ازدواج یتیم . نمیخوام مشکلم به فرد دیگری سرایت کند

سلام

من مادرم وقتی ۷سالم بود از دنیا رفت و پدرم هم ازدواج کرد رفت الان هم اصلا توجهی به من ندارند حتی من راضی بودم همه گذشته رو فراموش کنم و از نو شروع کنیم.من رو از بچگی افراد فامیل بزرگ کردند.الان ۲۹ سالمه میخواستم بدونم من که هیچ پشتوانه ندارم مجاز به ازدواج کردن هستم؟وضع مالی خودم قابل قبول هست خانه و ماشین دارم.خودم تصمیم دارم تا آخر عمر مجرد بمانم.نمیخوام بدبختی من گریبان گیر هیچ زن یا بچه بشه.ممنون

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/149822

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

حس و حالتون قابل درکه و میشه فهمید که نبود مادر و پدر در زندگی چه فشارها و خلأهایی در زندگی شما بوجود آورده است، ولی با این حال دلیل نمی‌شود که شما خودتون رو از ازدواج محروم کنید. مضاف براینکه این آگاهی رو هم دارید که چه فشارهایی رو در زندگی تجربه کردید و این تجربه‌ها می‌تواند به شما در ساختن و حفظ یه زندگی مشترک از بسیاری از افرادی که این تجربه رو نداشتند بیشتر کمک کند.

بنابراین این افکار منفی رو بذارید کنار و به خدا توکل کنید و در یافتن مورد هم از خدا بخواهید آنچه برای شما خیر است رقم بزند. قطعا خدای متعال بهتر از هرکسی می‌داند که چه کسی می‌تواند مورد مناسب شما باشد.

موفق باشید.

تصویر 22س.
نویسنده 22س. در

داداشم این افکارازذهنت بنداز بیرون وقتی بخودت اعتمادداری و میدونی ک میتونی ی زندگیروبچرخونی و خانمتو خوشبخت کنی بسم الله نترس و برو جلو .قرارنیس همه مثل هم شن قرارنیس خدایی نکرده زندگیه بچتونم مثل سرگذشت شمابشه ب خداتوکل کن.مثالی براتون میزنم دخترخاله ی 25ساله ای داشتم  5سال عاشق پسری بود اونم عاشقانه اینودوس داشت سختیاییه زیادی جلوشون قرارگرفت ازجمله اینکه هردو کم سن بودن پسره سربازی نرفته بود خونه و ماشینو نداشت کارنداشت .تو5سال انتظار رفت سربازی اومد خونه ساخت کارپیداکرد عروسی گرفتن عاشقانه باهم زندگی کردن خدابهشون یه دختر شیرین زبون داد(هستی)هرکی میدید ک اینا چطوری باهم رفتار میکنن کیف میکرد چقدر عاشقه هم بودن.منم خیلی دوسش داشتم مثل برادربود برام هوای همه رو داشت خوبیش ب همه رسیده بودیطوری بود دخترخالم خودش میگفت من چقدرخوشبختم خودمم باورم نمیشه ک اینقدرخوشبختم دوسال پیش ک دخترش دوساله بود وقتی از شرکت برمیگشت.خبراوردن تصادف کرده (رفت )

من ک باورم نمیشدو هنوزم نمیشه دخترخالم یکسال تمام توشوک بودبچه ی دخترخالمو ازش گرفتن نذاشتن ببینه طوری شد بخاطراینکه ازاین حال درآدبهش گفتن ازدواج کن گفت هیشکی برام( مهدی )نمیشه اصلامثل اون وجودنداره.میگفت اگه من دوباره ازدواج کنم شوهرم میمیره باعثه بدبختیه یکی دیگه میشم. تااینکه بعدیه مدت ازدواج کرد رفت تهران الان خداروشکرانقدرخوشبخته ک نگو.خودش ازحرفایی ک میزد پشیمونه.اینو گفتم تابدونی قرارنیس تا اخرعمر زندگی روی بدشو بهت نشون بده اگه اینطورباشه اونوقتی ک دنیا اومدیم خودمونو بکشیم خلاص دیگه .ک بگیم ای وای تو اینده قراره اینطوری بشه اونطوری بشه پس چ بهتر نباشم.ن این راهش نیس هممون ازوقتی اومدیم با یه برگه امتحان تو دستمون ک البته خداشاگرداولشو اونایی ک دوسشون داره یکم  سوالاشونو سخت تر داده تاببینه ایا بازم ازخدابراحلش کمک میگیرن ؟سرتو بالابگیرو ازته دل ازش بخواه.ببین چطوری باتمام وجودش بهت میده .

تصویر مرتضی ۶۹
نویسنده مرتضی ۶۹ در

خیلی خیلی ممنون از راهنماییتون.

تصویر 22س.
نویسنده 22س. در

خداوندا آرامشی عطافرما تابپذیرم آنچه راکه نمیتوانم تغییردهم .وشهامتی عطافرما تا تغییردهم آنچه را که میتوانم ودانشی ک تفاوت این دورابدانم.

تصویر Zzzzzz
نویسنده Zzzzzz در

اولن خدا مادرتو رحمت کنه
دومن مهم تربيت درسته مهم ي قلب پاکه ک واس خانومت بتپه
خدااايا خستم از زندگي(باگريه نوشتم)

تصویر Zzzzzz
نویسنده Zzzzzz در

چته مگه هااا؟چ مشکلي داري آخه؟؟من حاضرم با يکي ازدواج کنم ک فقط زندگي دونفرمونو بچرخونه

تصویر مرتضی ۶۹
نویسنده مرتضی ۶۹ در

سلام.ممنون از نظرتون امیدوارم موفق باشید.

تصویر 22س.
نویسنده 22س. در

آرام باش.توکل کن.تفکرکن .سپس آستین هارابالابزن.آنگاه خواهی دید خداوند قبل ازتو دست ب کارشده است.موفق باشید.

تصویر 22س.
نویسنده 22س. در

هزاران آرزوی بشردرمقابل تقدیرالهی محکوم ب فناست ارزودارم خداوندبهترین و زیباترین تقدیرهارابرایتان رقم بزند.

تصویر 22س.
نویسنده 22س. در

داداش گلم فقط اینو بهت بگم ک بدونی هرکسی ی جوری.دردکشیده خوده من بچه بودم ب عقاید اشتباه خونواده 13سالم بود نامزد کردم سه ماه بیشتر  تو خونه همسرم نبودم هربلایی ک بخوای سرم اومد خیلی حرفاموند رودلمو حتی ب خونوادم نگفتم خیلی عذاباکشیدم بااینکه سنی نداشتم ولی..........خیلی جاها بریدم خیلی جاها کم اوردم ولی باز باامیده ب خدا برگشتم ب زندگی.منم دوستامو میدیدم دلم میخواست مثل اونا درسمو بخونم ولی ..........خیلی جاها شرمنده ی خداشدم چون بریدم کم اوردم و شروع کردم ب گلایه کردن ازخدا ک چرا من ؟خیلی حرفازدم ک خدایا من ک بچه بودم من ک تاحالا بانامحرمی حتی هم کلام نشده بودم من ک راهه خودمو میرفتم چرامن؟ولی بعدطلاقم باخودم ک فکرکردم فهمیدم خداخیلی دوسم داشت سعی کردم بجای کفرگفتن و دنبال مقصرگشتن درس بگیرم .ازسختیایی ک کشیدم.درسته خیلی نسبت ب ازدواج خوشبین نیستم هر عروسی یامراسمی میبینم یاده زندگی خودم میوفتم و عذاب میکشم درسته ازمال دنیاچشم و دل سیربودم ولی من دختری بودم ک فکرمیکردم همه مثل خونواده ی خودمن همه ادما شبیه خودمونن بدبودن برام مفهمومی نداشت وقتی ک ازدواج کردم وارد دنیای دیگه شدم دیدم نه هستن ادمایی ک هرکاری ازدستشون برمیاد هستن ادمایی ک خدارونمیشناسن هستن ادمایی ک بویی از انسانیت نبردن.هستن ادمایی ک بخاطرپول هرکاری میکنن اونجا بود ک فهمیدم انگاری خدا بهم گفت ببین و هشیارباش.ازاین دنیام سیرشدم باتموم وجود فانی بودنشو لمس کردم خیلی اتفاقا جلو چشمم افتاد و ذره ذره مثل شمع ابم کرد سوختم .الان ک دارم مینویسم اشک ازچشام جاری میشه.

نظر شخصیه من بابت سوالتون اینه درسته ک خونواده خیلی مهمن ولی قرارم نیس کسی ک سرپرستی نداره حق زندگی نداشته باشه 

.نظرمن اینه بستگی بخوده پسرداره خودش باید روپای خودش وایسه و مرد زندگی باشه و نشون بده ک میتونه خیلی بهتراز کسایی ک پدرمادربالاسرشونه و دستشون تو جیبه پدرشونه  زندگیشوبچرخونه مردباید بوی مردونگی بده بوی شرافت بده بوی غیرت بده.ن بوی نامردی بی غیرتی خیانت.و.........

مردی ک بوی مردونگی بده و تکیه گاه زنش باشه حتی اگه بی سرپرست باشه شرافت داره ب خیلی از پسرایی ک پول عمله دماغشونو لباسای مارکدارشونو ازباباشون میگیرنو اززندگی فقط سوسول بازیشو یادگرفتن.ببخشیدسرتونو دراوردم هی چه کنیم زندگیه دیگه.

تصویر مرتضی ۶۹
نویسنده مرتضی ۶۹ در

سلام.ممنون از راهنماییتون.دو رو بر من هم هستن کسانی که مثل شما تو زندگی به تنهایی خیلی سختی کشیدن.چیزی که من هم ازش خیلی میترسم اینکه بد باشم نامرد باشم کسی بخاطر من عذاب بکشه.چون فکر میکنم همه سختی های که من کشیدم بچم هم باید بکشه.از ترس این بد بودن میگم تنها باشم ولی فردا روز قیامت مدیون به کسی نباشم.بخاطر سختی که کشیدید متاسفم.امیدوارم  آغاز روزهای پیش رو آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید ممنون.موفق باشید.

تصویر 22.
نویسنده 22. در

خداوند تنهاروزنه ی امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود.تنها کسی است ک بادهان بسته هم میشودصدایش زد.باپای شکسته هم میشودسراغش رفت.تنهاخریداریست ک اجناس شکسته رابهتربرمیدارد.تنها کسی است ک وقتی همه رفتند اومیماند.همه پشت کردندآغوش میگشاید.این خدارابرایت آرزومندم.

تصویر مرتضی ۶۹
نویسنده مرتضی ۶۹ در

ممنون از شعر و یا حرف زیباتون.قطعا اگه خدا نبود من حتی به اینجا نمیرسیدم.و تنها تکیه گاهم خدا بود.

تصویر 22.
نویسنده 22. در

سلام.
تبریک میگم ک روپای خودتون وایسادین تواین زمونه کمتر کسی پیدامیشه روپای خودش وایسه تواین شرایط واوضاع اقتصادی.
میدونم خیلی سختی کشیدین ولی نگین نمیخوام بدبختیم گریبان گیر زنو بچم بشه.خیلیا هستن شرایطشون خیلی بدترازشماس.تاخدارو داری هیچوقت ازاین حرفانزن.چون دخترم میدونم ک پسرایی مثل شما درسته ک شرایط سختی تو زندگی داشتین و باپدرومادرتون زندگی نکردین و لی خیلی با ارزش تر از بعضیا ک فقط ازمردونگی اسمشو ب یدک میکشن.هستین

تصویر مرتضی ۶۹
نویسنده مرتضی ۶۹ در

سلام.ممنون که راهنمایی کردید.نظر شما خیلی تاثیر گزاری بود.این که گفتم ازدواج نکنم.اصلا از نا امیدی نیست نتیجه مثلا تصمیم عاقلانم هست.چون درسم خیلی خوب بود سوم راهنمایی استعدادهای درخشان قبول شدم ولی نتونستم برم.پیش دانشگاهی خودم تو سربازی غیر حضوری خوندم تو مرخصی امتحان دادم قبول شدم.دانشگاه می‌تونستم برم ولی نرفتمکار به درس ترجیح دادم.از نظر کار هم اول کارگری کردم چند سال بعد سرمایه سراغ کاسبی رفتم چند بار شکست خوردم ولی بعد حدود ۸ هم راهش پیدا کردم هم خدا رحم کرد.الان درآمد عالی دارم.منم نیمه پر لیوان میبینم شاید اگه من هم از اول بدون مشکل بودم مثل هم سنام سر از تایلند و ترکیه در میآوردم.ولی خدا وشکر دینم کامله از سختی هام درس گرفتن تا ناشکری کنم.از شما که دخترید ممنون میشم فکر کنید بگید مشکل ازدواج با پسری که مادر پدر نداره چیه؟یه دختر راضی از این موقعیت یا نه به اون هم مشکلی سرایت میکنه؟فقط یه خواهر با برادر دارم .پدرم هم سالی یکبار عید میرم شهرستان میبینمش به همراه ننه بابا.مرسی ببخشید سرتون درد آوردم.مرسی آبجی گلم

 

تصویر ma.s
نویسنده ma.s در

سلام

یعنی چی مجاز به ازدواج کردن هستید یا نه؟ منظورتون از پشتوانه یعنی چی؟ شما که میفرمایید روی پای خودتون ایستادید و خدا رو شکر موفق هستید. اگر از نظر روحی یا اخلاقی مشکلی دارید، سعی کنید قبل از ازدواج روی خودتون کار کنید و اون موارد رو حل کنید. مگه تمام افرادی که پدر و مادر پشتشون هست عالی هستن؟ اتفاقا خیلی از خانمها دنبال مردی هستند که گلیم خودش رو بتونه از آب بیرون بکشه. وگرنه مردی که نتونه روی پای خودش بایسته که مرد نیست.

تصویر مرتضی ۶۹
نویسنده مرتضی ۶۹ در

ممنون از وقتی که گذاشتید .منظورم از پشتوانه خانواده هست.چون ازدواج نکردم دقیقن نمیتونم شرایط درک کنم که آیا خانواده هم وظیفه ای دارن یا نه.هر کسی با من ازدواج کنه مادر زن و پدر زن نداره.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.