خسته شدم از زندگیم

تنهای تنها

سلام.امشب حالم,نمیدونم مثل شبای قبله خراب افسرده بغض دار:-) نمیدونم از کجا بگم چی بگم فقط میتونم بگم خیلی خستم دیگه بریدم دیگه حالم از خونه بهم میخوره,خونه هه خونه فقط اسمشو داره هرروز تو سری میخورم از خانوادم دیگرانو پتک میکنن میزنن تو سرم طرف معتاده دستش کجه تو خانواده ی من اسطوره شده ی بار کارایی که کردم به چشمشون نیومد ی بار فقط ی بار حمایت نشدم آنقدر بهم فشار آوردن که مسخرست صبح که نشونه های خداستو میبینم عزا میگیرم که چرا زندم دروغ نگم 90% وقتا به خودکشی فکر میکنم ولی میترسم از خدا فقط و فقط خدا هی از تنهایی رفتم تو اینترنت آنقدر باهام بدرفتاری کردن که آنقدر تلقین کردم که تنهام مجبور شدم تو اینترنت دوست پیدا کنم چه دختر چه پسر خخ وسط دوست پیدا کردنا دلم عاشق وابسته ولی عاشقش شد اوه من کجا اصفهان کجا:'(سالی باهم بودیم تا اینکه اونم رفت رفت و رفت بدترشدم افسرده شدم آنقدری که تو ی سایت تست افسردگیم 76% نشون داد قلبم تازگیا تیر میکشه,از گریه های شبونه بخاطر اینکه صدام به گوش کسی نرسه دستمو جلو دهنم میگیرم ی طرف ریم بسته شده دکتر گفت خیلی فشار اوردی بهش هی یعنی میشه شب عیدی از این دنیا برم?به عظمت خدا قسم خیلی خستم تو این دنیا هیچکس منو نخواست رفتارا اذیتم کرد حرفا نگاها جالبه جوری رفتار میکنن انگار من خودم به زور وارد این دنیا شدم من به خواست خودم نیومدم خودشون دعوتم کردن خستم به خدا خستم همش تحقیر شدم همش بهم توهین کردن.هرچی میشه هه خدایا شکرت چپ میرم خدایاشکرت راست میرم خدایا شکرت آنقدر عصبیم کردن به بابا هه دشمن خونی نگاه میکنم غرورمو شکست بخاطرش خیلی چیزامو از دست دادم حتی کسی و که عاشقش بودم آرزوهام و..... میشه دعا کنید سال بعدی رو نبینم خـــــــــــستم خسته

http://welayatnet.com/node/88363
تصویر mohammadi
نویسنده mohammadi در

با تشکر از بزرگوارانی که در این بحث شرکت داشتند.

برای درج نظرات جدید، می‌توانید به این لینک مراجعه فرمائید:

http://www.welayatnet.com/fa/news/96687

تصویر yasin1366
نویسنده yasin1366 در

چقدر شما لوسیfrown

شما دهه هفتادیا اگر مشکلات ما دهه شصتی ها را داشتید هفته ای شومصدتاتون خودکشی می کردیدsmiley

بابا زندگی فراز و نشیب داره باید بتونی مدیریت کنی
ما اینقدر بحران حل کردیم که الان توانایی مدیریت سیل و زلزله داریم
اون وقت شما نمیتونی چهارتا مساله کوچیک تو زندگیتون حل کنید
مرد فقط یک زمان حق گریه کردن اونم زمانی است که اشک شوق برای رسیدن به موفقیت هاش بریزه

تصویر mohammadi
نویسنده mohammadi در

تعبیر به لوس، تعبیر صحیحی نیست و نمی‌توان به این راحتی در مورد شرایط زندگی دیگران اظهار نظر داشت؛ شاید اگر ما هم جای ایشان بودیم، اوضاعمان از ایشان، بدتر می‌بود!

تصویر امید به زندگی

مطلب شما رو خوندم یاد جوونی هام افتادم. البته منظورم اینه که یاد چن سال پیش خودم افتادم که مشکلاتی به مراتب بدتر از شما رو داشتم و متاسفانه هنوزم دارم. اتفاقا به خودکشی هم فکر کردم مثل شما و همین الانش هم بخام از مشکلاتم بنویسم اندازه یه رمان میشه هرچند همه بچه ها کم یا زیاد این مشکلات رو دارن. به عنوان تجربه و نصیحت بهت میگم که این فکرا رو از سرت بیرون کن و بشین به زندگیت فکر کن چون دیر بجنبی میبینی با این افکار منفی و دیوونه کننده آخرش سر خودت کلاه رفته و همش الکی بوده. من این بلا سرم اومده که میگم. تو زندگیت بعد خدا هیچکس به غیر از خودت به دردت نمیخوره و نمیتونه کمکت کنه

تصویر yad
نویسنده yad در

سلام
یه وقتا دو دو تا چهار تا کردن کار سختی نیست، آدم می دونه چی درسته چی غلط، ولی سخت میشه تو عمل ...
یعنی یه شرایطی واس آدم پیش میاد که روح خسته میشه و نمی تونه منطقی فک کنه و تصمیم بگیره، پس اول به خودت حق بده، ولی مهم اینه که تو این مرحله نمونی شما

✿آقا داداش خوب من
بدترین چیز اینه که آدم اینقد تو دنیای مجازی غرق‌بشه که از دنیای واقعی و آدماش فاصله بگیره، تنها میشی، حقیقتا رو عقلانیتت اثر میزاره، همه چیز زندگیت تو مجاز میشه، فضا، فضای بسته ای هس، انرژی جریان نداره و اثرات بدی رو روح و روانتون میزاره، همین باعث میشه تصمیمات نادرستی آدم بگیره...خصوصا تنهایی که همه به نوعی گرفتارش هستن باعث میشه اشتباهی دل ببندی..

✿اول راهی شما، همه اونایی که میخوان تکیه شون به خودشون باشه، تو این سن، حال و هواشون همینه.
درگیری تو همه خونواده ها هس، بخدا همه گرفتاری های عجیب غریبی دارن..
گرچه متوجه هستم که بیشترین فشار روی شما بخاطر تجربه عاطفی هس که پشت سر گذاشتی، چون فوق العاده حساس و عاطفی هستی...‌ بهر حال پیش اومده، برای بیرون آمدن از این فضا، پیشنهاد میکنم حتما شما برو مشاوره تا بتونی راحت تر این دوره گذار رو سپری کنی...خواهشا پشت گوش ننداز،
تو هر مسئله ای قدم اول اینه که بخواااای رها شی و برگردی به شرایط طبیعی زندگی، شما می خوااای واقعا؟؟؟اول این رو برا خودت حل کن.
یقین دارم ذهن سرشاری داری، قدرت ذهنت رو نادیده نگیر لطفا

✿درس تون رو با جدیت دنبال کن، تونستین حین درس پروژه های کوچیک بگیرین و‌کار کنین، باااید مشغول باشید.

✿تو دوست و رفقا، فامیل، چمدونم اگه بچه هیأتی و مسجدی هستی تو اینجورجاها، سعی کنید با یکی حتما حرف بزنید یکی که دلسوز باشه و البته عاااقل، بگردید حتما کسی هست، کسی که بشه یه وقتا که لازمه دو‌کلمه باهاش حرف زد و مشورت گرفت.

✿برای بهتر کردن شرایط با خونواده هم ببینید چه تغییراتی میشه ایجاد کرد، خداییش آدم از پدر و مادرش خصوصا اگه سن و سالی هم داشته باشند انتظار نداره خودشونو خ عوض کنن، نمیشه خیلی وقتا، شما یه تکونی بده به خودت، خیلی وقتام هس ما خودمون حساسیم، بخاطر شرایطی که درش هستیم، هر حرفیو ی جور برداشت می کنیم (پیش اومده بود که تو مقطعی خواهر کوچیکه من از هر رفتار پدرم یا مادرم کلی صغری کبری میچید برا خودش و کلی سختش میشد ولی من خ راحت برخورد میکردم و به دل نمی گرفتم اصلا، کلی هم انرژی می دادم)....البته منظورم نیس که شما مقصری، نه، ولی میشه طوری گذروند که خ سخت نگذره...یا کمتر بگذره..گاها ممکنه تو زندگی وقتایی پیش بیاد که ادم خ احساس تنهایی کنه، فک کنه کسی درکش نمیکنه، شرایطی پیش بیاد ذهنیتش شدیدتر هم بشه، ولی ۹۰درصدش ساخته ذهن هس، نباید از ورودی هایی که به ذهن و روان میرسه غفلت کرد، چرا که اثراتش خ وقتا خ خ منفی هس.

✿سختی و مشکل برای همه هس، خیلیا تو‌شرایط بهتری هستن، خیلیام تو شرایط بدتری از ما، مهم می دونی چیه؟ فقط تلاش کردن، تلاش کنی به جایی برسی که لیاقتش رو داری.

شرمنده که طولانی شد.
امیدوارم بتونید این شرایط رو پشت سر بزارید به سرعت
ان شاءالله موفقید حتما.

تصویر mohammadi
نویسنده mohammadi در

سلامت باشید. ممنونم.
فرمودید 21 سال دارید؛ خب باید پذیرفت که سنین جوانی التهابات خاص خود را دارد، نیاز به هم‌صحبت، بلند پروازی و ... که آقای «Ali7291» تعبیر خوبی داشتند: «محدوده سنی ۱۸تا ۲۴خیلی خیلی خیلی محدوده خطرناکیه برا آقایون البته بنظر من اگه هوشیار نباشی اگه زرنگ نباشی نتونی خودتو جمع کنی از لحاظ روحی روانی اتفاقات خیلی بدی میافته مواظب باش عزیز»
یقینا جای خالی یک هم‌صحبت در این سنین خیلی به چشم می‌آید، و حق شرعی و طبیعی شما و سایر جوانانی که در این سن هستند این می‌باشد که این تشنگی را پر کنند منتها نه با یک سراب!
الان شما دانشجو هستید و فرصت‌های رشد علمی خوبی را می‌توانید برای خودتان پیش بی‌آورید. در کنار تحصیل هم می‌توانید مشغول کار شوید! همان کاری که فرمودید برایتان کلی ایجاد غصه کرده است!
خیلی‌ها دوست دارند مدیر، یا مسئول یک دفتر تجاری یا اداری باشند یا حداقل به عنوان کارمند در جایی استخدام شوند اما چون به این خواسته نمی‌رسند، احساس می‌کنند که سرشکسته شده و فقط افسوس می‌خورند، در صورتی که به نظر بنده کار حلال، هرچه که باشد بهتر از بیکاری است! فقط می‌بایست واقع بین بود و همت بالایی داشت، آن زمان است که به کرامت هم خواهید رسید.
امام علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: کرامت زاییده‌ی بلند همتی است (1)
نمی‌دانم در کدام شهر زندگی می‌فرمائید، اما مطمئن هستم هرجا که باشید می‌توانید فرصت کاری برای خودتان ایجاد نمائید که اگر خواستید پیرامون این مطلب باز می‌توانم در خدمت شما باشم.

خلاصه کلام:
به نظرم در حال حاضر می‌بایست درس را با جدّیت پیگیر باشید و در کنار درس، حتما باید به کاری مشغول شوید؛ البته نه بر اساس ایده‌آل‌های ذهنی، بلکه بر اساس حقایق موجود در پیرامون.

امیدوارم موفق باشید.
------------------------------------------
پی‌نوشت:
1 - الْکَرَمُ نَتِیجَةُ عُلُوِّ الْهِمَّة[غررالحکم ص382 ح8678]

تصویر باران
نویسنده باران در

سلام
برخی آدما حساس ترند ظرفیتشون پایین تره و زود خسته میشن
گاهی میبینیم یه جوون با مشکلات بیشتر از ما، خوب سرپا هست.

اینجاست که سعی میکنی کمی تغییر کنی هم اینکه مقداری سنگ بشی که هر چیز کوچکی خردت نکنه و هم اینکه بزرگتر بشی و صبورتر و صبورتر و صبورتر

این تنهایی هایی که گاها خودمون هم ازش استقبال میکنیم و به عبارتی خودمون نمیخواهیم کسی شریک تنهایی هامون بشه، خیلی سخته
مونس تنهایی آدما اول خانواده هس که اینجور که از نوشته هاتون برداشت کردم ارتباط خوبی بینتون برقرار نیس شاید بهتر باشه برای دور شدن از تنهایی، اول از همه اینجارو اصلاح کنید و رابطه تون روز به روز بهتر بشه حتی اگه بیشتر کوتاه آمدن ها از جانب شما باشه.

زمانی میشه این رابطه رو اصلاح کرد که اول از همه هر چه در گذشته رخ داده رو فراموش کنید و ببخشید... اينو بدونید اگر اون خانم قسمت شما بود درست ميشد و این افکار شیطانی که باعث کدورت شما از خانواده میشه رو رها کنید گرچه میفهمم که آسون نیس.

وقتی رابطه مقداری اصلاح بشه کم کم میتونید نیازهاتون و دغدغه هاتون رو باهاشون درميون بزارید...

اینم بدونید بحث تو همه خانواده ها هست.. مقداری بی تفاوت بشید... آسون بگیرید...

ان شاء الله روز و روزگارتان خوش

التماس دعا

تصویر Ali7291
نویسنده Ali7291 در

سلام چطوری پســــرheart
احساس میکنم ثبات شخصیتی نداری، یه جور اختلال فکری نمیدونم شاید خردادی هستی...بگذریم
محدوده سنی 18تا 24خیلی خیلی خیلی محدوده خطرناکیه برا آقایون البته بنظر من اگه هوشیار نباشی اگه زرنگ نباشی نتونی خودتو جمع کنی از لحاظ روحی روانی اتفاقات خیلی بدی میافته مواظب باش عزیز
آدمای زیادی دیدم با این شرایط مشابه شما با این تفاوت که شکست عشقی نداشتن ، ببین وقتی دنبال بهونه ای برای نبودن برای رفتن شکست عشقی رو بهونه نکن رفتار غلط دوروریات رو بهونه نکن مشکلات رو بهونه ننننننننننکن ، حداقلش اینه با خودت روراست باش ببین چی میخوای چی نمیخوای  و مردی نباش که حرف بزنه فقط  حرف رو که همه میزنن آسونه  عمل هم لازمه بگیر چی میگم.
مشکل خاصی نمیبینم پسر جان که دلیلی بشه بر این رفتار و تفکراتت نسبت به همه زندگیت و غیره(اگرم مشکلی باشه قابل حله پسر خوب شک نکن) البته تو زندگی هر آدمی یه اتفاقهایی هست که اسمشو میذارم حاشیه های زندگی باید راه خودتو بری توجه نکن بیخودی ذهنتو درگیر چیزای بیخودی نکن
احساس میکنم خیلی گوشه گیری از همه دوری میکنی و تنهایی خیلی خیلی باعث و بانیش هم خودتی شک نکن ، وارد اجتماع شو جیگر ترس رو از خودتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دوووووور کن .....ترس از هر چیزی که تورو اینطوری کرده...
به قول دکتر حمید ذهن آدما مثه آهنِ رباست ... پس چیزای خوب رو بربا laughبه چیزای خوب فکر کن پسر خوب بخند تا زندگی به روت بخنده، امیدوارم به حق این روزهای شاد روز به روز بهتر بشی و شادو شادتر...
همیشه برای راهنمایی دو متر زبون داریم غلط یا درست کاری ندارم ولی وقتی یه نگاهی به خودمون میندازیم میبینیم که خودمون کجای کاریمsadهعــــی دنیا
موفق باشی گل پسر زیاد سخت نگیر راستی عیدت مبارک kiss

 

تصویر merida
نویسنده merida در

سلام برشما.
اکثر پسرهایی ک مجرد هستن با خانوادشون مشکل دارند بیشتر هم ب این برمیگرده ک نه خوده پسر نه خوده خانواده درکی از هم ندارن ..
مثلا خانواده نمیدونه باید پسرشون حمایت عاطفی کنن باید درست باهاش برخورد کنن سرکوفت نزنن بهش مقایسش نکنن با فرده دیگه ..و.....
بنظرم مشکل  شما کمبود اعتماد بنفس...همین باعث شده یه حصار دور خودتون بکشید و فکر کنید با ادما تو دنیای حقیقی نمیتونید رابطه داشته باشید و پناه بردید به نت..نکته دیگه اینکه شما منتظر تایید دیگران هستید ...اقای محترم  مردم ما واقعا تک هستند در بت ساختن از ی نفر و بعد خراب کردن اون بت از فرد مد نظر...
فرضا شما رو تایید هم کنن ی کار مطابق میلشون نکنید دوباره از چشمشون می افتید...
من از نوشته شما یه مرد ضعیف در ذهنم تداعی نشد مردی تداعی شد که ضربه دیده از حرف دیگران ..وهنوزم انقد مقاوم هست که بتونه ادامه بده..کافیه بخاد تا بتونه..چندتا راه حل میدم برای شما ..در وهله اول اعتماد بنفس در خودتون ایجاد کنید..هرچقد هم درنظر بقیه شخصیت جالبی نبودید خودتون باور کنید ک  بی نظرید..
در رفتارتون تجدید نظر کنید  ن برا اینکه بقیه به به و چهچه کنن برا خودتون فقط برا دل خودتون وجود خودتون...ب نظرم از بس دنیاو ادماشو  جدی گرفتید اینجور شدید راحت بخودتون برچسب نزنید من افسردم و...من حس میکنم شما سردرگم شدید..یعنی نمیدونید الان باید چیکار کنید...اول چندتا هدف تعیین کنیدتا اگر به یکیش نرسیدید برا بعدی اماده بشید برا خودتون تلاش هم بکنید درستون ادامه بدید سر ی کار نیمه وقت  برید بعنوان یه دهه هفتادی بهتون پیشنهاد میکنم با خودتون رو راست باشید و برای هر حرکتی که آرزوتونه که انجام بشه مهلت تعیین کنیدمثلا من دوسال دیگه باید یه کار خوب داشته باشم با یه درامد خوب، ...موردبعدی خجالت و کم رویی کنار بذارید ..تا بتونید با بقیه رابطه داشته باشید...بنظرم شما یک مرد احساسی هستید ...احساسی بودن برا یک مرد بد نیست ولی اگر اول منطقی بعد احساسی باشه عالی میشه ..این منطق رو بیارید در وجودتون...تفریح برید شده تنها ولی برید تا فکر و خیال  نکنید ..
من سنم خیلی کم بود ک پدرم از دست دادم هنوزم یادش می افتم یه بغض عمیق سراغم میاد..پدرمن بداخلاق نبود ولی ارزوم این بود بازم بود فرضا بداخلاقی هم میکرد فقط بود..ی تکیه گاه قوی رو از دست دادم بهترین مرد دنیا هم نمیتونه جای خالیشو پر کنه برام....
نمیگم الان التماس پدرتون کنید مسلما شما رفتار مناسب نداشتید ک ایشون رفتار خوبی نداشتن با شما ..من میگم این تغییر رو در رفتارتون ایجاد کنید..بعضی ادم ها انقد خاصن و تقدس دارن ک حتی بدترین کارهای دنیا رو هم در حق ادم انجام بدن بازم چیزی از جایگاهشون نباید کم بشه چون اونا پدر ومادرن...حسابشون با کل دنیا جداست..
براتون دعا میکنم ارامش بیاد به دلتون...و کلی اتفاق های خوب 
شاد باشید
یازهرا
 
 

تصویر aloneboy
نویسنده aloneboy در

سلام
نمیدونم والا نمیدونمindecision

تصویر سروناز20

سلام .دوست عزیز من هرچی توی من شما دنبال اون فاجعه ای کشتم که به خاطرش میخوید خودتون رو از بین ببرید چیزی پیدا نکردم .... فکر میکنم زیادی دارید به خودتون سخت میگیرید ....شکست عاطفی بریا هر کسی پیش میاد .... استثنا نداره ...مگه ما رو با کمسی مقایسه نکردن ...خود من بچه بودم بابام تو جمع به خاطر نمره هام مسخرم میکرد و یا مادرم جلوی فامیلای خودش به خاطر درس تحقیرم میکرد... منم میتونستم افسرده بشم ... ولی خدارو شکر حتی افسرده شدنم بلد نبودم ..!!
و نتیجش این شد که تو زندگیم الالن از نظر درس خیلی پیشرفت کردم جوری که خودشون تو کارم موندن....
قرار نیست هر کسی هر چی به ما میگه باور کنیم .. اتفاقا باید فقط به باور خودم نسبت به خودمون ایمان داشته باشیم ... ما اشرف مخلوقاتیم همون موججودی که خدا بعد خلقتش به خودش آفرین گفته ...
این که کسی ما رو دوست نداره یا رهامون کرده مشکل ما نیست ...دقیا مشکل از اون آدمه و باید براش متاسف بود که نتونسته حقیقت دوست داشتن و انرژی های ما رو کشف کنه ...
امید تون رو به خدا از دست ندید به خودتون ایمان داشته باشید و به جای این حرف ها اول سالی بیاین یه زندگی جدید رو سرشار از شادی گذشت امید و توکل به خدا رو شروع کنید .. واقعا بهار بهانه خوبی برای تغییر و شروع دوبارس .... در پناه حق .

تصویر aloneboy
نویسنده aloneboy در

سلام 

خیلی ممنون بخاطر انرژی که بهم دادی ممنونم.....ولی ی سری چیزا آزارم میده همه ی سوالای سرم همه ی رفتارا......به مردم کاری ندارم مهمم نیست که چه میگن خانوادم اذیت میکنن بخاطر خانوادم کسی و که دوس داشتم از دست دادم اونم بدبخت شد منم بدبخت ترcrying

تصویر merida
نویسنده merida در

سلام خانم سروناز هر کسی ی جنبه ای داره ..همه مثه هم نیستن...یکی مشکلش شکست میده یکی نه باید ی نفر دستش بگیر کمکش کنه تا دوباره رو پاش بایسته..و با مشکلش روبه رو بشه وحلش کنه..

 

تصویر mohammadi
نویسنده mohammadi در

با سلام و تشکر از شما بابت اعتمادتان به گروه مشاوره "رهروان ولایت"؛

متن شما را خواندم؛ اما نفرمودید چند سال دارید؟ مشغول درس هستید یا کار؟
پاسخ این سوالات برای رسیدن به راهکار، لازم است.
اما دوست گرامی؛ یقین دارم لحظات برای شما سخت می‌گذرد. مطمئن باشید حرف‌های شما برای من بی‌نهایت آشناست و آن را حس می‌کنم...
سوالی که اینجا می‌توان مطرح کرد این است که در مقابل رفتارهای ناصحیح اطرافیان، چه باید انجام داد؟ فقط گریه و طلب مرگ؟! بله این دو راحت ترین کارها هستند، اما حقیقتا اشتباه و بی‌فایده...
"۹۰% وقتا به خودکشی فکر میکنم. آنقدر تلقین کردم که تنهام مجبور شدم تو اینترنت دوست پیدا کنم چه دختر چه پسر. سالی باهم بودیم تا اینکه اونم رفت رفت و رفت بدترشدم افسرده شدم. تازگیا تیر میکشه، از گریه های شبونه بخاطر اینکه صدام به گوش کسی نرسه دستمو جلو دهنم میگیرم ی طرف ریم بسته شده دکتر گفت خیلی فشار اوردی بهش"
به شما حق می‌دهم، دنبال رفع تشنگی باشید، منتها باید به دنبال آب بود، نه سراب!
نباید برای رهایی از چاله در چاه اُفتاد!
داشتن هم‌صحبت، لازم است، اما هم‌صحبتی که بر دردهایمان اضافه نکند!
فردی را می‌شناسم، که وضعیت مشابه شما را داشت، منتها او رفیقش را یکی از شهدا قرار داده بود و با او راز دل می‌گفت.
اینگونه حسّ تنهایی داشتن‌ها غریب نیست، برای اهل دل؛
امیرالمومنین هم، از تنهایی، با چاه، هم صحبت می‌شد ...
برادر گرامی؛ مطمئن باشید اگر درست رفتار نمائیم بعد از سختی، آسانی تحقق خواهد یافت. (1)
منتظر پاسخ به سوالاتی که ابتدای متن آوردم، هستم، تا به یک راهکار برسیم؛ منتها عرایضم را در اینجا با عبارتی از دعای جوشن کبیر تمام می‌کنم که در آن، یکی از صفات خداوند را اینگونه معرفی می‌دارد: « او دوست کسانی است که هیچ دوستی ندارند ... » (2)

-----------------------------
پی‌نوشت:
1 -  فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يسْرًا [سوره انشراح آیات 5 و 6]
2 - دعای جوشن کبیر فراز 29

تصویر aloneboy
نویسنده aloneboy در

سلام
ممنون از راهنمایی های قشنگتون
من 21 سال دارم.............دانشجو هستم......کار!!!کار خودش کلی برام غصه آوردهfrown
زندگیم شده برام جهنم.........به خدا بیشتر وقتا دلم نمیخواد برم خونه از در خونه وارد میشم غصه میخورم هی هی هی
انقدر حالم خرابه که ساعت ها میشینم برنامه میچینم نقشه طراحی میکنم .....................و بعد چندلحظه پشیمون میشم اینطوری نبودم اتفاقای بد پشت سر هم تو زندگیم افتاد بدترینشم شکستی که خوردم دروغ چرا شبا تا دیروقت همش باهاش حرف میزنم دلم تنگ شده براش نمیدونم بعضی وقتا فال میگیرک حافظ خخ نمیدونم برای دلخوشی میگه میاد یا واقعا میاد
زندگیم پیرم کرده به خداcrying

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.