احساس تنهایی میکنم و خودم را با گوشی و درس سرگرم کردم

با سلام خدمت دوستان من دختری هستم که در خانواده ای زندگی می کنم که اصلا اهل رفت و آمد ومعاشرت با اقوام نیستن یعنی در حد خیلی کم و فقط متاسفانه پدر و مادر من رویه زندگی شون اینجوری بقیه اقوام مون همیشه با هم رفت و آمد دارن و همدیگرو میبینن ولی متاسفانه ما نه احساس میکنم بخاطر این قضیه افسرده شدم فک میکنم زندگیم یکنواخت و بی روحه از اونجایی که دختر اجتماعی و برون گرایی م واقعا فک میکنم توی این زندگی خیلی تنهام و افسرده البته تک فرزند نیستم ولی کلا مهمونی رو دوست دارم وقتی به مادرم میگم ایشون میگه  پدرت سرکاره آخر هفته حوصله مهمونی نداریم پدرم کارشون جوریه که همش توی سفر های خارج از کشور هستن و فقط ده روز یکبار خونه ن حقیقتا احساس تنهایی میکنم من کلی همسن و سال توی فامیل دارم ولی سالی یکبار میببنمشون ترو خدا کمکم کنید با این زندگی یکنواخت و بی روح چجوری کنار بیام به شدت احساس تنهایی میکنم بخاطر همین همش یا توی اینترنت و گوشیمم یا درس میخونم با مادرمم فقط یه روز در هفته بیرون میریم  محل زندگی ما از بیشتر اقوام دورتره اونا خیلی بهم نزدیک ن چیکار کنم به نظرتون

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال کنيد: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش، ديگر منتظر تاييد مسئولين انجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/145360

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

شرایط روحی شما رو درک می کنیمو بله متاسفانه برخی از خانواده ها امروزه به جهت شرایط کاری و تیپ شخصیتی شون کمتر دست به معاشرت با اقوام و فامیل می زنند و همین مسئله هم باعث دوری و فاصله گرفتن میان اقوام نزدیک میشه.

البته انتظار نداشته باشید از پدر و مادرتون که یه عمر به این شیوه زندگی کردند به یکباره بخواهید تغییر کنند و ... بنابراین به جای اینکه روی تغییر اونها تلاش کنید، سعی کنید برای خودتون برنامه هایی رو ترتیب بدید که از این حالت یکنواختی خارج بشید و بعد در آینده می تونید خانواده رو هم توشیق کنید که با شما همراهی کنند. اما در قدم اول بهتره یه قلم و کاغذ بردارید و برنامه های جمعی که امکان انجامش برای شما وجود داره و شما هم از اون لذت می برید لیست کنید؛ مثلا ورزش زنانه، دیدار با دوستان، افراد هم سن و سال فامیل، حضور در مجالس زنانه با اجازه از خانواده و ...

گام بعدی عملی کردن همین برنامه هاست که رفته رفته باعث میشه که شما از حالت یکنواختی و بی برنامه گی خارج بشید. گام سوم پیشنهاد دادن برخی از برنامه ها به مادرتون هست و ازش بخواهید که هرکدوم از این برنامه هارو که دوست داره با همدیگر تجربه کند. این همراهی باعث میشه که هم شما و هم مادرتون لذت بیشتری در کنار هم ببرید. گام آخر هم همراه کردن پدر خانواده است. البته از اونجایی که اشاره کردید که پدرتون بیشتر اوقات در حال سفر کردن هست، بالطبع انتظار کمتری از ایشون وجود دارد، ولی روزها یا موقعیتهایی که حضور دارند رو میشه با برنامه ریزی به اتفاق اعضای خانواده بیرون از خونه غذا رو بخورید. این کار هم در افزایش لذت و ایجاد صمیمیت میان اعضای خانواده تاثیرگذاره.

این رویه رو باید همینطور ادامه بدید تا خود خانواده به این نیاز برسند که لازمه ارتباطات و رابطه خودشون رو با اقوام و فامیل گسترش بدهند.

موفق باشید.

 

رای شما -
تصویر یک خسته
نویسنده یک خسته در

تنهایی بهتره تااینک با ادمایی باشی که قدرت رو نمیدونن و ممکن دلت رو بشکنن ...من که تنهایی روب همه چی ترجیح میدم...ناشکرنباش

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

سنتون؟

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.