بی آبرویی و ترس از خشم خدا . امان از پدر

سلام 

چند سال پیش  دختری رو میخواستم و عاشق هم بودیم ولی پدرم بدلیل اینکه قیافه دختر رو نپسندید با آبروریزی زد خرابش کرد چند سال منتظر موندیم که شاید درست بشه و نشد. 

بالاخره دختر سال گذشته عقد کرد و تقدیر ما نشد که کنار هم زندگی کنیم .

مشکلاتی تو زندگیم پیش اومد تا سر حد اخراج از کار پیش رفتم 

محل کارم رو تغییر دادم رفتم استان دیگه از پدر و مادرم دور افتادم همه این اتفاقات بر خلاف میل خودم افتاد و میدونم نتیجه و آه اون دختر هست 

بعد ازسه سال تونستم بر احساساتم غلبه کنم و اون دخترو فراموش کنم 

الان دوباره با کلی کش و قوس دوباره نامزدی کردم  با احتیاط گام برمیداشتم اتمام حجت کردم با خانواده که اتفاقات گذشته پیش نیاد  قبول کردند با اصرار خانواده دوباره رفتم سمت ازدواج 

حالا یه مدت که گذشته دوباره بهانه های پدرم شروع شده و در پی یه آبروریزی دیگه هست 

واقعا دیگه تحمل اتفاقات جدید رو ندارم ،پدرم دوباره بهانه قیافه دختر رو کرده و داره خرابکاری میکنه خانواده ای با آبرو هستیم بین مردم قابل احترامیم،  میگه پشیمونم اون دختر رو نذاشتم این یکی رو نمیذارم اصلا هیچ جوره هم حرف گوش نمیده نماز خون هست وقتی بهش میگیم از خدا بترس میگه من اعتقادی ندارم حرف خودشو میزنه 

میگیم عبرت بگیر از گذشته از لبه پرتگاه خدا نجاتمون داد باز حرف خودشو میزنه 

منم رفتار گذشته خودمو ندارم که قهر کنم و جر و بحث کنم و خلاصه هر کاری که فکر کنید

از اتفاقات جدید از آبروریزی مجدد و خرابکاری های پدرم میترسم. 

کمکم کنید.

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/146919

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

شرایط شما رو درک می‌کنم. آیا در بین خانواده، فقط پدر شماست که برای این ازدواج بهانه گیری می‌کند؟ نظر بقیه اعضای خانواده در این باره چیه؟
حساسیت پدرتون دقیقا روی چیست؟ آیا روی قیافه و چهره دخترخانم حساس است یا اینکه دلیل مخالفتش چیز دیگری است؟ 

آیا در بین اعضای خانواده یا فامیل کسی رو می‌شناسید که روی پدرتان نفوذ داشته باشد تا جایی که پدرتان روی اونو زمین نندازد؟ اگر همچین کسی رو می‌‌شناسید بهتره ازش بخواهید که با پدرتون صحبت کنه و نظرش رو برای این وصلت جلب کنه. در غیر این صورت بررسی کنید که نقاط حساس یا نقاط ضعف پدرتان چیست و روی اون برای جلب نظرشون استفاده کنید؛ مثلا
اگر روحیات پدرتون عاطفی است؛ سعی کنید به صورت عاطفی و احساسی باهاش حرف بزنید و اونو از این جهت اشباع کنید؛ مثلا بهش بگید که میدونم که خیلی برای من زحمت کشیدی و ... من هم شاید بچه خوبی برای نبودم و ... شما رو خیلی دوست دارم و دوست دارم برای این وصلت برام یه قدم خیر برداری و ...
اگر شخصیت پدرتون، منطقی است و دو دوتا چهار تا میکنه، سعی کنید به صورت منطقی و عاقلانه باهاش صحبت کنید و دلایل منطقی برایش بیاورید تا دلائل شما رو بهتر قبول کنه.
اگر شخصیت سنتی و دینی داره، سعی کنید از آداب و رسوم خودش و مسائل دینی حرف بزنید و حساسیت خودش رو از این جهت تحریک کنید.
اگر آبرو و حفظ شخصیتش در نگاه دیگران برایش اهمیت دارد، سعی کنید برایش توضیح بدهید که خراب شدن این وصلت میتونه به قیمت از بین رفتن آبروی خانواده و تغییر نگاه دیگران نسبت به خانواده و ایشون بشود.

بنابراین همانطور که عرض کردم حساسیتهای پدرتون رو لیست کنید و براساس همون حساسیتهایی که داره هم شما و هم بقیه اعضای خانواده باهاش حرف بزنند. این کار باعث میشه شما قلق پدرتون رو به دست بیارید و بدونید که چگونه باید با پدرتون تعامل کنید.

امیدوارم با توکل بر خدا بتونید رضایت پدرتون رو برای وصلت بدست بیارید و ازدواج موفقی رو تجربه کنید.

موفق باشید.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.