اجتماعی نبودن شده دردسر

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت مشاور محترم

 

بنده 45 ساله و فرزند ارشدم یک دختر 16 ساله است. مهمترین مشکلی که من در زندگی خودم و فرزندانم با آن مواجه هستم، «اجتماعی نبودن» است. در حدی که با همسایگان خود هم ارتباط نداریم و هیچکس در کوچه ما، ما را به اسم نمی شناسد و حتی اگر فرزندم به سر کوچه برود، کسی نمی داند که این ، فرزند کیست؟ قبل از ازدواج، در منزل پدری که بودم، حدود 15 سال در کوچه ای سکونت داشتیم. هیچیک از همسایگان را حتی به اسم نمی شناختم. چند سال بعد از ازدواج، از یک مغازه ای خرید کردم، در حالیکه نمی دانستم صاحب مغازه که دارد با من صحبت میکند، در منزل پدری ام 15 سال با او همسایه بوده ام و فقط دو خانه با خانه ما فاصله داشته است.

 

خودم از این ناحیه خیلی ضربه خورده ام و خیلی از فرصتهای گرانبها و اساسی را از دست داده ام.

 

اکنون نگران آینده فرزندانم خصوصا فرزند بزرگم هستم. اگر اینگونه پیش برود، او در دانشگاه دچار مشکلات زیادی خواهد شد و با توجه به دختر بودنش، خطراتی برایش دارد. همچنین چون کسی ما را نمی شناسد، فرصت ازدواج مناسب و شایسته برای آنها هم خیلی کاهش خواهد یافت.

 

درباره اینکه چرا فرزندانم اینگونه هستند، پاسخی که به نظرم می رسد اینست که چون خانواده شان (من) اینگونه هستم. البته مادرشان اینگونه نیست ولی او هم به تبع من، روابط زیادی با دیگران برقرار نمیکند.

 

درباره اینکه چرا خودم اینگونه هستم، شاید به دلیل اخلاق پدرم بوده باشد. با وجودیکه خیلی دوستش دارم، اما اخلاقش بد بود و حتی نمی گذاشت ما در خانه خودمان بخندیم و میگفت نباید صدایتان از خانه بیرون برود و توی کوچه صدای شما را بشنوند (با دعوا و تشر این را میگفت و شادی ما را قطع می کرد). البته او میخواست اجتماعی نبودن مرا با "زور" حل کند و لذا به زور مرا مجبور می کرد که در مراسم و میهمانی های فامیلی شرکت کنم. آنهم بعضا مراسمی که اکثر افراد آنجا خانم و دختر بودند و من از شرم سرم را پایین می انداختم و پدرم در آنجا درباره من با آنها شوخی می کرد و مثلا میگفت: انگار می خواهد به خانه مادر زنش برود که خجالت می کشد (من آن موقع دبیرستان بودم). او معتقد به زور (آسانترین راه) بود و میگفت: انسان هر کاری بخواهد می تواند بکند حتی رنگ چشم فرزندش را می تواند (قبل از تولد) تعیین کند. هر وقت خانواده پدری ام میخواستند منزل یکی از فامیل بروند پدرم به من میگفت: می آیی یا بزنمت؟ و من توی راه رفتن به منزل آنها، چقدر آیت الکرسی و دعا می خواندم که آنهخا خانه نباشند و کسی در را باز نکند و ما برگردیم (حالا مثلا منزل عمه ام بود).

 

خلاصه اگر در فامیل عروسی بود یا کسی از حج برگشته بود یا ... ، من باید عزا می گرفتم.

 

یا مثلا یکبار خانواده عمویم به منزل ما آمدذه بودند و من حمام بودم. عمدا حمام را طول دادم که آنها بروند. اما بالاخره وقتی بیرون آمدم، آنها هنوز بودند. پدرم جلوی روی زن عمو و دختر عموها به من گفت: مگر غسل جنابت می کردی که اینقدر طول کشید؟

 

پدر و مادرم میگویند ما ابتدا نمیگذاشتیم تو بروی توی کوچه با بچه ها بازی کنی چون نمی خواستیم حرف بد و اخلاق بد از آنها یاد بگیری، اما بعد از آن خودت دیگر نرفتی.

 

این صرفا یک فلاش بک به گذشته خودم بود تا مشاور محترم، بیشتر در جریان باشند، بر گذشته ها صلوات. الیوم یوم المرحمة، الیوم یوم الرحمة. اکنون قصد حل این مشکل را در مورد خودم و فرزندانم دارم.

 

وضعیت اکنون خودم را هم که در ابتدا عرض کردم. در محل کار هم همینطورم. مشکل اساسی ام در «سلام و احوالپرسی» است. اولا که نمیدانم موقع احوالپرسی چه باید بگویم؟ از چه کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنم؟ برای مناسبتهایی مثل ازدواج یا عیادت از بیمار یا درگذشت اطرافیان کسی چه باید بگویم؟ ثانیاً فقط وقتی میتوانم به شخصی سلام کنم که فاصله اش با من در حد یک متر باشد و ارتباط چشمی با من داشته باشد وگرنه اگر فاصله بیشتر باشد یا به من نگاه نکند، نمی توانم با صدایم او را متوجه خودم کنم و سلام کنم. یعنی صدایم نارسا است. حتی خیلی وقتها در مسیر حرکت به افرادی که نزدیکم هستند سلام میکنم و سعی هم میکنم بلند و پر قدرت انجام دهم، اما آنها جوابی نمی دهند. یعنی صدای مرا نشنیده اند.

بنابر قاعده «فاقد شیء، معطی شیء نمی شود» من که خودم اجتماعی نیستم، نمی توانم فرزندانم را اجتماعی کنم.

 

از مشاور محترم درخواست دارم در صورت صلاحدیدشان، ابهاماتی را که به نظرشان می رسد یا سئوالاتی را که دارند جهت روشنتر شدن مساله بنده و مشخص شدن علت ها و راه حل آن، بپرسند تا بنده پاسخ بدهم و با کمک ایشان مشکل من و فرزندانم حل شود. انتظار ارایه راه حل و پاسخ در اولین پست را ندارم. چون مسایل این چنینی باید با سئوال و جواب و به مرور روشن شود.

-------------------------------------

کاربران محترم مي‌توانيد در همين بحث و يا مباحث ديگر انجمن نيز شرکت داشته باشيد: http://www.welayatnet.com/fa/forums
همچنين مي‌توانيد سوالات جديد خود را از طريق اين آدرس ارسال و از طریق کدپیگیری که دریافت میکنید پاسخ را مشاهده نمائید: http://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum
تمامي کاربران مي‌توانند با عضويت در سايت نظرات و سوالاتي را که ارسال ميکنند را به عنوان يک رزومه فعاليتي براي خود محفوظ نگه‌دارند و به آن استناد کنند و همچنين نظراتشان جهت نمايش بعد از فعالیت مفید، ديگر منتظر تاييد مديرانجمن نيز نباشد؛ براي عضويت در سايت به آدرس مقابل مراجعه فرمائيد: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/147148

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

اول از اینکه صریح، با دقت و همراه با جزئیات مشکلتون رو مطرح کردید، ممنونم و این می‌تونه نشونه دهنده دقت نظر شما باشه. مشکل شما رو درک می‌کنم و دغدغه‌ای که برای خودتون و فرزندانتون رو دارید هم ارزشمنده. از جمله نکاتی رو که مطرح کردید این بود که نمی‌دونید مثلا هنگام سلام و احوال پرسی چه عبارتی یا اصطلاحی رو بیان کنید و به نوعی رابطه رو شروع کنید و ... برای حل این مشکل یک راه حلی که معمولا مشاوران انجام می‌دهند اینه که مشاور با مراجع تمرین و بازی می‌کنند و در قالب بازی نقش‌ها و اینکه مراجع چه باید بگوید آموزش می‌بیند. این کار رو معمولا برای تکنیک جرأمتمندی استفاده می‌کنند مثلا فردی برای اینکه بتونه به راحتی با دیگران رابطه برقرار کنه یا اینکه بتونه از حق خودش دفاع کنه، مشاور یک نقشی را ایفا می‌کنه و مراجع هم یک نقش دیگری مثلا فرض بگیرید که مشاور نقش شاطر یا نانوا را بازی میکنه و مراجع هم نقش کسی رو که می‌خواد نان بخره رو بازی می‌کنه. بعد مشاور (که نقش شاطر رو بازی می‌کنه) از مراجع می‌خواد فرض بگیره که اینجا نانوایی است و محلی برای خرید نون، از او میخواد که در ذهنش این تصویرسازی رو انجام بده و تصور کند که شاطر به یک نفر که خارج از نوبت بود نان داد، مشاور از او سوال می‌کنه که شما چه عکس العملی رو نشون میدهید و این رو در رفتارتون نشون بدهید. بعد از این مشاور بهش آموزش میده که چگونه مثلا در این زمینه بتواند از حق خودش دفاع کند.

این نقش بازی کردن در فضای مشاوره، به قدری موثره که فرد بعد از گذشت چند جلسه، مشکل جرأتمندی‌اش حل خواهد شد. اما در مورد وضعیت شما که به مواردی اشاره کردید که نمی‌دونید چگونه یه سلام و احوال پرسی ساده با دیگران داشته باشید و ... به نظرم میاد اگر در این زمینه همسرتون مهارت ارتباطی خوبی داره، با همسرتون در این زمینه صحبت کنید و بهش بگید که مثلا می‌خواهید به نوعی مهارتهای ارتباطی فرزنداتون رو ارتقا بدهید. و بعد درباره بازی نقش‌ها برایش بگید و ... تا با همفکری همدیگر بتونید اولا نقشهای مختلفی رو در ذهنتون بیارید و ثانیا فضای چالش برانگیزی رو که می‌دونید هم شما و هم فرزندانتون مشکل دارید رو اجرا کنید.
نکته1: شما و فرزندانتون با مشاهده رفتارهای درست همسرتون (با این فرض که ایشون مهارتهای ارتباطی رو بلده و راحت با دیگران ارتباط برقرار کنه) یاد می‌گیرید که چگونه در فضای اجتماعی با دیگران تعامل داشته باشید.
نکته 2: بعد از اینکه این نقش بازی کردن‌ها بعد از چند بار ملکه ذهنتون شد و شما و فرزندانتون تاحدودی متوجه شدید که برای شروع رابطه و برقراری آن چگونه باید عمل کنید، از این به بعد باید این چیزایی رو فرا گرفتید رو در فضای عملی و رابطه با دیگران پیاده سازی کنید. تکرار این روند، ترس شما از برقراری رابطه رو از بین می‌بره و باید از این به بعد برقراری رابطه با دیگران جزو سبک زندگی شما باشد تا به قول شما فرزندانتون هم از شما یاد بگیرد که چگونه با دیگران رابطه برقرار کنید.

نکته 3: گرچه این نقش بازی کردن برای بهتر کردن مهارتهای ارتباطی‌تون لازمه که با یه مشاور که مهارتهای ارتباطی رو بلده داشته باشید و سیر پیشرفتتون هم بالا میبره و نتیجه بهتری دریافت خواهید کرد، ولی اگر امکان مراجعه به مشاور برای شما میسر نیست، در اون صورت می‌تونید با همسرتون چنین نقش‌هایی رو بازی کنید. از اون طرف هم توصیه می‌کنم مطالبی که در خصوص مهارتهای ارتباطی است رو مطالعه کنید و در فضای بازی اجرا کنید.
فضای بازی باعث میشه که شما و فرزندتون دقیقا متوجه بشه که کجای کار مشکل دارید تا برای رفع اون اقدام کنید.

نکته 4: به طور کلی بازی با اعضای خانواده به رشد هیجانی و اجتماعی اعضا کمک می‌کنه. بازی‌های خانوادگی از جمله ادا بازی هم می‌تونه از جمله بازی‌های مفرح و سرگرم کننده باشد و هیجانات اعضا رو رشد بدهد.

امیدوام توضیحاتم کافی باشه و مشکلتون حل بشه.

موفق باشید.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.