماد بنفسش رو از بین میبره ، کلا زندگیش رو به فنا میده ،همین تحقیر و مسخره از سوی خانوادس .

من خودم پسری هستم که توی کودکی همواره پدرم منو پیش دیگران تحقیر مسخره میکرد . من نمیدوم شاید اون پدرم هم خودش عقده داشته ولی همین تحقیر و مسخره از سوی اونا طوری شده که هیچکس منو حساب ادم نمیکنه حتی خودم . هیچ احساس ارزشی نمیکنم . کلا توی خودمم . اعتماد بنفسم هم صفر . دیگه خودتون میدونید وقتی خانواده یه فرد اون رو کوچک کنند و مسخرش کنن چه توقعی از دیگران داره . مطمئن باش دیگران هم تحقیرت میکنن.

بحر حال کاش والدینی که از تربیت هیچ نمیدونند زاد و ولد نمیکردن .

تصویر فرزانه خشمه
نویسنده فرزانه خشمه در

منم همدرد تو هم 

تصویر دل گرفته
نویسنده دل گرفته در

من بخااطر اینکه یه بار نرفتم پیششون منا مسخره میکنن حتا جلو مادربزرگ ناتنیم جلو خاله هام حتا پشت سرم هم حرف میزنن دلم خیلی گرفته از دستشون 

 

تصویر آرام آرام
نویسنده آرام آرام در

سلام عزیزم

به بقیه نمی خواد چیزی رو ثابت کنی

 

فقط به خودت ثابت کن لایق خوشبختی هستی و اینقدر برای خودت ارزش قائل شو که خیلی از حرف های بدشون رو نادیده بگیری(انگار نشنیدی)

مهارتهات رو زیاد کن

استعدادها و علایقت رو پرورش بده

این قدر خودت رو قوی کن که تکه های دیگران تو رو سست نکنه

هدفگذاری کن و برای رسیدن به اون هدف،تلاش کن

وقتی درگیری های بزرگ تری داشته باشی،حرف های ناراحت کننده ی اطرافیان برات بی ارزش میشه 

mail

منم دقیق مثل تو بودم و هستم. و از وقتی این مسیری که بهت گفتم رو انتخاب کردم... حال درونی خودم عجیب خوب شده

امیدوارم تو هم بتونی خودت رو به خودت ثابت کنی و هوای خودت رو داشته باشی و حال خودت رو خوب کنی

مهم اینه که خودت رو دوست داشته باشی و نذاری حرف های ناشایست دیگران حالت رو بد کنه

«angelتو لایق خوشبختی هستی»

«laugh​​​​​​​تو مسئول صد درسال صد زندگی و احساسات خودت هستی»

پس مسئولیتش رو بپذیر و آرامش واقعی رو فقط از خود خدا بخواه

نکته::::

در مقابل حرفاشون جوری رفتار کن که انگار با تو نبودن و آرام باش و لبخند بزن و توی قلبت مرور کن که «من رو خیلی دوست دارن و منم دوستشون دارم»​​​​​​​heart

این جمله ی باور نکردنی معجزه میکنه و حالت رو بهتر میکنه و واکنشت به حرفاشون هم بهتر میشه.

 

امیدوارم وقتی خدا بهت لبخند میزنه حس آرامش و خوشبختی رو با تمام وجودت حس کنی

تصویر هنرمند
نویسنده هنرمند در

خیلی سخته ادم بخواد خودشو برا خونوادش ثابت کنه خواهر برادرای من دکترا دارن ولی من به علت علاقه نداشتن به رشته تحصیلیم ادامه ندادم من چپ دستم و بقیه راست دست  پدرم به علت سواد کمی که داره احساس مینه که چپ دستیه من باعث شده که من ادمه تحصیل ندم من کارای هنریمو خیلی دوست دارم اوایل خیلی مسخرم میکرد فقط خواهرم منو تشویق میکرد بقیه انقد مسخرم میکردن که به فکر خودکشی افتاده بودم زندگی برام معنا نداشت احساس میکردم بدترین موجود خدام خواهرم باهام صحبت کرد گفت زمینه ای که علاقه داری برو حتی خرجشم خواهرم داد بااینکه ازهم دور بودیم منو تشویق کرد بعد از 6 سال تلاش توی کارم موففقم بیشتر اوقات رو صرف کارم میکنم تو هم تو زمینه ای که علاقه داری برو دنبالش باتمام وجودت کارایی که دوست داری رو انجام بده اینجوری خودتم خودتو دوست داری احساس باارزش بودن میکنی 

تصویر آیدا
نویسنده آیدا در

درد دل ما آدما یکی دو تا نیست ... گاهی اوقات انقدرررر درد جمع می شه توی دلت و به قلبت فشار میاره که حتی قدرت اینو نداری که بنشینی و برای این همه دردت حتی اشک بریزی ، برای تنهایی هات گریه کنی ، برای دوست نداشته شدن هات غصه بخوری ، زندگی همیشه چرخیده و چرخیده و همیشه هم قسمت های بدش به ما میوفته ، ما آدمهای بی گناه ، شاید بهتره بگیم ما فرزندان قربانی شده ، قربانی تحقیر پدر و مادرمون ، قربانی تحقیر هایی که باعث کمبود اعتماد به نفسمون شده ، قربانی آینده های تباه شده و آرزوهای برباد رفتمون .... منم یه دختر 18 سالم مثل شما فقط تفاوت من اینه که من همیشه سعی کردم بخندم ، همیشه سعی کردم حضورم به چشم بیاد اما نیومده ، همیشه سعی کردم پاکیمو بهشون ثابت کنم اما اونا همیشه منو مثل یه هرزه دیدن ، منی که تا حالا دست یه پسر بهم نخورده . توی این گرگ باز جامعه . توی این همه تنهاییام هیج وقت از هیچ پسری برای رفع این تنهاییم استفاده نکردم ، همیشه حد و حرمت و احترام همه رو نگه داشتم اما متاسفانه هیچ وقت پدر و مادرم منو باور نکردن همیشه صلوات میفرستم همیشه دعا میخونم همیشه زیارت عاشورا میخونم اما چون حجابم کامل نیست و نماز نمیخونم اونا همیشه منو یه فاحشه دیدن ... منم روزی مثل اونا بودم بخدا من خیلی با دخترهای این دور و زمونه فرق دارم .. من واقعا خستم ... از ندیده شدن ... از دوست نداشته شدن ... از درک نشدن ... من همیشه به پاکی خودم اعتماد داشتم و دارم و افتخار کردم  اما اونا هیج وقت نداشتن ... منم روزی مثل اونا بودم ... اما الان فهمیدم که چقدر از آدمهای متعصب بدم میاد .... چقدر از آدمهایی که فقط مدعی مومن شدن میشن بدم میاد ... کاش یه روزی بشه داد زد که ای خدا مگه کسی فقط مومنه که تسبیح بگیره دستش ، که بره صف اول نماز جماعت ، که با چادری که سرشه هزار جور گناه کنه ... منم میتونم دو رو باشم اما نیستم ... بخدا که خدا فقط از قلب ما آدما خبر داره .... 

همیشه است حرف شهید مطهری کنج قلب شکسته ی پر از تحقیر من هست که میگن : من به فاحشه بودن قلب خیلی از باکره ها و به باکره بودن قلب خیلی از فاحشه ها اعتقاد دارم ....

کاش روزی بشه از دست این همه پدر و مادر نا لایق که ماها رو که مثلا امانتی خدا هستیم و اینجور باهامون بد تا میکنن نجات بده 

بخدا ظلم نکنین .... دل نشکنین که دل شکستن تاوان داره .... بدجور هم تاوان داره 

دوستان همرنگ خودم زندگی امروز و فردایی بیش نیست ... امیدوارم از این به بعد زندگی به کام بچرخه 

تصویر به امید پرواز از مرداب به آسمان
نویسنده به امید پرواز ا... در

خداوندا...تنها به پدر و مادرانی فرزندان نیکو بده که شایسته آنها باشند...

فرزندان نیکو را به پدر و مادر ناشایسته نسپار تا آینده ی تاریکی نداشته باشند..

پدرم..مادرم..برادرم..همش درحال توهین/تحقیر/تحدید هستن..الان 21 سالمه و حتی الان که عقد هستم این رفتاراشون ادامه داره..هم غرورم هم شخصیتم هم اعتماد بنفسمو با این کاراشون له میکنن...21 ساله زندگیم با این کاراشون میگذره..واقعا خسته شدم...تا از خودم دفاع میکنم میگن تو خودتو باختی حالا که شوهر کردی...میگن خودتو برامون میگیری وقتی زیاد سمتشون نمیرم تا آرامش کمی که دارم حفظ بشه..  زیاد باهاشون حرف نمیزنم میگن تو به ما مدیونی....تا یچی میگم میگن برات جهیزیه نمیخریم.. یکی بیاد بهشون بگهه...شما میخواستین بچه دار نشید وقتی بلد نبودین باهاش درست رفتار کنین.. از خدامه دوران عقدم تموم بشه واسه همیشه برم ..انقد که خانواده خودم منو خورد کردن..رنجوندن..اعصابمو خط خطی کردن هیشکی چنین کاری باهام نکرده....خدا از سر تقصیراشون بگذره من که نمیگذرم

تصویر به امید پرواز از مرداب به آسمان
نویسنده به امید پرواز ا... در

خداوندا...تنها به پدر و مادرانی فرزندان نیکو بده که شایسته آنها باشند...

فرزندان نیکو را به پدر و مادر ناشایسته نسپار تا آینده ی تاریکی نداشته باشند..

پدرم..مادرم..برادرم..همش درحال توهین/تحقیر/تحدید هستن..الان 21 سالمه و حتی الان که عقد هستم این رفتاراشون ادامه داره..هم غرورم هم شخصیتم هم اعتماد بنفسمو با این کاراشون له میکنن...21 ساله زندگیم با این کاراشون میگذره..واقعا خسته شدم...تا از خودم دفاع میکنم میگن تو خودتو باختی حالا که شوهر کردی...میگن خودتو برامون میگیری وقتی زیاد سمتشون نمیرم تا آرامش کمی که دارم حفظ بشه..  زیاد باهاشون حرف نمیزنم میگن تو به ما مدیونی....تا یچی میگم میگن برات جهیزیه نمیخریم.. یکی بیاد بهشون بگهه...شما میخواستین بچه دار نشید وقتی بلد نبودین باهاش درست رفتار کنین.. از خدامه دوران عقدم تموم بشه واسه همیشه برم ..انقد که خانواده خودم منو خورد کردن..رنجوندن..اعصابمو خط خطی کردن هیشکی چنین کاری باهام نکرده....خدا از سر تقصیراشون بگذره من که نمیگذرم

تصویر Parto
نویسنده Parto در

الهی من فدای دل شکستت بشم 

انشاءلله زندگی خوبی داشته باشی

زندگی اولت رفت ، زندگی دومت از همه مهم تره ، یه کاری کن که همه بگن وای چه مامان خوبی..

تو نسل بهتری بساز 

میتونی 

موفق باشی عزیزدلم

تصویر به امید پرواز از مرداب به آسمان
نویسنده به امید پرواز ا... در

خداوندا...تنها به پدر و مادرانی فرزندان نیکو بده که شایسته آنها باشند...

فرزندان نیکو را به پدر و مادر ناشایسته نسپار تا آینده ی تاریکی نداشته باشند..

پدرم..مادرم..برادرم..همش درحال توهین/تحقیر/تحدید هستن..الان 21 سالمه و حتی الان که عقد هستم این رفتاراشون ادامه داره..هم غرورم هم شخصیتم هم اعتماد بنفسمو با این کاراشون له میکنن...21 ساله زندگیم با این کاراشون میگذره..واقعا خسته شدم...تا از خودم دفاع میکنم میگن تو خودتو باختی حالا که شوهر کردی...میگن خودتو برامون میگیری وقتی زیاد سمتشون نمیرم تا آرامش کمی که دارم حفظ بشه..  زیاد باهاشون حرف نمیزنم میگن تو به ما مدیونی....تا یچی میگم میگن برات جهیزیه نمیخریم.. یکی بیاد بهشون بگهه...شما میخواستین بچه دار نشید وقتی بلد نبودین باهاش درست رفتار کنین.. از خدامه دوران عقدم تموم بشه واسه همیشه برم ..انقد که خانواده خودم منو خورد کردن..رنجوندن..اعصابمو خط خطی کردن هیشکی چنین کاری باهام نکرده....خدا از سر تقصیراشون بگدره من که نمیگذرم

تصویر sama13790
نویسنده sama13790 در

منم به خاطر اضافه وزنم توسط مامانم و بابام مسخره میشم در حالی که هیچ کس دیگه بهم نگفته 

هرجا میرم  مامانم شروع میکنه به مسخره کردن من تو جمع 

واقعا ازشون متنفرم 

تصویر Tired alone
نویسنده Tired alone در

اینها کاملا طبیعی هست و عادی و نمی دونم مشکل این علت از چی هست، منم کلی حرف برای گفتن دارم اما واقعا نمی دونم از کجا شروع کنم فقط بگم منزوی و افسرده هستم. شاید بگم تاحالا نخندیدم. مادر و پدر من من رو همیشه تحقیر کردن جلوی ه شخصی چه دوست و آشنا و فامیل. الان می تونم بگم 5 سال هست دیگه هیچ جا نمی رم نه مهمونی و جشن ها و ... هر وقت می گم شما اینطوری گفتید می گن آره من گفتم خوب هم گفتم. من موقع گرفتن مدرک دیپلم می خواستم برم شغل مورد علاقه ام اما با مخالفت مادر و پدرنم روبرو شدم همینطور با مخالفت برادر و زن برادرم. اواسط مهر سال 97 بود که آگهی استخدام شغلی که خیلی دوستش داشتم رو دیدم اما فایده ای نداشت چون دانشگاه بودنم و نمی تونستم بیام بیرون. به جرات می تونم بگم باید حداقل 10 تا 15 سال صبر کنم تا آگهی استخدام بعدی بیاد اما چه فایده واقعا چه فایده. بهتره از مادر و پدرم نگم از دوستای دانشگاه بگم. همشون یک گله دانشجوی (ببخشید این حرف رو می زنم) عوضی هستن یا معتاد یا ...  اونم در دانشگاه دولتی خنده دارش اینجاست. و چون خوشبختانه خداوند اصلا قیافه و چهرو ی خوبی بهمون نداده مسخره می شم و جوک می سازن برام یعنی من خودم به خاطر قیافه ام می تونم بگم اکثرا خونه نشین هستم و پای لپ تاب هیچ جا بیرون نمی رم مخصوصا وقتی جلوی آشنا و فامیل مادر درم بهم توهین کردن و گفتن احمق ... دیگه نرفتم. حالا اینها به کنار که رمان هست. تبعیض بین فرزندان چه بگم که مادرو پدرم همیشه با برادر بزرگم و زن برادرم خوب بودن اما وقتی نوبت ما می رسه دیگه معلومه... شاید بگین حسودیم می کنه اما نه واقعا بغضی بزرگ هست که می خواد خفم کنه. ... ولی فقط مادر و پدرم نیستن بلکه فامیل و آشنا هستن. هر وقت حالا جایی دعوت هستیم حتی در عید یا جشن عروسی یا جشن تولدی جایی، خوب من عمدتا آروم هستم یعنی حرف نمی زدم و از اول تا آخر همیشه یک کنج می شینتم و در از دسترس تا کسی من رو نبینه، حالا از اینها بگذریم دیگه نمی گن من بیام موقعی که دعوتیم خوب می دونی وقتی می بینم برادر بزرگم و زن برادرم رو همه دعوت می کنن و هیچکس سراغی از من نمی گیره واقعا می دونی یکجوریایی ... مامان و بابام هم که همیشه بهم می گم منزوی نکبت احمق ... من حالا معنی این جمله رو نی دونم. در کل این دنیا یک نفر حال من رو درک کرد و اون بهترین دوستم بود که در سال دوم هنرستان آشنا شدم اون هم با من رشته الکترونیک بود و نامادری داشت و مشکلات من رو هم داشت. یعنی فقط در کل دنیا ما دو نفر حال همدیگرو درک می کنیم. ماجرا که زیاده ولی یک مدت رو یک ثبت طرح کار می کردیم اینقدر مادر و پدرم مسخره ام کردن .... می گفتن تو چی داری که حالا می خوای مخترع بشی یا تو چی هستی تو ... نیستی. الان 3 سال می شه پروژه رو رها کردیم و گه گاهی روش کار می کنم، وقتی فکر می کنم می گم درست می گن منه دیپلمه می خوام ثبت طرح داشته باشم ... راستش چون اینم داستان خودش رو داره ولی چون بعضی ها ممکنه فکر کنم من حسودم نمی گم ولی واقعا باور کنید من حسود نیستم من فقط همیشه آروم هستم و هیچ وقت به کسی توهین نکردم بدترین کلمه ای که از دهنم در اومده خفه شو بوده تا به امروز حتی به کسی اخم نکردم و نه دستم رو به طرف شخصی مشت کردم و نه حق شخصی رو خوردم، ولی ... به قول یک جمله ای کاش اونقدر که چوب سادگیمون رو می خوردیم چون مهربونیم هم می خورد تو سرمون. ما به همه مهربونی کردیم ولی هیچ وقت دیده نشد و فقط نا مهربونی هامون رو دیدن. مشکلاتشون رو درک کردیم ولی مسخرشون شدیم. من به اندازه ی 16 سال داستان دارم و داستانم بلند تر از این هست که در اینجا جا بشه فقط می تونم بگم الان 1547 صفحه World دارم که همیشه اتفاقاتی که در روز برام افتاد رو می نویسم. در حقیقت همه بهم می گم مثبت باش. اما به چی مثبت باشم به قیافه ام به توهین و تحقیر شدن هام و به بی استعدای هام یا به این که همه زدم تو سرم و عنوان پله ازم استفاده کردن تا برن بالا یا به کسانی که در ظاهر دوست باهات هستن اما از پشت طوری خنجر می زنن که دردش کشنده هست به اینکه بین من و برادرم تبعیض هست یا به اینکه همیشه دیگران از من برتر بودند در همه چی و ... به این ها مثبت باشم یا ... نمی دونم فقط بگم نه من حسودم و نه با شخصی دشمنی دارم و امیدوارم بد برداشت نشه، چرا که گفتم اینقدر حرف دارم که نمی دانم چه طوری بنویسم. فقط اینها حرف های من نیست حرف های یک چشم پر از اشکه و بغضی 16 ساله که دیگه داره راه تنفس من ور بند می آره

تصویر یکی مثل تو
نویسنده یکی مثل تو در

عزیزم منم مثل تو مسخره میشم از سوی خانواده من ۲۲ سالمه و باطری قلب دارم وقتی از درد قلبم به بابام میگم فقط میخنده بهم و حالت چشمات به حالت مسخره به خودش میگیره و میگه فیلم بازی نکن...

هر حرفی که میزنم توی خانواده همه باهاش مخالفت میکنن هیچ کس جدیم نمیگیره همه بهم میگن تو گیج هستی هیچی حالیت نیست باور کن دلم میخواد فقط بمیرم دلم میخواد خودمو بکشم وقتی خانواده به حرف های آدم اهمیت نده و به نظراتت بخنده و دائما تحقیرت کنه دیگه از بقیه چه انتظار اینارو گفتم که بدونی تنها نیستی خیلی ها تو شرایط تو هستن فقط باید دنبال یه هدف بگردیم تو زندگیمون امیدوارم هممون اون هدف رو پیدا کنیم تا کمی از این حس و حال در بیایم

تصویر meysam
نویسنده meysam در

باسمه تعالی
با عرض سلام و خسته نباشید
واقعا شما خیلی فهمیده و عاقل هستید که با ظاهر خودتان مشکلی ندارید. حق همان است که فرمودید. زیرا فقط کافی است که انسان یک نگاهی به دور و بر و اطراف بکند. معلولینی که قطع نخاع هستند، یا نابینا، ناشنوا، لال، قطع عضو و...
خدا رو شکر شما جسم سالمی دارید و اگر روزی هزار بار به خاطر این نعمت سالم، خدا رو شکر کنید باز کم است.
نسبت به حرف دیگران هم اگر چه آزار دهنده است، ولی سعی کنید دلگیر نشوید. اگر در دست شما طلا باشد و همه مردم بگویند این شیء طلا نیست بلکه حلبی است. شما نباید نگران شوید. چون خودتان می دانید چه شیء با ارزشی را دارید.
لذا همچنان خدا رو شکر کنید به داشتن چنین نعمتی که دارید، و قدر داشته های خودتان را بدانید.
شم اولین نفری نیستید که مورد تمسخر دیگران واقع شدید، و قطعا آخرین نفر هم نخواهید بود. حتی انبیاء الهی را هم مسخره و تحقیر می کردند.
در مورد حضرت نوح (علیه السلام) آمده است: «وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ [هود/38] نوح به ساختن كشتى پرداخت و هر گاه گروهى از قومش بر او مى‏گذشتند وى را مسخره و استهزاء مى‏ كردند و نوح در جواب آنها مى ‏گفت: اگر (امروز) شما ما را مسخره مى‏كنيد ما هم (روزى) شما را مسخره كنيم همان‏گونه كه شما مسخره مى‏ كنيد».
حتی پیامبر اسلام را مسخره می کردند و خداوند به او دلداری می دهد که «وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُن [انبیاء/41] و همانا به رسولان پيش از تو نيز بسيار تمسخر و استهزاء شد تا آنكه كيفر آن استهزاء به آن استهزا كنندگان احاطه كرد».
لذا همچنان شاکر خدا باشید و از تحقیر دیگران نگران نشوید و هر موقع چنین سخنانی را شنیدید، در دل بگویید الحمد لله که جسم سالمی دارم  و در مقابل به  بروز دادن توانایی‌ها در محیط خانواده و اجتماع، مثل خطاطی، نقاشی، تحصیل علم، خیاطی، حفظ قرآن و.. بپردازید، تا بروز دادن این نوع توانایی ها، آن مساله را تحت الشعاع خود قرار دهد. 
موفق باشید.

تصویر s.saeed
نویسنده s.saeed در

سلام خانوم. وقتی میبینید اینجوریه نزارید صحبتهاتون به جدل کشیده بشه. وقتی میگید حرف منطقی شما رو پدر قبول نمیکنه پس چه اصراری هست که اصلا بهشون چیزی بگید بزارید به حال خودشون باشن اینطوری دیگه کسی به شما بی اخترامی نمیکنه بعد از یه مدت هم میبینید که چقدر اعصاب و روان شما آروم شده...

وقتی شما رو مسخره میکنن شما توهین نکنید و فاصله بگیرید و اصلا به این حرفها فکر نکنید. مطمئن باشید خدا جبران کننده هست هم برای شما و هم برای هرکسی که شما رو مسخره میکنه

آرزوی خوشبختی برای شما بانوی محترم...

تصویر 48
نویسنده 48 در

سلام........ هیچ کس کامل نیست و البته از هر لحاظ از شما کمتر هم وجود دارد.........
؛حالا خوبه خدا بهت هیچی نداده نه قد نه هیکل نه قیافه؛ خیلی خوب میشد که میتونستیم زبانمون رو کنترل کنیم...... اما از این حرفها در خانواده ها زیاد پیش میاد.......... از روی تحقیر نیست از روی عصبانیته بیشتر.......... یقینن باور دارید که خانم های کوتاهتر از قامت شما هم زندگی خوبی دارند و صاحب اولاد و خیلی چیزها از جمله محبت همسری هستند.......... یکی از متفکران عصر حاضر می گویند که اگر با پاهای معلول قهرمان دو و میدانی المپیک نشوید خود شما مقصر هستید........ درسته محاله اما خب خیلی هم شعار نیست............ کمی شاید بهتر باشه روی روان و حساسیت شخصیتیتون کار کنید.......... کمتر حساس باشید...... مخصوصا در مورد ظاهرتون.......... پاینده باشید......

تصویر حلما
نویسنده حلما در

سلام

الان انقدر علم پیشرفت کرده لاغری و کوتاهی قد که چیزی نیست. با ورزش و داروهایی که اساتید طب سنتی (البته مطمئن و کار بلد ) تجویز میکنند میتونی یکم چاق بشی و ورزش هایی مثل والیبال و بستکبال هم تاحدودی رو قد تاثیر داره. گرچه سن رشد شما گذشته ولی از هیچ کاری و غصه خوردن که بهتره. البته نری داروهای شیمیایی که عوارض دارند بگیری و مصرف کنی! نه هیچ وقت اینکارو نکن چون یه بلایی سرت میاد حالا بیا درست کن. در زمینه ی طب سنتی هم حتما سراغ فرد متخصص برو نه هرکسی. این دوران سخت هم تموم میشه زیاد ناراحت نباش ازین موقعیت ها برای خودسازی استفاده کن

یازهرا س

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.