خواستگار که قلبم را شکست و گفت بیا برادرت باشم

14:53 - 1398/11/24

با سلام خدمت تمام کارشناسان و دوستان خوب انجمن

  یکسال بعد فوت پدرم با پسری عقد کردم که صرع داشت و به ما نگفته بود. در ماه اول عقد متوجه صرع ایشون شدیم و بعد از اون ماجرا رفت که رفت. یکسال دنبالش رفتم و شش ماه کلا ازش خبر نداشتم. خلاصه توافقی از من جدا شد. بعد از طلاق دچار افسردگی خیلی شدید شد. ابروهاش رو برداشت. خیلی شدید سیگاری شد، کارش رو از دست داد و همش از من میخواست با هم بیرون بریم. ولی من قطع ارتباط کردم باهاش. به لطف خدا تونستم اون مراحل سخت رو پشت سر بگذارم.

 سه ماه پیش خانمی از همسایه هامون من رو برای پسرش از مادرم خواستگاری کرد. پسرشون قبلا ازدواج ناموفق داشته. خلاصه برای شناخت بیشتر بیرون رفتیم و پیام میدادیم.  تا اینکه بعد از یکی دوماه گفتن من برای ازدواج دو دل هستم. فعلا جوابم منفیه و قصد ازدواج ندارم. من دوباره شکستم چون به ایشون وابسته شده بودم. بعد چند وقت پیام دادن که منو برادرت بدون اگر کاری داشتی بهم بگو حتی خواستی با هم بیرون میریم. ولی من گفتم لطفا من رو بلاک کن. من به این آقا وابسته شدم و دارم سعی میکنم فراموششون کنم. نمی تونم به چشم برادر به ایشون نگاه کنم. با اینکه اطلاعات بورسی بسیار بالایی دارن و من خیلی راحت میتونستم از تجربیاتشون استفاده کنم. خیلی حس بدی دارم، از همه دوستان و کارشناسان میخوام، اگر ذکری یا آیه ای رو میدونن برای اینکه امیدم رو به خدا از دست ندم و بتونم دوباره، به زندگی عادی م برگردم، اینجا بفرمایند. 

ببخشید طولانی شد.

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/149888

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر hasan_66
نویسنده hasan_66 در

سلام آبجی. من دیدم یک پاراگراف اول رو در مورد موضوعی که قبلتر از این پیش اومده نوشتی، به نظرم ارزش سه نقطه هم نداره چیزی که شرش از سر خیر کم شد.  انشاءالله خودتون و خونوادتون در صحت و سلامت باشید و بهترینها در زندگی براتون مقدر بشه

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

خیلی ممنون از شما، کاملا درست میگید. روزی صد بار خدا رو شکر میکنم که خودش با پای خودش رفت.

این مورد دوم هم واقعا ارزش فکر کردن هم نداره. خدا رو شکر فراموش کردم همه چیز و.

تصویر Zzzzzz
نویسنده Zzzzzz در

من بميرمم کسي نيست سر جنازم گريه کنه

تصویر hasan_66
نویسنده hasan_66 در

چی شده آبجی؟ برای شما هم اتفاق افتاده؟

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

دور از جون شما. چی شده مگه؟

تصویر آرام آرام
نویسنده آرام آرام در

من سوالات زیادی تو سایت مطرح کردم

دلچسب ترین و بهترین پاسخ ها رو از شما گرفتم و آروم شدم 

امیدوارم همونجور که شما تو دوران های سخت زندگی بهم امید دادید،خدا به شما هم هرچی خوبه و به صلاحتونه بدید و خوشبخت بشید

 

یکی از دوستان بهم گفت یکی از نعمت های بزرگ فراموشیه...و با گذشت زمان حالتون بهتر میشه حتی بعد از سخت ترین مشکلات

 

به آینده فکر کنید،روزی که اصلا این مشکل رو یادتون هم نمیاد و براتون مهم نیست،اینجوری درد این تجربه کمتر میشه و حتما ازش به عنوان تجربه درس بگیرید

 

هر اتفاقی که در زندگی براتون میفته،شما را برای موقعیتی در آینده داره آماده میکنه

اگر درس بگیریم زندگیمون خیلی خوب میشه اما اگر نه...ممکنه با درد بیشتری تکرار بشه

 

و مطمئن باشید به صلاحتونه اگر ازدواجتون با شخصی به هم خورد و حتما خیری توش بوده که ممکنه الان ندونیدش

 

امیدوارم حالتان خوب خوب بشه و خوشبخت بشیدheart

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

هر وقت نظرات شما رو ميخونم از جواباتون خوشم مياد و هيچ وقت فکر نميکردم از اين جور مشکلات داشته باشيد

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

نظر لطف شماست.

به هر حال من هم انسانم، اما شاید باور نکنید به محض اینکه سوالم روی صفحه انجمن اومد، کلا اون آقا رو فراموش کردم. سبک شدم.  انگار به سوال دوستان پاسخ میدادم. خدا رو شکر میکنم.

تصویر ز . محسنی

بله موافقم

نظراتشان خیلی خوب و پخته هست

و معلومه سرد و گرم چشیده روزگار هستن 

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

ممنون از شما. 

تصویر ز . محسنی

عزیزم درکت میکنم

حتما خیر بوده

اما پیشنهاد برادر بودنش اوج وقاحتشه

اول تو رو وابسته کرد

بعد هم میگه تو که مطلقه ای بیا یواشکی محرم بشیم و ......

تو رو میخواد مفت بدست بیاره

خیلی پست هست

ولش کن sad

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.