ادامه زندگی یا طلاق دوست داشتم تنها بودم

سلام.مشکل من کمی شاید فرق داشته باشه.

من یه خانم ۲۶ ساله با مردی همسن خودم ۷ سال پیش آشنا شدم و ۵ ساله ازدواج کردیم..ایشون تا الان بی کار هستن..بعد دانشگاه رفتن سربازی و بخاطر مشکلات مملکت استخدام نشدن..هزینه های زندگی کلا رو دوش خودم بوده این چند سال..سختی کار زیاد و شیفتهای شب زیاد..خستگی و اعصاب خوردی..همه اینها همواره با من بودن از طرفی کارهای روزمره ی زندگی هم بجز کار بیرون با منه..همیشه بهش اعتراض کردم ک من مثل مرد کار میکنم دیکه نمیتونم کارهای منزل رو کامل انجام بدم از طرفی اعصابم هم خورد میشه کارها رو هم بیفته و مثلا خونه شلخته باشه ظرفها شسته نشده باشه..خلاصه عمده ی دعواهای ما از این نشات میگرفت..ایشون میگفت منم اعصاب خوردی بی کاری رو تحمل میکنم حواسم نیست که اون کار وجود داره..مدام باید بهش یاداوری بشه..هر بار سر موضوعی بحث میکنیم دو روز بعدش همون آش و همون کاسه.

خیلی خیلی زود عصبی میشه..من شخصا مشکلات بچگی زیادی داشتم پیش پدرومادرم نبودم برا همین واقعا من باید کم تحمل باشم..اما با این وضع من مجبورم بار بی تحملی ایشون رو هم تحمل کنم..دعوا کردنامون زیاده..روز ماه عسلمون شروع شد تا الان هر چند وقت یکبار یک دعوای سنگین گاهی با زدو خورد یا دعوای کوچک همیشگی داریم..البته روزهای خوب هم داریم..اما وقتهای که میریم بیروه تفریح یا جایی دعواهامون بیشتر اونجاها اتفاق میوفته..

من پیش خودم میگم این همه من مایه گذاشتم براش..حتی از لحاظ ظاهری هم در حد متوسط به پایین هستن درحالی که خیلی جاها از من تعریف میکنن..من به ظاهرش نمیگم توجه نکردم اما چون باطنشو دوست داشتم برام قابل تحمل شد کم کم..اما اوایل خیلی اذیت میشدم..تا کسی رو میدیدم که از همسرم خیلی سرتر بود اما با یکی بود که خیلی از من پایین تر بود حسرت میخوردم..اینو تا حدود زیادی حل کردم..امامشکل من الان اینه که ایشون خیلی چیزها رو نمبینه..خیلی به احساساتم اهمیت نمیده..اون حسی که من احساس کنم اون درون بزرگتری داره و من میتونم روش حساب کنم رو ایجاد نمیکنه...مدام سر یه خرید کوچک یا جابحایی جزئی باهام بحث میکنه که متتهی میشه به ناسزا و دعوا..اینه که من محبتم بهش کم شده و دیگه اون ارزش سابق رو نداره برام..البته فوق العاده محترم و باشخصیت هستن و همه اینو بهم میگن که شوهرت خوبه..اما من اون توجه رو که لازمه داخل رابطمون نمیبینم..احساس آرامش ندارم...اینکه اخساس میکنم خستگیم براش مهم نیست..کارها همش رو دوش خودمه..بعنوان کسی که با خیلی از خانم های دوروبرم فرق دارم و خودشم بارها گفته و میدونه و همه میدونن بهم احترام نمیذاره..خیلی وقتها تو جمع تحقیر میشم...احساس میکنم بچه دار هم بشم کارهام چند برابر میشه چون اصلا بهش نمیاد بتونه ی بچه رو من نباشم ترو خشک کنه..الان که فقط خودمونیم احساس مسولیتش در حد قابل قبولی نیست واسم..خیلی ناراحتم...بارها خواستم جدا بشم‌‌.از خانه هردومون زدیم بیرون اما نتونستیم دووم بیاریم..چون همدیگرو هم دوست داریم..اما بعضی وقتها زندگیمون جهنم میشه..

بیشتر وقتها فکر میکنم اگه تنها بودم این مشکلات رو نداشتم..آزاد بودم سبک و راحت بودم.‌این همه حرص و غصه رو دلم سنگینی نمیکرد..اعصابم داغون نمیشد..استراحت میکردم..اما بخاطر محرومیت عاطفی از همون دوران بچگی تو دام ازدواج زودتر از موقع و همون دروان دانشگاه افتادم...من اونو بخاطر محبت خواستم و از اون الانم همون انتظار رو دارم..انتظار پول و خونه و ماشین و بچه که هیچ..ایشون این محبت و حمایت رو هم بلد نیسن بکنن.خواهش میکنم کمکم کنید هرچه زودتر

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/147177

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

فشاری رو که توی زندگی‌تون دارید تحمل می‌کنید رو درک می‌کنم، ولی تا به حال شده برای اینکه مشکلاتی که با همسرتون دارید با یه مشاور در میون بذارید؟ آیا برای حل مشکل شما و همسرتون به مشاور مراجعه کردید؟

در هر صورت شما با چند مسئله روبه رو هستید: 1-عدم مسئولیت پذیری همسرتون در خانه 2- دعوا و ناسازگاری با همسرتون 3- خستگی و فشار کاری در محل کار 4- بیکاری همسرتون

1- درباره عدم مسئولیت پذیری همسرتون در خانه باید عرض کنم آیا این عدم مسئولیت پذیری ایشون تنها در خانه مربوط میشه که ایشون در کارهای منزل با شما همکاری نمی‌کند یا اینکه در سایر امورات زندگی هم ایشون شخصیت مسئولیت پذیری نیست؟ فکر می‌کنید این مسئله چقدر با بیکاری و عدم اشتغال ایشون مرتبط است؟ عدم مسئولیت پذیری می‌تونه دلایل مختلفی از جمله؛ بی انگیزگی، افسردگی، عادت به این وضعیت و... داشته باشد. برای حل این مسئله لازمه که ایشون تحت هر شرایطی، ملزم به کار در بیرون از خانه بشود ولو با حقوق و درآمد پایین. قطعا شغل‌هایی وجود دارند که درآمد بالایی ندارند. کار در بیرون از خانه باعث می‌شود که ایشون بتونه بهتر شرایط شما رو درک کنه و از طرفی از حالت تن پروری، سکون و بی انگیزگی خارج بشود. بنابراین باتوجه به اینکه چند سالی است که ایشون کاری نتونسته دست و پا کنه، احتمال داره که رفته رفته باعث بی انگیزگی و افسردگی او شده و همین مسئله هم منجر به عدم همکاری و عدم مسئولیت پذیری ایشون در خانه شده باشد. در نتیجه برای رفع این مسئله خیلی مهمه که ایشون رو وادار به کار کردن در بیرون کنید ولو اون کار درآمد یا حقوق پایینی داشته باشد.

2- دعوا و ناسازگاری که با همسرتون دارید و به قولی تبدیل به یه عادت در زندگی‌تون شده، باید هرچه زودتر این مسئله تموم بشه و دیگه به یه عادت در زندگی‌تون تبدیل نشه. برای این کار باید بررسی کرد که علت یا علل دعوا و تنشتون با همسرتون چیه؟ تا علت رو ریشه یابی نکنید نمی‌تونید جلوی این دعوا و تنش‌ها رو بگیرید. باتوضیحاتی که دادید، به نظر میاد یکی از علل مهم دعواهای شما و همسرتون مربوط به عدم مسئولیت پذیری و عدم همکاری ایشون با شما در خانه است. همچنین بخش دیگری از آن هم می‌تونه فشار و خستگی‌های کاری است که تحمل شما رو کاهش داده است. بنابراین لازمه که در صورت امکان از میزان و وقتی که برای کار اختصاص می‌دهید کم کنید تا حداقل فشارهای جسمی‌تون کاهش پیدا کند. این کار رو هم با کار کردن همسرتون میشه جبران کرد؛ به عبارتی توصیه می‌کنم ساعات کاری خودتون رو کاهش بدید و در عوض همسرتون هم در جایی مشغول به کار بشود (ولو با درآمد پایین). وقتی خستگی و فشار کاریتون کم بشه، طبیعتا وقت و انرژی بیشتری می‌تونید برای خونه و همسرتون داشته باشید. از اون طرف هم وقتی همسرتون مشغول به کار بشه، انرژی اضافی ایشون که صرف دعوا و تنش با شما خرج می‌شد، صرف کار و اشتغال میشه و کمتر با شما دچار تنش می‌شود.

3- خستگی و فشار کاری که در بیرون از خانه دارید، همانطور که عرض کردم لازمه ساعات کاری بیرون از خانه رو کاهش بدید تا فرصت بیشتری برای خودتون و همسرتون داشته باشید و فشارها رو هم به حداقل برسونید. در کنار آن، سعی کنید برای جبران خستگی و فشارها، برای تفریح و سرگرمی خودتون و همسرتون برنامه ریزی کنید و تاجایی که ممکن است اختلافات رو نادیده بگیرید و در عوض به نقاط مثبت و مشترکتون توجه کنید و اون‌ها رو در زندگی‌تون بُلد کنید.

4- درباره بیکاری و عدم اشتغال ایشون باید عرض کنم که متاسفانه این وضعیت دامنگیر بسیاری از افراد جامعه شده است، ولی از اونجایی که بیکاری باخودش عوارض و تبعاتی از جمله بی انگیزگی و افسردگی و ... داره، لازمه ایشون مشغول یه شغلی ولو با درآمد پایین بشه. چرا که خود اشتغال برای افراد نوعی تفریح و سرگرمی به حساب می‌آید و انرژی اضافی بدن هم از این طریق تحلیل خواهد شد.

موفق باشید.

تصویر مرضیه جوادی
نویسنده مرضیه جوادی در

 خیلی خیلی خودمونی بهت میگم اگر الان شوهرت مثل سابق نیست چون احساس کردی خودت کسی شدی یه کم باد کردی برای همین توقع از شوهرت هم زیاد شده

تصویر hosein۶
نویسنده hosein۶ در

طلاق کار رو هزار برابر بدتر میکنه به نظر من به سادگی میشه این وضع رو جمع و جور کرد فقط سعی کن یه کار برا شوهرت پیدا کنی بقیه مسائل حل میشه توی تموم موسسه های کاریابی ثبت نامش کن امید با خدا انشالله که کاری براشون پیدا بشه

تصویر احسان69

سلام.  .   هیچ چیز یه مرد واقعی رو به اندازه بیکاری و احساس پوچ بودن اذیت نمیکنه .   خودتو بذار جای اون.  تصور کن کارهایی که دیگر همسن و سالات که بلدن انجام بدن شما نتونی.  بخوای اما نتونی .  مث آشپزی و خانه داری . اونوقت شما نمیتونی به محبت و توجه کردن فک کنی  نمیتونی زیاد به خودت برسی   چون مسایل بزرگتری جلو چشمته  یعنی یه جورایی انگار زن بودنت رفته زیر سوال ...   شوهر شماهم الان مسایل بزرگتری داره واسه فک کردن و درگیر بودن. اون ازینکه شما کار میکنی وخودش دستش جایی بند نیس عذاب میکشه . اون دوس داره تو کارای خونه کمک کنه در صورتی که خودشم بیرون مشغول باشه . اینکه تو خونه بشینه و خانه داری کنه مردبودنش میره زیر سوال . اون همینه که رنجش میده ... 

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.