احساساتم رو چه جوری کنترل کنم

سلام وقتتون بخیر.تاحالا این مسله رو باکسی بازگو نکرده بودم.اما میخوام ببینم باید چیکارکنم.من اواخر سن ۲۷سالگی رو طی میکنم خییلی احساس تنهایی میکنم.به شکلی ک بعضی وقتا فقط دوسدارم یکی باشه که بهش ابراز احساسات کنم.واقعیتش پنج سال پیش با یه دختر رفاقت داشتم به مدت سه سال و الان دوساله ک ازدواج کرده و من شدیدا تنها شدم.البته شرایطم برای ازدواج اصلا جور نیست یعنی وضعیت مادیم خرابه.این احساساتمو چجوری کنترل کنم.خسته شدم.هم از تنهایی هم از قوی شدن احساساتم نسبت به قبل

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
سوالات خود را هم از طريق اين آدرس ارسال کنيد: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنین نظراتشان جهت نمایش، دیگر منتظر تایید مدیرانجمن نیز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/132149

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

"واقعیتش پنج سال پیش با یه دختر رفاقت داشتم به مدت سه سال و الان دوساله ک ازدواج کرده" 

بیچاره شوهری که یه همچین دخترایی رو میگیره! وهزار حرف دیگه ، اثر دوست دختر پسر بازی همینه اما واقعا بدبخت پسری که با دخترای هرزه وصلت میکنه و مطمئنا چیزی از گذشت‌ش نمیدونه! چون خوب پنهان‌کاری میکنن!! اما هیچوقت نمیشه درمورد این چیزها حرفی زد. ای کاش مشاورین محترم چندتا مطلب هم درمورد پنهان‌کاری دخترا بنویسند، همشون شدن مسئولیت پذیری پسر، شغل و درآمد پسر، نفقه، مهریه، شرایط ضمن عقد، همش حمایت از دختراس   یه مطلب هم از پنهان‌کاری و دروغ دخترا در مورد روابط گذشت‌شون بنویسید! 

تصویر montazer
نویسنده montazer در

با سلام و عرض تشکر از مشارکتتون در بحث

این طور نیست که ما به عنوان یک کارشناس کلا حرف شما رو قبول نداشته باشیم.
بنده تا حدود زیادی حرف شما رو قوبل دارم  که در جامعه امروزی خصوصا در بعد از ازدواج لااقل در نگاه عرف (_نگاه قانون هم جای بررسی دارد) بیشتر جانب زن را می‌گیرد که ممکن است ریشه در ظلمهای گذشته‌ای باشد که در حق زنان شده است و حتی نگاه زن‌مدارانه‌ای که از غرب ناشی شده است. همه اینها جای بررسی دارد که بنده تلاش می‌کنم به شخصه در این باب مطالعه بیشتری داشته باشم و مطالبی را تقدیم حضورتان کنم.

تصویر دیاناااااااااااا
نویسنده دیاناااااااااااا در

این مشکل شما نیست خیلی ازدختر و پسرها دوست دارن ازدواج کنن ولی تا مراحل تحصیل و کار طی کنن دیگه رمق ازدواج نیست

تصویر montazer
نویسنده montazer در

باسلام و عرض تشکر از شما استاد گرانقدر که لطف کردید و در تکمیل پاسخ ما رو یاری دادید.

تصویر montazer
نویسنده montazer در

با سلام و عرض تشکر از سوالی که در انجمن رهروان ولایت مطرح نموده‌اید.
شرایط نسبت به قبل بسیار سخت شده و وقتی صحبت از مشکلات مالی به میان می‌آید گاه مشکلاتی که از کنار آن خارج می‌شود به فراموشی سپرده می‌شود ما نیز با شما همدردی می‌کنیم که در این شرایط شما در حال تحمل فشار زیادی هستید و هر راه حلی که ما بدهیم به طور طبیعی به این آسانی‌ها نمی‌توان آن را اجرایی کرد.
اگر بخواهیم چاره ای برای مشکل شما بسازیم می‌گوییم که راه حل شما تنها ازدواج است و در این مسیر دو مشکل اساسی وجود دارد که به ترتیب به آنها اشاره می‌کنیم:
1.نبود شرایط مالی مناسب برای ازدواج در این زمان که قطعا بخشی از آن به نبود کار مناسب، بالارفتن انتظارات دختران، کم همتی و سبک زندگی منفعلانه پسران، تربیت دارای ضعف از جانب والدین و تاثیرات غلط فرهنگ غربی در راستای زندگی مبتنی بر رفاه، بستگی دارد.
2.ارتباطات خارج از عرف و منطق در سال‌های گذشته که بدون پشتوانه‌های لازم و تضمین‌های مناسب، وابستگی‌های عاطفی میان شما و دختر خانم صورت پذیرفته و حالا که شما تا این حد وابسته شده‌اید به راحتی یا به دلیل وجود مانع شما را کنار زده و با شخص دیگری پیمان زناشویی بسته است.

قطعا برای برون رفت از این مشکلات که هر کدام مشکلات کوچکتری را در بر می‌گیرد، نباید منتظر کمک‌رسانی کسی بود بلکه باید خود شما آستین را بالا بزنید و دست به کار شوید.آیه 39 سوره نجم به ما می‌گوید:"وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛ و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.

رفع احساس تنهایی و حل مشکل ازدوج و کار و ... همه به دستان خودتان بستگی دارد و چون جوان هستید حتما از پس آن برخواهید آمد. راه حل مشکل شما خروج از انفعال و شروع فعالیت است و در این فضا قبل از هرچیز باید بدانید که هر چه در گذشته بوده تمام شده است و نه دست شما به آن دختر خواهد رسید و نه آینده معلوم است آنچه در اختیار توست همین زمان حال است که باید قدر لحظه لحظه اش را بدانید؛ در شعر مشهوری كه برخی بزرگان به امام علی (علیه السلام) نسبت داده‌اند می‌خوانیم: "«ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیكَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَةَ بَینَ العَدَمَین»آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه می‌آید كجاست؟ برخیز و فرصت میان دونیستی را دریاب." و منظور از این دو فرصت همان زمان حال است.
با این مطالب توصه پایانی ما این است که:
1.به دنبال کسب درآمد مناسبی بروید و در این راستا از ذهن خود، خلاقت و مشورت با دیگران استفاده ببرید و ترس‌ها را به دور بریزید.
2. برای ساختن آینده خوب دیگر نباید به گذشته‌های ناامید کننده بیندیشید.
3. با استفاده از مشاوره‌های شغلی و حتی زدن تست‌هایی همچون تست مایزبریگز می‌توانید استعدادهای خود را بیابید و در آن زمینه شروع به فعالیت نمایید.
4.خودتان را باور کنید چرا که خدا موجود بی خاصیتی را خلق نکرده چه رسد به انسان که اشرف مخلوقات است.
5.فعالیتهای مفیدی همچون برنامه های معنوی، ارتباط با خدا، توسل به ائمه علیهم السلام و حتی کمک کردن به دیگران را در دستور کار خود قرار دهید.
6. ارتباط با مکانهای فرهنگی و سالم همچون هیئت و مسجد و ... را در برنامه خود بگنجانید.
7.ورزش و برنامه‌های نشاط آور سالم به ویژه موارد گروهی آن را نیز مد نظر داشته باشید.

با تشکر از صبر و حوصله شما.
 

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.