خانواده . جنگ اعضای خانواده با هم

با سلام

من خانمی ۲۴ساله متاهل هستم

اززمانی که یادم میآید درخانه ما همیشه حرف طلاق ومرگ بوده پدر ومادرم همیشه این حرف ها رو میزدن ولی کتک کاری هیچ وقت نداشتن.وقتی بچه بودم پدرم معتاد بود ومنو برادر بزرگم رو خیلی کتک میزد ولی هیچ وقت مادرم رو نمیزد .یادم میاد میرفتم با بچه ها بازی کنم یهو پدرم میومد ومنو کتک میزد که نمیتونستم راه برم ومادرم بغلم میکرد.وهمچینین برادرمو میزد وتهدیدش میکرد اونو ازخونه بیرون میکنه.وچند سال گذشته واون یکی برادرم بزرگ شد .متاسفانه اونو بیشتر ازما میزد خیلی زیادتر.این رفتار وحشتناک از زمانی بچه بودم برام عذاب آور بود .احساس میکردم منو از سر راه اوردن .دیگه هرچی بزرگ تر میشدم افسرده تر میشدم از حرف های تحقیر آمیز پدرو مادرم وتعصب های بیجاشون خسته شده بودم.وقتی به سن ۵ابتدایی رسیدم مادرم میخواست منو به یه پسر ۲۰ ساله بده واز شرم خلاص بشه.مادرم ازمن متنفر بود وهنوزم هست.ولی پدرم نزاشت تنهاخوبی پدرم داشت خیلی روی درس حساس بود.نزاشت ازدواج کنم ومنو به مدرسه میفرستاد.پدرم پشت تمام خشمش آدمی بود که قلبی داشت دلسوز شاید رفتارش بخاطر شرایط سخت زندگیش باپدرمادر خودش بوده یا بخاطر جبهه که همش شهدا رو باید حمل میکرده وشاهد مرگ خیلیا بوده.

من بازهم بزرگتر میشدم وساکت تر هیچ وقت توی جمع حرف نمیزدم وهمیشه ازپدرمادرم فاصله میگرفتم .همیشه به زور واجبار ازمن کارمیکشیدن مثل یه موجود اضافی بودم .البته هنوزم مادرم باچرب زبونی منو ازهمسرم دور میکنه ودائم ازمن کارمیکشه کارهای سخت کشاورزی .هنوز یه دوست ندارم ومیترسم چون پدرم منو میزد واجازه بازی کردن ودوست پیدا کردن به من نمیداد. الان سالها ازاون گذشته نفرت انگیز میگزره پدرمادرم به سن میانسالی رسیدن پدرم اعتباد رو گذاشته کنار ومادرم به اصطلاح مهربون تر شده  اینو بگم پدرمادرم به ظاهر به امور دینی هم علاقه مند هستند. الان مشکل بزرگی توی خونه ما به وجود اومده .برادر کوچیکم سال پیش قبل ازتحریم ها۴۰ میلیون پول گیرش اومد از راه کشاورزی .برادر بزرگم اونو فریب داد وبهش گفت بیا ماشین بخریم سال بعد پولت رو برمیگردونیم .وهم پول داری هم میتونی سوار ماشین بشی.برادر کوچیکم خیلی مهربون وساده هستش وقبول کرد .الان که ماشین رو تحویل گرفتیم برادر بزرگم میخواد برادر کوچیکم رو ازخونه بیرون کنه وپدرم هم پشتیبانش شده.اونا دست به یکی کردن. برادر کوچیکم ازهمشون متنفره وفقط به من پیام میده نمیدونم چطوره که خدا همیشه بهش روزی زیاد میده وخدارو شاکر هستش ولی برادر بزرگم همیشه ضرر میکنه وباعث حسادت بین اونا شده.واینو بگم آغاز گر این جنگ مثل همیشه مادرم هستن که نامشان در خانه میدرخشه .مادرم یک روز با برادر بزرگم حرف زد وبعد ازاون روز این جنگ شروع شد.ازشما میخوام راهنمایی کنید وبگید تو این اوضاع وظیفه فرزندان چیه؟.با تمام کارهای پدرمادرم ما فرزندانشان همیشه به آنها احترام گذاشته ایم ولی ته قلبمون فکرنکنم جایی داشته باشن.(فقط این شرایط رو گفتم شما جواب سوال منو بدید.برادر کوچیک من باید چیکار کنه الان ازهمه متنفر شده آیا من میتونم واسش کاری کنم اگه میتونم بهم بگید ممنونم)

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/144827

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

اگه میخواهی موفق باشی تو پیشنهاد کارشناس

بهت پیشنهاد میدم اصلا طرف یک طرف رو نگیر

و علایق و سلایق خودت رو کنار بزار

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خب بالاخره نمیتونه طرف حق رو نگیره که

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

شکی نیست باتوجه به توضیحاتی که درباره وضعیت خانواده خودتون مطرح کردید، خانواده شما نیازمند مشاوره خانواده به صورت حضوری هستند؛ چرا که به نظر میرسد نقشهای هریک از اعضا، وظایف و کارکردشون دچار مشکلاتی است که از حوصله یکی دو سطر توضیح دادن خارج است.

ولی به طور کلی برای شما به عنوان دختر خانواده که متاهل هم هستید توصیه می کنم تا جایی که میتوانید سعی در حفظ روابط میان اعضای خانواده داشته باشید. اشاره کردید که گاها مادرتان با حرفهای خودش باعث جنگ و نزاع میان اعضای خانواده میشود، خب شما میتوانید در برابر رفتار مخرب ایشون، از یک راهبرد حفظ روابط میان اعضا استفاده کنید؛ مثلا سعی کنید حتی به دروغ هم که شده رابطه دو برادرتون رو به صلح بکشونید با تعریف و تمجید کردن از زبان برادر دیگری و یا دست گذاشتن روی نقاط مثبت برادرها برای همدیگر یا کمرنگ کردن نقاط ضعف یا مسئله دار میان برادرها.

در هرصورت سعی کنید نقش میانجی صلح رو در میان اعضای خانواده بازی کنید و در کنار آن در صورت پذیرش والدین روی بالا رفتن آگاهی و شناخت والدینتون به حفظ رابطه میان اعضای خانواده متمرکز شوید و همواره از این سخن بگویید که جمع شدن خانواده و رابطه خوب اعضای خانواده با هم چه اثرات مثبتی برای والدین دارد. لذا گاهی به صورت عملی هم نشون بدید وقتی روابط میان اعضای خانواده خوب است چه اتفاقات مثبتی برای والدین می افتد.

امیدوارم با توضیحاتی که گفته شد تنشها و اختلافات میان اعضای خانواده کمتر شود.

موفق باشید.

تصویر .‌.‌.‌.‌.‌....‌
نویسنده .‌.‌.‌.‌.‌....‌ در

سلام همین کاری گفتید انجام دادم مثل معجزه بود رفتار خانواده تا۵۰ درصد تغییر کرده و فعلا همه چیز درآرامش است ممنونم خدا خیرتون بده هم دردنیا هم آخرت

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

سلام مجدد به شما

خدا رو شاکریم که رفتار خانواده تغییر کرده، ولی باید توجه داشته باشید که ممکن است این رفتارها مقطعی باشد و برای مدت زمانی کوتاه جواب بدهد، امّا برای اینکه تغییر رفتارشون پایدار بشه، باید این نقش رو باید به صورت یه الگوی رفتاری ادامه بدید و رابطه مثبت اعضای خانواده رو با تاکید کردن روی نقاط مثبتشون حفظ کنید تا کم کم حس دیگر اعضای خانواده نسبت به هم مثبت و رابطه مستحکم بشه. بنابراین هروقت دیدید که رابطه داره کم رنگ یا منحرف میشه، تاکید روی نقاط مثبت، همدلی کردن، محبت و رابطه عاطفی در کنارش بالا بردن آگاهی اونها میتونه رابطه ها رو به شدت قوی تر و عمیق تر کنه.
در ضمن در شرایط کنونی هیچ وقت دست روی نقاط منفی یا ضعف یا اختلافات یا هرآنچه که نتیج اش تنش هست نگذارید تا به یه الگوی قوی، عمیق، منطقی و عاطفی عمیق برسید.

امیدوارم در ادامه به یه الگوی رفتاری خوب و قوی برسید.

موفق باشید.

تصویر Ali 21
نویسنده Ali 21 در

سلام. واقعا اسفناکه. خدا برای هیچکس نصیب نکنه. شما شوهر کردید؟ اگه شوهر کردید بهتره کلا فاصله بگیرید از خانواده.

اگه شوهرتون آدمیه که اهل سردرده (بخدا منظورم اینکه که از جنجال و اینا بدش نمیاد) توی کارای خونه پدری بیوفته وسط و خلاصه بنزین بریزه روی آتیشا  و خودش بشه یه طرف قضیه که حرفش  خوانده داشته باشه (البته اگه شما نتونید جریان درست کنید تو خانواده و دل و دماغشو ندارید یا با روحیاتتون سازگار نیست)  (منظورمو متوجه میشید یا نه؟ نمیدونم چجوری بگم)

یعنی اهل این باشه که حرف بزنه تو کارا مداخله کنه و ...

از طرفی فاصله بگیرید از اونا تا انرژی منفی بهتون نرسه یا کمتر برسه. برادرتون هم اشتباه کرد باید دستخط و مدرک میگرفت که پولشو نخورن. . الان هم فکرنکنم کاری بشه کرد. مگه اینکه شما و همسرتون با قدرت و بدون ترس بیوفتید وسط و حقشو زنده کنید. 

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

خب آخه تو چیکار میتونی انجام بدی؟

یکی اومده پول یکی دیگه رو خورده

جدای از اینکه همه کارها و قرار مدارهای اون دو نفر رو نمیدونی و نمیتونی یه طرفه بری قاضی

ممکنه داداش بزرگه هم حرفهایی رو داشته باشه

تصویر .‌.‌.‌.‌
نویسنده .‌.‌.‌.‌ در

از نظرشما ممنونم‌منتظر پاسخ کارشناس هستم بازم تشکر

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.